- کالوکیشن های Concentrate در زبان انگلیسی دقیقاً به چه معناست و چرا یادگیری آنها ضروری است؟
- پرکاربردترین حرف اضافهای که با فعل concentrate به کار میرود چیست؟
- چگونه میتوان از قیدها برای توصیف میزان و شدت تمرکز استفاده کرد؟
- آیا concentrate فقط به معنای تمرکز ذهنی است یا کاربردهای دیگری نیز دارد؟
- مهمترین ترکیبهای اسمی و فعلی با concentrate که باید بدانیم کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای کالوکیشن های Concentrate در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. یادگیری این همایندها به شما کمک میکند تا مانند یک فرد بومی (Native) انگلیسی صحبت کنید، منظور خود را با دقت بیشتری بیان نمایید و درک عمیقتری از متون انگلیسی پیدا کنید. با ما همراه باشید تا این ساختارهای زبانی را به صورت کاربردی و با مثالهای متعدد بیاموزید.
چرا یادگیری کالوکیشن های Concentrate اهمیت دارد؟
در زبان انگلیسی، کلمات به ندرت به صورت جداگانه و تنها استفاده میشوند. آنها معمولاً در کنار کلمات خاص دیگری قرار میگیرند تا یک مفهوم طبیعی و رایج را بسازند. به این ترکیبهای رایج و طبیعی کلمات «کالوکیشن» یا «همایند» میگویند. فعل concentrate نیز از این قاعده مستثنی نیست و با کلمات مختلفی (حرف اضافه، قید، اسم و فعل) ترکیب میشود تا معانی دقیقتر و طبیعیتری را منتقل کند. استفاده از این ترکیبهای صحیح، تفاوت اصلی بین یک زبانآموز سطح متوسط و یک فرد مسلط به زبان انگلیسی است. وقتی شما از کالوکیشن های Concentrate به درستی استفاده میکنید، کلام شما روانتر، طبیعیتر و قابل فهمتر به نظر میرسد.
رایجترین کالوکیشن: Concentrate on (تمرکز کردن بر روی)
بدون شک، پرکاربردترین و مهمترین کالوکیشن برای فعل concentrate، ترکیب آن با حرف اضافه on است. این ساختار برای اشاره به معطوف کردن تمام توجه ذهنی و تلاش به یک موضوع، فعالیت یا هدف خاص به کار میرود. تقریباً در هر موقعیتی که بخواهید در مورد تمرکز ذهنی صحبت کنید، این کالوکیشن انتخاب اول شما خواهد بود.
مثالهای کاربردی برای Concentrate on:
-
I need to concentrate on my homework to finish it on time.
ترجمه: من باید روی تکالیفم تمرکز کنم تا آن را به موقع تمام کنم. -
She was trying to concentrate on her work, but the noise outside was distracting.
ترجمه: او سعی میکرد روی کارش تمرکز کند، اما سر و صدای بیرون حواسش را پرت میکرد. -
Let’s concentrate on the main problem and not get sidetracked by minor issues.
ترجمه: بیایید روی مشکل اصلی تمرکز کنیم و با مسائل جزئی از مسیر اصلی منحرف نشویم. -
He concentrated on driving through the storm.
ترجمه: او روی رانندگی در طوفان تمرکز کرد.
کالوکیشن با قیدها (Adverb + Concentrate)
برای نشان دادن شدت، میزان یا کیفیت تمرکز، میتوانیم از قیدهای مختلفی قبل از فعل concentrate استفاده کنیم. این قیدها به کلام ما جزئیات و دقت بیشتری میبخشند. در ادامه به بررسی مهمترین آنها میپردازیم.
Concentrate hard/intensely (به سختی / با شدت تمرکز کردن)
این کالوکیشن نشاندهنده تلاش زیاد برای حفظ تمرکز است، به ویژه زمانی که موانع یا عوامل حواسپرتی وجود دارند.
-
She was concentrating hard on her homework.
ترجمه: او داشت به سختی روی تکالیفش تمرکز میکرد. -
You must concentrate hard to solve this difficult puzzle.
ترجمه: برای حل این پازل دشوار باید با جدیت تمرکز کنی.
Concentrate fully/totally (کاملاً / تماماً تمرکز کردن)
این ترکیب به معنای معطوف کردن تمام توجه و توان ذهنی به یک موضوع، بدون هیچگونه حواسپرتی است.
-
He tried to concentrate fully during the lecture, but he was too tired.
ترجمه: او سعی کرد در طول سخنرانی کاملاً تمرکز کند، اما بیش از حد خسته بود. -
To understand this concept, you need to concentrate fully on the explanation.
ترجمه: برای فهم این مفهوم، باید تماماً روی توضیحات تمرکز کنید.
Concentrate mainly/primarily (عمدتاً / اساساً تمرکز کردن)
این کالوکیشن زمانی استفاده میشود که تمرکز بیشتر روی یک جنبه یا بخش خاصی از یک موضوع کلی باشد.
-
The company decided to concentrate mainly on the European market.
ترجمه: شرکت تصمیم گرفت عمدتاً بر بازار اروپا تمرکز کند. -
In this course, we will concentrate primarily on modern history.
ترجمه: در این دوره، ما اساساً بر تاریخ معاصر تمرکز خواهیم کرد.
Concentrate exclusively/solely (منحصرأ / فقط تمرکز کردن)
این ترکیب برای بیان این موضوع به کار میرود که تمرکز تنها و فقط روی یک چیز است و هیچ موضوع دیگری مورد توجه قرار نمیگیرد.
-
The museum will now concentrate exclusively on contemporary art.
ترجمه: این موزه از این پس منحصراً بر هنر معاصر تمرکز خواهد کرد. -
She decided to concentrate solely on her career for the next few years.
ترجمه: او تصمیم گرفت برای چند سال آینده فقط روی حرفهاش تمرکز کند.
کالوکیشنهای اسمی (Concentrate + Noun)
فعل concentrate میتواند با اسمهای مختلفی نیز ترکیب شود. در این ساختارها، concentrate به معنای “متمرکز کردن” یا “معطوف کردن” چیزی (مانند تلاش، منابع، یا توجه) بر روی یک هدف است. این ساختار معمولاً به شکل `concentrate + [اسم] + on` به کار میرود.
Concentrate your efforts (تلاشهای خود را متمرکز کردن)
این کالوکیشن به معنای هدایت کردن تمام فعالیتها و تلاشها به سمت یک هدف مشخص است.
-
We need to concentrate our efforts on improving customer satisfaction.
ترجمه: ما باید تلاشهایمان را برای بهبود رضایت مشتری متمرکز کنیم. -
The team concentrated its efforts on finding a cure for the disease.
ترجمه: تیم تلاشهای خود را بر یافتن درمانی برای بیماری متمرکز کرد.
Concentrate your attention (توجه خود را متمرکز کردن)
این ترکیب بسیار شبیه به “concentrate on” است اما با ذکر صریح کلمه “attention”، تأکید بیشتری بر جنبه توجه و دقت ذهنی دارد.
-
Please concentrate your attention on the screen.
ترجمه: لطفاً توجه خود را روی صفحه نمایش متمرکز کنید. -
He had to concentrate his full attention on the delicate surgery.
ترجمه: او مجبور بود تمام توجه خود را بر روی آن جراحی حساس متمرکز کند.
Concentrate resources (منابع را متمرکز کردن)
این کالوکیشن در زمینههای مدیریتی، اقتصادی و نظامی کاربرد دارد و به معنای تخصیص دادن و جمع کردن منابع (مانند پول، نیروی انسانی، تجهیزات) در یک حوزه خاص برای رسیدن به حداکثر کارایی است.
-
The government decided to concentrate resources on the most run-down areas of the city.
ترجمه: دولت تصمیم گرفت منابع را بر روی فرسودهترین مناطق شهر متمرکز کند. -
To be competitive, the company must concentrate its resources on research and development.
ترجمه: برای رقابتی ماندن، شرکت باید منابع خود را بر تحقیق و توسعه متمرکز نماید.
Concentrate power (قدرت را متمرکز کردن)
این اصطلاح اغلب در مباحث سیاسی و اجتماعی به کار میرود و به معنای جمعآوری و انباشت قدرت در دست یک فرد، گروه یا نهاد خاص است.
-
The new legislation could concentrate too much power in the hands of the president.
ترجمه: قانون جدید میتواند قدرت بیش از حدی را در دستان رئیس جمهور متمرکز کند. -
Dictators often try to concentrate power by eliminating their rivals.
ترجمه: دیکتاتورها اغلب سعی میکنند با حذف رقبای خود قدرت را متمرکز کنند.
اصطلاح ویژه: Concentrate the mind (ذهن را متمرکز کردن)
این یک اصطلاح (idiom) بسیار کاربردی و رایج است که به معنای وادار کردن کسی به فکر کردن بسیار جدی و واضح در مورد یک موضوع است، معمولاً به دلیل وجود یک ضربالاجل، خطر یا موقعیت اضطراری. این اصطلاح نشان میدهد که یک عامل خارجی باعث ایجاد تمرکز شدید میشود.
مثالهای کاربردی برای Concentrate the mind:
-
The prospect of a final exam really concentrates the mind.
ترجمه: چشمانداز امتحان نهایی واقعاً ذهن را متمرکز میکند. -
Nothing concentrates the mind better than the knowledge that you could be fired tomorrow.
ترجمه: هیچ چیز بهتر از این آگاهی که ممکن است فردا اخراج شوی، ذهن را متمرکز نمیکند. -
The sudden crisis concentrated the minds of the committee members on finding a quick solution.
ترجمه: بحران ناگهانی ذهن اعضای کمیته را بر یافتن یک راهحل سریع متمرکز کرد.
جدول خلاصه کالوکیشنهای Concentrate
برای مرور و یادآوری بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Concentrate را به همراه نوع و یک مثال خلاصه کردهایم:
| نوع کالوکیشن | کالوکیشن | مثال (Example) |
|---|---|---|
| فعل + حرف اضافه | concentrate on | You should concentrate on your studies. |
| قید + فعل | concentrate hard | He was concentrating hard to hear the faint sound. |
| قید + فعل | concentrate fully | I couldn’t concentrate fully on the movie. |
| فعل + اسم | concentrate efforts on | Let’s concentrate our efforts on the marketing campaign. |
| فعل + اسم | concentrate resources on | They will concentrate resources on developing new technology. |
| فعل + اسم | concentrate power | The system concentrates power in a central government. |
| اصطلاح | concentrate the mind | A deadline always concentrates the mind wonderfully. |
نتیجهگیری
همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، فعل concentrate فراتر از یک معنای ساده است و از طریق ترکیب با کلمات دیگر، مفاهیم بسیار دقیق و متنوعی را ایجاد میکند. یادگیری و به کارگیری کالوکیشن های Concentrate به شما کمک میکند تا از سطح یک زبانآموز معمولی فراتر رفته و به سطح بالاتری از تسلط و روانی در زبان انگلیسی دست یابید. سعی کنید این ترکیبها را به خاطر بسپارید و در مکالمات و نوشتههای خود از آنها استفاده کنید. با تمرین و تکرار، این ساختارها به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از زبان انگلیسی خواهند داد.




ممنون از مقاله خوبتون. همیشه تو انتخاب حرف اضافه مناسب برای concentrate مشکل داشتم. این توضیح خیلی کمکم کرد.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! یادگیری کالوکیشنها به خصوص حروف اضافه واقعاً مهارت شما رو در انگلیسی طبیعیتر میکنه. پیشنهاد میکنیم با نوشتن جملات خودتون با این ترکیبها، اونها رو بیشتر تمرین کنید.
سلام. خیلی ممنون از این مطلب مفید. میخواستم بدونم آیا “concentrate about” هم میشه گفت؟ یا فقط “on” درسته؟
سلام امیرحسین عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدید! در حالت کلی، حرف اضافه صحیح و رایج برای فعل concentrate به معنای تمرکز ذهنی، همیشه “on” هست. “Concentrate about” به هیچ وجه استفاده نمیشود و اشتباه است. به این ترکیبهای ثابت، کالوکیشن میگوییم.
من همیشه سعی میکنم کالوکیشنها رو توی دفترچهای جداگانه یادداشت کنم. این روش خیلی به من کمک کرده. مخصوصاً ترکیبهای concentrate با adverbها مثل “fully concentrate” که توی فیلمها هم زیاد شنیدم.
روش شما، مریم خانم، فوقالعاده است! یادداشتبرداری فعال و توجه به کاربرد کلمات در بافت (مثل فیلمها) بهترین راه برای تثبیت کالوکیشنها در ذهن هست. این کار باعث میشه ناخودآگاه ازشون استفاده کنید.
مقاله جامع و مفیدی بود. من همیشه بین “concentrate on” و “focus on” گیج میشم. میشه یکم بیشتر در مورد تفاوتهاشون توضیح بدید؟
سلام علی آقا. سوال شما بسیار رایج و مهم است. در بسیاری از موارد “concentrate on” و “focus on” به جای هم استفاده میشوند و تفاوت معنایی کمی دارند. اما “concentrate” بیشتر بر تلاش ذهنی برای عدم حواسپرتی و حفظ توجه تاکید دارد، در حالی که “focus” میتواند به معنای جهتدهی توجه به یک نقطه خاص باشد. مثلاً: “I need to concentrate on my studies” (نیاز دارم حواسم را جمع کنم و درس بخوانم) و “Let’s focus on finding a solution” (بیایید روی پیدا کردن راه حل تمرکز کنیم).
واقعاً از این مطلب عالی لذت بردم. یادگیری کالوکیشنها واقعاً مکالمه آدم رو طبیعیتر میکنه. مرسی!
تو مقاله به کاربردهای دیگه concentrate هم اشاره کردید، مثل محلول غلیظ. میتونید مثالهای بیشتری از این کاربردها بدید؟ مثلاً “concentrated juice” چه معنی میده؟
بله رضا جان، حتماً. “Concentrated juice” یعنی آبمیوهای که غلیظ شده و بخش زیادی از آب آن تبخیر شده است. مثال دیگر “concentrated effort” است که به معنای تلاش متمرکز و شدید برای رسیدن به یک هدف است. این کاربردها نشان میدهند که تمرکز میتواند فیزیکی یا معنوی باشد.
من همیشه با کالوکیشنها مشکل دارم چون توی فارسی همچین چیزی نداریم. حس میکنم باید هر کدوم رو جداگانه حفظ کنم. راهی هست که راحتتر یاد بگیرم؟
مهسا خانم، شما تنها نیستید! بسیاری از زبانآموزان این چالش را دارند. بهترین راه برای یادگیری کالوکیشنها، قرار گرفتن در معرض زبان انگلیسی واقعی (خواندن کتاب، دیدن فیلم، گوش دادن به پادکست) و همچنین تلاش برای استفاده فعال از آنها در صحبت کردن و نوشتن است. به جای حفظ کردن، سعی کنید در جملات و بافتهای مختلف ببینید و بشنوید.
آیا “deeply concentrate” رو میشه برای تمرکز روی یه موضوع خیلی سخت به کار برد؟ یا بیشتر برای احساسات استفاده میشه؟
هادی عزیز، “deeply concentrate” قطعاً میتواند برای تمرکز شدید و عمیق روی یک موضوع دشوار یا مطالعه به کار رود. مثلاً: “He had to deeply concentrate to solve the complex math problem.” پس فقط برای احساسات نیست و برای هر نوع تمرکز شدیدی کاربرد دارد.
مثل همیشه عالی و کاربردی. ممنون از زحمات تیم Englishvocabulary.ir.
خیلی خوب بود. آیا “concentrate” استرس روی سیلاب اوله؟ و اینکه برای گفتن “تمرکزم رو از دست دادم” چه کالوکیشنی مناسبه؟
سلام پژمان عزیز. بله، درسته، استرس (stress) کلمه “concentrate” روی سیلاب اول یعنی “con” است. برای “تمرکزم رو از دست دادم” میتوانید از عبارت “lose one’s concentration” یا “break one’s concentration” استفاده کنید. مثلاً: “I lost my concentration during the exam.”
آیا “concentration” هم کالوکیشنهای خاص خودش رو داره؟ مثلاً “high concentration” یا “lack of concentration”؟ ممنون میشم بگید.
بله سپیده خانم، قطعاً همینطوره! “Concentration” به عنوان اسم هم کالوکیشنهای بسیار مهمی دارد. “High concentration” (غلظت بالا یا تمرکز زیاد) و “lack of concentration” (عدم تمرکز) هر دو مثالهای عالی و رایج هستند. همچنین “power of concentration” (قدرت تمرکز) یا “period of concentration” (دوره تمرکز) هم کاربرد دارند.
من این اشتباه رو زیاد میکنم که به جای “concentrate on” از “concentrate for” استفاده میکنم. مقاله خیلی بهم کمک کرد اینو اصلاح کنم.
کیوان عزیز، خوشحالیم که مقاله توانسته به شما کمک کند تا این نکته را اصلاح کنید. این اتفاق برای بسیاری از زبانآموزان رخ میدهد و نشان میدهد که چقدر یادگیری حروف اضافه درست در کالوکیشنها اهمیت دارد. ادامه دهید، موفق میشوید!
جالبه که توی زبانهای دیگه هم یه همچین مفهومهایی برای همایندی کلمات هست، ولی نه به این وضوح و قواعدی که توی انگلیسی هست.
از عبارت “concentrate one’s efforts” خوشم اومد. میشه یه مثال عملی دیگه هم باهاش بزنید؟
حتما آیدا خانم. مثلاً: “The team decided to concentrate its efforts on improving customer satisfaction.” (تیم تصمیم گرفت تلاشهای خود را روی بهبود رضایت مشتری متمرکز کند.) این عبارت برای وقتی استفاده میشود که منابع یا انرژی را به یک هدف خاص اختصاص میدهیم.
خیلی ممنونم از توضیحات جامع و مثالهای کاربردی. واقعاً هر روز یه چیز جدید از بلاگ شما یاد میگیرم.
غیر از fully و deeply، چه adverbهای دیگهای میشه با concentrate استفاده کرد برای نشون دادن شدت؟ مثلاً “strongly concentrate” درسته؟
پوریا جان، سوال خوبی است. بله، علاوه بر “fully” و “deeply”، میتوانید از “hard” (مثلاً “He concentrated hard on his homework”), “intensely” (مثلاً “She intensely concentrated on the task”), و “closely” (برای دقت بالا: “He concentrated closely on the details”) نیز استفاده کنید. “Strongly concentrate” خیلی رایج نیست، اما مفهوم را میرساند. “Intensely” گزینه بهتری است.
چطوری میتونیم این کالوکیشن ها رو توی صحبت کردن روزمره بیشتر به کار ببریم؟ من موقع حرف زدن یادم میره.
نرگس خانم، این یک چالش رایج است. بهترین راه، تمرین هدفمند است. سعی کنید حداقل روزی چند جمله با کالوکیشنهای جدید بسازید و با صدای بلند تکرار کنید. مکالمه با پارتنر زبان یا حتی ضبط صدای خودتان و گوش دادن به آن، میتواند بسیار کمککننده باشد. تکرار و مرور کلید موفقیت است.
این مقاله عالی بود و دید منو به یادگیری زبان انگلیسی تغییر داد. قبلا فکر میکردم فقط باید کلمات رو حفظ کنم.
پس اگه بخوام بگم “تمام توجهش رو روی کارش متمرکز کرد”، میتونم بگم “He concentrated all his attention on his work” درسته؟
کاملاً درسته دانیال عزیز! این جمله یک مثال عالی و بسیار طبیعی از کاربرد فعل “concentrate” با مفعول “attention” و حرف اضافه “on” است. استفاده شما از “all his attention” نیز به خوبی شدت تمرکز را نشان میدهد.
اگه میشه در مورد کالوکیشنهای فعل “achieve” هم یه مقاله بذارید. اونم خیلی کاربردیه.