- آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «اطلاعات جمعآوری میکنم» اما ندانید دقیقاً چه فعلی با کلمه Data جفت میشود؟
- آیا نگران این هستید که در موقعیتهای رسمی، به جای استفاده از کالوکیشن های Collect، از کلمات ساده و غیرحرفهای استفاده کنید؟
- آیا تفاوت ظریف بین Collect، Gather و Accumulate شما را گیج کرده است؟
- دوست دارید بدانید چرا بومیزبانها در برخی جملات از Collect استفاده میکنند و در برخی دیگر نه؟
یادگیری لغات به تنهایی کافی نیست؛ برای اینکه مانند یک بومیزبان (Native) صحبت کنید، باید بدانید کدام کلمات با هم «دوست» هستند. در این مقاله جامع، ما به بررسی دقیق کالوکیشن های Collect میپردازیم تا یک بار برای همیشه این ساختارها را به حافظه بلندمدت خود بسپارید و اعتمادبهنفس خود را در مکالمه و نوشتن افزایش دهید.
| نوع کالوکیشن | ترکیب متداول | معال فارسی |
|---|---|---|
| اسم + فعل | Collect data / information | جمعآوری دادهها / اطلاعات |
| اسم + فعل | Collect thoughts | تمرکز کردن / جمعوجور کردن افکار |
| اسم + فعل | Collect evidence | جمعآوری مدرک |
| اسم + فعل | Collect dust | خاک خوردن (بدون استفاده ماندن) |
چرا یادگیری کالوکیشن های Collect اهمیت دارد؟
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، فعل Collect یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که در حوزههای مختلفی از اقتصاد و علم گرفته تا زندگی روزمره و روانشناسی کاربرد دارد. اشتباه در انتخاب کلمه همراه (Collocate) ممکن است باعث شود جمله شما برای یک انگلیسیزبان، غیرطبیعی (Unnatural) به نظر برسد. برای مثال، ما برای «جمعآوری تجربه» معمولاً از فعل Gain استفاده میکنیم، نه Collect. شناخت کالوکیشن های Collect به شما کمک میکند تا از این خطاهای رایج دوری کنید.
دسته اول: کالوکیشنهای مربوط به اطلاعات و مدارک
در محیطهای آکادمیک و کاری، این دسته از کالوکیشنها بیشترین کاربرد را دارند. فرمول کلی در اینجا به صورت
Collect + Noun (Information-related)
است.
- Collect data: جمعآوری دادهها (بهویژه در تحقیقات علمی).
مثال: Researchers are collecting data to study the impact of climate change. - Collect evidence: جمعآوری مدارک و شواهد (در مسائل حقوقی یا پلیسی).
مثال: The police are still collecting evidence at the crime scene. - Collect signatures: جمعآوری امضا (برای طومار یا قرارداد).
مثال: They are collecting signatures to protest the new law. - Collect information: جمعآوری اطلاعات عمومی.
مثال: We need to collect more information before making a decision.
دسته دوم: کالوکیشنهای مربوط به مسائل مالی
در دنیای بیزنس، Collect به معنای دریافت یا گردآوری پول و منابع مالی است. این بخش از کالوکیشن های Collect برای کسانی که قصد شرکت در آزمونهای آیلتس یا تافل را دارند بسیار حیاتی است.
- Collect taxes: جمعآوری مالیات توسط دولت.
مثال: The government collects taxes to fund public services. - Collect rent: اجاره گرفتن (توسط صاحبخانه).
مثال: The landlord comes every Monday to collect the rent. - Collect a debt: وصول طلب یا بدهی.
مثال: It can be difficult to collect a debt from someone who has no money. - Collect donations: جمعآوری اعانه یا کمکهای مالی.
مثال: They are collecting donations for the victims of the earthquake. - Collect a pension: دریافت حقوق بازنشستگی.
دسته سوم: کالوکیشنهای روانشناختی و انتزاعی
این بخش جایی است که بسیاری از زبانآموزان دچار اشتباه میشوند، زیرا معنای فعل کمی از حالت فیزیکی خارج میشود.
1. Collect your thoughts
این عبارت زمانی به کار میرود که فرد نیاز دارد برای لحظهای آرام شود و روی حرفی که میخواهد بزند یا کاری که میخواهد انجام دهد تمرکز کند. به معنای «افکار خود را منسجم کردن».
مثال: Give me a minute to collect my thoughts before the interview starts.
2. Collect yourself
این کالوکیشن به معنای کنترل دوباره بر احساسات است، مخصوصاً بعد از اینکه کسی شوکه، عصبانی یا ناراحت شده است. معادل «خود را جمعوجور کردن». نکته روانشناسی: استفاده از این فعل نشاندهنده تلاش آگاهانه برای کاهش اضطراب است.
مثال: Stop crying, take a deep breath, and collect yourself.
3. Collect your wits
تقریباً مشابه مورد قبلی، اما بیشتر به معنای بازیافتن هوشیاری و تمرکز در یک موقعیت دشوار یا غافلگیرکننده است.
دسته چهارم: کالوکیشنهای اشیاء و سرگرمی
رایجترین معنای Collect که همه ما از ابتدا یاد گرفتهایم، جمعآوری اشیاء به عنوان کلکسیون است.
- Collect stamps/coins: جمعآوری تمبر یا سکه.
- Collect antiques: جمعآوری عتیقهجات.
- Collect memorabilia: جمعآوری یادگاریهای مربوط به یک واقعه یا شخص خاص.
- Collect dust: این یک اصطلاح (Idiom) بسیار جالب است. وقتی چیزی برای مدت طولانی استفاده نشود و گوشهای بماند، میگوییم در حال جمعآوری گرد و غبار است (خاک میخورد).
مثال: My old guitar is just collecting dust in the attic.
تفاوتهای لهجهای: Collect در بریتانیا در مقابل آمریکا
به عنوان یک متخصص زبانشناسی، باید به این نکته اشاره کنم که کاربرد Collect در انگلیسی بریتانیایی (UK) و آمریکایی (US) تفاوتهای ظریفی دارد که در آزمونهای بینالمللی مهم هستند.
برداشتن کسی یا چیزی (Pick up vs. Collect)
در انگلیسی بریتانیایی، فعل Collect به طور گستردهای به معنای «دنبال کسی رفتن و او را آوردن» (مثلاً از مدرسه یا فرودگاه) استفاده میشود.
- UK English: I need to collect the kids from school at 3 PM.
- US English: I need to pick up the kids from school at 3 PM.
هرچند در آمریکا هم Collect در این معنا فهمیده میشود، اما Pick up بسیار رایجتر است. در مقابل، در بریتانیا Collect رسمیتر و مودبانهتر تلقی میشود.
فرمولهای ساختاری با فعل Collect
برای استفاده درست از کالوکیشن های Collect، بهتر است این الگوهای گرامری را به خاطر بسپارید:
- Collect something from someone/somewhere:
Example: You can collect your tickets from the box office. - Collect for something: (جمعآوری پول برای هدفی خاص)
Example: We are collecting for a colleague’s retirement gift. - Passive Voice (حالت مجهول): در متون علمی، این فعل زیاد مجهول میشود.
Formula: Data + be + collected.
Example: Samples were collected from various locations.
اشتباهات رایج (Common Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل تداخل زبان مادری (فارسی) دچار اشتباهات زیر میشوند:
- ❌ Incorrect: I want to collect experience in this job.
✅ Correct: I want to gain/acquire experience in this job.
توضیح: تجربه چیزی نیست که آن را فیزیکی جمع کنید، بنابراین Collect برای آن مناسب نیست. - ❌ Incorrect: He is collecting a lot of money in his bank account.
✅ Correct: He is saving/accumulating money.
توضیح: برای انباشته کردن تدریجی ثروت، کلمات بهتری وجود دارد. - ❌ Incorrect: The teacher collected the homeworks.
✅ Correct: The teacher collected the homework.
توضیح: کلمه Homework غیرقابل شمارش است و نباید s جمع بگیرد، اما فعل Collect برای آن کاملاً درست است.
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط)
باور غلط اول: فکر کنیم Collect و Gather دقیقاً یکی هستند.
در واقعیت، Gather بیشتر به معنای دور هم جمع شدن افراد یا جمعآوری چیزهایی است که پراکنده هستند (مثل گل یا میوه)، در حالی که Collect اغلب به یک فرآیند سیستماتیک و منظم اشاره دارد (مثل جمعآوری دادهها).
باور غلط دوم: فکر کنیم Collect فقط برای اشیاء فیزیکی است.
همانطور که دیدیم، Collect your thoughts نشان میدهد که این فعل در دنیای ذهن و روان نیز کاربرد وسیعی دارد.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. آیا میتوانم به جای Collect از Pick up استفاده کنم؟
در اکثر موارد بله، به خصوص در مکالمات روزمره برای اشیاء فیزیکی یا اشخاص. اما در محیطهای رسمی، علمی و حقوقی، استفاده از کالوکیشن های Collect (مانند Collect evidence) الزامی است.
۲. تفاوت Collect و Accumulate چیست؟
Accumulate به معنای جمع شدن چیزی به مرور زمان و به مقدار زیاد است (مثل انباشت ثروت یا بدهی)، اما Collect بر فعلِ «رفتن و برداشتن» یا «گردآوری هدفمند» تمرکز دارد.
۳. اصطلاح “Collect call” به چه معناست؟
این یک اصطلاح قدیمی (بیشتر در آمریکا) است و به تماسی گفته میشود که هزینه آن را گیرنده تماس پرداخت میکند، نه تماسگیرنده.
Conclusion (نتیجهگیری)
تسلط بر کالوکیشن های Collect گامی بزرگ در جهت حرفهایتر شدن زبان انگلیسی شماست. ما از جمعآوری دادههای علمی گرفته تا منسجم کردن افکار در لحظات پراسترس، با این فعل سر و کار داریم. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است. نگران نباشید اگر تمام این ترکیبات را همین امروز حفظ نکردید؛ هدف این است که با تکرار و مشاهده این کلمات در متون واقعی، آنها را در ذهن خود تثبیت کنید.
پیشنهاد نهایی: سعی کنید همین امروز دو مورد از این کالوکیشنها را در دفترچه لغات خود یادداشت کرده و با آنها جمله بسازید. یادگیری فعال، کلید موفقیت شما در زبان انگلیسی است!




واقعاً ممنون از این مطلب مفید! همیشه با Collect data مشکل داشتم و نمیدونستم فعل درستی رو استفاده میکنم یا نه. الان دیگه مطمئن شدم.
خوشحالیم که این مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! استفاده درست از Collect data نشوندهنده تسلط شما بر زبان انگلیسیه. موفق باشید!
تفاوت Collect و Gather دقیقاً چیه؟ میشه یه مثال دیگه بزنید که این تفاوت رو واضحتر کنه؟
سوال خوبی پرسیدید، علی آقا. هرچند گاهی اوقات قابل تعویض هستند، Collect بیشتر برای چیزهایی که سازمانیافته یا هدفمند جمعآوری میشوند به کار میرود، مثل جمعآوری تمبر (collect stamps) یا اطلاعات. در حالی که Gather میتواند برای چیزهای پراکندهتر یا غیررسمیتر استفاده شود، مثل جمعآوری دوستان (gather friends) یا برگها (gather leaves). امیدواریم این توضیح کمکتون کنه!
من جمله ‘I need to collect my thoughts’ رو تو یه فیلم شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان کامل متوجه شدم که یعنی تمرکز کنم. خیلی ممنون!
واقعا یادگیری کالوکیشنها از حفظ کردن لغات تکی خیلی مهمتره. من قبلاً ‘make information’ میگفتم و همیشه حس میکردم یه جای کار میلنگه! الان فهمیدم باید از Collect information استفاده کنم.
دقیقاً همینطوره رضا آقا. ‘make information’ اشتباه رایجیه که با یادگیری کالوکیشن ‘collect information’ کاملاً برطرف میشه. به نکته مهمی اشاره کردید که یادگیری به صورت کالوکیشن، بسیار موثرتر از لغت به لغته و شما رو به سمت بومیزبان شدن هدایت میکنه.
این کالوکیشنها چقدر رسمی هستن؟ مثلاً Collect data رو میشه تو مکالمات روزمره هم استفاده کرد یا فقط برای محیطهای آکادمیک و کاری مناسبه؟
فاطمه خانم، Collect data هم در محیطهای رسمی و آکادمیک و هم در مکالمات روزمره (بسته به موضوع بحث) کاربرد داره. ماهیت جمعآوری دادهها اغلب باعث میشه در محتوای رسمیتر ظاهر بشه، اما استفاده از اون در گفتگوهای روزمره در مورد کار یا پروژهها کاملاً طبیعی و صحیحه.
چه جالب این ‘Collect dust’! همیشه میگفتم ‘it’s just staying there’. خیلی بهتره که بدونم این اصطلاح رو. آیا میشه برای آدمها هم به معنی ‘بیکار ماندن’ استفاده کرد؟ مثلاً ‘he’s collecting dust’؟
سوال جالبی پرسیدید، امیر آقا. ‘Collect dust’ عمدتاً برای اشیاء به کار میرود که به مدت طولانی استفاده نشدهاند. برای انسانها، معمولاً از اصطلاحاتی مثل ‘idle’ یا ‘lying around’ برای توصیف بیکاری یا بیتحرکی استفاده میشود. استفاده از ‘collect dust’ برای انسانها رایج نیست و ممکن است کمی عجیب به نظر برسد.
ممنون بابت تفاوت Collect و Gather. حالا اگه میشه در مورد Accumulate هم توضیح بدید. آیا اون هم کالوکیشنهای خاص خودش رو داره؟
بله حتماً، نازنین خانم. Accumulate به معنای ‘انباشته شدن تدریجی’ یا ‘جمعآوری به مرور زمان’ است. این فعل بیشتر بر روی روند افزایش و تلنبار شدن تاکید دارد تا عمل جمعآوری فعالانه. مثالهایی مثل ‘accumulate wealth’ (ثروت جمع کردن)، ‘accumulate knowledge’ (دانش اندوختن) یا ‘accumulate debts’ (بدهی بالا آوردن) کالوکیشنهای رایج آن هستند. تفاوت اصلی با Collect در همین جنبه ‘تدریجی و انباشتی’ بودنش است.
مثل همیشه مقالات شما عالیه. واقعاً این توضیحات ‘دوست بودن کلمات با هم’ خیلی خوب مفهوم کالوکیشن رو میرسونه. مرسی!
برای ‘Collect evidence’ میشه یه مثال دیگه تو یه متن حقوقی یا پلیسی بزنید؟ میخوام کاربردشو بهتر بفهمم.
حتماً زینب خانم. در یک متن حقوقی یا پلیسی میتوان گفت: ‘The detectives were tasked with collecting sufficient evidence to prove the suspect’s guilt.’ (کارآگاهان مسئول جمعآوری مدارک کافی برای اثبات گناه متهم بودند). این کالوکیشن در این زمینهها بسیار پرکاربرد است.
خیلی خوب بود. میشه تو مقالات بعدی فایل صوتی کالوکیشنها رو هم بذارید؟ گاهی اوقات شنیدن تلفظشون هم خیلی کمک میکنه.
پیشنهاد عالیای دادید هدیه خانم! حتماً این موضوع رو در برنامهریزیهای آینده برای بهبود مقالات در نظر خواهیم گرفت. ممنون از بازخورد سازندهتون!
ای کاش این مقاله رو زودتر میدیدم! چقدر سر ‘جمع کردن اطلاعات’ اشتباه میکردم. مرسی که شفافسازی کردید.
مهم اینه که الان با کاربرد صحیح آشنا شدید پویا آقا! یادگیری زبان یک فرآیند پیوسته است و هر روز میتونیم چیزهای جدیدی یاد بگیریم. موفق باشید!
‘Collect my thoughts’ فقط وقتی استفاده میشه که آدم خیلی گیج باشه؟ یا مثلاً وقتی میخوایم یه ایده جدید بدیم هم میشه گفت؟
سوال خوبی پرسیدید ساحل خانم. ‘Collect my thoughts’ فقط برای گیجی نیست. وقتی میخواهید قبل از صحبت کردن یا تصمیمگیری، افکارتان را مرتب و سازماندهی کنید، حتی برای یک ایده جدید یا یک ارائه مهم، میتوانید از آن استفاده کنید. این عبارت به معنای ‘متمرکز کردن ذهن برای شفافیت’ است.
توضیحات زبانشناسی کاربردی خیلی عالی بود. واقعاً این بینش که چرا nativeها یک کلمه رو استفاده میکنند و دیگری رو نه، خیلی کمککننده است.
لطفاً مقالات بیشتری در مورد کالوکیشنهای افعال پرکاربرد دیگه هم بگذارید. این سبک آموزش خیلی خوب جواب میده.
واقعا این سایت گنجینهای از نکات زبانیه. همین کالوکیشنها تفاوت رو بین یه ‘student’ و یه ‘advanced speaker’ ایجاد میکنه. تشکر!