- کالوکیشن های Dark در زبان انگلیسی چه هستند و چرا یادگیری آنها اهمیت دارد؟
- چگونه میتوانیم از کلمه “Dark” فراتر از معنای ساده «تاریک» استفاده کنیم؟
- پرکاربردترین عبارات و اصطلاحات با کلمه Dark کدامند؟
- آیا “Dark” همیشه معنای منفی و ترسناک دارد یا در مفاهیم مثبت هم به کار میرود؟
- چطور با استفاده از کالوکیشنهای Dark، انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Dark یکی از بهترین راهها برای درک عمیقتر زبان انگلیسی و عبور از سطح مبتدی است. بسیاری از زبانآموزان کلمه “dark” را فقط به معنای «تاریک» یا «سیاه» میشناسند، اما این کلمه در ترکیب با واژگان دیگر، معانی شگفتانگیز و متنوعی پیدا میکند که در مکالمات روزمره، فیلمها و متون انگلیسی به وفور یافت میشود. با ما همراه باشید تا دنیای وسیع این کالوکیشنها را کشف کرده و با مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی، سطح زبان خود را به مرحله جدیدی ارتقا دهید.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Dark برویم، بیایید یک تعریف ساده از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این ترکیبها برای انگلیسیزبانان کاملاً طبیعی به نظر میرسند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای پررنگ» و نه «چای قوی». در انگلیسی هم به همین شکل، گفته میشود “strong tea” و نه “powerful tea”. یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبهای درست، کلام شما را شبیه به یک فرد نیتیو میکند.
- سریعتر فکر کنید: به جای فکر کردن به کلمات جداگانه، مغز شما یک عبارت کامل را به یاد میآورد.
- درک مطلب بهتری داشته باشید: با شناخت این الگوها، متون و مکالمات را راحتتر درک میکنید.
دسته بندی کالوکیشن های پرکاربرد Dark
کلمه “dark” کاربردهای بسیار متنوعی دارد که میتوان آنها را در چند دسته اصلی تقسیمبندی کرد. در ادامه، به بررسی مهمترین دستهها به همراه مثال و ترجمه میپردازیم.
۱. کالوکیشنهای مربوط به تاریکی فیزیکی و عدم وجود نور
این دسته از کالوکیشنها به معنای اصلی کلمه “dark”، یعنی نبود نور، اشاره دارند. اینها سادهترین و رایجترین نوع هستند.
-
Pitch dark: به معنای تاریکی مطلق و کامل است. جایی که هیچ نوری وجود ندارد.
مثال: It was pitch dark inside the cave, and I couldn’t see anything.
ترجمه: داخل غار تاریکی مطلق بود و من هیچچیز نمیتوانستم ببینم. -
Dark night: شب تاریک. عبارتی بسیار رایج برای توصیف شبی بدون نور ماه یا ستاره.
مثال: He walked home alone on a dark night.
ترجمه: او در یک شب تاریک به تنهایی به خانه رفت. -
Dark room: اتاق تاریک. هم به معنای اتاقی بدون نور و هم به معنای «تاریکخانه» برای چاپ عکس استفاده میشود.
مثال: The photographer developed the film in a dark room.
ترجمه: عکاس فیلم را در یک تاریکخانه ظاهر کرد. -
Dark corner: گوشه تاریک، کنج تاریک.
مثال: The old books were piled up in a dark corner of the library.
ترجمه: کتابهای قدیمی در یک گوشه تاریک کتابخانه روی هم تلنبار شده بودند.
۲. کالوکیشنهای مربوط به رنگها و ظاهر
در این بخش، “dark” به عنوان توصیفی برای رنگهای تیره یا ظاهر افراد به کار میرود.
-
Dark chocolate: شکلات تلخ یا شکلات تیره.
مثال: I prefer dark chocolate to milk chocolate because it’s healthier.
ترجمه: من شکلات تلخ را به شکلات شیری ترجیح میدهم چون سالمتر است. -
Dark hair/eyes: موی تیره / چشمان تیره.
مثال: She has beautiful long dark hair and mysterious dark eyes.
ترجمه: او موهای بلند تیره زیبا و چشمان تیره مرموزی دارد. -
Dark beer: آبجوی تیره.
مثال: In Germany, you can find many types of dark beer.
ترجمه: در آلمان، میتوانید انواع مختلفی از آبجوی تیره پیدا کنید. -
Dark suit: کت و شلوار تیره رنگ (معمولاً مشکی، سرمهای یا خاکستری تیره).
مثال: He wore a dark suit to the formal event.
ترجمه: او برای مراسم رسمی یک کت و شلوار تیره پوشیده بود.
۳. کالوکیشن های Dark مربوط به احساسات، شخصیت و مفاهیم انتزاعی
این دسته از کالوکیشنها بسیار مهم هستند، زیرا “dark” در اینجا معنایی کاملاً مجازی و استعاری پیدا میکند و به جنبههای منفی، مرموز یا ناشناخته اشاره دارد.
-
A dark secret: یک راز شوم یا مخفی.
مثال: Every family has its own dark secret.
ترجمه: هر خانوادهای راز مگوی خودش را دارد. -
A dark mood: حال و حوصله بد، حالت افسردگی یا عصبانیت.
مثال: Be careful what you say to him; he’s in a dark mood today.
ترجمه: مراقب باش چه به او میگویی؛ او امروز حال و حوصله ندارد. -
Dark thoughts: افکار منفی، پلید یا نگرانکننده.
مثال: He tried to push the dark thoughts out of his mind.
ترجمه: او سعی کرد افکار منفی را از ذهنش بیرون کند. -
The dark side: جنبه تاریک، بخش منفی یا شرورانه (شخصیت، یک موضوع و…).
مثال: The movie explores the dark side of fame and fortune.
ترجمه: فیلم به جنبه تاریک شهرت و ثروت میپردازد. -
Dark humor: شوخی تلخ، طنز سیاه. (شوخی با موضوعات جدی مانند مرگ یا بیماری).
مثال: Some people find his dark humor offensive, but I think it’s clever.
ترجمه: برخی طنز سیاه او را توهینآمیز میدانند، اما من فکر میکنم هوشمندانه است.
۴. کالوکیشنهای مرتبط با دوران سخت و ناامیدی
این عبارات برای توصیف زمانهای دشوار، ناشناخته و ناامیدکننده به کار میروند.
-
The Dark Ages: قرون وسطی (دوران جهل و عقبماندگی در تاریخ اروپا).
مثال: Many scientific advancements were lost during the Dark Ages.
ترجمه: بسیاری از پیشرفتهای علمی در دوران قرون وسطی از بین رفت. -
Dark days/times: روزهای سخت، دوران سیاه.
مثال: The country went through dark days during the war.
ترجمه: کشور در طول جنگ، روزهای سختی را پشت سر گذاشت. -
To be in the dark about something: از چیزی بیخبر بودن، در بیاطلاعی نگه داشته شدن.
مثال: I was completely in the dark about their plans to sell the company.
ترجمه: من کاملاً از نقشههای آنها برای فروش شرکت بیخبر بودم. -
A dark horse: یک کاندید یا شرکتکننده ناشناخته که به طور غیرمنتظره موفق میشود. (معادل فارسی: مهره سوختهای که برنده میشود).
مثال: Nobody expected him to win the election; he was a real dark horse.
ترجمه: هیچکس انتظار نداشت او در انتخابات پیروز شود؛ او یک کاندیدای غیرمنتظره (اسب سیاه) واقعی بود.
جدول مقایسهای: کالوکیشنهای مشابه اما با معانی متفاوت
گاهی اوقات تفاوتهای ظریفی بین کالوکیشنها وجود دارد که درک آنها ضروری است. جدول زیر به شما کمک میکند تا این تفاوتها را بهتر درک کنید.
| کالوکیشن | معنای اصلی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| A dark secret | یک راز شرمآور یا بد که باید مخفی بماند. | He couldn’t tell anyone his dark secret. |
| A deep secret | یک راز بسیار مهم و عمیق (لزوماً منفی نیست). | The location of the treasure is a deep secret. |
| In a dark mood | در حالت روحی بد، غمگین یا عصبانی. | Leave him alone; he’s in a dark mood. |
| In a bad mood | معنای مشابهی دارد اما عمومیت بیشتری دارد و شدت آن ممکن است کمتر باشد. | She’s in a bad mood because she failed her exam. |
چگونه این کالوکیشنها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟
صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه کالوکیشن های Dark واقعاً بخشی از دایره لغات فعال شما شوند، این راهکارها را دنبال کنید:
- دفترچه یادداشت کالوکیشن بسازید: یک بخش از دفتر خود را به کالوکیشنها اختصاص دهید. برای هر کالوکیشن، یک مثال شخصی بنویسید که به زندگی خودتان مرتبط باشد. این کار به تثبیت آن در ذهن کمک میکند.
- به دنبال مثالهای واقعی بگردید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکستهای انگلیسی، با دقت به این ترکیبها گوش دهید و آنها را یادداشت کنید.
- با آنها جمله بسازید: سعی کنید در تمرینهای نوشتاری یا هنگام صحبت با پارتنر زبانی خود، از این کالوکیشنها استفاده کنید. از اشتباه کردن نترسید.
- از فلشکارت استفاده کنید: یک طرف فلشکارت کلمه “dark” را بنویسید و در طرف دیگر، کلماتی که با آن کالوکیت میشوند (secret, mood, chocolate, etc.).
نتیجهگیری
همانطور که دیدید، کلمه “dark” بسیار فراتر از معنای ساده «تاریکی» است. تسلط بر کالوکیشن های Dark نه تنها به شما کمک میکند تا منظور خود را دقیقتر و طبیعیتر بیان کنید، بلکه درک شما از زبان انگلیسی محاورهای و رسمی را نیز به شدت افزایش میدهد. این عبارات بخشی جداییناپذیر از زبان انگلیسی هستند و یادگیری آنها یک سرمایهگذاری ارزشمند برای هر زبانآموزی است. با تمرین و تکرار، شما نیز میتوانید مانند یک فرد نیتیو از این ترکیبهای زیبا و قدرتمند در گفتار و نوشتار خود استفاده کنید.




ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون! همیشه فکر میکردم dark فقط به معنی تاریکه. این مقاله دیدگاهم رو کاملاً عوض کرد. میشه چند تا کالوکیشن دیگه با dark که معنی مثبت یا خنثی دارن رو هم معرفی کنید؟
خواهش میکنم سارا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله حتماً! کالوکیشنهایی مثل ‘dark chocolate’ (شکلات تلخ) که اغلب به عنوان یک خوراکی سالم و لذیذ شناخته میشود، یا ‘dark horse’ (اسب سیاه) که به فردی با استعداد پنهان یا غیرمنتظره اشاره دارد، مثالهایی هستند که ‘dark’ در آنها معنای منفی ندارد. حتی ‘dark roast coffee’ (قهوه با رست تیره) هم نشاندهنده یک نوع خاص از قهوه است، نه الزاماً یک مفهوم منفی.
توضیحات کالوکیشن بسیار مفید بود. من همیشه تو صحبت کردن انگلیسی دنبال راهی بودم که طبیعیتر به نظر بیام و این مقاله دقیقاً همون چیزی بود که لازم داشتم. ‘Dark thoughts’ و ‘dark humor’ واقعاً جالب بودند.
علی جان، خوشحالیم که توانستیم به شما کمک کنیم! دقیقاً هدف ما از معرفی کالوکیشنها همین است که زبانآموزان بتوانند انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنند. ‘Dark thoughts’ به افکار منفی و ناخوشایند اشاره دارد و ‘dark humor’ نوع خاصی از طنز است که با موضوعات جدی یا تابو شوخی میکند و لزوماً منفی نیست، بلکه یک سبک محسوب میشود.
من این جمله رو تو یه فیلم شنیدم: ‘It was a dark day for them.’ منظورشون چی بود؟ اینم یه کالوکیشن با dark محسوب میشه؟
بله فاطمه خانم، ‘a dark day’ یک کالوکیشن است و به معنی ‘یک روز غمانگیز، ناگوار یا پر از اتفاقات بد’ است. این عبارت معمولاً برای توصیف روزهایی به کار میرود که حوادث تلخ یا ناگواری در آن رخ داده است. یادگیری چنین عباراتی نشاندهنده پیشرفت شما در درک زبان انگلیسی است.
ممنون از مقاله خوبتون. چقدر تفاوت داره وقتی از این کلمات به جا استفاده میشه. واقعاً سطح حرفهایتری به مکالمه میده. آیا ‘dark arts’ و ‘dark magic’ تو انگلیسی روزمره هم استفاده میشن یا بیشتر تو فانتزیهاست؟
رضا جان، بسیار نکته ظریفی رو اشاره کردید. ‘Dark arts’ و ‘dark magic’ بیشتر در ادبیات فانتزی، فیلمها و بازیهای ویدئویی به کار میروند و به جادو یا هنرهای پنهان و شیطانی اشاره دارند. در مکالمات روزمره کمتر پیش میآید که این اصطلاحات به معنای واقعی خودشان استفاده شوند، مگر اینکه در حال صحبت کردن در مورد همین ژانرها باشید. با این حال، ‘dark side’ (جنبه تاریک یک چیز یا شخص) میتواند در مکالمات روزمره هم به کار برود.
من همیشه ‘black coffee’ استفاده میکردم. آیا ‘dark coffee’ هم داریم؟ تفاوتی بینشون هست؟
مونا خانم، سؤال بسیار خوبی پرسیدید. بله، ‘black coffee’ رایجترین اصطلاح برای قهوه بدون شیر یا شکر است. اما ‘dark roast coffee’ (قهوه رست تیره) هم داریم که به درجه برشتگی دانه قهوه اشاره دارد و لزوماً به معنی قهوه بدون افزودنی نیست، بلکه مشخصکننده طعم قویتر و تلختر قهوه به دلیل برشتگی زیاد است. پس ‘black coffee’ اشاره به شیوه سرو و ‘dark roast coffee’ اشاره به نوع قهوه دارد.
واقعاً این مقاله نشون داد که چقدر عمق زبان انگلیسی زیاده. من تا حالا به این جنبه از کلمه ‘dark’ توجه نکرده بودم. آیا کلمات مشابه ‘dark’ هم هستند که معانی اینچنین متنوعی در کالوکیشنها داشته باشند؟
هادی جان، نکتهای که به آن اشاره کردید بسیار درست و هوشمندانه است. بله، بسیاری از کلمات پرکاربرد در انگلیسی، در ترکیب با کلمات دیگر معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکنند. به عنوان مثال، کلمه ‘light’ (روشن/سبک) نیز در کالوکیشنهایی مثل ‘light rain’ (باران خفیف)، ‘light-hearted’ (بیخیال/شاد)، یا ‘light meal’ (غذای سبک) معانی بسیار متنوعی دارد. این موضوع، زیبایی و چالشبرانگیزی زبان را دوچندان میکند.
توضیح در مورد کالوکیشن خیلی مفید بود. من همیشه کالوکیشنها رو با اصطلاحات (idioms) اشتباه میگرفتم. این مقاله مرز بینشون رو مشخص کرد.
زهرا خانم، این اشتباه رایجی است و خوشحالیم که مقاله توانسته این سوءتفاهم را برطرف کند. به طور خلاصه، کالوکیشنها به همنشینی طبیعی کلمات اشاره دارند (مثل ‘make a decision’) در حالی که اصطلاحات عباراتی هستند که معنای آنها را نمیتوان از روی تکتک کلمات فهمید و اغلب معنای مجازی دارند (مثل ‘kick the bucket’ به معنی مردن). هر دو برای طبیعیتر شدن زبان بسیار مهم هستند.
سلام، مقاله خیلی خوبی بود. من همیشه ‘dark side of the moon’ رو شنیده بودم، ولی نمیدونستم که ‘dark side’ معنی گستردهتری هم داره. میشه مثالهای بیشتری از کاربرد ‘dark side’ در زندگی روزمره بدید؟
سلام کیان جان. بله، ‘dark side’ بسیار فراتر از اشاره به سمت پنهان ماه است. میتوانیم از آن برای اشاره به جنبههای منفی یا پنهان هر چیزی استفاده کنیم. مثلاً ‘the dark side of social media’ (جنبههای منفی شبکههای اجتماعی) یا ‘every coin has two sides, a light and a dark side’ (هر سکهای دو رو دارد، روی روشن و روی تاریک). حتی در مورد شخصیت افراد هم به کار میرود: ‘He showed his dark side during the argument’.
ممنون از مقاله کامل و با مثالهای فارسی. واقعاً به درک بهتر کمک میکنه. برای یادگیری و به خاطر سپردن کالوکیشنها چه روشی رو پیشنهاد میکنید؟
نازنین خانم، برای به خاطر سپردن کالوکیشنها بهترین راه این است که آنها را در قالب جمله و در بافت (context) یاد بگیرید، نه به صورت کلمات مجزا. میتوانید فلشکارتهای مخصوص کالوکیشن درست کنید (کالوکیشن روی یک رو، معنی و جمله مثال روی روی دیگر). همچنین، زیاد خواندن و گوش دادن به انگلیسی و توجه به نحوه به کار بردن کلمات توسط بومیزبانها، معجزه میکند. سعی کنید آنها را در مکالمات و نوشتار خودتان نیز به کار ببرید.
یه سوال، آیا ‘dark horse’ همیشه به یک فرد اشاره داره؟ یا میتونه به یک تیم یا مثلاً یک ایده هم اشاره کنه؟
امیر جان، ‘dark horse’ در درجه اول به یک فرد (معمولاً در مسابقات یا سیاست) اشاره دارد که موفقیتش غیرمنتظره است. اما بله، میتواند به یک تیم یا حتی یک محصول/ایده که پتانسیل زیادی دارد ولی هنوز شناخته نشده، نیز اشاره کند. مثلاً ‘Our team was a dark horse in the championship, but we won!’.
این مقاله نشون داد که چقدر ‘dark’ میتونه معنای انتزاعی داشته باشه. مثل ‘dark times’ یا ‘dark secret’. خیلی هیجانانگیز بود.
دقیقاً پریسا خانم! ‘Dark’ فراتر از معنی فیزیکی خود، میتواند به مفاهیم انتزاعی و عمیقتری هم اشاره کند. ‘Dark times’ به دورههای سخت و دشوار اشاره دارد و ‘dark secret’ به رازی که شرمآور یا خطرناک است. این تنوع در معانی، ‘dark’ را به کلمهای بسیار قدرتمند و پرکاربرد تبدیل کرده است.
این مقاله واقعاً به من کمک کرد که تفاوت ‘dark room’ با مثلاً ‘a dark mood’ رو بهتر درک کنم. ممنونم.
بهنام جان، خوشحالیم که این تفاوت را به خوبی درک کردید. ‘Dark room’ به معنای اتاقی است که نور کمی دارد یا کاملاً تاریک است (معنای فیزیکی). اما ‘a dark mood’ به حالت روحی گرفته، غمگین یا افسرده اشاره دارد (معنای انتزاعی/استعاری). این نمونهها به خوبی نشاندهنده گستردگی معنایی ‘dark’ در کالوکیشنها هستند.
آیا ‘dark’ در مورد رنگ پوست هم استفاده میشه؟ مثلاً ‘dark skin’؟ یا این دیگه کالوکیشن حساب نمیشه؟
الهام خانم، بله ‘dark skin’ یک عبارت کاملاً رایج و درست است و به معنی ‘پوست تیره’ میباشد. این هم یک نوع کالوکیشن است، چرا که ‘dark’ به طور طبیعی و معمولاً در کنار ‘skin’ برای توصیف رنگ پوست استفاده میشود و معنای واضحی دارد. مثالهای دیگری هم وجود دارد، مثل ‘dark hair’ (موی تیره) یا ‘dark eyes’ (چشمهای تیره).
من یه جا شنیدم ‘go dark’. این کالوکیشن یعنی چی؟ تو مقاله نبود.
سامان جان، ‘go dark’ هم یک کالوکیشن بسیار جالب و کاربردی است. معمولاً به معنی ‘قطع ارتباط’ یا ‘ناپدید شدن’ به صورت عمدی است، به خصوص در زمینه ارتباطات رادیویی، ماهوارهای یا فعالیتهای جاسوسی. مثلاً ‘The spy went dark for weeks, with no contact.’ (جاسوس برای هفتهها ناپدید شد و هیچ ارتباطی نداشت.) همچنین میتواند به معنی ‘بستن یک وبسایت یا سرویس آنلاین’ هم باشد.
ممنون از مقاله خوبتون. چقدر این مثالها و ترجمهها کمک میکنه. کاش همه مقالات همینقدر جامع باشن.
مهدی جان، از لطف و حمایت شما بسیار سپاسگزاریم. هدف ما در Englishvocabulary.ir این است که محتوایی جامع، کاربردی و قابل فهم برای شما عزیزان ارائه دهیم. نظرات شما به ما انگیزه میدهد تا با کیفیت بالاتری کارمان را ادامه دهیم. با ما همراه باشید تا مطالب بیشتری را با همین کیفیت منتشر کنیم.