مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Clarify در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما کمک می‌کنیم تا با تسلط بر کالوکیشن های Clarify، سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید. فعل “clarify” به معنای «شفاف‌سازی کردن»، «توضیح دادن» یا «روشن کردن» یکی از افعال کلیدی در ارتباطات روزمره، آکادمیک و حرفه‌ای است. اما استفاده صحیح از آن، فراتر از دانستن معنی کلمه است. اینکه بدانیم clarify با چه اسم‌ها یا قیدهایی به طور طبیعی همراه می‌شود، تفاوت میان یک زبان‌آموز سطح متوسط و یک سخنور مسلط را مشخص می‌کند. در ادامه، انواع مختلف این همایندها را با مثال‌های کاربردی و ترجمه دقیق فارسی بررسی خواهیم کرد تا شما بتوانید با اطمینان کامل از آن‌ها در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Gym Rat” یعنی چی؟ (موش باشگاه؟!)

چرا یادگیری کالوکیشن های Clarify ضروری است؟

کالوکیشن‌ها (Collocations) یا کلمات همایند، ترکیب‌هایی از کلمات هستند که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. استفاده از این ترکیب‌ها باعث می‌شود که کلام شما برای یک انگلیسی‌زبان (Native Speaker) طبیعی و روان به نظر برسد. وقتی شما از کالوکیشن های Clarify به درستی استفاده می‌کنید، نشان می‌دهید که درک عمیق‌تری از زبان دارید و صرفاً کلمات را به صورت جداگانه یاد نگرفته‌اید. این کار به جلوگیری از بیان جملات نامأنوس و غیرطبیعی کمک شایانی می‌کند و منظور شما را با دقت و وضوح بیشتری منتقل می‌سازد.

به عنوان مثال، گفتن `clarify a point` (یک نکته را روشن کردن) بسیار طبیعی‌تر از گفتن `explain a point more` است، هرچند که هر دو ممکن است یک مفهوم را برسانند. تسلط بر این همایندها به ویژه در محیط‌های کاری و تحصیلی، جایی که شفافیت و دقت کلام اهمیت بالایی دارد، یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Pump and Dump”: بازی کثیف اینفلوئنسرها

رایج‌ترین کالوکیشن‌ها: Clarify + Noun

یکی از متداول‌ترین ساختارها برای این فعل، ترکیب آن با یک اسم است. در این ساختار، clarify به معنای شفاف‌سازی یا توضیح دادن آن اسم به کار می‌رود. در ادامه لیستی از مهم‌ترین و پرکاربردترین این ترکیب‌ها آورده شده است.

شفاف‌سازی مفاهیم و اطلاعات

شفاف‌سازی موقعیت‌ها و روابط

📌 انتخاب هوشمند برای شما:به جای “My Love” چی بگیم؟ (۵ جایگزین خاص)

جدول کالوکیشن‌های Clarify + Noun

برای مرور و یادگیری بهتر، در جدول زیر مجموعه‌ای از کالوکیشن های Clarify به همراه اسم‌های رایج را مشاهده می‌کنید.

English Collocation ترجمه فارسی حوزه کاربرد
clarify a point / an issue روشن کردن یک نکته / مسئله گفتگو، جلسات، مباحث علمی
clarify the situation شفاف‌سازی وضعیت گزارش‌دهی، مدیریت بحران
clarify your position / role شفاف‌سازی موضع / نقش مذاکرات، محیط کار
clarify the meaning / concept واضح کردن معنا / مفهوم آموزش، متون تخصصی
clarify the rules / requirements توضیح قوانین / الزامات قراردادها، دستورالعمل‌ها
clarify a statement / comment توضیح دادن یک بیانیه / نظر رسانه، روابط عمومی
clarify any confusion برطرف کردن هرگونه سردرگمی خدمات مشتری، آموزش
📌 همراه با این مقاله بخوانید:تفاوت “Bro Split” و “PPL” (دعوای همیشگی در باشگاه)

کالوکیشن با قید: Adverb + Clarify

گاهی اوقات برای تاکید بیشتر یا نشان دادن چگونگی شفاف‌سازی، از قیدها قبل از فعل clarify استفاده می‌شود. این ساختار به کلام شما قدرت و دقت بیشتری می‌بخشد.

Further clarify: بیشتر توضیح دادن

این ترکیب یکی از پرکاربردترین‌هاست و زمانی استفاده می‌شود که توضیحات اولیه کافی نبوده و نیاز به اطلاعات بیشتری است.

Example: “The report is good, but you need to further clarify the data in the third chapter.”
ترجمه: «گزارش خوبی است، اما لازم است داده‌های فصل سوم را بیشتر توضیح دهید.»

Fully clarify: کاملاً روشن کردن

این کالوکیشن برای تاکید بر این است که هیچ ابهامی باقی نماند و همه چیز به طور کامل و جامع توضیح داده شود.

Example: “Before we proceed, we must fully clarify everyone’s responsibilities.”
ترجمه: «قبل از اینکه ادامه دهیم، باید مسئولیت‌های هر فرد را کاملاً روشن کنیم.»

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی “Teabagging” چیه؟ (بی‌احترامی ممنوع!)

ساختارهای دیگر با Clarify

علاوه بر ترکیب‌های بالا، ساختارهای دیگری نیز وجود دارند که دانستن آن‌ها مفید است. این ساختارها معمولاً در موقعیت‌های رسمی‌تر به کار می‌روند.

Help to clarify: کمک به روشن شدن

این ساختار نشان می‌دهد که یک عامل یا اقدامی در فرآیند شفاف‌سازی موثر بوده است.

Example: “The new evidence will help to clarify what really happened that night.”
ترجمه: «شواهد جدید به روشن شدن آنچه واقعاً آن شب اتفاق افتاد کمک خواهد کرد.»

Seek to clarify: تلاش برای شفاف‌سازی

این عبارت به معنای کوشش و تلاش برای به دست آوردن توضیح یا رفع ابهام است.

Example: “The journalist continued to ask questions, seeking to clarify the politician’s vague answers.”
ترجمه: «روزنامه‌نگار به پرسیدن سوالات ادامه داد و تلاش می‌کرد پاسخ‌های مبهم سیاستمدار را شفاف‌سازی کند.»

Need to clarify: نیاز به شفاف‌سازی داشتن

این ساختار به سادگی بیانگر وجود یک ضرورت برای توضیح بیشتر است.

Example: “I need to clarify something: are you saying the project is cancelled?”
ترجمه: «من باید یک موضوعی را روشن کنم: آیا شما می‌گویید که پروژه لغو شده است؟»

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Intermittent Fasting” (IF): روزه داری مدرن

نکات کلیدی برای استفاده از کالوکیشن های Clarify

  1. به بافت جمله دقت کنید: انتخاب کالوکیشن مناسب به موقعیت و بافتار (context) بستگی دارد. به عنوان مثال، `clarify your position` در یک مذاکره تجاری کاربرد دارد، در حالی که `clarify a concept` بیشتر در محیط آکادمیک استفاده می‌شود.
  2. از تکرار بپرهیزید: با یادگیری مجموعه‌ای از این همایندها، می‌توانید از تکرار کلماتی مانند `explain` یا `make clear` خودداری کرده و تنوع بیشتری به کلام خود ببخشید.
  3. تمرین و تکرار: بهترین راه برای تسلط بر کالوکیشن های Clarify، استفاده فعال از آن‌هاست. سعی کنید در نوشته‌ها و مکالمات خود این ترکیب‌ها را به کار ببرید تا در ذهن شما تثبیت شوند.
  4. گوش دادن و خواندن: به نحوه استفاده از این کالوکیشن‌ها در فیلم‌ها، پادکست‌ها، و مقالات انگلیسی‌زبان توجه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا کاربرد طبیعی آن‌ها را بهتر درک کنید.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Sync” شدن: بیا با هم سینک بشیم!

جمع‌بندی

تسلط بر کالوکیشن های Clarify یک گام مهم در جهت روان و حرفه‌ای صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این همایندها به شما کمک می‌کنند تا منظور خود را با وضوح، دقت و به شیوه‌ای طبیعی بیان کنید. با به خاطر سپردن و تمرین ترکیب‌هایی مانند clarify an issue، clarify a point، clarify the situation، و استفاده از قیدهایی چون fully و further، می‌توانید ارتباطات خود را در هر سطحی، از مکالمات روزمره گرفته تا جلسات مهم کاری و مباحث علمی، بهبود بخشید. به یاد داشته باشید که زبان فقط مجموعه‌ای از کلمات مجزا نیست، بلکه شبکه‌ای از کلمات مرتبط است که در کنار هم معنا پیدا می‌کنند و کالوکیشن‌ها شاهراه ورود به این شبکه هستند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 301

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. ممنون از مقاله مفیدتون! من همیشه با فعل clarify مشکل داشتم که کجا دقیقا استفاده میشه. آیا “clarify a situation” رایج‌تره یا “clarify a point”؟

    1. سلام سارا خانم! هر دو ترکیب “clarify a situation” و “clarify a point” بسیار رایج و صحیح هستند. “Clarify a situation” بیشتر برای توضیح دادن شرایط و جزئیات یک رخداد کلی به کار می‌رود، در حالی که “clarify a point” به معنای روشن کردن یک نکته یا بخش خاص از یک بحث است. انتخاب بین این دو بستگی به این دارد که شما قصد شفاف‌سازی چه چیزی را دارید. هر دو به یک اندازه کاربردی هستند!

  2. خیلی عالی بود. این کالوکیشن‌ها واقعا باعث میشن زبان طبیعی‌تر به نظر بیاد. مرسی!

    1. بله، “clarify a misunderstanding” یک کالوکیشن بسیار طبیعی و صحیح است و به معنای رفع سوءتفاهم می‌باشد. این عبارت حتی از “explain a misunderstanding” رایج‌تر و طبیعی‌تر است، چون emphasis روی روشن کردن و از بین بردن ابهام است که دقیقا همان معنی ‘clarify’ را تداعی می‌کند. استفاده از آن به شما کمک می‌کند بسیار روان‌تر صحبت کنید.

  3. آیا “clarify” بیشتر برای موقعیت‌های رسمی کاربرد داره؟ یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازش استفاده کرد؟

    1. سوال خوبی است رضا! در حالی که “clarify” می‌تواند در موقعیت‌های رسمی و آکادمیک بسیار مفید باشد، استفاده از آن به هیچ وجه محدود به این فضاها نیست. شما می‌توانید در مکالمات روزمره نیز برای درخواست توضیح بیشتر یا شفاف‌سازی یک موضوع از آن استفاده کنید، مثلا: “Could you clarify what you mean?” یا “I need to clarify a few things.” این فعل، بسته به لحن و بافتی که در آن استفاده می‌شود، می‌تواند هم رسمی و هم غیررسمی باشد.

    1. سلام نگین! تلفظ “clarify” در هر دو لهجه بریتیش و امریکن بسیار شبیه به هم است. در بریتیش، معمولاً شبیه به /ˈklærɪfaɪ/ و در امریکن نیز /ˈklɛrɪfaɪ/ تلفظ می‌شود. تفاوت اصلی ممکن است در نحوه کشیدگی یا کوتاهی صدای ‘a’ در هجای اول باشد، اما در کل تفاوت فاحشی ندارند و هر دو قابل فهم هستند. می‌توانید با جستجو در دیکشنری‌های آنلاین، تفاوت‌های ظریف را بشنوید.

  4. من یه بار شنیدم که میگن “clarify the air” یعنی رفع سوءتفاهم کردن. درسته؟ خیلی جالبه این اصطلاحات.

    1. دقیقا امیر! “Clarify the air” یک اصطلاح (idiom) بسیار رایج است و به معنای رفع سوءتفاهمات، تنش‌ها یا ابهامات بین افراد است. این عبارت اغلب در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که بین دو یا چند نفر اختلاف نظر یا کدورتی پیش آمده باشد و نیاز به یک گفتگوی شفاف برای حل آن باشد. مثال: “Let’s meet and clarify the air so we can move forward.” کاربرد بسیار طبیعی و جذابی دارد!

  5. تو مقاله به قیدهایی که معنای clarify رو تقویت میکنن اشاره شده بود. میشه چند نمونه کاربردی‌تر مثل “further clarify” رو بگید؟

    1. بله حتما فاطمه خانم! علاوه بر “further clarify” که بسیار متداول است، قیدهای دیگری هم هستند که معنای “clarify” را تقویت می‌کنند. مثلا:
      – **To fully clarify:** برای شفاف‌سازی کامل یک موضوع.
      – **To extensively clarify:** برای توضیح دادن به صورت جامع و مفصل.
      – **To thoroughly clarify:** برای شفاف‌سازی دقیق و کامل.
      – **To simply clarify:** برای روشن کردن موضوع به شکل ساده و خلاصه.
      این قیدها به شما کمک می‌کنند تا شدت و نوع شفاف‌سازی را بهتر بیان کنید.

  6. واقعا کاربردی بود. این تفاوت‌ها رو کمتر کسی آموزش میده. ممنون از زحماتتون.

    1. سوال بسیار دقیق و خوبی است زهرا خانم! هر دو فعل “clarify” و “elucidate” به معنای روشن کردن و توضیح دادن هستند، اما “elucidate” به طور قابل توجهی رسمی‌تر و کمتر متداول است. “Elucidate” اغلب در متون آکادمیک، علمی یا ادبی برای توضیح دادن مفاهیم پیچیده یا انتزاعی به کار می‌رود. در حالی که “clarify” در طیف وسیع‌تری از موقعیت‌ها، از روزمره تا رسمی، قابل استفاده است. پس بله، “elucidate” رسمی‌تر است و کاربرد خاص‌تری دارد.

  7. میشه چند تا دیگه از کالوکیشن‌های clarify با اسم‌هایی مثل “issue” یا “concept” رو مثال بزنید؟

    1. البته میلاد! برای “issue” می‌توانیم بگوییم: “clarify an issue” (یک موضوع را روشن کردن) که بسیار رایج است. همچنین “clarify the main issue” (موضوع اصلی را شفاف‌سازی کردن).
      برای “concept”: “clarify a concept” (یک مفهوم را توضیح دادن/روشن کردن) یا “clarify abstract concepts” (مفاهیم انتزاعی را شفاف‌سازی کردن). این‌ها ترکیبات بسیار متداولی هستند که در محافل آکادمیک و حرفه‌ای زیاد شنیده می‌شوند.

  8. دقیقا همینطور که گفتین، یادگیری کالوکیشن‌هاست که آدم رو از سطح متوسط به مسلط میرسونه. خیلی ممنون از توضیحات کاملتون.

  9. آیا “make clear” دقیقا همون معنی “clarify” رو میده؟ یا تفاوت ظریفی دارن؟

    1. پویا جان، “make clear” و “clarify” در بسیاری از موارد می‌توانند به جای یکدیگر استفاده شوند، اما “clarify” کمی رسمی‌تر و فشرده‌تر است. “Make clear” معمولا نیاز به یک مفعول و احتمالا یک متمم دارد (مثلا: ‘make something clear to someone’)، در حالی که ‘clarify’ به تنهایی هم می‌تواند استفاده شود. گاهی اوقات “make clear” می‌تواند بار معنایی تاکید بیشتری روی قصد و نیت شفاف‌سازی داشته باشد. در کل، در زبان روزمره، “make clear” رایج‌تر است اما “clarify” هم کاملا قابل قبول است.

  10. برای سوال کردن چطور میشه از clarify استفاده کرد؟ مثلا “Could you clarify that for me?” رایجه؟

    1. بله آرزو خانم، جمله “Could you clarify that for me?” یکی از رایج‌ترین و مودبانه‌ترین راه‌ها برای درخواست شفاف‌سازی در زبان انگلیسی است. شما می‌توانید از همین الگو برای موارد دیگر هم استفاده کنید، مثلا: “Could you clarify what you mean by that?” یا “Can you clarify the deadline for this project?” این ساختار بسیار کاربردی و حرفه‌ای است.

  11. ساختار مقاله خیلی خوب بود و با مثال‌های کاربردی کاملا جا افتاد. دست مریزاد.

    1. یکی از اشتباهات رایج، استفاده از “clarify about something” است. در حالی که ساختار صحیح “clarify something” یا “clarify + that-clause” است. مثلاً نباید بگوییم: “I want to clarify about the meeting.” بلکه باید بگوییم: “I want to clarify the meeting” یا “I want to clarify what we discussed in the meeting.” همچنین گاهی زبان‌آموزان تلاش می‌کنند بعد از “clarify” از “to” استفاده کنند که باز هم اشتباه است. (مثلاً: “clarify to me” غلط است، باید گفت: “clarify something for me”).

    1. بله مهدی، “shed light on” (روشن کردن، پرده برداشتن از) می‌تواند در بسیاری از موارد جایگزین “clarify” شود، به خصوص زمانی که منظور، ارائه اطلاعات جدیدی است که به روشن شدن یک موضوع یا راز کمک می‌کند. مثلاً: “The new evidence shed light on the mystery.” و “The report clarified the situation.” هر دو به نوعی به شفاف‌سازی اشاره دارند، اما “shed light on” اغلب شامل کشف یا آشکار کردن چیزی پنهان است، در حالی که “clarify” بیشتر بر توضیح و ساده‌سازی تمرکز دارد.

  12. تو محیط‌های آکادمیک کدوم کالوکیشن‌های clarify بیشتر کاربرد دارن؟

    1. در محیط‌های آکادمیک، کالوکیشن‌های خاصی از “clarify” بسیار رایج هستند. برخی از آنها عبارتند از:
      – **Clarify a concept/theory/hypothesis:** برای روشن کردن مفاهیم، نظریه‌ها یا فرضیه‌ها.
      – **Clarify an argument:** برای شفاف‌سازی یک استدلال.
      – **Clarify findings/results:** برای توضیح نتایج یا یافته‌ها.
      – **Clarify the methodology:** برای شفاف‌سازی روش‌شناسی تحقیق.
      همچنین ترکیباتی با قیدها مثل “further clarify” نیز در مقالات و پایان‌نامه‌ها بسیار دیده می‌شود.

  13. آیا همیشه clarify با object مستقیم میاد؟ مثلا “clarify something”؟ یا میشه بدون object هم استفاده کرد؟

    1. سوال بسیار مهمی است پرهام! “Clarify” عمدتاً یک فعل متعدی (transitive verb) است و معمولاً نیاز به یک مفعول مستقیم دارد (clarify something). مثلاً “I need to clarify the instructions.”
      اما در برخی موارد، به خصوص در کاربردهای محاوره‌ای و غیررسمی، ممکن است بدون مفعول استفاده شود، اما در این حالت مفعول به طور ضمنی در جمله قبلی یا بافت مکالمه مشخص است. مثلاً: ‘”I’m not sure I understand.” “Let me clarify.”‘ (در اینجا ‘it’ یا ‘what I said’ ضمنی است). اما در نوشتار و زبان رسمی، بهتر است همیشه مفعول را ذکر کنید.

  14. فعل‌های عبارتی (phrasal verbs) هم داریم که معنی شبیه به clarify بدن؟

    1. بله ژینا، چندین فعل عبارتی وجود دارند که می‌توانند معنایی شبیه به “clarify” داشته باشند، اما معمولاً کمی غیررسمی‌تر هستند یا بار معنایی متفاوتی دارند:
      – **Clear up:** (یک سوءتفاهم، ابهام، یا مشکل را) رفع کردن/روشن کردن. (مثلا: ‘We need to clear up this misunderstanding.’)
      – **Explain out:** (به ندرت استفاده می‌شود ولی به معنی توضیح دادن کامل).
      – **Spell out:** (چیزی را به وضوح و با جزئیات کامل توضیح دادن). (مثلا: ‘Can you spell out exactly what you mean?’)
      این‌ها می‌توانند در موقعیت‌های مختلف جایگزین‌های خوبی باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *