- چرا یادگیری کالوکیشنها برای تسلط بر زبان انگلیسی حیاتی است؟
- کالوکیشن های Come چه تفاوتی با معنی اصلی این فعل دارند و چگونه معنای آنها را تشخیص دهیم؟
- چگونه میتوانیم کالوکیشنهای رایج فعل Come را به طور مؤثر یاد بگیریم و در مکالمات روزمره به کار ببریم؟
- چه اشتباهات رایجی در استفاده از کالوکیشنهای Come وجود دارد و چگونه از آنها اجتناب کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای کالوکیشن های Come آشنا میکنیم. یادگیری کالوکیشنها، به ویژه آنهایی که با افعال پرکاربرد مانند “Come” همراه میشوند، گامی اساسی برای صحبت کردن طبیعیتر و روانتر در زبان انگلیسی است. اگر میخواهید مانند یک انگلیسیزبان بومی صحبت کنید و از ساختارهای ترجمهگونه دوری کنید، درک و به کارگیری این عبارات ضروری است. با ما همراه باشید تا به طور عمیق به کالوکیشن های Come بپردازیم و با مثالها و ترجمه، آنها را برای شما ملموستر کنیم.
کالوکیشن چیست و چرا برای یادگیری زبان انگلیسی مهم است؟
پیش از ورود به جزئیات کالوکیشن های Come، بیایید ابتدا مفهوم “کالوکیشن” را درک کنیم. کالوکیشن به ترکیب دو یا چند کلمه گفته میشود که اغلب در کنار هم قرار میگیرند و یک معنای خاص را منتقل میکنند. این ترکیبها طبیعی و رایج به نظر میرسند و برای یک انگلیسیزبان بومی کاملاً آشنا هستند. به عنوان مثال، در زبان فارسی ما میگوییم “چای دم کردن” نه “چای پختن”، یا “باران شدید” نه “باران قوی”. اینها نمونههایی از کالوکیشن در زبان فارسی هستند.
یادگیری کالوکیشنها از چند جهت اهمیت دارد:
- روانی و طبیعی بودن کلام: استفاده صحیح از کالوکیشنها باعث میشود صحبت کردن یا نوشتن شما طبیعیتر و کمتر “ترجمهمانند” به نظر برسد.
- افزایش دقت در بیان: برخی از کالوکیشنها معانی ظریفی را منتقل میکنند که بدون آنها قابل بیان نیست.
- تقویت دایره واژگان: کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا کلمات جدید را در بستر معنایی صحیحشان یاد بگیرید.
- درک بهتر متون و مکالمات: آشنایی با کالوکیشنها به شما کمک میکند تا متون و مکالمات انگلیسی را بهتر درک کنید.
اهمیت ویژه کالوکیشن های Come در زبان انگلیسی
فعل “Come” یکی از ده فعل پرکاربرد در زبان انگلیسی است و همانطور که میدانید، افعال پرکاربرد اغلب بیشترین تعداد کالوکیشنها را دارند. این بدان معناست که کالوکیشن های Come در مکالمات روزمره، متون آکادمیک، اخبار و هر نوع محتوای انگلیسی به وفور یافت میشوند. نادیده گرفتن این کالوکیشنها میتواند منجر به سوءتفاهم یا عدم توانایی در بیان منظور خود به شیوهای مؤثر شود.
بسیاری از معانی فعل “Come” در قالب کالوکیشنها بیان میشوند که ممکن است با معنی اصلی “آمدن” تفاوت زیادی داشته باشند. به همین دلیل، تسلط بر این ترکیبات برای هر زبانآموزی که قصد دارد به سطوح پیشرفتهتر انگلیسی دست یابد، ضروری است.
کالوکیشن های رایج با Come به همراه مثال و ترجمه
در ادامه به معرفی برخی از مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Come میپردازیم. سعی کردهایم دستهبندی منطقی ارائه دهیم تا یادگیری برای شما آسانتر شود.
کالوکیشن های Come با حروف اضافه (Phrasal Verbs)
فعل “Come” با حروف اضافه مختلف، افعال عبارتی (Phrasal Verbs) متعددی را تشکیل میدهد که هر کدام معنای خاص خود را دارند:
- Come across (برخورد کردن با، به نظر رسیدن)
معنی: پیدا کردن چیزی به صورت اتفاقی؛ یا ایجاد یک تاثیر خاص بر روی کسی.
I came across an old friend in the supermarket yesterday. (دیروز در سوپرمارکت با یک دوست قدیمی برخورد کردم.)
He comes across as very confident. (او بسیار با اعتماد به نفس به نظر میرسد.)
- Come up with (به فکری رسیدن، ارائه دادن)
معنی: پیشنهاد دادن یا فکر کردن به یک ایده یا راه حل.
Can you come up with a better plan? (میتوانی یک نقشه بهتر ارائه دهی؟)
She came up with a brilliant idea for the project. (او ایده درخشانی برای پروژه ارائه داد.)
- Come by (به دست آوردن، ملاقات کردن)
معنی: به دست آوردن چیزی، اغلب با تلاش کم؛ یا سر زدن به جایی.
How did you come by such an expensive car? (چگونه چنین ماشین گرانی به دست آوردی؟)
Could you come by the office later? (میتوانی بعداً سری به دفتر بزنی؟)
- Come down with (مریض شدن)
معنی: به یک بیماری مبتلا شدن.
I think I’m coming down with a cold. (فکر میکنم دارم سرما میخورم.)
He came down with the flu right before his exam. (او درست قبل از امتحانش به آنفولانزا مبتلا شد.)
- Come into (به دست آوردن، وارث شدن)
معنی: ارث بردن پول یا دارایی.
She came into a large sum of money when her uncle died. (او پس از مرگ عمویش مقدار زیادی پول به ارث برد.)
- Come out (منتشر شدن، آشکار شدن)
معنی: منتشر شدن یک کتاب، فیلم یا خبر؛ یا آشکار شدن حقیقت.
When does their new album come out? (آلبوم جدیدشان کی منتشر میشود؟)
The truth will eventually come out. (حقیقت سرانجام آشکار خواهد شد.)
- Come to (به هوش آمدن، به چیزی رسیدن)
معنی: به هوش آمدن؛ یا جمع شدن قیمت نهایی چیزی.
After a few minutes, he slowly came to. (بعد از چند دقیقه، او به آرامی به هوش آمد.)
The total bill came to 50 dollars. (صورتحساب کل ۵۰ دلار شد.)
کالوکیشن های Come با اسامی (Nouns)
فعل “Come” اغلب با اسامی مختلفی ترکیب میشود تا معانی متفاوتی ایجاد کند:
- Come to a conclusion (به نتیجه رسیدن)
معنی: تصمیمگیری یا رسیدن به یک قضاوت پس از بررسی.
After much debate, we finally came to a conclusion. (پس از بحثهای فراوان، بالاخره به نتیجه رسیدیم.)
- Come to an end (به پایان رسیدن)
معنی: تمام شدن چیزی.
The meeting will come to an end at 5 PM. (جلسه ساعت ۵ بعد از ظهر به پایان خواهد رسید.)
- Come into force (لازمالاجرا شدن)
معنی: قانونی که شروع به اجرا شدن میکند.
The new regulations will come into force next month. (مقررات جدید ماه آینده لازمالاجرا خواهند شد.)
- Come to light (آشکار شدن، فاش شدن)
معنی: چیزی که قبلاً پنهان بود، شناخته شود.
Many secrets came to light during the investigation. (بسیاری از رازها در طول تحقیقات آشکار شدند.)
- Come into season (به فصل رسیدن)
معنی: میوه یا سبزیجات در زمانی که به طور طبیعی رشد میکنند و در دسترس هستند.
Strawberries usually come into season in late spring. (توت فرنگی معمولاً در اواخر بهار به فصل میرسد.)
- Come to terms with (کنار آمدن با، پذیرفتن)
معنی: پذیرفتن یک وضعیت دشوار.
It took him a long time to come to terms with the loss of his job. (مدت زیادی طول کشید تا او با از دست دادن شغلش کنار بیاید.)
- Come to a standstill (متوقف شدن کامل)
معنی: متوقف شدن حرکت یا فعالیت.
Traffic came to a standstill due to the accident. (ترافیک به دلیل تصادف کاملاً متوقف شد.)
کالوکیشن های Come با صفات و قیدها (Adjectives & Adverbs)
این ترکیبها به “Come” حالت و وضعیت خاصی میدهند:
- Come true (واقعی شدن)
معنی: یک آرزو، رویا یا پیشبینی که به واقعیت میپیوندد.
I hope all your dreams come true. (امیدوارم تمام رویاهایتان واقعی شوند.)
- Come easy/naturally (آسان بودن/طبیعی بودن)
معنی: کاری که بدون زحمت یا به طور طبیعی انجام شود.
Learning new languages doesn’t come easy to everyone. (یادگیری زبانهای جدید برای همه آسان نیست.)
Talent like hers doesn’t come naturally to most people. (استعدادی مثل او به طور طبیعی برای اکثر مردم وجود ندارد.)
- Come prepared (آماده آمدن)
معنی: برای یک موقعیت خاص، آمادگی داشتن.
Always come prepared for your exams. (همیشه برای امتحاناتتان آماده بیایید.)
- Come close (نزدیک شدن)
معنی: بسیار نزدیک به رسیدن به چیزی یا انجام کاری.
He came close to winning the race. (او نزدیک بود مسابقه را ببرد.)
- Come first/second/last (اول/دوم/آخر شدن)
معنی: کسب رتبه در یک رقابت.
She always studies hard to come first in her class. (او همیشه سخت درس میخواند تا در کلاسش اول شود.)
- Come alive (جان گرفتن، پر جنب و جوش شدن)
معنی: چیزی که پر انرژی و هیجانانگیز میشود.
The city really comes alive at night. (شهر واقعاً شبها جان میگیرد.)
سایر کالوکیشن های مهم با Come
در اینجا چند کالوکیشن دیگر با “Come” آورده شده است که نمیتوان آنها را به راحتی در دستهبندیهای قبلی قرار داد اما بسیار رایج هستند:
- Come what may (هر چه بادا باد، هر اتفاقی که بیفتد)
معنی: مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، یک کار انجام خواهد شد.
I will finish this project, come what may. (من این پروژه را تمام خواهم کرد، هر چه بادا باد.)
- Come of age (به سن قانونی رسیدن)
معنی: رسیدن به سنی که از نظر قانونی بزرگسال محسوب میشوید.
She comes of age next year. (او سال آینده به سن قانونی میرسد.)
- Come into existence (وجود پیدا کردن)
معنی: شروع به وجود داشتن.
The organization came into existence in 1990. (این سازمان در سال ۱۹۹۰ وجود پیدا کرد.)
- Come to mind (به ذهن خطور کردن)
معنی: به یاد آوردن یا فکر کردن به چیزی.
When I think of summer, beaches and ice cream immediately come to mind. (وقتی به تابستان فکر میکنم، بلافاصله سواحل و بستنی به ذهنم خطور میکند.)
- Come in handy (مفید واقع شدن)
معنی: در آینده مفید یا کارآمد بودن.
This old map might still come in handy. (این نقشه قدیمی هنوز ممکن است مفید واقع شود.)
نکاتی برای یادگیری مؤثر کالوکیشن های Come
یادگیری کالوکیشن های Come و به کارگیری آنها نیاز به تمرین و استراتژی دارد. در اینجا چند نکته کاربردی آورده شده است:
- به جای کلمات تکی، کالوکیشنها را یاد بگیرید: هنگامی که کلمه جدیدی را یاد میگیرید، همیشه به دنبال کلماتی باشید که اغلب با آن به کار میروند. برای مثال، فقط “come” را یاد نگیرید، بلکه “come true”، “come up with” و … را همزمان با هم یاد بگیرید.
- در بستر معنایی یاد بگیرید: کالوکیشنها را به صورت لیستهای خشک حفظ نکنید. آنها را در جملات و مثالهای واقعی ببینید و سعی کنید معنی آنها را از روی متن درک کنید.
- از فلشکارتها استفاده کنید: میتوانید در یک سمت فلشکارت کالوکیشن (مثلاً “come to a conclusion”) و در سمت دیگر معنی و یک جمله مثال بنویسید.
- یادداشتبرداری کنید: هنگام خواندن کتاب، تماشای فیلم یا گوش دادن به پادکست، هر کالوکیشن جدیدی که با “Come” میبینید یا میشنوید را یادداشت کنید.
- تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید: سعی کنید از کالوکیشنهای جدید در مکالمات روزمره، نوشتن ایمیل یا حتی فکر کردن به زبان انگلیسی استفاده کنید. هرچه بیشتر استفاده کنید، بیشتر در حافظه شما تثبیت میشوند.
- از دیکشنریهای کالوکیشن استفاده کنید: برخی دیکشنریها به طور خاص بر کالوکیشنها تمرکز دارند و منابع بسیار خوبی هستند.
- استفاده از منابع آنلاین و برنامههای یادگیری: وبسایتها و اپلیکیشنهای زیادی وجود دارند که تمرینات و بازیهایی برای یادگیری کالوکیشنها ارائه میدهند.
اشتباهات رایج در استفاده از Come و چگونگی اجتناب از آنها
یکی از بزرگترین چالشها در استفاده از کالوکیشن های Come، انتخاب صحیح کلمه همراه با آن است. زبانآموزان اغلب سعی میکنند کلمات را از فارسی به انگلیسی ترجمه کنند و این منجر به اشتباه میشود. به عنوان مثال:
- اشتباه: “My dream made true.”
- صحیح: “My dream came true.” (رویای من واقعی شد.)
دلیل: “made true” یک ترکیب غیرطبیعی است. - اشتباه: “The new law went into force.”
- صحیح: “The new law came into force.” (قانون جدید لازمالاجرا شد.)
دلیل: اگرچه “go” و “come” هر دو به معنی حرکت هستند، اما در مورد لازمالاجرا شدن یک قانون، “come into force” کالوکیشن صحیح است. - اشتباه: “I suggested with a good idea.”
- صحیح: “I came up with a good idea.” (به یک ایده خوب رسیدم.)
دلیل: “suggested with” اشتباه است؛ فعل عبارتی “come up with” برای بیان “ارائه یک ایده” استفاده میشود.
برای اجتناب از این اشتباهات، همیشه به یاد داشته باشید که معنی یک کالوکیشن ممکن است فراتر از جمع جبری کلمات تشکیلدهنده آن باشد. به همین دلیل، حفظ کردن کل عبارت به جای کلمات تکی، بسیار مهم است.
جمعبندی
یادگیری کالوکیشن های Come یک گام بسیار مهم و ضروری در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی است. این ترکیبات نه تنها به شما کمک میکنند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید، بلکه دایره واژگان شما را به طرز چشمگیری گسترش میدهند و درک شما را از متون و مکالمات بهبود میبخشند. با تمرین مستمر، توجه به جزئیات و استفاده از منابع مناسب، میتوانید به راحتی بر این کالوکیشنها مسلط شوید و آنها را به بخشی جداییناپذیر از مهارتهای زبانی خود تبدیل کنید. از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید، سپاسگزاریم.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه شک داشتم که باید بگیم Dreams come true یا Dreams become true. الان متوجه شدم که come true یک کالوکیشن ثابته.
دقیقاً سارا جان! در زبان انگلیسی، کلمات مثل تکههای پازل هستند که بعضیهاشون فقط با هم جفت میشن. عبارت become true از نظر گرامری شاید غلط نباشه، اما برای یک نیتیو (Native) اصلاً طبیعی به نظر نمیرسه.
عبارت come up with رو توی سریال Friends زیاد شنیدم. بیشتر برای ایدهپردازی به کار میره درسته؟
بله آرش عزیز، نکتهبینی خوبی بود. Come up with an idea یا Come up with a solution به معنی پیدا کردن یا ارائه دادن یک ایده یا راهحله و در مکالمات روزمره و حتی محیطهای کاری بسیار پرکاربرده.
تفاوت بین come across و find چیه؟ هر دو به معنی پیدا کردن هستن؟
سوال خیلی خوبیه مریم جان. Find کلیتره، اما Come across یعنی ‘اتفاقی’ چیزی رو پیدا کردن یا با کسی روبرو شدن. مثلاً وقتی دارید توی کمدتون دنبال چیزی میگردید و یه عکس قدیمی پیدا میکنید، اینجا از come across استفاده میکنیم.
آیا عبارت come clean رسمیه؟ مثلاً میتونیم توی یک نامه اداری ازش استفاده کنیم؟
خیر رضا عزیز، Come clean یک اصطلاح غیررسمی (Informal) هست به معنی اعتراف کردن به چیزی که پنهان میکردید. در نامههای اداری بهتره از فعلهای رسمیتری مثل Confess یا Admit استفاده کنید.
من عبارت come in handy رو توی یه ویدیو آموزشی شنیدم، فکر میکردم منظورش اینه که ‘بیا توی دستم’! ممنون که معنیش رو توضیح دادید.
خواهش میکنم نیلوفر جان. اتفاقاً این یکی از همون مواردیه که ترجمه کلمه به کلمه باعث گمراهی میشه. Come in handy یعنی ‘به درد بخور بودن’ یا ‘دم دست و مفید بودن’.
واقعاً یادگیری کالوکیشنها سرعت مکالمه رو بالا میبره. به جای اینکه فکر کنیم کدوم کلمه با کدوم میاد، یک عبارت آماده رو استفاده میکنیم.
دقیقاً همینطوره امیر عزیز. کالوکیشنها مثل میانبرهایی هستن که ذهن رو از تحلیلهای گرامری پیچیده رها میکنن و باعث میشن روانتر (Fluent) صحبت کنید.
میشه چند تا مثال دیگه برای come to an end بزنید؟
حتماً زهرا جان. مثلاً: The meeting finally came to an end (جلسه بالاخره تموم شد) یا Their relationship has come to an end (رابطهشون به پایان رسیده).
آیا عبارت How come هم جزو کالوکیشنهای come حساب میشه؟ توی فیلمها خیلی میشنوم.
بله بابک عزیز، How come یک عبارت اصطلاحی (Idiomatic expression) هست که در انگلیسی محاوره به جای Why استفاده میشه. ساختارش هم با Why متفاوته چون بعدش جای فاعل و فعل عوض نمیشه.
مطالب خیلی دستهبندی شده و عالی بود. استفاده از مثالهای فارسی در کنار انگلیسی خیلی به درک مطلب کمک میکنه.
برای عبارت come close، میتونیم بگیم She came close to winning the race؟
کاملاً درسته سعید جان! در اینجا come close یعنی ‘خیلی نزدیک بودن به انجام کاری’. فقط یادت باشه که بعد از حرف اضافه to در این ساختار، فعل به صورت ingدار (Gerund) میاد.
من شنیدم که میگن New products will come out next month. اینجا come out معنی منتشر شدن میده؟
بله مهسا جان، در اینجا Come out به معنی عرضه شدن به بازار یا منتشر شدن (کتاب، فیلم، آلبوم) هست.
تفاوت come back و return در چیه؟ آیا هر دو کالوکیشن هستن؟
حامد عزیز، Come back یک Phrasal Verb (فعل عبارتی) هست که بیشتر در گفتار روزمره استفاده میشه، اما Return رسمیتره. هر دو یک معنی رو میرسونن ولی کاربردشون در موقعیتهای مختلف فرق میکنه.
عبارت come prepared خیلی برای من جالب بود. یعنی با آمادگی قبلی وارد یک موقعیت شدن. درسته؟
بله پریسا جان. مثلاً در یک مصاحبه شغلی میگن: You should always come prepared to an interview.
مقاله خیلی کاربردی بود. لطفاً برای افعال دیگهای مثل Go و Take هم این نوع کالوکیشنها رو قرار بدید.
من همیشه فکر میکردم برای ‘به توافق رسیدن’ باید از reach استفاده کنم. آیا come to an agreement هم درسته؟
تینا جان هر دو درست هستند. Reach an agreement کمی رسمیتره، اما Come to an agreement بسیار رایجه و در محیطهای تجاری و دوستانه به وفور استفاده میشه.
منظور از کالوکیشن come first چیه؟ یعنی اول شدن در مسابقه؟
هم میتونه به معنی اول شدن در مسابقه باشه، و هم به معنی اولویت داشتن. مثلاً: In this job, safety comes first (در این شغل، ایمنی در اولویت اول قرار دارد).
من توی کتابم عبارت come to life رو دیدم. وقتی در مورد انیمیشن حرف میزنیم درسته؟
بله آیدا جان. Come to life یعنی جون گرفتن یا زنده شدن. برای توصیف داستانی که خیلی واقعی به نظر میرسه یا انیمیشنی که کاراکترهاش زنده به نظر میان عالیه.
ببخشید، come easy با easily چه فرقی داره در جمله؟
سوال هوشمندانهای بود کیوان عزیز. Come easy خودش یک کالوکیشن ثابته، مثلاً میگیم: Learning English doesn’t come easy to everyone. اینجا از صفت easy استفاده میکنیم چون بخشی از یک عبارت ثابته، نه قید فعل.
استفاده از come into play در تحلیلهای سیاسی خیلی شنیده میشه. درسته؟
دقیقاً الهام جان. Come into play یعنی وارد بازی شدن یا تاثیرگذار شدنِ یک فاکتور خاص در یک موقعیت پیچیده. یک عبارت بسیار سطح بالا و عالی برای رایتینگ آیلتس هم هست.
ممنون از سایت خوبتون. یادگیری اینها باعث میشه کمتر از جملات فارسیمدل (Fenglish) استفاده کنیم.