- آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید در یک جلسه کاری از کلمه Deal استفاده کنید اما ندانید کدام فعل یا حرف اضافه با آن ترکیب میشود؟
- آیا میدانید تفاوت معنایی دقیق بین Make a deal و Strike a deal در چیست و هر کدام در چه بافتی استفاده میشوند؟
- آیا هنگام شنیدن اصطلاحاتی مثل Big deal یا Raw deal دچار سردرگمی میشوید و نمیتوانید معنای پشت آنها را درک کنید؟
- آیا دوست دارید به جای استفاده از جملات ساده و تکراری، با یادگیری کالوکیشن های Deal مثل یک حرفهای و با اعتمادبهنفس بالا انگلیسی صحبت کنید؟
یادگیری لغات به صورت پراکنده، یکی از بزرگترین موانع در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی است. اما نگران نباشید؛ در این راهنمای جامع، ما قصد داریم کالوکیشن های Deal را به شکلی ساختاریافته و ساده کالبدشکافی کنیم تا یک بار برای همیشه این الگوهای کلامی را بیاموزید و دیگر در استفاده از آنها مرتکب اشتباه نشوید.
| نوع ترکیب (Collocation) | معنای فارسی | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| Make a deal | توافق کردن / معامله کردن | We finally made a deal with the supplier. |
| Deal with something | رسیدگی کردن به چیزی / با چیزی دست و پنجه نرم کردن | I have to deal with this complaint immediately. |
| A big deal | موضوعی مهم و جدی | Don’t worry, it’s not a big deal. |
| Close a deal | نهایی کردن یک معامله | The salesman is trying to close the deal today. |
چرا یادگیری کالوکیشن های Deal برای زبانآموزان ضروری است؟
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، کلمات در زبان انگلیسی به ندرت به تنهایی معنای کامل خود را ایفا میکنند. واژه Deal یکی از پرکاربردترین لغات در مکالمات روزمره، متون تجاری و حقوقی است. اگر شما فقط معنی “معامله” یا “کنار آمدن” را برای این کلمه حفظ کنید، در بسیاری از موقعیتها از درک مفهوم واقعی جملات باز میمانید.
روانشناسی آموزشی به ما میگوید که یادگیری “خوشهای” یا “Collocational Learning” باعث کاهش Language Anxiety (اضطراب زبان) میشود. وقتی شما میدانید که فعل Strike به زیبایی با Deal همنشین میشود، دیگر لازم نیست در ذهن خود به دنبال افعال مختلف بگردید؛ این ترکیب به صورت خودکار و روان از زبان شما خارج میشود.
بررسی Deal در نقش اسم (Noun Collocations)
وقتی Deal به عنوان اسم به کار میرود، معمولاً به معنای یک توافق، معامله یا مقدار مشخصی از چیزی است. در اینجا مهمترین کالوکیشنهایی که با این نقش دستوری ساخته میشوند را بررسی میکنیم:
1. افعال رایج پیش از Deal
- Make a deal: عمومیترین حالت برای بیان توافق کردن.
Example: “If you wash the dishes, I’ll cook. Let’s make a deal.” - Strike a deal: این ترکیب کمی رسمیتر است و معمولاً زمانی به کار میرود که پس از مذاکرات طولانی به توافق برسید.
Example: “The two companies managed to strike a deal after hours of negotiation.” - Close a deal: به مرحله نهایی و امضای قرارداد اشاره دارد.
Example: “We need one more signature to close the deal.” - Offer a deal: پیشنهاد دادن یک معامله یا شرایط خاص.
Example: “The bank offered me a deal with lower interest rates.”
2. صفتهای توصیفکننده Deal
برای اینکه دقیقتر صحبت کنید، باید بدانید کدام صفتها با کالوکیشن های Deal هماهنگ هستند:
- A fair deal: معاملهای منصفانه که در آن حق هر دو طرف رعایت شده است.
- A raw deal: (اصطلاح) معاملهای ناعادلانه یا بدرفتاری با کسی.
Example: “I think I got a raw deal on this car; it keeps breaking down.” - A done deal: معاملهای که تمام شده و دیگر قابل تغییر نیست.
Example: “The merger is a done deal; there’s no going back now.” - A sweet deal: معاملهای بسیار پرسود و جذاب.
فرمولهای طلایی استفاده از Deal در نقش فعل (Verb Usage)
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از حرف اضافه صحیح برای فعل Deal دچار اشتباه میشوند. در اینجا دو ساختار اصلی را که باید ملکه ذهن خود کنید، آوردهایم:
ساختار اول: Deal with (Something/Someone)
این ساختار به معنای رسیدگی کردن به یک مشکل، کار کردن با یک شخص یا مدیریت کردن یک موقعیت دشوار است.
Formula:
Subject + Deal with + Noun/Gerund
- ✅ Correct: “She is good at dealing with difficult customers.”
- ❌ Incorrect: “She is good at dealing to difficult customers.” (اشتباه در حرف اضافه)
ساختار دوم: Deal in (Something)
این ساختار به معنای تجارت کردن در یک حوزه خاص یا خرید و فروش کالایی معین است.
Formula:
Subject + Deal in + Product/Service
- ✅ Correct: “This shop deals in antique furniture.” (این فروشگاه در زمینه مبلمان عتیقه فعالیت میکند.)
- ❌ Incorrect: “This shop deals with antique furniture.” (اگر منظور خرید و فروش باشد، with اشتباه است.)
تفاوتهای لهجهای و بافتی (US vs. UK)
در زبان انگلیسی آمریکایی، عبارت “A big deal” بسیار پرکاربرد است و هم به صورت مثبت (موفقیت بزرگ) و هم به صورت منفی (گلایه از بزرگنمایی یک موضوع) به کار میرود. در مقابل، در بریتانیا ممکن است عبارت “A great deal of” را برای بیان مقادیر زیاد در متون رسمی بیشتر بشنوید.
همچنین، اصطلاح “Deal me in” در بازیهای ورق ریشه دارد اما در انگلیسی آمریکایی به معنای “من را هم در برنامه یا فعالیت خود شریک کنید” به وفور در محیطهای غیررسمی استفاده میشود.
اصطلاحات کاربردی و عبارات کنایی با Deal
گاهی اوقات کالوکیشن های Deal فراتر از معنای تحتاللفظی میروند. یادگیری این موارد به شما کمک میکند تا فیلمها و پادکستهای انگلیسی را بهتر درک کنید:
- What’s the big deal? (چرا انقدر موضوع را بزرگ میکنی؟ / چه اهمیت خاصی دارد؟)
- Deal with it! (باهاش کنار بیا! / بپذیرش! – معمولاً زمانی گفته میشود که کسی در حال نالیدن از شرایط غیرقابل تغییر است.)
- A square deal: یک معامله یا رفتار کاملاً صادقانه و منصفانه.
- Big deal! (به حالت تمسخر: مثلاً که چی! / خیلی مهم نیست!)
اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
حتی زبانآموزان سطح پیشرفته نیز گاهی در دام این اشتباهات میافتند:
- اشتباه در جمع بستن: کلمه Deal در عبارت A great deal of همیشه با اسم غیرقابل شمارش یا اسم جمع میآید، اما فعل جمله باید با توجه به بافت انتخاب شود.
❌ Incorrect: “A great deal of people is waiting.”
✅ Correct: “A great deal of effort is required.” - اشتباه در جایگزینی با Agreement: اگرچه در بسیاری از جاها Deal و Agreement مترادف هستند، اما شما نمیتوانید بگویید “Strike an agreement” به همان اندازه که “Strike a deal” رایج است. Strike a deal یک ترکیب تثبیت شده (Collocation) است.
- استفاده اشتباه از “Deal with”: بسیاری فکر میکنند Deal with فقط برای مشکلات است. اما شما میتوانید Deal with a person (با کسی تعامل داشتن) نیز بگویید.
بخش پرسشهای متداول (Common FAQ)
1. تفاوت بین Deal with و Handle چیست؟
هر دو به معنای مدیریت کردن هستند، اما Deal with بیشتر بر فرآیند و انجام کارهای لازم تاکید دارد، در حالی که Handle بیشتر بر توانایی و مهارت شخصی در کنترل یک وضعیت دلالت میکند.
2. آیا Deal همیشه به معنای معامله تجاری است؟
خیر. در بسیاری از موارد کالوکیشن های Deal به معنای نحوه رفتار با دیگران (e.g., How to deal with people) یا مقدار (e.g., A good deal of time) به کار میروند.
3. اصطلاح “No big deal” در چه موقعیتهایی استفاده میشود؟
این اصطلاح در پاسخ به تشکر یا برای کماهمیت جلوه دادن یک خطا یا مشکل به کار میرود. چیزی شبیه به “اشکالی ندارد” یا “چیز مهمی نیست” در فارسی.
4. حرف اضافه بعد از Deal در جملات مجهول چیست؟
در حالت مجهول نیز حرف اضافه with حفظ میشود.
Example: “The issue is being dealt with by the manager.”
نتیجهگیری و گام بعدی برای یادگیری
تسلط بر کالوکیشن های Deal کلید طلایی شما برای ورود به دنیای مکالمات طبیعی و حرفهای است. به یاد داشته باشید که زبان یک موجود زنده است و یادگیری آن نیاز به تکرار در بافتهای مختلف دارد. از امروز سعی کنید به جای استفاده از فعلهای ساده مثل “Do” یا “Manage”، از ترکیبات پیشرفتهتری مثل “Strike a deal” یا “Deal with a challenge” استفاده کنید.
آموزش امروز را با یک تمرین کوچک به پایان ببرید: سعی کنید در بخش نظرات یا در دفترچه یادداشت خود، یک جمله درباره یکی از تجربههای کاری یا شخصیتان با استفاده از یکی از کالوکیشن های Deal بنویسید. این کار باعث تثبیت همیشگی این ساختارها در حافظه بلندمدت شما میشود. فراموش نکنید که اشتباه کردن بخشی از مسیر یادگیری است، پس با شجاعت از این لغات جدید استفاده کنید!




ممنون از مقاله خوبتون، همیشه تو استفاده از Deal با مشکل مواجه بودم و این مقاله خیلی شفافسازی کرد.
خواهش میکنیم سارا خانم! خوشحالیم که تونستیم ابهامات رو برطرف کنیم و بهتون کمک کنیم تا با اعتمادبهنفس بیشتری از این کالوکیشنها استفاده کنید.
تفاوت Make a deal و Strike a deal واقعا برام مبهم بود. آیا Strike a deal حس رسمیتر یا قاطعتری داره؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی آقا. بله، دقیقاً! ‘Strike a deal’ اغلب حس قاطعیت بیشتر و یا توافقی که بعد از مذاکرات سخت و طولانی به دست آمده را میرساند، در حالی که ‘make a deal’ عمومیتر است.
کاش برای Big deal و Raw deal هم مثالهای بیشتری میذاشتید. همیشه اینا رو با هم قاطی میکنم و نمیدونم کجا استفاده کنم.
پیشنهاد عالی بود مریم خانم! حتماً در بهروزرسانیهای بعدی مقاله، مثالهای بیشتری برای ‘Big deal’ و ‘Raw deal’ اضافه میکنیم تا تفاوتهاشون روشنتر بشه. ممنون از بازخوردتون.
یادمه تو یه فیلمی شنیدم ‘It’s a big deal’ و فکر کردم یعنی ‘مهم نیست’ ولی بعداً فهمیدم برعکس بود. این مقاله خیلی کمک کرد تا این سوءتفاهم رو برطرف کنم!
این سوءتفاهم رایجیه رضا آقا! ‘It’s a big deal’ میتونه هم به معنی ‘خیلی مهمه’ باشه و هم (با لحن خاص و طعنهآمیز) ‘چیز خاصی نیست’. خوشحالیم که مقاله ابهامات رو برطرف کرده.
آیا ‘deal with something’ یه عبارت رسمی محسوب میشه یا تو مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟
خیلی خوبه که به این نکته دقت کردید فاطمه خانم. ‘Deal with something’ هم در موقعیتهای رسمی (مثلاً در محیط کار برای رسیدگی به یک مشکل) و هم در مکالمات روزمره کاربرد داره و بسیار رایجه.
میشه گفت ‘deal breaker’ هم جزو همین خانواده است؟ یعنی چیزی که معامله رو بهم میزنه؟
بله، کاملاً درسته حسین آقا! ‘Deal breaker’ یک اصطلاح بسیار مرتبط و کاربردیه که به عاملی اشاره میکنه که باعث عدم توافق یا بهم خوردن معامله میشه. ممنون از اضافه کردن این نکته عالی!
میشه برای کلمات پرکاربرد دیگه مثل ‘Problem’ یا ‘Solution’ هم همچین لیستی از کالوکیشنها تهیه کنید؟ خیلی عالی میشه!
پیشنهاد فوقالعادهای دادید نسرین خانم! حتماً این موضوع رو در برنامهریزیهای آینده وبلاگ قرار میدیم. هدف ما اینه که یادگیری رو براتون مؤثرتر و جذابتر کنیم.
مقاله واقعاً ساختار یافته و خوب بود. همیشه تو ذهنم اینا رو قاطی میکردم. مرسی از تیم عالی Englishvocabulary.ir.
خواهش میکنیم مهدی آقا! خوشحالیم که تونستیم کمکی کنیم و یادگیری رو براتون سادهتر کنیم. ممنون از انرژی مثبتی که به ما میدید.
برای گفتن ‘با مشکلش کنار بیا’ میتونم از ‘deal with it’ استفاده کنم؟
بله ژینا خانم، کاملاً درست و رایجه! ‘Deal with it’ دقیقاً به همین معنی ‘باهاش کنار بیا’ یا ‘مشکل رو حل کن/بپذیر’ استفاده میشه و یک عبارت بسیار پرکاربرد در انگلیسی محاوره است.
آیا در ‘deal’ حرف ‘a’ مثل ‘apple’ تلفظ میشه یا مثل ‘car’؟ همیشه تو تلفظش شک داشتم.
سوال بسیار دقیقی پرسیدید امیر آقا. در کلمه ‘deal’، حرف ‘ea’ صدایی نزدیک به ‘ای’ کشیده فارسی داره، مثل کلمات ‘feel’ یا ‘real’. نه مثل ‘apple’ و نه مثل ‘car’.
معادل فارسی ‘make a deal’ چیه دقیقا؟ ‘قرارداد بستن’ یا ‘معامله کردن’؟
هر دو درست هستند، بسته به بافت جمله پروین خانم. ‘معامله کردن’ یا ‘توافق کردن’ عمومیترند، و ‘قرارداد بستن’ هم در موقعیتهای رسمیتر یا حقوقی کاربرد دارد.
پس ‘a square deal’ هم یعنی یه معامله عادلانه؟ من اینو شنیده بودم.
بله کاوه آقا، کاملاً درسته! ‘A square deal’ دقیقاً به معنی ‘یک معامله عادلانه و منصفانه’ است. ممنون که این اصطلاح کاربردی رو اضافه کردید و دامنه بحث رو گسترش دادید.
مقاله خیلی کاربردی و مفید بود. ممنون از زحمات شما.
میشه یه مثال برای ‘It’s no big deal’ بزنید که تفاوتش با ‘It’s a big deal’ رو بیشتر درک کنم؟
حتماً مجید آقا. برای ‘It’s no big deal’ (به معنی ‘اصلاً چیز مهمی نیست’) میتونید بگید: ‘Don’t worry about spilling the coffee, it’s no big deal.’ و برای ‘It’s a big deal’ (به معنی ‘خیلی مهمه’): ‘Getting accepted into that university is a big deal.’
دقیقا مشکل من همین بود که لغات رو پراکنده یاد میگرفتم و نمیدونستم چطور با هم ترکیب میشن. ممنون که این مشکل رو حل کردید.
خوشحالیم که این مقاله تونسته راهگشا باشه فرزانه خانم! یادگیری کالوکیشنها کلید تسلط بر زبان طبیعی و روان صحبت کردنه. به یادگیری مستمر ادامه بدید.
‘Strike a deal’ رو تا حالا نشنیده بودم. چقدر جالب و کاربردیه!
ممنون از مقاله عالی. لطفاً مقالههای بیشتری درباره کالوکیشنها بذارید، واقعا مفیدند.
خواهش میکنیم نگار خانم. چشم! حتماً در آینده مقالههای بیشتری با محوریت کالوکیشنها برای کلمات و عبارات مختلف منتشر خواهیم کرد.
الان فهمیدم چرا Sometimes ‘big deal’ can be sarcastic. مرسی از توضیح خوبتون و روشن کردن این نکته.
بسیار عالی پویا آقا! درک nuances (تفاوتهای ظریف) در اصطلاحات، باعث میشه مثل یک native speaker صحبت کنید و منظور واقعی رو بهتر منتقل کنید. موفق باشید!