- آیا کلمه Dead همیشه به معنی «مرده» است؟
- وقتی کسی میگوید «I’m dead tired» دقیقاً چه منظوری دارد؟
- چطور میتوانیم از کالوکیشن های Dead برای نشان دادن تأکید و قطعیت استفاده کنیم؟
- آیا میدانید «dead end» فقط به معنی بنبست فیزیکی نیست؟
- چگونه میتوان با یادگیری کالوکیشن های Dead انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه داد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. کلمه Dead در زبان انگلیسی بسیار فراتر از معنای ساده «مرده» یا «بیجان» است. این کلمه در ترکیب با واژگان دیگر، عبارات و اصطلاحات قدرتمندی میسازد که معنای جمله را به کلی تغییر داده و بر آن تأکید میکنند. یادگیری کالوکیشن های Dead یکی از بهترین راهها برای درک عمیقتر زبان انگلیسی و صحبت کردن مانند یک فرد بومی است. با ما همراه باشید تا دنیای شگفتانگیز این ترکیبات پرکاربرد را کشف کرده و با مثالهای متعدد و ترجمه فارسی، آنها را برای همیشه به دایره واژگان خود اضافه کنید.
چرا یادگیری کالوکیشن های Dead اهمیت دارد؟
کالوکیشنها (Collocations) به کلماتی گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار میگیرند. وقتی شما از کالوکیشنهای صحیح استفاده میکنید، انگلیسی شما روانتر، طبیعیتر و قابل فهمتر به نظر میرسد. کلمه Dead یکی از آن کلماتی است که کالوکیشنهای بسیار زیادی دارد و اغلب به عنوان یک قید تشدیدکننده (intensifier) عمل میکند و به معنای «کاملاً» یا «بسیار» به کار میرود. نادیده گرفتن این ترکیبات میتواند منجر به سوءتفاهم شود و سطح زبان شما را مبتدی نشان دهد. در ادامه، مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Dead را به همراه مثال و توضیح کامل بررسی میکنیم.
دسته اول: کالوکیشنهای Dead برای بیان قطعیت و صحت
یکی از رایجترین کاربردهای این کلمه، تأکید بر درستی یا اطمینان کامل از چیزی است. در این موارد، Dead معادل کلماتی مانند «completely» یا «absolutely» است.
Dead Sure
این عبارت به معنای «کاملاً مطمئن» یا «صد در صد خاطر جمع» است. وقتی هیچ شکی در مورد چیزی ندارید، میتوانید از این کالوکیشن استفاده کنید.
- I am dead sure I locked the door before leaving.
- ترجمه: من کاملاً مطمئنم که قبل از رفتن در را قفل کردم.
- Are you dead sure this is the right way to the station?
- ترجمه: آیا صد در صد مطمئنی که این مسیر درست به سمت ایستگاه است؟
Dead Right
وقتی میخواهید بگویید کسی «کاملاً درست میگوید» یا نظرش صد در صد صحیح است، از Dead Right استفاده میکنید. این عبارت تأکید بسیار بیشتری نسبت به گفتن «You are right» دارد.
- You were dead right about the traffic. We should have left earlier.
- ترجمه: تو در مورد ترافیک کاملاً درست میگفتی. باید زودتر راه میافتادیم.
- Her prediction about the company’s success was dead right.
- ترجمه: پیشبینی او در مورد موفقیت شرکت کاملاً درست بود.
Dead Certain
این کالوکیشن نیز شباهت زیادی به Dead Sure دارد و به معنای «یقین کامل داشتن» است. هر دو عبارت به جای یکدیگر قابل استفاده هستند.
- He was dead certain that he had seen her at the party.
- ترجمه: او یقین کامل داشت که او را در مهمانی دیده است.
- It’s dead certain that the prices will go up next month.
- ترجمه: قطعی است که قیمتها ماه آینده بالا خواهند رفت.
دسته دوم: کالوکیشن های Dead برای توصیف حالتهای فیزیکی و احساسی
این دسته از ترکیبات برای توصیف شدت خستگی، سکوت، یا احساسات دیگر به کار میروند و به کلام شما قدرت و تصویرسازی میبخشند.
Dead Tired
یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Dead که به معنای «بسیار بسیار خسته» یا «از فرط خستگی از پا افتادن» است. این عبارت قویتر از «very tired» است.
- After working for 12 hours straight, I was dead tired.
- ترجمه: بعد از ۱۲ ساعت کار بیوقفه، به شدت خسته بودم.
- She came home from the gym feeling dead tired but happy.
- ترجمه: او از باشگاه به خانه آمد در حالی که از فرط خستگی از پا افتاده بود اما خوشحال بود.
Dead Silence
این عبارت برای توصیف «سکوت مطلق» یا «سکوت محض» به کار میرود. زمانی که هیچ صدا یا همهمهای وجود ندارد.
- When she finished her speech, there was a dead silence in the room.
- ترجمه: وقتی سخنرانیاش را تمام کرد، سکوت مطلقی اتاق را فرا گرفت.
- The forest was filled with a dead silence at midnight.
- ترجمه: جنگل در نیمهشب غرق در سکوت محض بود.
Dead Serious
وقتی کسی کاملاً جدی است و به هیچ وجه شوخی نمیکند، از این کالوکیشن استفاده میکنیم. معنای آن «کاملاً جدی» است.
- I thought he was joking, but he was dead serious about quitting his job.
- ترجمه: من فکر کردم شوخی میکند، اما او در مورد استعفا از کارش کاملاً جدی بود.
- Pay attention, this is a dead serious matter.
- ترجمه: توجه کنید، این یک موضوع کاملاً جدی است.
دسته سوم: کالوکیشنهای Dead مرتبط با مکان و زمان
این ترکیبات برای اشاره به نقاط پایانی، مرکز دقیق یک مکان یا زمان نهایی انجام یک کار استفاده میشوند.
Dead End
این عبارت دو معنای اصلی دارد:
- بنبست فیزیکی: خیابان یا مسیری که انتهایش بسته است.
- بنبست استعاری: موقعیتی که هیچ پیشرفتی در آن ممکن نیست.
- We drove down the street but it was a dead end.
- ترجمه: ما در خیابان راندیم اما به بنبست رسیدیم.
- He felt like his career had hit a dead end.
- ترجمه: او احساس میکرد که مسیر شغلیاش به بنبست خورده است.
Deadline
کلمه Deadline به معنای «مهلت نهایی» یا «آخرین فرصت» برای انجام یک کار است. این یکی از رایجترین کلمات در محیطهای کاری و تحصیلی است.
- The deadline for this project is next Friday.
- ترجمه: مهلت نهایی این پروژه جمعه آینده است.
- I’m working hard to meet the deadline.
- ترجمه: دارم سخت کار میکنم تا کار را تا مهلت نهایی تمام کنم.
Dead Center
این کالوکیشن به معنای «دقیقاً در مرکز» یا «درست در وسط» چیزی است.
- He hit the target dead center.
- ترجمه: او دقیقاً به مرکز هدف زد.
- They placed the statue in the dead center of the square.
- ترجمه: آنها مجسمه را درست در وسط میدان قرار دادند.
سایر کالوکیشن های Dead پرکاربرد
علاوه بر موارد بالا، ترکیبات مفید دیگری نیز وجود دارند که دانستن آنها به غنای کلام شما کمک میکند.
Dead Loss
این عبارت برای توصیف چیزی یا کسی استفاده میشود که «کاملاً بیفایده» یا «یک ضرر مطلق» است و هیچ جنبه مثبتی ندارد.
- The new machine was a dead loss; it never worked properly.
- ترجمه: دستگاه جدید یک ضرر مطلق بود؛ هیچوقت درست کار نکرد.
Dead Stop
به معنای «توقف کامل» و ناگهانی است. معمولاً برای وسایل نقلیه به کار میرود.
- The car came to a dead stop just inches from the wall.
- ترجمه: ماشین درست چند اینچ مانده به دیوار، کاملاً متوقف شد.
Dead to the World
این اصطلاح برای کسی به کار میرود که «عمیقاً خواب است» و به سختی میتوان او را بیدار کرد.
- After the long hike, he was dead to the world for ten hours.
- ترجمه: بعد از پیادهروی طولانی، او ده ساعت تمام عمیقاً خواب بود (و متوجه هیچچیز نمیشد).
Dead on Arrival (DOA)
این یک اصطلاح رسمی است که در بیمارستانها و گزارشهای پلیس استفاده میشود و به این معناست که یک فرد «قبل از رسیدن به بیمارستان فوت کرده بود». به صورت استعاری نیز برای اشاره به طرح یا ایدهای که از همان ابتدا شکستخورده است، استفاده میشود.
- The patient was pronounced dead on arrival.
- ترجمه: اعلام شد که بیمار قبل از رسیدن (به بیمارستان) فوت کرده بود.
- His proposal was dead on arrival because it lacked funding.
- ترجمه: پیشنهاد او از همان ابتدا شکستخورده بود چون بودجه نداشت.
جدول خلاصه کالوکیشن های Dead
برای مرور سریع و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Dead را به همراه معنی خلاصه آنها آوردهایم.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی |
|---|---|
| Dead Sure | کاملاً مطمئن |
| Dead Right | کاملاً درست، صد در صد صحیح |
| Dead Tired | بسیار خسته، از پا افتاده |
| Dead Silence | سکوت مطلق |
| Dead Serious | کاملاً جدی |
| Dead End | بنبست (فیزیکی یا استعاری) |
| Deadline | مهلت نهایی |
| Dead Center | دقیقاً در مرکز |
| Dead to the World | در خواب عمیق بودن |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، کلمه Dead بسیار فراتر از معنای تحتاللفظی خود عمل میکند و به عنوان یک قید تشدیدکننده، معانی جدید و قدرتمندی خلق میکند. یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Dead نه تنها به شما کمک میکند تا منظور خود را با دقت و تأکید بیشتری بیان کنید، بلکه باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و به زبان افراد بومی نزدیکتر شود. سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشتههای روزمره خود به کار ببرید تا به تدریج جزئی از دایره واژگان فعال شما شوند. با تمرین مستمر، به زودی خواهید دید که درک و استفاده از این ترکیبات چقدر میتواند در بهبود مهارتهای زبانی شما مؤثر باشد.




ممنون از مقاله فوقالعادهتون! همیشه معنی “I’m dead tired” برام سوال بود و فکر میکردم یه جور کنایهست. الان متوجه شدم که چقدر دقیق و رایجه.
بله رضا جان، دقیقاً! این عبارت یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای “dead” هست که برای بیان خستگی شدید به کار میره. خوشحالیم که مطلب براتون مفید بود.
پس “dead end” فقط برای خیابون بنبست نیست؟ میتونیم برای مثلاً یه رابطه یا یه پروژه بینتیجه هم استفاده کنیم؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید سارا خانم! بله دقیقاً همینطوره. “Dead end” علاوه بر معنی فیزیکی بنبست، به صورت استعاری هم برای موقعیتهایی که هیچ پیشرفتی ندارند یا به نتیجهای نمیرسند (مثل یه شغل، رابطه یا پروژه) به کار میره.
من “dead serious” رو زیاد تو فیلما شنیده بودم ولی نمیدونستم چقدر رسمی یا خودمونیه. خیلی کمک کرد که اینجا توضیح دادید. به نظرم یه جور تأکید قوی برای “I’m serious” هست.
درست متوجه شدید علی عزیز! “Dead serious” یک عبارت رایج و نیمهرسمی است که برای تأکید بر جدیت یک موضوع به کار میرود و کاملاً صحیح است که به معنای “خیلی جدی” یا “واقعاً جدی” است.
واقعاً اینجور مقالهها باعث میشه آدم عمیقتر زبان رو یاد بگیره. میشه یه فایلی صوتی هم برای تلفظ صحیح این کالوکیشنها بذارید؟ ممنون میشم.
مقاله بسیار جامع و مفیدی بود. واقعاً یادگیری کالوکیشنها چقدر در روانتر صحبت کردن و طبیعی جلوه دادن زبان انگلیسی تأثیر داره. خصوصاً کالوکیشنهای “Dead” که خیلی پرکاربرد هستن.
ممنون از نظر لطف شما کاوه عزیز. هدف اصلی ما دقیقاً همین است که زبانآموزان بتوانند با یادگیری این ترکیبات طبیعیتر و بومیتر صحبت کنند. خوشحالیم که به این نکته مهم اشاره کردید.
میشه چند تا مثال دیگه از “dead accurate” بدید؟ مثلاً تو چه جملاتی کاربرد داره؟
حتماً مینا خانم! “Dead accurate” به معنی “کاملاً دقیق” یا “بسیار صحیح” است. مثلاً: “His shot was dead accurate.” (شلیک او کاملاً دقیق بود.) یا “The prediction was dead accurate.” (پیشبینی کاملاً صحیح بود.)
بعضی از اینا مثل “dead tired” یه جورایی شبیه اصطلاحات خودمون میشه که تاکید رو نشون میده. مثلاً “مردهشور ببره” که البته معنیش فرق داره ولی تاکیدش شبیه اینه. جالبه!
من همیشه با این جور کلمات که معانی مختلف دارن مشکل داشتم. این مقاله خیلی شفاف توضیح داد و باعث شد دیگه گیج نشم. مرسی از تیم خوبتون.
خوشحالیم که توانستیم مشکل شما را در درک این کلمات پیچیده حل کنیم زهرا خانم. هدف ما سادهسازی یادگیری زبان است. لطفاً اگر سوال دیگری داشتید بپرسید.
“Dead or alive” رو هم میشه جزو این دسته بندی قرار داد؟ چون کلمه “dead” توش هست. اینو تو یه آهنگ Bon Jovi زیاد شنیدم.
بله بهرام عزیز، “Dead or alive” یک عبارت رایج است که “dead” در آن به کار رفته است، اما این عبارت بیشتر یک اصطلاح کلی است که به معنی “زنده یا مرده” (معمولاً در مورد تعقیب یا پیدا کردن کسی) استفاده میشود و کمتر جنبه تأکیدی یا تغییر معنای “dead” را دارد که در کالوکیشنهایی مثل “dead tired” میبینیم. اما به هر حال ارتباط مفهومی با “dead” دارد.
این کالوکیشنها رو میشه تو محیطهای رسمی هم استفاده کرد؟ یا بیشتر برای مکالمات خودمونیه؟
سوال بسیار مهمی است پریسا خانم! اکثر این کالوکیشنها مثل “dead tired,” “dead serious,” “dead accurate” در مکالمات روزمره و حتی در متون نیمهرسمی هم رایج هستند. اما برخی از آنها ممکن است در متون کاملاً آکادمیک یا رسمی خیلی کمتر دیده شوند. همیشه به کانتکست (context) توجه کنید، اما به طور کلی جزو زبان رایج محسوب میشوند.
عالی بود مثل همیشه! منتظر مقالات بعدی با موضوع کالوکیشنهای دیگه هستم. یادگیریشون واقعا کمک میکنه زبانمون طبیعی تر بشه.
آیا “dead certain” همونقدر رایجه که “dead serious”؟ تا حالا زیاد نشنیده بودم.
بله الهه خانم، “dead certain” هم به اندازه “dead serious” و حتی بیشتر در مکالمات روزمره رایج است و به معنی “کاملاً مطمئن” یا “یقین کامل” به کار میرود. مثلاً “I’m dead certain he’s lying.” (کاملاً مطمئنم که او دروغ میگوید.)
من یک بار یه پروژه داشتم که به “dead end” رسید. اون موقع نمیدونستم این اصطلاح چقدر دقیقه. ممنون از توضیحات عالی.
خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرد تا مفهوم دقیق “dead end” را بهتر درک کنید، فرهاد عزیز. تجربه شخصی با کلمات، آنها را ماندگارتر میکند.
“Dead quiet” رو میشه جزو اینا حساب کرد؟ یعنی مثلاً “سکوت مطلق”؟ تو یه کتاب خوندمش.
عالی بود. همیشه فکر میکردم “dead” فقط یه معنی داره. این تغییر معنا تو کالوکیشنها واقعا جذابه و مقاله خیلی خوب توضیح داد.
بله، زبان انگلیسی پر از این پیچیدگیها و ظرافتهاست، مهرداد عزیز. کلمه “dead” یکی از بهترین مثالها برای نشان دادن اهمیت کالوکیشنهاست. خوشحالیم که براتون مفید بود.
آیا کلمات دیگه ای هم مثل “dead” هستن که اینقدر معانی مختلف تو کالوکیشنها داشته باشن؟ دوست دارم بیشتر باهاشون آشنا شم.
سوال بسیار خوبی است لیلا خانم! بله، کلمات زیادی در انگلیسی وجود دارند که در ترکیب با کلمات دیگر معانی متفاوتی پیدا میکنند. مثلاً “break” (break a leg, break a habit), “take” (take a shower, take a break), “make” (make a decision, make money) از این دست هستند. در آینده حتماً مقالات بیشتری در این زمینه منتشر خواهیم کرد.
یه نکته مهم اینه که برای یادگیری کالوکیشنها، بهتره جمله کامل رو حفظ کنیم نه فقط دو تا کلمه رو. اینجوری بهتر تو ذهن میمونه. ممنون از مقاله خوبتون.
این مقاله واقعا به عمق موضوع پرداخت و فقط به توضیح سطحی بسنده نکرد. این نوع آموزش باعث میشه آدم واقعا زبان رو بفهمه نه فقط حفظ کنه.
از لطف شما آزاده خانم متشکریم. هدف ما دقیقاً ارائه مطالب عمیق و کاربردی است تا درک زبانآموزان را افزایش دهیم و آنها را از حفظ کردن صرف دور کنیم.
“Dead last” هم جزء این کالوکیشنهاست؟ مثلاً وقتی میگن “He finished dead last” یعنی “آخرین نفر شد”؟
بله سهراب عزیز، “dead last” دقیقاً یکی از کالوکیشنهای “dead” است و به معنی “آخرین نفر” یا “در آخرین جایگاه” به کار میرود و برای تأکید بر این موضوع استفاده میشود. مثال شما کاملاً صحیح است.
این اصطلاحات چقدر تو محیط کار حرفهای کاربرد دارن؟ یعنی اگه مثلا تو یه ایمیل کاری بنویسیم “I’m dead tired” مشکلی نداره؟
مرجان خانم، استفاده از “I’m dead tired” در ایمیل کاری کمی غیررسمی تلقی میشود، مگر اینکه با همکاران صمیمی باشید. برای محیطهای حرفهایتر و ایمیلهای رسمی، بهتر است از عباراتی مانند “I’m extremely tired” یا “I’m exhausted” استفاده کنید. اما بقیه کالوکیشنها مثل “dead accurate” یا “dead certain” بسته به موقعیت میتوانند در محیط کاری هم استفاده شوند، هرچند همچنان لحن کمی محاورهای دارند.