- آیا تا به حال در یک مکالمه انگلیسی زبانتان بند آمده چون نمیدانستید کدام فعل را باید با کلمه Control به کار ببرید؟
- آیا نگران این هستید که در بخش رایتینگ آزمون آیلتس یا تافل، به جای ترکیبهای نیتیو از ترجمههای تحتاللفظی فارسی استفاده کنید؟
- آیا تفاوت ظریف میان Under control و In control برای شما هم گیجکننده است؟
یادگیری لغات به صورت مجزا یکی از بزرگترین اشتباهات زبانآموزان است؛ در حالی که تسلط بر کالوکیشن های Control به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی، دقیق و روان صحبت کنید. در این مقاله جامع، تمام ترکیبات مهم، صفتها، افعال و حروف اضافه مرتبط با این واژه کلیدی را به سادگی و با مثالهای کاربردی بررسی میکنیم تا یک بار برای همیشه این چالش را پشت سر بگذارید.
| نوع کالوکیشن | ترکیب پیشنهادی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| فعل + Control | Take control | The new CEO will take control of the company. |
| صفت + Control | Strict control | The government keeps strict control over prices. |
| Control + حرف اضافه | Under control | Everything is under control, don’t worry. |
اهمیت یادگیری کالوکیشن های Control
کلمه “Control” در زبان انگلیسی هم به عنوان اسم (Noun) و هم به عنوان فعل (Verb) استفاده میشود. استفاده درست از آن تنها به دانستن معنی “کنترل کردن” محدود نمیشود. روان بودن (Fluency) شما زمانی مشخص میشود که بدانید مثلاً برای “کنترل را به دست گرفتن” نباید از فعل “Get” به تنهایی استفاده کنید، بلکه “Take control” ترکیب استاندارد است.
افعال رایج با اسم Control
وقتی میخواهیم درباره عمل کنترل کردن صحبت کنیم، انتخاب فعل مناسب حیاتی است. در ادامه رایجترین افعالی که با اسم Control میآیند را بررسی میکنیم:
۱. به دست گرفتن کنترل (Take/Assume Control)
زمانی که شخصی مسئولیت چیزی را بر عهده میگیرد. Take control بسیار رایجتر و Assume control رسمیتر است.
- He took control of the car when the driver fainted.
- (وقتی راننده بیهوش شد، او کنترل ماشین را به دست گرفت.)
۲. از دست دادن کنترل (Lose Control)
زمانی که دیگر نمیتوانید موقعیتی یا وسیلهای را هدایت کنید.
- The pilot lost control of the aircraft due to heavy rain.
- (خلبان به دلیل باران شدید، کنترل هواپیما را از دست داد.)
۳. اعمال کنترل کردن (Exert/Exercise Control)
این ترکیبات در متون آکادمیک و رسمی بسیار پرکاربرد هستند.
- Parents should exercise control over their children’s internet usage.
- (والدین باید بر استفاده فرزندانشان از اینترنت کنترل داشته باشند/اعمال کنترل کنند.)
صفتهای پرکاربرد با کلمه Control
برای توصیف نوع کنترل، از صفتهای خاصی استفاده میشود که شدت یا نوع آن را مشخص میکنند.
۱. کنترل شدید یا دقیق (Strict/Tight Control)
وقتی نظارت بسیار جدی و بدون انعطاف است.
- The military maintains tight control over the border areas.
- (ارتش کنترل شدیدی بر مناطق مرزی دارد.)
۲. کنترل کامل (Full/Total/Complete Control)
زمانی که هیچ بخش از کار از دست خارج نیست.
- She has total control over the project’s budget.
- (او کنترل کاملی روی بودجه پروژه دارد.)
- نکته آموزشی: استفاده از صفت Total نسبت به Full در محیطهای کاری حرفهایتر به نظر میرسد.
حروف اضافه حیاتی برای Control
بسیاری از اشتباهات زبانآموزان مربوط به استفاده از حرف اضافه غلط است. این بخش را با دقت مطالعه کنید:
۱. تحت کنترل (Under Control)
رایجترین عبارت برای زمانی که اوضاع مرتب است.
- Don’t panic! The fire is now under control.
- (وحشت نکنید! آتش اکنون تحت کنترل است.)
۲. خارج از کنترل (Out of Control / Beyond Control)
Out of control برای موقعیتهای عمومی و Beyond control برای شرایطی که دست ما نیست و کاری از ما ساخته نیست استفاده میشود.
- The crowd got out of control. (جمعیت از کنترل خارج شد.)
- The situation was beyond our control. (موقعیت فراتر از کنترل ما بود.)
۳. در کنترل داشتن (In control of)
دقت کنید که بعد از این عبارت حتماً باید مفعول بیاید.
- ✅ You need to stay in control of your emotions.
- ❌ You need to stay in control on your emotions.
تفاوتهای لهجه و سطح رسمیت (Formal vs. Informal)
در زبان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی تفاوت فاحشی در استفاده از این کالوکیشنها وجود ندارد، اما در سطح رسمیت تفاوتهایی دیده میشود:
- در محیط دوستانه: به جای “Lose control” ممکن است بشنوید “Lose it” یا “Flip out” (زمانی که کسی از عصبانیت کنترلش را از دست میدهد).
- در محیط رسمی: به جای “Check”، از ترکیب “Maintain control” یا “Exert authority” استفاده میشود.
جدول مقایسهای: درست در برابر نادرست
بسیاری از زبانآموزان به دلیل تداخل زبان مادری (Persian Interference) مرتکب اشتباهات زیر میشوند:
| ساختار اشتباه (❌) | ساختار درست (✅) | توضیح |
|---|---|---|
| Make control | Take control | فعل Make با کنترل به کار نمیرود. |
| Give control | Hand over control | برای واگذاری کنترل از Hand over استفاده کنید. |
| Control on something | Control over something | حرف اضافه مناسب برای تسلط داشتن Over است. |
راهکارهای غلبه بر ترس از اشتباه (Educational Psychology)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترس از انتخاب فعل اشتباه، اصلاً از کلمه Control استفاده نمیکنند. به یاد داشته باشید که Language Anxiety یا اضطراب زبان طبیعی است. برای غلبه بر این موضوع:
- تکه یادگیری (Chunking): به جای حفظ کردن کلمه “Control”، عبارت “Take control of” را به عنوان یک واحد یکپارچه حفظ کنید.
- تصویرسازی: خود را در حالتی تصور کنید که فرمان ماشین را میگیرید و با خود بگویید: “I am taking control”. این پیوند ذهنی ماندگاری لغت را دوچندان میکند.
- اشتباه کنید: حتی اگر به جای Over از On استفاده کردید، نگران نباشید. هدف اول ارتباط است، سپس اصلاح (Accuracy).
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
باور غلط ۱: “Control” همیشه به معنی محدود کردن است.
در واقع، در بسیاری از کالوکیشنها مثل “Remote control” یا “Control panel”، به معنی مدیریت و هدایت کردن است، نه صرفاً محدودیت.
باور غلط ۲: حروف اضافه Under و In همیشه به جای هم به کار میروند.
خیر! Under control یعنی وضعیت آرام شده است، اما In control یعنی شما قدرت را در دست دارید. به این تفاوت ظریف دقت کنید.
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا میتوانیم بگوییم Get control؟
بله، اما Get control بیشتر به معنای به دست آوردن تسلطی است که قبلاً نداشتید، در حالی که Take control به معنای بر عهده گرفتن مسئولیت است.
۲. تفاوت Control با Manage چیست؟
Control بیشتر جنبه قدرت و تسلط دارد، اما Manage به معنای سازماندهی و رتق و فتق امور است.
۳. صفت کنترلگر برای انسان چیست؟
در انگلیسی از صفت Controlling استفاده میکنیم. مثلاً: “A controlling person”.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Control کلید طلایی شما برای صحبت کردن به صورت حرفهای و آکادمیک است. با یادگیری ترکیباتی مثل Take control، Under control و Exercise control، نه تنها دایره لغات خود را گسترش میدهید، بلکه اعتماد به نفس خود را در مکالمات پیچیده نیز بالا میبرید.
فراموش نکنید که یادگیری زبان یک مسیر است، نه یک مقصد. از همین امروز سعی کنید یکی از این ترکیبها را در جملات خود به کار ببرید. یادگیری واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانستههای خود را به مرحله عمل برسانید. شما پتانسیل بالایی دارید، پس با قدرت ادامه دهید!




مرسی از مقاله خوبتون! همیشه برای من فرق بین ‘under control’ و ‘in control’ یه چالش بود ولی با این توضیح شما خیلی واضح شد. مخصوصاً مثال ‘Everything is under control, don’t worry’ خیلی کاربردی بود.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا جان! درسته، ‘under control’ به معنای ‘تحت نظارت و کنترل’ و ‘in control’ به معنای ‘کسی که کنترل را در دست دارد’ است. دقت به این تفاوتها در مکالمات روزمره و آزمونها بسیار کمککننده است.
آیا ‘gain control’ هم معنی مشابه ‘take control’ داره؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید، امیر عزیز! ‘Take control’ معمولاً به عمل شروع کنترل یا به دست گرفتن آن اشاره دارد، مثل وقتی که یک مدیر جدید وارد میشود. ‘Gain control’ بیشتر روی فرآیند یا نتیجهای تأکید دارد که به تدریج یا پس از تلاشی به کنترل دست پیدا میکنیم. هر دو در نهایت به معنی ‘به دست آوردن کنترل’ هستند، اما ‘gain’ میتواند بار معنایی ‘بعد از سختی یا تلاش’ را بیشتر داشته باشد.
من یه بار توی یه فیلم شنیدم ‘lose control’. آیا اون هم یه کالوکیشن رایج برای opposite ‘take control’ هست؟
بله، کاملاً درسته، فاطمه جان! ‘Lose control’ یک کالوکیشن بسیار رایج و نقطه مقابل ‘take control’ یا ‘maintain control’ است. به معنای ‘از دست دادن کنترل’ و اغلب در موقعیتهایی مثل از دست دادن کنترل ماشین یا احساسات به کار میرود. ممنون از اشتراکگذاری مشاهدتون!
ممنون از این مطلب جامع. واقعاً همین نکته که گفتید توی رایتینگ آیلتس خیلی مهمه و من همیشه نگران بودم که اشتباه کنم. الان دیگه میدونم چطور از ‘strict control’ استفاده کنم.
خوشحالیم که مقاله ما نگرانی شما رو برطرف کرده، محمد عزیز. استفاده از کالوکیشنهای دقیق و نیتیو مثل ‘strict control’ نه تنها نمره رایتینگ شما رو بالا میبره، بلکه متن شما رو طبیعیتر و حرفهایتر جلوه میده. موفق باشید!
وای مرسی! تا حالا فکر میکردم ‘have control’ کافیه ولی ‘take control’ خیلی طبیعیتر و دقیقتره. این مقاله باعث شد به تفاوتها دقت کنم.
خواهش میکنم لیلا جان! ‘Have control’ درست است و به معنای ‘داشتن کنترل’ است. اما ‘take control’ به ‘اقدام برای به دست گرفتن کنترل’ اشاره دارد که اغلب پویاتر و با تأکید بر عمل است. درک این ظرافتها نشانه پیشرفت شما در زبان انگلیسی است.
عالی بود! اگه میشه کالوکیشنهای مربوط به کلمات دیگه رو هم پوشش بدید، مثلاً ‘make’ یا ‘do’. واقعاً این مدل آموزشها خیلی مفیده.
حتماً رضا جان! این پیشنهاد شما خیلی خوبه و در برنامههای آینده ما هست. کالوکیشنهای ‘make’ و ‘do’ از رایجترین اشتباهات زبانآموزان فارسیزبان هستند و قطعاً مقالهای جامع در این مورد خواهیم داشت. ممنون از پیشنهادتون!
میشه لطفاً راهنمایی کنید که ‘control’ رو با چه استرسی (stress) باید تلفظ کنیم؟ بعضی وقتا اشتباه میشنوم.
سوال خوبی در مورد تلفظ پرسیدید، مژگان عزیز. در کلمه ‘control’، استرس (stress) روی بخش دوم (con-TROL) قرار میگیرد. یعنی بخش ‘trol’ با تاکید و صدای بلندتری ادا میشود. تمرین کنید و به شنیدن این کلمه در پادکستها یا فیلمها دقت کنید.
ترکیب ‘keep strict control’ خیلی قشنگ بود. من همیشه دنبال یه ترکیب قوی برای ‘کنترل شدید’ بودم.
بله، حسین جان، ‘keep strict control’ یک ترکیب بسیار دقیق و حرفهای برای بیان ‘کنترل شدید’ است و میتوانید آن را در متون رسمی و آکادمیک به وفور پیدا کنید. خوشحالیم که تونستیم این عبارت کاربردی را به دایره لغات شما اضافه کنیم.
یادمه یه بار میخواستم بگم ‘وضعیت کنترل شده است’ و از ‘situation is controlled’ استفاده کردم! الان میفهمم ‘under control’ چقدر طبیعیتره. ممنون از اصلاح این اشتباه رایج.
اتفاقاً این اشتباه بین بسیاری از زبانآموزان فارسیزبان رایج است، نرگس جان. ‘The situation is under control’ یک عبارت بسیار طبیعی و نیتیو است که حالت را به خوبی بیان میکند. ‘The situation is controlled’ از نظر گرامری غلط نیست اما بار معنایی متفاوتی دارد و کمتر در این مفهوم استفاده میشود.
برای کنترل یک بیماری، آیا از ‘control a disease’ استفاده میکنیم یا ‘have control over a disease’؟ کدومش رایجتره؟
برای این مفهوم، هر دو عبارت میتوانند استفاده شوند، کیمیا جان. ‘To control a disease’ (به عنوان فعل) بسیار رایج است، مثلاً ‘The new drug controls the symptoms’. همچنین ‘to have control over a disease’ (به عنوان اسم) هم درست است و به توانایی کنترل کردن آن اشاره دارد. هر دو را میتوانید به کار ببرید، اما ‘control a disease’ ممکن است کمی رایجتر باشد.
همین جمله که ‘مانند یک انگلیسیزبان بومی، دقیق و روان صحبت کنید’ خیلی انگیزه بخش بود. این مقاله واقعاً به این هدف کمک میکنه. دمتون گرم.
ممنون از انرژی مثبت شما، پویا عزیز! هدف ما دقیقاً همین است که با یادگیری ظرافتهای زبان، مثل کالوکیشنها، شما بتوانید با اعتماد به نفس و به شیوهای طبیعیتر صحبت کنید. از همراهی شما سپاسگزاریم.
مرسی از تیم خوبتون. مقاله بسیار عالی و کاربردی بود.
خواهش میکنیم آزاده جان! باعث افتخار ماست که محتوای ما برای شما کاربردی بوده است. با دنبال کردن ما میتوانید مطالب مفید بیشتری را مشاهده کنید.
آیا فعل عبارتی (phrasal verb) خاصی هم با Control داریم که خیلی رایج باشه؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید، دانیال عزیز. در مورد ‘Control’، به معنای فیزیکی و مستقیم، فعل عبارتی رایج زیادی نداریم. اما عباراتی مثل ‘get a handle on something’ که به معنای ‘به دست آوردن درک یا کنترل روی چیزی’ است، میتواند مرتبط باشد. همچنین در زمینههای تخصصیتر مثل آمار، ‘control for something’ به معنای ‘در نظر گرفتن متغیرهای کنترل’ به کار میرود.
من ‘out of control’ رو هم زیاد میشنوم. فکر کنم متضاد ‘under control’ باشه، درسته؟
بله زینب جان، کاملاً درست متوجه شدید! ‘Out of control’ دقیقاً متضاد ‘under control’ است و به معنای ‘غیرقابل کنترل’ یا ‘از دست رفته’ به کار میرود. مثلاً ‘The situation got out of control quickly.’ مثال خیلی خوبی بود.
توضیح اینکه ‘control’ هم اسم و هم فعل هست، خیلی به روشن شدن قضیه کمک کرد. آیا مثال بیشتری برای ‘control’ به عنوان فعل دارید؟
بله پارسا جان، حتماً! ‘Control’ به عنوان فعل به معنای ‘کنترل کردن’ یا ‘مدیریت کردن’ است. مثلاً: ‘The government needs to control inflation.’ (دولت نیاز دارد تورم را کنترل کند.) یا ‘He controls a large team of engineers.’ (او یک تیم بزرگ از مهندسان را مدیریت میکند.) ممنون از دقت شما.
اینکه یادگیری کلمات به صورت جداگانه اشتباهه، واقعاً حرف حساب بود. من سالها همین اشتباه رو میکردم و پیشرفتم کم بود. ممنون که تاکید کردید.
خوشحالیم که این نکته برای شما مفید بوده، آرش عزیز. بله، تمرکز بر روی کالوکیشنها و عبارات نه تنها به شما کمک میکند طبیعیتر صحبت کنید، بلکه دایره لغات فعال شما را هم افزایش میدهد. موفق باشید در مسیر یادگیری!
من همیشه فکر میکردم ‘make control’ درسته، چون توی فارسی ‘کنترل کردن’ داریم. ولی الان فهمیدم باید از ‘take control’ یا ‘exert control’ استفاده کنم. واقعاً این تفاوتها رو فقط با کالوکیشن میشه یاد گرفت.
دقیقاً همینطوره سمانه جان! این یکی از چالشهای رایج برای زبانآموزان فارسیزبان است، چون ترجمه تحتاللفظی از فارسی به انگلیسی همیشه کارساز نیست. ‘Exert control’ هم یک کالوکیشن عالی و رسمی برای بیان ‘اعمال کنترل’ است که نشاندهنده دقت شماست.
این مقاله برای آزمونهای بینالمللی مثل تافل واقعاً راهگشاست. بخش ریدینگ و لیسنینگ هم با این شناخت کالوکیشنها راحتتر میشه فهمید منظور گوینده چیه.
کاملاً درست میفرمایید کوروش عزیز. شناخت کالوکیشنها نه تنها در بخش رایتینگ و اسپیکینگ به شما کمک میکند، بلکه در درک متون ریدینگ و فایلهای لیسنینگ هم بسیار مؤثر است، زیرا کمک میکند مفهوم جملات را سریعتر و دقیقتر درک کنید.
میشه لطفاً بگید کالوکیشن ‘lose self-control’ به چه معنیه و کجاها استفاده میشه؟
سوال خیلی خوبی ژاله جان. ‘Lose self-control’ به معنای ‘از دست دادن خویشتنداری’ یا ‘کنترل بر خود را از دست دادن’ است. معمولاً زمانی استفاده میشود که فرد نتواند احساسات، عصبانیت یا رفتارهای خود را مدیریت کند. مثلاً ‘He lost his self-control and shouted at everyone.’
چه مقاله کاملی! همه چیز رو در مورد ‘control’ یکجا پیدا کردم. دیگه لازم نیست چند تا سایت رو بگردم. ممنون از زحمتتون.
خوشحالیم که توانستیم یک منبع کامل و جامع برای شما فراهم کنیم، بهنام عزیز. هدف ما همین است که با ارائه مقالات تخصصی و دقیق، فرآیند یادگیری زبان را برای شما آسانتر و لذتبخشتر کنیم.