مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Cut در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Cut یکی از بهترین راه‌ها برای عبور از سطح مبتدی و رسیدن به تسلطی روان و طبیعی در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبان‌آموزان فعل Cut را فقط به معنی «بریدن» می‌شناسند، اما این فعل در ترکیب با کلمات دیگر، دنیایی از معانی جدید و کاربردی را به روی شما باز می‌کند. با ما همراه باشید تا با دسته‌بندی‌های مختلف این همایندها، از کاربردهای روزمره گرفته تا عبارات تخصصی در محیط کار، آشنا شوید و دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید.

📌 بیشتر بخوانید:دیگه نگو I Agree! 5جایگزین ها که لولت رو بالا میبره

درک مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن

قبل از پرداختن به کالوکیشن های Cut، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» (Collocation) داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعه‌ای از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر به کار می‌روند. یک فرد انگلیسی‌زبان هرگز نمی‌گوید “make a photo” بلکه می‌گوید “take a photo”. این ترکیب‌های طبیعی همان کالوکیشن‌ها هستند. یادگیری آن‌ها باعث می‌شود جملات شما صحیح، طبیعی و روان به نظر برسند و از ساختارهای عجیب و غریب که حاصل ترجمه کلمه‌به‌کلمه از فارسی است، پرهیز کنید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:کاسه داغ‌تر از آش: Bowl hotter than soup?

کالوکیشن های Cut با معنای فیزیکی «بریدن»

ساده‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کاربرد فعل Cut مربوط به بریدن فیزیکی اشیاء است. این دسته از کالوکیشن‌ها بسیار رایج هستند و در مکالمات روزمره به وفور استفاده می‌شوند.

۱. بریدن مواد غذایی

در آشپزخانه، فعل Cut کاربردهای فراوانی دارد. به این مثال‌ها توجه کنید:

۲. کاربردها در آرایش و باغبانی

این فعل در زمینه‌های دیگر نیز معنای فیزیکی خود را حفظ می‌کند:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:تست روانشناسی: رنگ‌ها در انگلیسی چه حسی به شما می‌دهند؟

کالوکیشن های Cut با معنای «کاهش دادن»

یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین معانی غیرفیزیکی Cut، «کاهش دادن» یا «کم کردن» است. این دسته از کالوکیشن های Cut به ویژه در موضوعات اقتصادی و سبک زندگی اهمیت دارند.

کاهش هزینه‌ها و منابع

در دنیای تجارت و اقتصاد، کاهش دادن یک اصل مهم است:

📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت “Fitness” و “Bodybuilding” در زبان انگلیسی

کالوکیشن های Cut با معنای «قطع کردن» یا «پایان دادن»

این فعل همچنین برای نشان دادن پایان ناگهانی یا قطع یک ارتباط یا فعالیت به کار می‌رود.

۱. قطع ارتباطات و روابط

۲. متوقف کردن یک فعالیت

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چونه زدن (Bargain) به انگلیسی: تخفیف بده داداش!

کالوکیشن‌های اصطلاحی و کاربردی (Idiomatic Collocations)

زبان انگلیسی پر از اصطلاحاتی است که با فعل Cut ساخته می‌شوند. یادگیری این عبارات به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید.

جدول کالوکیشن‌های اصطلاحی پرکاربرد

اصطلاح (Collocation) معنی فارسی مثال (Example)
Cut to the chase برو سر اصل مطلب I don’t have much time, so please cut to the chase.
Cut corners ماست‌مالی کردن، از سر و ته کار زدن The company went bankrupt because they were always cutting corners on quality.
Cut someone some slack به کسی سخت نگرفتن، مراعات کسی را کردن He’s been through a lot recently, so we should cut him some slack.
Cut a deal معامله کردن، به توافق رسیدن The two companies cut a deal to merge next year.
A cut above the rest یک سر و گردن از بقیه بالاتر بودن Her performance was truly a cut above the rest.
Cut it out! بس کن! تمامش کن! Hey, you two, cut it out! Stop fighting.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Nerf” و “Buff” در آپدیت‌ها (سلاحم ضعیف شد!)

سایر کالوکیشن های مهم Cut

در ادامه به چند کالوکیشن دیگر اشاره می‌کنیم که در موقعیت‌های مختلف بسیار مفید هستند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چرا دیگه نمیگیم “مهلت”؟ همه میگن “Deadline” پره!

جمع‌بندی نهایی

همانطور که مشاهده کردید، فعل Cut بسیار فراتر از معنای ساده «بریدن» است. یادگیری و تمرین کالوکیشن های Cut به شما کمک می‌کند تا منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از مکالمات و متون انگلیسی داشته باشید. پیشنهاد می‌کنیم این کالوکیشن‌ها را در یک دفترچه یادداشت کنید و سعی کنید با هر کدام یک جمله جدید بسازید. این تمرین فعال، بهترین راه برای تثبیت این عبارات در ذهن شماست. با به کار بردن این همایندها در گفتار و نوشتار خود، یک گام بزرگ به سمت تسلط بر زبان انگلیسی برخواهید داشت.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 580

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

31 پاسخ

  1. واقعاً مقاله عالی بود! من همیشه فکر می‌کردم Cut فقط یعنی بریدن، ولی “cut corners” رو که دیدم یاد یه مکالمه افتادم که قبلاً نمی‌فهمیدمش. خیلی ممنون از توضیحات کاملتون.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! “Cut corners” یک اصطلاح بسیار رایج و کاربردیه که نشون میده چطور کالوکیشن‌ها می‌توانند معانی کاملاً متفاوتی به افعال بدهند. یادگیری این نوع عبارات به روانی کلام شما خیلی کمک می‌کنه.

  2. سلام و خسته نباشید. بین “cut down on” و “cut back on” چه تفاوتی هست؟ تو بعضی جمله‌ها به نظرم شبیه هم میان.

    1. سلام علی عزیز. سوال خوبی پرسیدید. هر دو به معنی کاهش دادن هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند، اما “cut down on” بیشتر برای کاهش مصرف یا استفاده از چیزی به کار می‌رود، مثلاً “cut down on sugar” (مصرف شکر را کم کردن)، در حالی که “cut back on” می‌تواند کمی کلی‌تر باشد و به کاهش فعالیت یا هزینه نیز اشاره کند، مثل “cut back on spending” (مخارج را کاهش دادن). تفاوتشان بسیار جزئی است و در اکثر موارد قابل جایگزینی هستند.

  3. چقدر این کالوکیشن‌ها مهمن! من تا قبل از این مقاله هر وقت می‌خواستم بگم “بریدن رابطه” یا “قطع کردن مکالمه” به مشکل می‌خوردم. “Cut ties” و “cut off” واقعاً کاربردی‌ان.

  4. آیا “cut a deal” یک عبارت رسمی هست یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازش استفاده کرد؟

    1. رضا جان، “cut a deal” بیشتر در بافت‌های تجاری و مذاکراتی استفاده می‌شود و معنای “به توافق رسیدن” یا “معامله بستن” را می‌دهد. اگرچه کاملاً رسمی نیست، اما در مکالمات روزمره کمتر شنیده می‌شود و بیشتر در اخبار اقتصادی، بحث‌های تجاری یا فیلم‌هایی با این فضا کاربرد دارد.

  5. یه کالوکیشن دیگه که من خیلی شنیدم “cut to the chase” هست. یعنی بریم سر اصل مطلب. شاید بد نباشه به مقاله اضافه بشه.

    1. فاطمه جان، نکته خیلی خوبیه! “Cut to the chase” یک اصطلاح عامیانه و بسیار رایج است که دقیقاً به معنای “بیایید سریع برویم سر اصل مطلب و وقت را تلف نکنیم” است. حتماً در ویرایش‌های بعدی مقاله به آن اشاره خواهیم کرد. ممنون بابت مشارکت و یادآوری‌تون.

  6. مرسی از مقاله خوبتون. خیلی نیاز بود به چنین محتوایی برای کالوکیشن‌ها. واقعاً کمبودش تو آموزش زبان فارسی‌زبان‌ها حس می‌شد.

  7. “Cut out for something” رو من قبلاً به معنی “چیزی رو از بین بردن” شنیده بودم. اینجا نوشته “برای کاری مناسب بودن”. میشه یه توضیح بیشتر بدین؟

    1. سلام نیلوفر عزیز. حق با شماست، فعل “cut out” به تنهایی می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد. به عنوان فعل عبارتی، “cut out” می‌تواند به معنی “حذف کردن” یا “بریدن و خارج کردن” باشد (مثلاً cut out a picture). اما وقتی به صورت اصطلاحی “be cut out for something” استفاده می‌شود، به معنی “برای انجام کاری مناسب بودن” یا “قابلیت انجام کاری را داشتن” است. مثلاً: “She’s not cut out for this kind of work.” (او برای این نوع کار ساخته نشده است.) این تفاوت معنایی به دلیل ساختار گرامری و قرار گرفتن در قالب یک اصطلاح است.

  8. برای “cut it out!” موقع گفتن، تن صدا چجوری باید باشه؟ معمولاً با لحن دستوری گفته میشه؟

    1. مهدی جان، “Cut it out!” یک عبارت عامیانه برای گفتن “بس کن!” یا “دست بردار!” است. بله، معمولاً با لحنی دستوری، کمی عصبانی یا از روی خستگی و کلافگی گفته می‌شود، مثلاً وقتی کسی شما را اذیت می‌کند یا کاری را تکرار می‌کند که شما دوست ندارید. آهنگ صدای قاطع و کمی بلند نشان‌دهنده همین مفهوم است.

  9. ممنون بابت مقاله جامع. آیا قصد دارید کالوکیشن‌های فعل‌های دیگه مثل “Go” یا “Make” رو هم پوشش بدید؟ خیلی بهمون کمک می‌کنه.

    1. خواهش می‌کنم سحر عزیز. خوشحالیم که براتون مفید بوده. بله، حتماً! کالوکیشن‌های افعال پرکاربرد مثل Go، Make، Take و Get در برنامه‌های آینده ما هستند. هدف ما این است که با پوشش دادن این مباحث، به شما در روان صحبت کردن و فهم بهتر زبان انگلیسی کمک کنیم. لطفاً با ما همراه باشید.

  10. “Cut a long story short” واقعاً عبارت باحالیه. همیشه دوست داشتم معادل فارسیشو بدونم. عالی بود.

  11. وقتی میگیم “cut class” یعنی غیبت کردن. با “skip class” فرقی داره؟ کدوم رایج‌تره؟

    1. زهرا جان، “Cut class” و “skip class” هر دو به معنی “غیبت کردن از کلاس” بدون اجازه هستند و در واقع مترادف یکدیگرند. هر دو بسیار رایج و عامیانه هستند، به خصوص در محیط‌های دانشجویی و دانش‌آموزی. می‌توانید به جای هم استفاده کنید و هیچ تفاوت معنایی چشمگیری ندارند.

  12. خیلی خوب بود که اولش مفهوم کالوکیشن رو توضیح دادید. من همیشه معنی‌شو حدس می‌زدم ولی الان کامل متوجه شدم چرا مهمه.

    1. بله لیدا جان، دقیقاً! “Cut in line” یک عبارت بسیار رایج و معادل “میان صف پریدن” یا “نوبت کسی را گرفتن” است. این عبارت معمولاً با بار منفی و به معنی بی‌احترامی به نوبت دیگران استفاده می‌شود. مثل: “Don’t cut in line!”

  13. اینا بیشتر شبیه Phrasal Verbs نیستن؟ فرقشون با کالوکیشن دقیقاً چیه؟

    1. سوال بسیار مهمیه کیمیا جان! در واقع، “phrasal verbs” (افعال عبارتی) خودشان نوعی از کالوکیشن هستند. کالوکیشن به هر دو یا چند کلمه‌ای گفته می‌شود که به طور طبیعی در کنار هم می‌آیند (مثل “heavy rain”). phrasal verbs مانند “cut off” یا “cut down on” هم دقیقاً همین ویژگی را دارند، یعنی فعل و حرف اضافه یا قید خاصی کنار هم می‌آیند و معنی جدیدی می‌دهند. تفاوت اصلی در این است که phrasal verbs معمولاً معنای کاملاً جدیدی می‌سازند که از اجزای تشکیل‌دهنده‌اش قابل پیش‌بینی نیست، در حالی که برخی کالوکیشن‌ها (مثل “cut hair”) معنای اجزا را حفظ می‌کنند و فقط طبیعی‌ترین ترکیب کلمات را نشان می‌دهند. پس هر phrasal verb یک collocation است، اما هر collocation یک phrasal verb نیست.

  14. من “cutthroat competition” رو تو یه سریال اقتصادی شنیده بودم، ولی نمی‌دونستم منظور دقیقش چیه. الان کامل متوجه شدم. خیلی ممنون!

  15. کالوکیشن‌های تجاری “cut costs” و “cut losses” خیلی کاربردی‌ان. دمتون گرم بابت توضیح این بخش.

    1. خواهش می‌کنم داوود عزیز. خوشحالیم که بخش اصطلاحات تجاری براتون مفید بوده. این اصطلاحات در محیط کار و اخبار اقتصادی بسیار رایج‌اند. یک کالوکیشن دیگر تجاری مرتبط با “cut”، “cut a check” (چک نوشتن/صادر کردن) است که در معاملات مالی کاربرد دارد.

  16. واقعاً تفاوت معنی Cut وقتی با کلمات مختلف میاد، آدمو گیج می‌کنه. این مقاله خیلی کمک کرد دسته‌بندی کنم تو ذهنم.

    1. هدف ما دقیقاً همین بود زینب جان! “Cut” یکی از اون افعال پرکاربردیه که معانیش واقعاً گسترده‌اس. خوشحالیم که دسته‌بندی و مثال‌ها براتون وضوح بیشتری ایجاد کرده. تمرین با این کالوکیشن‌ها به تدریج باعث میشه راحت‌تر ازشون استفاده کنید.

  17. من “cut it fine” رو تازه یاد گرفتم. یعنی چی دقیقاً؟ مثل “برگشتن دقیقه نود”؟

    1. هانیه جان، بله، “cut it fine” دقیقاً به همین معنی است! یعنی کاری را در آخرین لحظه ممکن انجام دادن، یا برنامه ریزی کردن طوری که زمان بسیار کمی برای انجام چیزی باقی بماند و خطر از دست دادن فرصت وجود داشته باشد. مثلاً: “We really cut it fine getting to the airport – our flight was boarding as we arrived.” (ما واقعاً دقیقه نودی به فرودگاه رسیدیم – پرواز ما داشت سوار می‌شد.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *