- چگونه میتوانیم با استفاده از کلمات مناسب، تصمیمات خود را دقیقتر و حرفهایتر بیان کنیم؟
- رایجترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Decide در مکالمات روزمره و محیطهای کاری کدامند؟
- آیا میدانید که فعل Decide با چه قیدها و اسمهایی ترکیب میشود تا معانی متفاوتی بسازد؟
- چطور میتوانیم با یادگیری این کالوکیشنها، سطح درک مطلب و مهارت نوشتاری خود را در زبان انگلیسی ارتقا دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات و گرامر خلاصه نمیشود؛ بلکه درک این موضوع که کلمات چگونه به طور طبیعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، نقشی حیاتی در تسلط بر این زبان دارد. یکی از افعال کلیدی که روزانه با آن سروکار داریم، فعل “Decide” به معنای “تصمیم گرفتن” است. اما قدرت واقعی این فعل زمانی آشکار میشود که با کالوکیشن های Decide آشنا شوید. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا منظور خود را با دقت، ظرافت و شبیه به یک انگلیسیزبان واقعی بیان کنید. در ادامه، به بررسی عمیق و دستهبندی شده این کالوکیشنها به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه روان فارسی میپردازیم تا یک بار برای همیشه این مبحث را به طور کامل یاد بگیرید.
کالوکیشن های Decide با قیدها (Adverb Collocations)
یکی از مهمترین گروههای کالوکیشن برای فعل Decide، ترکیب آن با قیدهاست. این قیدها به تصمیم شما ویژگیهای خاصی مانند سرعت، قاطعیت، یا دشواری را اضافه میکنند و به شنونده یا خواننده درک بهتری از شرایط تصمیمگیری شما میدهند.
۱. قیدهای مربوط به قاطعیت و قطعیت
این دسته از قیدها نشان میدهند که یک تصمیم چقدر محکم، قطعی و بدون تردید گرفته شده است.
-
Decide firmly: قاطعانه تصمیم گرفتن
مثال: She decided firmly that she would not accept the job offer.
ترجمه: او قاطعانه تصمیم گرفت که پیشنهاد شغلی را نپذیرد.
-
Decide decisively: مصممانه تصمیم گرفتن
مثال: The manager decided decisively to change the project’s direction.
ترجمه: مدیر مصممانه تصمیم گرفت که مسیر پروژه را تغییر دهد.
-
Decide unanimously: به اتفاق آرا تصمیم گرفتن
مثال: The committee decided unanimously to approve the budget.
ترجمه: کمیته به اتفاق آرا تصمیم گرفت که بودجه را تصویب کند.
۲. قیدهای مربوط به زمان و سرعت
این قیدها به سرعت یا زمان گرفته شدن یک تصمیم اشاره دارند.
-
Decide quickly: سریع تصمیم گرفتن
مثال: We need to decide quickly before the tickets are sold out.
ترجمه: باید سریع تصمیم بگیریم قبل از اینکه بلیطها تمام شوند.
-
Decide promptly: فوراً و بیدرنگ تصمیم گرفتن
مثال: He decided promptly to help the accident victim.
ترجمه: او بیدرنگ تصمیم گرفت به مصدوم حادثه کمک کند.
-
Decide finally: بالاخره تصمیم گرفتن
مثال: After weeks of deliberation, they finally decided on a new strategy.
ترجمه: پس از هفتهها شور و مشورت، آنها بالاخره در مورد یک استراتژی جدید تصمیم گرفتند.
۳. قیدهای مربوط به منطق و عقلانیت
این دسته از کالوکیشنها نشان میدهند که تصمیم بر چه اساسی (منطقی یا شخصی) گرفته شده است.
-
Decide logically: منطقی تصمیم گرفتن
مثال: Try to put your emotions aside and decide logically.
ترجمه: سعی کن احساساتت را کنار بگذاری و منطقی تصمیم بگیری.
-
Decide rationally: عاقلانه تصمیم گرفتن
مثال: As a leader, you have to decide rationally, even under pressure.
ترجمه: به عنوان یک رهبر، باید حتی تحت فشار هم عاقلانه تصمیم بگیری.
-
Decide wisely: هوشمندانه یا خردمندانه تصمیم گرفتن
مثال: He decided wisely to invest his money in real estate.
ترجمه: او هوشمندانه تصمیم گرفت که پولش را در املاک سرمایهگذاری کند.
کالوکیشن های Decide با حروف اضافه (Prepositional Collocations)
فعل Decide اغلب با حروف اضافه خاصی همراه میشود تا ساختارهای جملهای متفاوتی را شکل دهد. یادگیری این ساختارها برای استفاده صحیح از این فعل ضروری است.
۱. Decide on/upon something
این ساختار به معنای “انتخاب کردن” یا “تصمیم گرفتن روی یک چیز خاص از بین چند گزینه” است.
-
مثال: Have you decided on a name for the baby yet?
ترجمه: هنوز برای بچه اسمی انتخاب کردهاید؟
-
مثال: We need to decide on a date for the meeting.
ترجمه: ما باید برای جلسه یک تاریخ تعیین کنیم (تصمیم بگیریم).
۲. Decide between X and Y
برای انتخاب بین دو یا چند گزینه مشخص از این ساختار استفاده میشود.
-
مثال: I can’t decide between the blue shirt and the red one.
ترجمه: نمیتوانم بین پیراهن آبی و قرمز یکی را انتخاب کنم.
-
مثال: The company has to decide between cutting costs or increasing prices.
ترجمه: شرکت باید بین کاهش هزینهها یا افزایش قیمتها تصمیم بگیرد.
۳. Decide against something
این ساختار به معنای “تصمیم گرفتن برای انجام ندادن کاری” یا “مخالفت کردن با یک ایده” است.
-
مثال: In the end, we decided against moving to a new city.
ترجمه: در نهایت، ما تصمیم گرفتیم که به شهر جدیدی نقل مکان نکنیم.
-
مثال: The board decided against the proposed merger.
ترجمه: هیئت مدیره با ادغام پیشنهادی مخالفت کرد (تصمیم به عدم انجام آن گرفت).
۴. Decide in favor of something
این کالوکیشن متضاد Decide against است و به معنای “تصمیم گرفتن به نفع چیزی” یا “موافقت کردن” است.
-
مثال: The judge decided in favor of the defendant.
ترجمه: قاضی به نفع متهم رأی داد (تصمیم گرفت).
-
مثال: After a long debate, they decided in favor of the new policy.
ترجمه: پس از یک بحث طولانی، آنها به نفع سیاست جدید تصمیم گرفتند.
ساختارهای رایج با فعل Decide
علاوه بر کالوکیشنهای ذکر شده، فعل Decide در ساختارهای گرامری خاصی نیز به کار میرود که دانستن آنها بسیار مهم است.
۱. Decide to do something (Decide + Infinitive)
این رایجترین ساختار برای بیان تصمیم به انجام یک کار است. بعد از Decide، فعل به صورت مصدر با to میآید.
-
مثال: I have decided to learn a new language.
ترجمه: من تصمیم گرفتهام یک زبان جدید یاد بگیرم.
-
مثال: They decided to sell their house.
ترجمه: آنها تصمیم گرفتند خانهشان را بفروشند.
۲. Decide + (that) + Clause
وقتی میخواهیم یک تصمیم کامل را به صورت یک جمله بیان کنیم، از این ساختار استفاده میکنیم. کلمه “that” در این ساختار اغلب قابل حذف است.
-
مثال: The government decided (that) a new law was necessary.
ترجمه: دولت تصمیم گرفت که یک قانون جدید ضروری است.
-
مثال: She decided (that) she needed a career change.
ترجمه: او به این نتیجه رسید (تصمیم گرفت) که به یک تغییر شغلی نیاز دارد.
۳. Decide + Question Word (what, where, how, etc.)
این ساختار برای بیان تصمیمگیری در مورد یک موضوع خاص که با کلمات پرسشی مشخص میشود، به کار میرود.
-
مثال: I can’t decide what to wear to the party.
ترجمه: نمیتوانم تصمیم بگیرم برای مهمانی چی بپوشم.
-
مثال: Have you decided where to go for your vacation?
ترجمه: تصمیم گرفتهای برای تعطیلات کجا بروی؟
-
مثال: We need to decide how to solve this problem.
ترجمه: ما باید تصمیم بگیریم این مشکل را چگونه حل کنیم.
عبارات و اصطلاحات مرتبط با Decide
در زبان انگلیسی، عباراتی وجود دارند که مفهوم تصمیمگیری را میرسانند و فعل Decide در آنها نقش کلیدی دارد. آشنایی با این عبارات به طبیعیتر شدن کلام شما کمک شایانی میکند.
It’s hard to decide / It’s a tough decision
برای بیان دشواری در تصمیمگیری از این عبارات استفاده میشود.
مثال: Both options are great. It’s really hard to decide.
ترجمه: هر دو گزینه عالی هستند. واقعاً تصمیمگیری سخت است.
Let someone decide
واگذار کردن تصمیمگیری به شخص دیگر.
مثال: I’m not sure which movie to watch. I’ll let you decide.
ترجمه: مطمئن نیستم کدام فیلم را تماشا کنیم. میگذارم تو تصمیم بگیری.
Decide for oneself
خود شخصاً و به تنهایی تصمیم گرفتن، بدون دخالت دیگران.
مثال: You should listen to advice, but ultimately you must decide for yourself.
ترجمه: باید به نصیحتها گوش کنی، اما در نهایت باید خودت تصمیم بگیری.
جدول خلاصه کالوکیشن های Decide
برای مرور و جمعبندی بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Decide را به همراه نوع و یک مثال خلاصه کردهایم.
| کالوکیشن | نوع | مثال فارسی |
|---|---|---|
| Decide firmly | قید + فعل | قاطعانه تصمیم گرفتن |
| Decide quickly | قید + فعل | سریع تصمیم گرفتن |
| Decide wisely | قید + فعل | خردمندانه تصمیم گرفتن |
| Decide unanimously | قید + فعل | به اتفاق آرا تصمیم گرفتن |
| Decide on something | فعل + حرف اضافه | روی چیزی تصمیم گرفتن/انتخاب کردن |
| Decide against something | فعل + حرف اضافه | تصمیم به عدم انجام کاری گرفتن |
| Decide to do something | ساختار با مصدر | تصمیم به انجام کاری گرفتن |
| Decide what/where/how | ساختار با کلمه پرسشی | تصمیم گرفتن در مورد اینکه چه/کجا/چطور |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل Decide بسیار فراتر از یک کلمه ساده برای “تصمیم گرفتن” است. با تسلط بر کالوکیشن های Decide که در این مقاله به تفصیل بررسی شدند، شما میتوانید تفاوتهای ظریف در معنا را به درستی منتقل کنید. استفاده از ترکیباتی مانند “decide firmly”، “decide on a plan” یا “decide against the offer” نه تنها دقت کلام شما را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد. توصیه میکنیم این کالوکیشنها را به صورت فعال در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید تا به تدریج به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند. با تمرین مستمر، به زودی خواهید دید که چقدر راحتتر و با اعتماد به نفس بیشتری میتوانید در مورد تصمیمات خود به زبان انگلیسی صحبت کنید.




ممنون از مقاله فوقالعادهتون! واقعاً عالی بود و کمک کرد کالوکیشنهای decide رو بهتر درک کنم. فقط یه سوال داشتم، بین “decide firmly” و “decide definitely” چه فرقی هست؟ به نظرم هر دو معنی قاطعانه تصمیم گرفتن رو میدن.
سلام سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. سوال خیلی خوبی پرسیدید. هر دو به معنی “قاطعانه تصمیم گرفتن” هستند اما “firmly” بیشتر روی محکم بودن و تغییرناپذیری تصمیم تاکید داره، یعنی بعد از یک بررسی کامل و با اراده قوی تصمیم گرفته شده. در حالی که “definitely” بیشتر به جنبه قطعیت و بدون ابهام بودن تصمیم اشاره میکنه. مثلاً: “He firmly decided to leave his job.” (او قاطعانه تصمیم گرفت شغلش را ترک کند – با ارادهای محکم). “I definitely decided to go to the party.” (من قطعاً تصمیم گرفتم به مهمانی بروم – بدون شک و تردید). امیدواریم توضیحات مفید بوده باشه!
مقاله خیلی کاربردی بود، واقعا دستتون درد نکنه. من همیشه با این قیدها مشکل داشتم و نمیدونستم کدوم رو کجا استفاده کنم. مثلاً فکر میکردم “decide quickly” رو میشه به جای “decide promptly” هم استفاده کرد. الان متوجه تفاوتهای ظریفشون شدم.
سلام علی عزیز! خوشحالیم که مقاله تونسته ابهامات شما رو برطرف کنه. تفاوتهای ظریف در کالوکیشنها اهمیت زیادی در طبیعی صحبت کردن دارند. “Decide quickly” به سرعت عمل در تصمیمگیری اشاره دارد، در حالی که “decide promptly” علاوه بر سرعت، شامل حس به موقع و بدون تاخیر عمل کردن نیز میشود، یعنی تصمیم در زمان مناسب و بدون اتلاف وقت گرفته شده است. موفق باشید!
نکته جالبی که من خودم تجربه کردم اینه که وقتی توی مکالمات رسمی و کاری از کالوکیشنهایی مثل “decide unanimously” یا “decide definitively” استفاده میکنید، خیلی حرفهایتر به نظر میرسید. ممنون از مقاله خوبتون!
مقاله بسیار آموزنده بود. آیا “decide wisely” بیشتر در متون نوشتاری استفاده میشه یا در مکالمات روزمره هم رایجه؟
سلام رضا جان! ممنون از همراهی شما. “Decide wisely” هم در متون نوشتاری و هم در مکالمات روزمره کاملاً رایج است، به خصوص وقتی میخواهیم به کسی توصیه کنیم که تصمیمی با فکر و درایت بگیرد یا به نتیجه یک تصمیم گیری هوشمندانه اشاره کنیم. کاربرد گستردهای دارد.
کاش برای کالوکیشنهای decide با اسمها (مثلاً decide on a plan) مثالهای بیشتری میذاشتید. اون قسمت خیلی برام مهم بود. ولی در کل مطلب خیلی مفیدی بود، سپاس.
سلام فاطمه جان! پیشنهاد شما کاملاً به جاست و حتماً در آپدیتهای بعدی مقاله، مثالهای بیشتری برای کالوکیشنهای Decide با اسمها اضافه خواهیم کرد. ممنون از بازخورد سازندهتون!
واقعا سایتتون گنجینهای از اطلاعات کاربردیه. این مقاله درباره کالوکیشنهای decide هم مثل بقیه مطالب بینظیر بود. دمتون گرم!
من “decide against” رو توی یه فیلم شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان با خوندن این مقاله کاملاً متوجه شدم. چقدر خوبه که این نکات ریز رو آموزش میدید.
سلام نازنین عزیز! خوشحالیم که مقاله تونسته به درک شما از این اصطلاح کمک کنه. یادگیری از طریق شنیدن در فیلمها و سریالها راه بسیار موثری است و این مقالات سعی میکنند همین شنیدهها را برای شما روشنتر کنند. “Decide against” به معنای “تصمیم به عدم انجام کاری گرفتن” است. موفق باشید!
این کالوکیشنها خیلی مهم هستند. میخواستم بپرسم آیا “make a decision” با “decide” تفاوتی داره؟ یا کلا یکین؟
سلام حسین جان! سوال بسیار متداولی است. در بسیاری از موارد “make a decision” و “decide” میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند، اما تفاوتهای ظریفی هم دارند. “Decide” یک فعل است که به فرآیند تصمیمگیری یا نتیجه آن اشاره دارد. “Make a decision” بیشتر روی عملِ تصمیمگیری تاکید میکند و اغلب با کالوکیشنهای بیشتری همراه است (مثلاً make a difficult decision, make an important decision). “Make a decision” کمی رسمیتر و کاملتر به نظر میرسد، در حالی که “decide” کوتاهتر و مستقیمتر است. اما در کاربرد روزمره معمولاً قابل تعویض هستند.
میشه بگید “decide on the spot” بیشتر در چه موقعیتهایی استفاده میشه؟ برای موقعیتهای اضطراریه یا کلا برای هر تصمیم سریع و بدون فکر؟
سلام زینب عزیز! “Decide on the spot” به معنی “همان لحظه تصمیم گرفتن” یا “فوراً و بدون فکر قبلی تصمیم گرفتن” است. میتواند برای موقعیتهای اضطراری استفاده شود، اما لزوماً همیشه اضطراری نیست. ممکن است برای هر موقعیتی که نیاز به تصمیمگیری سریع و بدون فرصت برای تأمل زیاد دارد، به کار رود، چه یک موقعیت ناگهانی و غیرمنتظره باشد و چه یک انتخاب ساده که در لحظه انجام میشود.
کالوکیشن “decide unanimously” رو خیلی دوست داشتم. حس میکنم توی محیطهای کاری و تیمی خیلی به کار میاد. عالی بود.
آیا میشه گفت “decide badly”؟ یا این کالوکیشن نیست و از نظر گرامری یا معنایی اشتباهه؟
سلام پریسا جان! سوال خوبی پرسیدید. بله، “decide badly” از نظر گرامری صحیح است و به معنای “تصمیم بدی گرفتن” به کار میرود. هرچند شاید به اندازه “make a bad decision” رایج نباشد، اما کاملاً قابل درک و صحیح است. معمولاً برای توصیف نتیجه یک تصمیم نادرست یا ناموفق استفاده میشود.
همیشه فکر میکردم یادگیری کالوکیشنها سخته، ولی با این توضیحات و مثالها خیلی سادهتر شد. خصوصا بخش “decide to do something” که خیلی پیشپاافتاده ولی مهمه. ممنون از تیم خوبتون.
سلام میلاد عزیز! خوشحالیم که مقاله توانسته یادگیری کالوکیشنها را برای شما آسانتر کند. هدف ما همین است که پیچیدگیهای زبان را به زبانی ساده و کاربردی توضیح دهیم. “Decide to do something” واقعا پایه و اساس بسیاری از ساختارهای تصمیمگیری است. موفق باشید!
بهترین مقالهای بود که تا حالا در مورد کالوکیشنهای decide خوندم. ترجمهها و مثالها هم خیلی روان و دقیق بودند. واقعاً جای تشکر داره.
بین “decide carefully” و “decide thoughtfully” تفاوتی هست؟ هر دو معنی با دقت تصمیم گرفتن رو میدن دیگه؟
سلام کسری جان! سوال شما بسیار دقیق است. بله، هر دو به معنای “با دقت تصمیم گرفتن” هستند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. “Decide carefully” بیشتر به پرهیز از اشتباه و توجه به جزئیات اشاره دارد، یعنی با احتیاط و مواظبت تصمیم گرفتن. در حالی که “decide thoughtfully” بیشتر به فرآیند تفکر عمیق، در نظر گرفتن تمام جوانب و عواقب و با اندیشه تصمیم گرفتن تاکید میکند. هر دو مثبت هستند ولی روی جنبه متفاوتی از “دقت” تمرکز دارند.
واقعا مفید بود. من یه بار توی یه ایمیل کاری از “decide fast” استفاده کردم که فکر کنم الان فهمیدم “decide quickly” یا “promptly” خیلی مناسبتر بوده. ممنون بابت اصلاح این اشتباهات رایج!
سلام آیدا عزیز! خوشحالیم که مقاله توانسته به بهبود نوشتار کاری شما کمک کند. “Decide fast” از نظر گرامری اشتباه نیست، اما “decide quickly” یا “decide promptly” بسیار طبیعیتر و رایجتر هستند و انتخاب هوشمندانهتری برای مکاتبات رسمی محسوب میشوند. دقیقاً همین ظرایف هستند که نوشتار شما را حرفهایتر میکنند.
عالی بود. کاش قابلیت شنیدن تلفظ کالوکیشنها هم بود. گاهی اوقات توی شنیدن اینها مشکل دارم.
سلام سینا جان! ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون. ما در تلاشیم تا قابلیتهای سایت را ارتقا دهیم و حتماً این پیشنهاد را برای افزودن فایلهای صوتی تلفظ کالوکیشنها در نظر خواهیم گرفت. تا آن زمان، میتوانید از دیکشنریهای آنلاین معتبر برای شنیدن تلفظها کمک بگیرید.
من از “decide against” زیاد استفاده میکنم وقتی دارم برنامههای سفرم رو با دوستام هماهنگ میکنم. این مقاله خیلی کمک کرد که مطمئن شم درست دارم به کار میبرمش.
دمتون گرم بابت این محتوای باکیفیت. سایتتون واقعا یه منبع عالی برای یادگیری انگلیسیه، به خصوص برای ما ایرانیها. ادامه بدید!
آیا کالوکیشنهای decide با قیدها همیشه باید همینطور باشند؟ مثلاً نمیشه گفت “decide in haste” به جای “decide hastily”؟
سلام نگین جان! سوال بسیار دقیقی پرسیدید. در بسیاری از موارد میتوان از ساختارهای مشابه استفاده کرد. “Decide hastily” یک کالوکیشن رایج و فشرده است که به سرعت و بدون فکر کافی تصمیم گرفتن را بیان میکند. در حالی که “decide in haste” نیز کاملاً صحیح و رایج است و دقیقاً همان معنی را میدهد. انتخاب بین این دو ممکن است به سبک نوشتاری یا گفتاری شما و میزان رسمیت متن بستگی داشته باشد، اما هر دو قابل قبول هستند.
آیا “decide for yourself” هم یه کالوکیشن محسوب میشه؟ خیلی زیاد شنیدم اینو.
سلام سهراب عزیز! بله، “decide for yourself” یک اصطلاح رایج و کاربردی است که به معنای “خودت تصمیم بگیر” یا “تصمیمگیری را به عهده خودت بگذار” است و قطعاً میتوان آن را یک ترکیب قوی و پرکاربرد قلمداد کرد، اگرچه شاید به معنای کلاسیک “کالوکیشن” با قید یا اسم خاص نباشد، اما یک عبارت فعلی بسیار رایج و تثبیت شده است.