- آیا تا به حال در استفاده از کلمه «contact» در انگلیسی احساس سردرگمی کردهاید؟
- فکر میکنید کدام حرف اضافه را باید بعد از «contact» بیاورید و معمولاً اشتباه میکنید؟
- میخواهید بدانید چرا بومیزبانها گاهی میگویند «make contact» و گاهی فقط «contact»؟
- آیا در مکالمات انگلیسی، انتخاب عبارت صحیح برای «برقراری ارتباط» برایتان چالشبرانگیز است؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، نگران نباشید! شما تنها نیستید. بسیاری از زبانآموزان با ظرافتهای استفاده از این کلمه رایج مشکل دارند. در این راهنما، ما کالوکیشن های Contact را به شکلی ساده و قدم به قدم برای شما تشریح خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از آن اشتباه نکنید و با اعتماد به نفس کامل صحبت کنید و بنویسید.
| مفهوم اصلی | کالوکیشن رایج | مثال |
|---|---|---|
| برقراری ارتباط اولیه | make contact | They finally made contact after years. (آنها پس از سالها بالاخره تماس برقرار کردند.) |
| حفظ ارتباط | keep in contact | Let’s keep in contact! (بیایید در ارتباط بمانیم!) |
| تماس چشمی | eye contact | Avoid eye contact during the speech. (در طول سخنرانی از تماس چشمی خودداری کنید.) |
| تماس با کسی | get in contact with | I’ll get in contact with him tomorrow. (فردا با او تماس خواهم گرفت.) |
| قطع ارتباط | lose contact | We lost contact after high school. (ما بعد از دبیرستان ارتباطمان قطع شد.) |
Contact به عنوان اسم و فعل: درک پایه
کلمه «contact» ریشهای لاتین دارد و از “contactus” به معنای “تماس” یا “لمس” گرفته شده است. این ریشه به خوبی مفهوم اصلی این کلمه، یعنی “برخورد” یا “نزدیکی” را منتقل میکند. در زبان انگلیسی مدرن، «contact» میتواند هم به عنوان یک فعل و هم به عنوان یک اسم استفاده شود و همین دوگانگی نقش است که گاهی باعث سردرگمی میشود. اما جای نگرانی نیست؛ با کمی دقت به ساختار و معنی، به راحتی بر آن مسلط خواهید شد.
Contact به عنوان فعل
وقتی «contact» را به عنوان فعل به کار میبریم، به معنای «با کسی تماس گرفتن»، «ارتباط برقرار کردن» یا «خبر دادن به کسی» است. نکته مهم اینجاست که «contact» در این حالت یک فعل متعدی (transitive verb) است، به این معنی که مستقیماً مفعول خود را میگیرد و معمولاً نیازی به حرف اضافه ندارد.
فرمول:
فاعل + contact + مفعول (شخص یا سازمان)
- ✅ Please contact me if you have any questions. (لطفاً اگر سوالی دارید با من تماس بگیرید.)
- ❌ Please contact with me if you have any questions. (این اشتباه است، نیازی به “with” نیست.)
- ✅ The company contacted all its clients. (شرکت با همه مشتریان خود تماس گرفت.)
- ❌ The company contacted to all its clients. (این اشتباه است، نیازی به “to” نیست.)
ببینید چقدر ساده است؟ به یاد داشته باشید که فعل «contact» به تنهایی بار معنایی «تماس گرفتن با» را حمل میکند.
Contact به عنوان اسم
«Contact» در نقش اسم میتواند معانی مختلفی داشته باشد، که مهمترین آنها شامل موارد زیر است:
- ارتباط یا تماس: به معنای حالت در ارتباط بودن یا نزدیکی.
- شخص آشنا: به معنای کسی که میشناسید و میتواند در کاری به شما کمک کند (معمولاً در زمینه کاری یا حرفهای).
- تماس فیزیکی: به معنای لمس یا برخورد فیزیکی.
- I lost contact with my old friends. (با دوستان قدیمیام ارتباطم قطع شد.)
- He has many important business contacts. (او تماسهای کاری مهم زیادی دارد. – اشاره به افراد آشنا)
- Avoid direct contact with the chemical. (از تماس مستقیم با ماده شیمیایی خودداری کنید.)
مهمترین کالوکیشنهای Contact با افعال
در این بخش به سراغ رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Contact با افعال مختلف میرویم. تسلط بر این عبارات به شما کمک میکند تا طبیعیتر و دقیقتر صحبت کنید.
Make Contact (برقراری ارتباط، تماس گرفتن)
این کالوکیشن معمولاً برای اشاره به اولین باری که با کسی ارتباط برقرار میکنید یا زمانی که برقراری ارتباط دشوار بوده است، استفاده میشود. همچنین میتواند به معنای شروع یک ارتباط جدید، چه فیزیکی و چه ارتباطی، باشد.
- ✅ After weeks of searching, they finally made contact with the missing hikers. (پس از هفتهها جستجو، آنها بالاخره با کوهنوردان گمشده تماس برقرار کردند.)
- ✅ It’s important to make eye contact when you speak. (برقراری تماس چشمی هنگام صحبت کردن مهم است.)
- ❌ They contacted with the hikers. (اشتباه رایج: “contact” به عنوان فعل نیازی به “with” ندارد. “Make contact with” یک عبارت اسمی است که “with” میگیرد.)
نکته: «make contact» معمولاً با حرف اضافه «with» همراه میشود:
make contact with someone/something
.
Get in Contact (with) (تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن)
«Get in contact with» به معنای شروع ارتباط یا برقراری تماس با کسی است. این عبارت بسیار رایج و کمی غیررسمیتر از «make contact» (در برخی زمینهها) است و بیشتر بر نتیجهای که همان برقراری ارتباط است، تاکید دارد.
- ✅ I’ll get in contact with him regarding the project. (در مورد پروژه با او تماس خواهم گرفت.)
- ✅ Can you help me get in contact with the manager? (میتوانید کمکم کنید با مدیر تماس بگیرم؟)
نکته فرهنگی: در انگلیسی بریتانیایی، «get in touch with» اغلب به جای «get in contact with» استفاده میشود و بسیار رایج است.
Keep / Stay / Remain in Contact (with) (در ارتباط ماندن، حفظ ارتباط)
این کالوکیشنها برای نشان دادن ادامه داشتن یک ارتباط استفاده میشوند. وقتی میخواهید بگویید که شما و شخص دیگری همچنان با هم صحبت میکنید یا از اخبار یکدیگر باخبر هستید، از این عبارات استفاده میکنید.
- ✅ We should keep in contact after the conference. (باید بعد از کنفرانس در ارتباط بمانیم.)
- ✅ Despite moving to different cities, they remained in contact. (با وجود نقل مکان به شهرهای مختلف، آنها در ارتباط ماندند.)
- ✅ It’s good to stay in contact with old colleagues. (خوب است که با همکاران قدیمی در ارتباط باشید.)
فرمول:
keep/stay/remain + in contact + with + شخص
Lose Contact (with) (قطع ارتباط، از دست دادن تماس)
این عبارت به معنای این است که دیگر با کسی ارتباط ندارید یا دیگر با او صحبت نمیکنید. این میتواند به دلیل فاصله جغرافیایی، تغییر شرایط زندگی یا دلایل دیگر باشد.
- ✅ I lost contact with my childhood friend after we moved. (بعد از نقل مکان، با دوست دوران کودکیم ارتباطم قطع شد.)
- ✅ They lost contact with the outside world during their expedition. (آنها در طول سفر اکتشافی خود با دنیای خارج قطع ارتباط کردند.)
Establish Contact (ایجاد ارتباط رسمی یا مهم)
«Establish contact» بیشتر در موقعیتهای رسمی، نظامی، یا در زمینه شروع یک رابطه مهم یا پایدار استفاده میشود. این عبارت حس تلاش و برنامهریزی برای ایجاد ارتباط را دارد.
- ✅ The diplomats are trying to establish contact with the rebel group. (دیپلماتها در تلاشند تا با گروه شورشی ارتباط برقرار کنند.)
- ✅ The new company aims to establish contact with potential investors. (شرکت جدید قصد دارد با سرمایهگذاران احتمالی ارتباط برقرار کند.)
Have Contact (with) (با کسی در ارتباط بودن، تماس داشتن)
این کالوکیشن یک حالت کلی از داشتن ارتباط یا تعامل با کسی را نشان میدهد. میتواند به معنای ارتباط منظم یا غیرمنظم باشد.
- ✅ Do you have any contact with your former boss? (آیا با رئیس سابق خود ارتباطی دارید؟)
- ✅ We still have contact with some of our clients from years ago. (ما هنوز با برخی از مشتریانمان از سالها پیش در ارتباط هستیم.)
Avoid Contact (اجتناب از تماس)
«Avoid contact» به معنای دوری کردن از تماس یا ارتباط با شخص یا چیزی است.
- ✅ He tends to avoid eye contact when he’s nervous. (او وقتی مضطرب است، تمایل دارد از تماس چشمی دوری کند.)
- ✅ Doctors advised people to avoid contact with contaminated surfaces. (پزشکان به مردم توصیه کردند از تماس با سطوح آلوده خودداری کنند.)
کالوکیشنهای Contact با اسمها و صفتها
«Contact» نه تنها با افعال، بلکه با اسمها و صفتها نیز کالوکیشنهای مهمی را میسازد که هر کدام معنای خاص خود را دارند.
Eye Contact (تماس چشمی)
یکی از مهمترین و رایجترین کالوکیشنها که به معنای نگاه کردن مستقیم به چشمان یکدیگر است. این کالوکیشن در فرهنگهای مختلف معانی متفاوتی دارد و میتواند نشانهای از اعتماد، صداقت، احترام، یا حتی در برخی موارد پرخاشگری باشد.
- ✅ Maintaining eye contact during an interview shows confidence. (حفظ تماس چشمی در طول مصاحبه اعتماد به نفس را نشان میدهد.)
- ✅ He made brief eye contact with her across the room. (او به طور لحظهای با او در آن طرف اتاق تماس چشمی برقرار کرد.)
Physical Contact (تماس فیزیکی)
این عبارت به معنای لمس فیزیکی بین افراد یا اشیاء است.
- ✅ Some cultures discourage physical contact between strangers. (برخی فرهنگها از تماس فیزیکی بین غریبهها دلسرد میکنند.)
- ✅ Contact sports involve a lot of physical contact. (ورزشهای رزمی شامل تماس فیزیکی زیادی هستند.)
Direct Contact / Indirect Contact (تماس مستقیم/غیرمستقیم)
این کالوکیشنها به ماهیت ارتباط اشاره دارند. «Direct contact» به معنای ارتباط رو در رو یا بدون واسطه است، در حالی که «indirect contact» به ارتباط با واسطه یا از طریق شخص ثالث اشاره دارد.
- ✅ I prefer direct contact with my clients to understand their needs better. (من تماس مستقیم با مشتریانم را ترجیح میدهم تا نیازهایشان را بهتر درک کنم.)
- ✅ News of the accident reached him through indirect contact. (خبر تصادف از طریق ارتباط غیرمستقیم به او رسید.)
Close Contact (تماس نزدیک، در معرض بودن)
این عبارت میتواند به نزدیکی فیزیکی یا نزدیکی در ارتباط اشاره داشته باشد. در زمینه بیماریها، به معنای در معرض فرد بیمار بودن است.
- ✅ Anyone who has been in close contact with a confirmed case should self-isolate. (هر کسی که در تماس نزدیک با یک مورد تایید شده بوده است، باید خودقرنطینگی کند.)
- ✅ We’ve maintained close contact with our suppliers during this crisis. (ما در طول این بحران ارتباط نزدیکی با تامینکنندگان خود حفظ کردهایم.)
Point of Contact (نقطه تماس، شخص مسئول ارتباط)
این عبارت به شخص یا دپارتمانی اشاره دارد که مسئول ارتباط در یک سازمان یا پروژه است.
- ✅ Please refer to Sarah as your main point of contact for this project. (لطفاً سارا را به عنوان نقطه تماس اصلی خود برای این پروژه در نظر بگیرید.)
- ✅ The website lists a phone number as the primary point of contact. (وبسایت یک شماره تلفن را به عنوان نقطه تماس اصلی لیست کرده است.)
تفاوتهای ظریف: US vs. UK و رسمی/غیررسمی
همانطور که در طول یادگیری زبان انگلیسی پیشرفت میکنید، متوجه خواهید شد که تفاوتهای جزئی در استفاده از کلمات و عبارات بین لهجهها و موقعیتهای مختلف وجود دارد. «Contact» نیز از این قاعده مستثنی نیست.
Get in Contact vs. Get in Touch
همانطور که پیشتر اشاره شد:
- Get in contact with: در هر دو لهجه آمریکایی و بریتانیایی قابل قبول و رایج است.
- Get in touch with: در انگلیسی بریتانیایی بسیار رایجتر است و به معنای «تماس گرفتن» یا «ارتباط برقرار کردن» است. در انگلیسی آمریکایی نیز فهمیده میشود، اما ممکن است کمی کمتر استفاده شود.
- ✅ UK: I’ll get in touch with you next week. (هفته آینده با شما تماس میگیرم.)
- ✅ US: I’ll get in contact with you next week. (هفته آینده با شما تماس میگیرم.)
هر دو عبارت صحیح هستند و به یک معنی به کار میروند، اما انتخاب شما میتواند بر لهجه و سبک شما تأثیر بگذارد.
Contact به عنوان فعل (رسمیتر)
استفاده از «contact» به عنوان فعل (بدون حرف اضافه) کمی رسمیتر یا حرفهایتر از «get in contact with» به نظر میرسد، به خصوص در موقعیتهای تجاری یا نوشتاری.
- Formal: Please contact our support team for assistance. (لطفاً برای کمک با تیم پشتیبانی ما تماس بگیرید.)
- Informal: Just get in contact with me if you need anything. (اگر چیزی نیاز داشتی فقط با من تماس بگیر.)
هر دو صحیح هستند، اما اولی لحنی رسمیتر دارد. انتخاب شما بستگی به موقعیت و مخاطبتان دارد.
اشتباهات رایج و نحوه دوری از آنها
بسیاری از زبانآموزان با این اشتباهات رایج در استفاده از کالوکیشن های Contact دست و پنجه نرم میکنند. نگران نباشید اگر در ابتدا گیجکننده به نظر میرسد؛ شناسایی این اشتباهات اولین قدم برای اصلاح آنهاست.
۱. اضافه کردن حرف اضافه به فعل Contact
این رایجترین اشتباه است. همانطور که گفتیم، وقتی «contact» به عنوان فعل استفاده میشود، نیازی به حرف اضافه مانند «with» یا «to» ندارد، زیرا فعل متعدی است و مستقیماً مفعول میگیرد.
- ❌ I will contact with him tomorrow.
- ✅ I will contact him tomorrow. (فردا با او تماس خواهم گرفت.)
- ❌ She needs to contact to the office.
- ✅ She needs to contact the office. (او باید با دفتر تماس بگیرد.)
به یاد داشته باشید:
فاعل + contact + مفعول
.
۲. گیج شدن بین Contact و Touch
در حالی که «contact» میتواند به معنای «تماس فیزیکی» باشد، اما دامنه معنایی وسیعتری دارد و شامل «تماس ارتباطی» نیز میشود. «Touch» تقریباً همیشه به معنای تماس فیزیکی است.
- Touch: فقط تماس فیزیکی.
- Contact: تماس فیزیکی، ارتباط، یا حتی ارتباط غیرمستقیم.
- ✅ Don’t touch the wet paint. (به رنگ خیس دست نزن.) (فیزیکی)
- ✅ Please do not make physical contact with the exhibits. (لطفاً با نمایشگاهها تماس فیزیکی برقرار نکنید.) (فیزیکی)
- ✅ We need to establish contact with the authorities. (ما باید با مقامات ارتباط برقرار کنیم.) (ارتباطی، نه لزوماً فیزیکی)
۳. استفاده نادرست از “In Contact”
عبارت “in contact” همیشه به یک فعل کمکی نیاز دارد تا کامل شود (مثلاً be, get, keep, stay, remain). نمیتوانید آن را به تنهایی استفاده کنید.
- ❌ I am contact with him.
- ✅ I am in contact with him. (من با او در ارتباط هستم.)
- ❌ They hope to contact.
- ✅ They hope to get in contact. (آنها امیدوارند ارتباط برقرار کنند.)
پرسشهای متداول (FAQ)
چطور میتوانم کالوکیشنهای Contact را به خاطر بسپارم؟
بهترین راه برای به خاطر سپردن کالوکیشن های Contact، استفاده فعال از آنهاست:
- در محیط واقعی: سعی کنید به مکالمات بومیزبانان گوش دهید و ببینید چطور از این عبارات استفاده میکنند.
- یادداشتبرداری با مثال: هر کالوکیشن را با یک یا دو مثال که خودتان میسازید، یادداشت کنید.
- فلشکارت: کالوکیشن را روی یک سمت کارت و معنی و مثال آن را در سمت دیگر بنویسید.
- تکرار و تمرین: آگاهانه سعی کنید این عبارات را در صحبت کردن و نوشتن خود به کار ببرید. هرچه بیشتر استفاده کنید، طبیعیتر خواهند شد.
آیا Contact همیشه به معنای صحبت کردن است؟
خیر. همانطور که دیدیم، «contact» دامنه معنایی وسیعی دارد. میتواند به معنای صحبت کردن، پیام دادن، ایمیل فرستادن (ارتباط) باشد، اما همچنین میتواند به معنای لمس فیزیکی («physical contact») یا حتی صرفاً شناختن کسی («having contacts») بدون لزوماً صحبت منظم با او باشد.
آیا Contact میتواند به معنای “شخص آشنا” باشد؟
بله، دقیقاً! در این مورد، «contact» یک اسم قابل شمارش است. وقتی میگویید «I have a contact at the company»، به این معنی است که شما شخصی را در آن شرکت میشناسید که میتواند به شما کمک کند یا اطلاعاتی بدهد. این بیشتر در بافتهای کاری یا شبکهسازی استفاده میشود.
نتیجهگیری و گامی به سوی تسلط
تبریک میگوییم! با مطالعه این راهنما، شما نه تنها با کالوکیشن های Contact آشنا شدید، بلکه تفاوتهای ظریف، اشتباهات رایج و نکات کاربردی آن را نیز فرا گرفتید. کلمه «contact» و کالوکیشنهای آن ابزاری قدرتمند در مکالمات روزمره و محیطهای حرفهای هستند. نگران نباشید اگر در ابتدا همه چیز کاملاً به خاطر نمیماند؛ یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد.
اکنون که دانش لازم را دارید، زمان آن رسیده که آن را به کار بگیرید. هرچه بیشتر این کالوکیشنها را در شنیدن، خواندن، نوشتن و صحبت کردن خود ادغام کنید، بیشتر در ذهن شما نهادینه خواهند شد. از اشتباه کردن نترسید، زیرا هر اشتباه فرصتی برای یادگیری و پیشرفت است. با اعتماد به نفس به سوی تسلط گام بردارید!




واقعا ممنون از این مقاله مفید. همیشه در استفاده از contact و make contact گیج میشدم. پس یعنی make contact برای اولین باره که ارتباط برقرار میشه؟
Yes, exactly! “Make contact” often refers to establishing communication for the first time, or after a long break. For example, “The two teams finally made contact after the negotiations.” Keep up the great work!
مرسی از توضیحات خوبتون. من همیشه فکر میکردم “contact with someone” درستتره. یعنی “get in contact with” رایجتره؟
You’re very welcome, Ali! Both “contact someone” (as a verb) and “get in contact with someone” are correct. “Get in contact with” is a common phrase to explicitly mean *initiate* communication, while “contact someone” is more direct and can be used when you already have the means to reach them. For instance, “Please contact me if you have any questions.” vs. “I’ll try to get in contact with him via email.”
عالی بود! یه نکتهای که من قبلا شنیدم اینه که “stay in touch” هم معنی مشابه “keep in contact” رو داره. درسته؟
Absolutely, Maryam! “Stay in touch” is a very common and natural alternative to “keep in contact,” especially in informal settings. They both mean to maintain communication with someone. Great point to bring up!
ممنون از مقاله خوبتون. آیا “loose contact” هم داریم یا فقط “lose contact” درسته؟ آخه تو مکالمه یه بار شنیدم “loose” میگن.
That’s a great question, Reza, and a common point of confusion! It’s definitely “lose contact” (l-o-s-e), which means to no longer be in touch. “Loose” (l-o-o-s-e) is an adjective meaning not tight or free, and it wouldn’t be used in this context. It might have been a mishearing or a common pronunciation error by a non-native speaker.
این کالوکیشنها واقعا کاربردین. “Get in contact with” حالت رسمیتری داره یا میشه تو مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟
That’s an excellent question, Fatemeh! “Get in contact with” is perfectly fine for both formal and informal conversations. While it might sound slightly more deliberate than simply “contact me,” it’s not overly formal. You can use it confidently in most situations.
دستتون درد نکنه. با این توضیحات دیگه قاطی نمیکنم! خصوصا فرق make contact و فقط contact.
پس اگه بخوام بگم با کسی دوباره ارتباط گرفتم بعد از مدتها، باید بگم “made contact again” یا “got back in contact”؟
Excellent question, Zahra! Both “made contact again” and “got back in contact” are perfectly correct and natural for re-establishing communication after a long time. You could also say “re-established contact.”
این “eye contact” هم خیلی مهمه. آیا میشه گفت “make eye contact”؟ یا فقط “eye contact” کافیه؟
Great observation, Amir! Yes, “make eye contact” is very common and perfectly natural. It means to look directly into someone’s eyes, establishing a connection. For example, “It’s important to make eye contact when you’re giving a presentation.”
مقاله تون عالی بود. آیا “keep in touch” هم مثل “keep in contact” هست؟
Yes, Nasrin, absolutely! “Keep in touch” is a very common and often more informal way to say “keep in contact.” They both mean to maintain communication. You’ll hear “keep in touch” quite frequently in everyday conversations.
من همیشه با حرف اضافه بعد از contact مشکل داشتم. الان فهمیدم که “contact” وقتی فعل باشه اصلا حرف اضافه نمیخواد (مثل “contact me”) ولی وقتی اسم باشه ممکنه با “with” بیاد (مثل “get in contact with”). این درسته؟
You’ve hit the nail on the head, Mohammad! That’s a perfect summary of one of the main points of confusion. When “contact” is a verb, it’s transitive and takes a direct object (e.g., “Contact the manager”). When it’s a noun in phrases like “get in contact,” “in contact with” is used. Well observed!
من “lose contact” رو تو یه فیلم شنیدم که دوتا دوست بعد سالها همدیگه رو پیدا میکردن و میگفتن “we lost contact”. خیلی خوبه که الان معنیشو دقیقتر فهمیدم.
That’s a great real-world example, Paria! Hearing phrases in context like in movies or TV shows is an excellent way to reinforce your learning. “Lost contact” perfectly describes friends drifting apart and no longer communicating.
ممنون از توضیح کاملتون. همیشه حس میکردم از contact درست استفاده نمیکنم. الان خیلی بهتر متوجه شدم.
برای “break contact” هم کالوکیشنی هست؟ مثلا وقتی میخوایم بگیم ارتباط قطع شد؟
That’s a very insightful question, Sara! While “break contact” is understandable, more common phrases to describe ending communication or an interaction are often “end contact,” “cut off contact,” or “discontinue contact.” “Lose contact” specifically implies the communication *faded away* rather than being an intentional break.
ممنون بابت مقاله عالی. یادمه تو یه کتاب درسی یه جا نوشته بود “initial contact”. اینم میشه یه کالوکیشن با contact؟
Absolutely, Mahsa! “Initial contact” is a fantastic collocation. It refers to the very first instance of communication or meeting between two parties, often in a formal or official context. Thanks for sharing this valuable addition!
پس “make contact” بیشتر برای شروع ارتباطه؟ مثلا “make contact with the ground” هم برای فرود هواپیما میتونه باشه؟
Excellent thinking, Javad! You’re absolutely right that “make contact” often signifies the *start* of interaction. And yes, “make contact with the ground” is a perfect example in a physical sense, meaning to touch the ground (like an airplane landing, or a ball hitting the ground). It’s about establishing that physical connection!
خیلی ممنون از سایت خوبتون. مطالبتون واقعا به زبان آموزا کمک میکنه.
من یه بار شنیدم که میگن “I’ll contact to him”. این غلطه پس؟ چون گفتید فعل contact حرف اضافه نمیخواد.
You’ve caught a very common mistake, Payman! You’re absolutely correct. When “contact” is used as a verb, it is transitive and does NOT take a preposition like “to” or “with.” The correct usage is “I’ll contact him” (directly). Thanks for pointing out this common error for others!
خیلی خوب بود. حس میکنم تو فارسی هم همینطور چندتا راه مختلف برای “ارتباط گرفتن” داریم. این کالوکیشن ها واقعا نکته های ریز ولی مهمی هستن.
That’s a fantastic observation, Hasti! You’re right, understanding how languages express similar concepts with different nuances is key. Collocations are indeed those ‘little but important details’ that make your English sound much more natural and fluent.
عالی بود! کوتاه و کاربردی.
ممنون از مقاله. یه سوال خارج از بحث: “contact lenses” ربطی به این کالوکیشنها داره یا کلا یه معنی دیگه از contact هست؟
That’s a great and very relevant question, Elnaz! “Contact lenses” refers to lenses that *make contact* directly with your eye. So, while it’s a specific product name, the underlying meaning of “contact” (touching, being in direct proximity) is still there. It’s a related, but distinct usage of the word.
برای “lose contact” معنی “ارتباط رو از دست دادن” رو درک کردم. یعنی دیگه با کسی در ارتباط نبودن. درسته؟
Yes, Sima, you’ve understood it perfectly! “Lose contact” means to no longer be in communication or touch with someone, often because of distance, time, or circumstances.
یه چیزی که من شنیدم، برای قطع ارتباط غیر رسمی “drift apart” هم استفاده میشه. فکر کنم معنی مشابهی با “lose contact” داره ولی بیشتر برای دوستان.
You’ve added a fantastic point, Samira! “Drift apart” is an excellent, slightly more informal idiom often used for friends or romantic partners who gradually lose touch and grow distant from each other. It perfectly complements “lose contact” in many contexts. Thank you for sharing!
ممنون از توضیحات. بین “keep in contact” و “stay in contact” تفاوتی هست؟ یا هر دو یکی هستند؟
That’s a sharp question, Arash! “Keep in contact” and “stay in contact” are largely interchangeable and mean the same thing: to maintain communication. “Stay in contact” might subtly emphasize the *continuation* of the state of being in contact, while “keep in contact” emphasizes the *action* of maintaining it. However, in most practical uses, you can use either.
وای ممنون، من همیشه میگفتم “contact to someone” و الان فهمیدم چقدر اشتباه بود! این مقاله جونم رو نجات داد!
We’re so glad this article helped clear up that common confusion, Zohreh! It’s a very frequent error among English learners, and recognizing it is the first step to mastering natural English. Keep up the great learning spirit!
مطالب عالی و دقیق. خیلی بدرد بخور بود.
آیا خود کلمه “contact” میتونه به معنی “تماس” یا “ارتباط” هم استفاده بشه؟ مثلا “I have good contacts in the industry.”
Excellent question, Farzad! Yes, absolutely. When “contact” is used as a noun in the plural (“contacts”), it often refers to people you know who can be helpful professionally or socially (“I have good contacts in the industry” means you know influential people). As a singular noun, it can also mean a communication or interaction (e.g., “Our first contact was by email”). Great point!
مرسی از این مطلب مفید. لطفا برای کلمات دیگه ای که کالوکیشن های اینجوری دارن هم مقاله بذارید.