- آیا میدانید «close» در ترکیب با کلمات مختلف چه معانی متفاوتی پیدا میکند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Close برای طبیعیتر و حرفهایتر صحبت کردن استفاده کرد؟
- مهمترین و پرکاربردترین عبارات ترکیبی با واژه «close» کدامند؟
- تفاوت بین عباراتی مانند a close friend و a close relative چیست؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به طور کامل و جامع به بررسی کالوکیشن های Close در زبان انگلیسی میپردازیم. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا از سطح مکالمات کتابی فراتر رفته و مانند یک فرد نیتیو (Native) صحبت کنید. واژه «close» به تنهایی معانی مختلفی مانند «نزدیک» یا «بستن» دارد، اما وقتی در کنار کلمات دیگر قرار میگیرد، دنیایی از مفاهیم جدید را خلق میکند که درک آنها برای تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است. با ما همراه باشید تا این ترکیبات پرکاربرد را با مثالهای واضح و ترجمه دقیق یاد بگیرید.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از اینکه به سراغ بررسی تخصصی کالوکیشن های Close برویم، بهتر است یک یادآوری سریع از مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار میروند. این ترکیبات در زبان انگلیسی بسیار متداول هستند و استفاده صحیح از آنها باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار روانتر و طبیعیتر به نظر برسد. برای مثال، انگلیسیزبانان میگویند «fast food» و نه «quick food». هر دو کلمه fast و quick معنی «سریع» میدهند، اما تنها یکی از آنها با food ترکیب درستی میسازد. واژه «close» نیز از این قاعده مستثنی نیست و کالوکیشنهای متعددی دارد.
کالوکیشن های Close مرتبط با روابط و افراد
یکی از پرتکرارترین کاربردهای واژه «close» در توصیف روابط شخصی و خانوادگی است. این ترکیبات نشاندهنده صمیمیت و نزدیکی عاطفی هستند.
1. A close friend
این عبارت به معنای «دوست صمیمی» یا «دوست نزدیک» است. کسی که شما به خوبی او را میشناسید، به او اعتماد دارید و رابطه بسیار خوبی با او دارید.
- Example: She discussed her problems with her close friend, Sarah.
- ترجمه: او مشکلاتش را با دوست صمیمیاش، سارا، در میان گذاشت.
2. A close family
این کالوکیشن به خانوادهای اشاره دارد که اعضای آن رابطه بسیار صمیمی، گرم و حمایتگرانهای با یکدیگر دارند. «خانواده صمیمی» یا «خانواده متحد» ترجمههای خوبی برای آن هستند.
- Example: We are a very close family and support each other through everything.
- ترجمه: ما خانواده بسیار صمیمیای هستیم و در همه چیز از یکدیگر حمایت میکنیم.
3. A close relative
به معنای «فامیل نزدیک» یا «خویشاوند نزدیک» است و به اعضای درجه یک خانواده مانند والدین، خواهر و برادر، و فرزندان اشاره دارد. گاهی پدربزرگ و مادربزرگ و نوهها را نیز شامل میشود.
- Example: Only close relatives were invited to the wedding ceremony.
- ترجمه: فقط اقوام نزدیک به مراسم عروسی دعوت شده بودند.
4. A close bond / connection
این عبارت به معنای «رابطه نزدیک» یا «پیوند عمیق» بین دو یا چند نفر است. این پیوند میتواند عاطفی، روحی یا فکری باشد.
- Example: The twins have a very close bond with each other.
- ترجمه: دوقلوها پیوند بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند.
کالوکیشن های Close مرتبط با مکان و فاصله
این دسته از کالوکیشنها به نزدیکی فیزیکی و جغرافیایی اشاره دارند.
1. Close proximity
این عبارت به معنای «مجاورت نزدیک» یا «فاصله بسیار کم» است. کلمه proximity به تنهایی به معنای نزدیکی است و close برای تأکید بیشتر به کار میرود.
- Example: The hotel is in close proximity to the airport, which is very convenient.
- ترجمه: هتل در مجاورت نزدیک فرودگاه قرار دارد که بسیار راحت است.
2. Close to home
این عبارت دو معنی میتواند داشته باشد. معنی اول، نزدیکی فیزیکی به خانه است. معنی دوم که رایجتر است، به موضوعی اشاره دارد که به طور شخصی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد و برای او بسیار ملموس و واقعی است. «برای کسی ملموس بودن» یا «به طور شخصی تأثیر گذاشتن» ترجمه خوبی برای آن است.
- Example: His comments about unemployment hit a little too close to home for me.
- ترجمه: نظرات او در مورد بیکاری برای من بیش از حد ملموس و شخصی بود.
کالوکیشن های Close در رقابت و مسابقات
در دنیای ورزش و رقابت، واژه «close» برای توصیف نتایج نزدیک و رقابتهای تنگاتنگ به کار میرود.
1. A close game / match / contest
به معنای یک «بازی نزدیک» یا «مسابقه پایاپای» است که در آن دو تیم یا دو رقیب عملکرد بسیار نزدیکی به هم دارند و برنده تا لحظات آخر مشخص نیست.
- Example: It was a very close game, but our team won in the final minute.
- ترجمه: بازی خیلی نزدیکی بود، اما تیم ما در دقیقه آخر برنده شد.
2. A close call / shave
این عبارت به موقعیتی خطرناک اشاره دارد که فرد به سختی و با فاصله بسیار کمی از آن جان سالم به در میبرد یا از یک اتفاق بد جلوگیری میکند. «خطر از بیخ گوش گذشتن» معادل بسیار خوبی در فارسی برای آن است.
- Example: The car almost hit me. That was a close call!
- ترجمه: ماشین نزدیک بود به من بزند. واقعاً خطر از بیخ گوشم گذشت!
3. A close second
وقتی کسی در یک رقابت با اختلاف بسیار کمی دوم میشود، از این عبارت استفاده میشود. به معنای «نفر دوم با اختلاف ناچیز» است.
- Example: She finished a close second in the race, just milliseconds behind the winner.
- ترجمه: او در مسابقه با اختلافی ناچیز دوم شد، فقط چند میلیثانیه پشت سر برنده.
کالوکیشن های Close مرتبط با بررسی و نظارت
در محیطهای کاری، علمی و مدیریتی، از «close» برای توصیف دقت و نظارت زیاد استفاده میشود.
1. Close attention
به معنای «توجه دقیق» یا «توجه زیاد» است. وقتی لازم است روی چیزی با دقت و تمرکز بالا کار کنید، از این عبارت استفاده میکنید.
- Example: Please pay close attention to the instructions.
- ترجمه: لطفاً به دستورالعملها با دقت توجه کنید.
2. Close examination / inspection / scrutiny
این عبارات همگی به معنای «بررسی دقیق»، «بازرسی موشکافانه» یا «نظارت دقیق» هستند. از این کالوکیشنها برای اشاره به یک تحلیل عمیق و جزئینگر استفاده میشود.
- Example: Under close scrutiny, the company’s financial records revealed some errors.
- ترجمه: تحت بررسی دقیق، سوابق مالی شرکت برخی خطاها را نشان داد.
3. Keep a close eye on someone/something
این اصطلاح به معنای «چهارچشمی مراقب کسی یا چیزی بودن» است. یعنی با دقت و به طور مداوم کسی یا چیزی را تحت نظر داشتن.
- Example: Can you keep a close eye on my bag while I go to the restroom?
- ترجمه: میتوانی وقتی من به دستشویی میروم، چهارچشمی مراقب کیفم باشی؟
جدول مقایسه کالوکیشنهای مشابه
گاهی برخی از کالوکیشن های Close ممکن است شبیه به هم به نظر برسند. در جدول زیر تفاوتهای ظریف بین چند مورد از آنها را بررسی میکنیم.
| کالوکیشن | معنی اصلی | کاربرد رایج |
|---|---|---|
| A close friend | دوست صمیمی | برای توصیف یک رابطه دوستانه بسیار قوی و مبتنی بر اعتماد. |
| A close relative | فامیل نزدیک | برای اشاره به اعضای درجه یک خانواده از نظر خونی یا قانونی. |
| A close call | خطر از بیخ گوش گذشتن | برای توصیف یک موقعیت خطرناک که به سختی از آن اجتناب شده است. |
| A close game | بازی نزدیک | برای توصیف یک رقابت که در آن تفاوت امتیاز بین رقبا بسیار کم است. |
سایر کالوکیشن های مهم با Close
علاوه بر موارد فوق، ترکیبات مفید دیگری نیز با واژه «close» وجود دارند که در ادامه به آنها میپردازیم.
1. Come to a close / Draw to a close
این عبارات به معنای «به پایان رسیدن» یا «خاتمه یافتن» هستند و معمولاً برای رویدادها، جلسات یا دورههای زمانی به کار میروند.
- Example: As the year draws to a close, we reflect on our achievements.
- ترجمه: همزمان با به پایان رسیدن سال، ما به دستاوردهایمان فکر میکنیم.
2. Bring something to a close
به معنای «چیزی را به پایان رساندن» یا «تمام کردن» است. در این حالت، یک عامل خارجی باعث اتمام آن موضوع میشود.
- Example: The chairman decided to bring the meeting to a close after three hours.
- ترجمه: رئیس جلسه تصمیم گرفت پس از سه ساعت جلسه را به پایان برساند.
3. A close secret
به معنای «یک راز بسیار محرمانه» است که فقط تعداد بسیار کمی از افراد از آن خبر دارند. عبارت «a closely guarded secret» نیز معنای مشابهی دارد.
- Example: The location of the new factory is a close secret.
- ترجمه: مکان کارخانه جدید یک راز بسیار محرمانه است.
4. At close quarters / range
این عبارت به معنای «از فاصله بسیار نزدیک» است و معمولاً در توصیف درگیریها، مبارزات یا مشاهدات دقیق به کار میرود.
- Example: The soldiers were forced to fight the enemy at close quarters.
- ترجمه: سربازان مجبور شدند با دشمن از فاصله بسیار نزدیک بجنگند.
نتیجهگیری
یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Close یکی از بهترین راهها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شما از متوسط به پیشرفته است. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و گفتار شما طبیعیتر به نظر برسد. در این مقاله، مجموعهای از پرکاربردترین این عبارات را در دستهبندیهای مختلف بررسی کردیم. سعی کنید این کالوکیشنها را در مکالمات و نوشتههای روزمره خود به کار ببرید تا به تدریج به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند. به یاد داشته باشید که تمرین و تکرار، کلید تسلط بر این عبارات و هر جنبه دیگری از زبان انگلیسی است.




سلام، ممنون از مقاله فوقالعادتون! همیشه برای من تفاوت “a close friend” و “a close relative” کمی گنگ بود. با این توضیحات کامل متوجه شدم. واقعا کمک بزرگیه برای مکالمه طبیعیتر.
سلام سارا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، نکته دقیقا همینجاست که “a close friend” به معنی دوست صمیمی و “a close relative” به معنی خویشاوند نزدیک (مثل پدر، مادر، خواهر و برادر) به کار میرود و تفاوت ظریفی در نوع نزدیکی را بیان میکند. موفق باشید!
خیلی مقاله خوبی بود. میخواستم بپرسم آیا “a close call” یک عبارت خیلی عامیانه هست یا توی موقعیتهای رسمی هم استفاده میشه؟ مثلاً تو یه گزارش خبری میشه ازش استفاده کرد؟
علی عزیز، سوال بسیار خوبی پرسیدید. “a close call” یک عبارت رایج و کاملاً استاندارد است که هم در مکالمات روزمره و هم در متون خبری یا گزارشها (بسته به لحن کلی متن) میتواند استفاده شود، اما بیشتر بار غیررسمی یا نیمهرسمی دارد. در موقعیتهای بسیار رسمی ممکن است از عبارات توصیفیتر استفاده شود، اما استفاده از آن کاملاً متداول است.
وای چقدر مفید! من “keep a close eye on” رو توی یه فیلم شنیده بودم ولی دقیقاً نمیدونستم یعنی چی. الان کاملاً مفهومش رو درک کردم. منتظر مقالات بعدی شما هستم.
مرسی از مقاله خوبتون. من یه کالوکیشن دیگه هم با close شنیدم: “close inspection”. به معنی بررسی دقیق. فکر کنم اونم پرکاربرده و میتونست توی لیست باشه.
حسین جان، ممنون از نکته ارزشمندتون! بله، “close inspection” به معنی ‘بازرسی دقیق’ یا ‘بررسی موشکافانه’ یکی دیگر از کالوکیشنهای پرکاربرد با ‘close’ است و اشاره به توجه بسیار زیاد و دقیق دارد. مثال شما بسیار به جا بود.
ممنون بابت مقاله عالی. آیا “near” هم مثل “close” کالوکیشنهای مشابهی داره؟ یا کاربردشون کاملاً متفاوته؟ همیشه این دو کلمه رو با هم قاطی میکنم.
زهرا جان، سوال شما هم بسیار متداول است. در حالی که ‘near’ و ‘close’ هر دو به معنی ‘نزدیک’ هستند، کالوکیشنهای متفاوتی دارند. ‘Near’ بیشتر برای اشاره به نزدیکی فیزیکی یا مکانی استفاده میشود (مثلاً ‘near the park’)، در حالی که ‘close’ علاوه بر نزدیکی فیزیکی (مثل ‘close to the edge’)، برای بیان نزدیکی عاطفی، شباهت، دقت و صمیمیت (مثل ‘close friend’, ‘close attention’, ‘close resemblance’) کاربرد گستردهتری دارد.
واقعا مقالاتتون عالیه! این که چطور “close” با کلمات مختلف معنی عوض میکنه خیلی جالب بود. زبان انگلیسی پر از این ظرافتهاست.
خیلی از توضیحاتتون لذت بردم. اگه امکانش هست، در آینده مقاله ای هم در مورد کالوکیشنهای “open” یا “far” بنویسید. به خصوص کالوکیشن “open” خیلی میتونه کاربردی باشه.
فاطمه عزیز، پیشنهاد شما عالیه! حتماً این موضوع را برای مقالات آتی در نظر خواهیم گرفت. کالوکیشنهای ‘open’ و ‘far’ نیز دنیای وسیعی از مفاهیم را شامل میشوند و برای زبانآموزان بسیار مفید خواهند بود. ممنون از بازخوردتون.
سلام، ممنون از آموزش خوبتون. من هنوز یکم با تفاوت “close call” و “close shave” مشکل دارم. میشه با یک مثال واضحتر تفاوتشون رو توضیح بدید؟ احساس میکنم خیلی به هم شبیهن.
امیر جان، حق با شماست، این دو عبارت بسیار به هم شبیه هستند و گاهی به جای هم استفاده میشوند، اما تفاوت ظریفی دارند. هر دو به معنی ‘اتفاقی که نزدیک بود رخ دهد و از آن به سختی جلوگیری شد’ هستند. ‘A close shave’ بیشتر به یک موقعیت خطرناک اشاره دارد که از آن به سختی جان سالم به در بردهاید (مانند یک تصادف نزدیک). ‘A close call’ میتواند کمی عمومیتر باشد و به هر موقعیتی اشاره کند که نتیجهای نزدیک داشته و ممکن بود به گونهای دیگر رقم بخورد، چه خطرناک و چه غیر خطرناک (مثلاً در یک مسابقه ورزشی با اختلاف کم).
سلام، این مقاله خیلی به من کمک کرد. میخواستم بپرسم آیا “close relationship” یک عبارت رسمیتر از “close bond” محسوب میشه یا تقریبا یکسان هستند؟
لیلا جان، هر دو عبارت ‘close relationship’ و ‘close bond’ به معنی ‘رابطه نزدیک و صمیمی’ هستند و هر دو کاملاً استاندارد و رایجاند. ‘Close relationship’ کمی عمومیتر است و میتواند انواع روابط نزدیک را شامل شود، در حالی که ‘close bond’ بیشتر بر روی ‘پیوند عمیق’ و حس اتصال قوی بین افراد تأکید دارد. هر دو در موقعیتهای رسمی و غیررسمی قابل استفادهاند، اما ‘bond’ شاید کمی احساسیتر به نظر برسد.
خیلی ممنون از این محتوای عالی. آیا تلفظ ‘close’ در ‘close friend’ و ‘close the door’ یکیه یا فرق داره؟ همیشه این سوال برام پیش میاد.
مجید عزیز، سوال شما بسیار هوشمندانه و نکتهای کلیدی در تلفظ انگلیسی است! بله، تلفظ این دو ‘close’ متفاوت است. ‘Close’ به عنوان صفت (به معنی نزدیک) و قید، با صدای /s/ در انتها تلفظ میشود (مثل ‘mouse’). اما ‘close’ به عنوان فعل (به معنی بستن)، با صدای /z/ در انتها تلفظ میشود (مثل ‘nose’). این یک تفاوت مهم است که باید به آن توجه داشت.
عالی بود! من تازه متوجه شدم که چرا مکالماتم گاهی مصنوعی به نظر میرسه. دقیقاً همین استفاده نکردن از کالوکیشنهاست. از این به بعد بیشتر دقت میکنم.
ممنون از مطلب بسیار آموزنده. آیا “close connection” هم یک کالوکیشن رایج است؟ به نظرم میشه به جای “close relationship” هم ازش استفاده کرد.
فرشید عزیز، بله، ‘close connection’ نیز یک کالوکیشن کاملاً رایج و درست است! این عبارت به معنی ‘ارتباط نزدیک’ یا ‘پیوند قوی’ بین افراد، ایدهها، یا پدیدهها به کار میرود و میتواند در بسیاری از موارد به جای ‘close relationship’ (به خصوص وقتی صحبت از ارتباط بین اشیا یا مفاهیم است) استفاده شود. ممنون از مشارکت شما.
چقدر شبیه اصطلاحات خودمون میشه! مثلاً ما هم میگیم “دوست صمیمی” یا “بررسی موشکافانه”. این کمک میکنه بهتر تو ذهنمون بمونه. ممنون از مقاله خوبتون.
مقاله جامع و کاملی بود. آیا کالوکیشنهای “close” که بیشتر در ادبیات یا متون آکادمیک استفاده میشوند هم وجود دارند؟ یا اینها بیشتر برای مکالمات روزمره کاربردی هستند؟
کاوه جان، سوال شما بسیار عالی است. بله، بسیاری از کالوکیشنهای ‘close’ در متون آکادمیک و رسمی نیز کاربرد دارند. به عنوان مثال، ‘close scrutiny’ (بررسی دقیق و موشکافانه)، ‘close examination’ (کاوش دقیق)، ‘close correlation’ (همبستگی نزدیک)، و ‘close proximity’ (نزدیکی مکانی بسیار زیاد) از جمله عباراتی هستند که در متون علمی و تخصصی به وفور دیده میشوند و به دقت و ظرافت معنایی کمک میکنند.
این کالوکیشنها واقعاً فرق بین یک زبانآموز متوسط و یک native-like speaker رو نشون میدن. ممنون که اینقدر دقیق و با مثال توضیح دادید.
سلام، مقاله فوقالعادهای بود. سوالی که برام پیش اومد اینه که “close” به عنوان فعل و صفت، چه تفاوتهایی در کالوکیشنها ایجاد میکنه؟ مثلاً “close the door” با “close friend” کاملاً متفاوته.
آرمان عزیز، نکتهای که به آن اشاره کردید بسیار مهم و دقیقاً یکی از چالشهای زبانآموزان است. ‘Close’ به عنوان فعل (مثلاً ‘close the door’ – در را بستن) یک اکشن را توصیف میکند و معمولاً کالوکیشنهای آن با افعال دیگر یا قیدها میآید. اما ‘close’ به عنوان صفت (مثلاً ‘a close friend’ – دوست صمیمی) یا قید، کیفیت یا حالت چیزی را توصیف میکند و با اسمها و افعال خاصی کالوکت میشود. مقاله ما بیشتر بر روی ‘close’ به عنوان صفت و قید تمرکز دارد که تنوع معنایی بیشتری در کالوکیشنها ایجاد میکند.