- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن طبیعی به زبان انگلیسی ضروری است؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Change در مکالمات روزمره کدامند؟
- چگونه میتوان از این کالوکیشنها در جملات مختلف برای بیان مفاهیم گوناگون مانند ایجاد تغییر، تجربه کردن تغییر یا مقاومت در برابر آن استفاده کرد؟
- آیا تفاوت معنایی مشخصی بین عباراتی مانند a change of pace، a change of heart و a change of scenery وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Change یکی از مهمترین قدمها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به سطح پیشرفته در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبانآموزان با کلمه Change آشنا هستند، اما نمیدانند چطور آن را در کنار کلمات دیگر به شکلی صحیح و طبیعی به کار ببرند. این مقاله به شما کمک میکند تا با مهمترین و پرتکرارترین ترکیبات این کلمه آشنا شوید و بتوانید مانند یک انگلیسیزبان واقعی صحبت کنید.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از آنکه به سراغ کالوکیشن های Change برویم، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به معنای همنشینی یا همآیی کلمات است. به عبارت سادهتر، در هر زبانی، برخی کلمات به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز همین قانون برقرار است؛ مثلاً از فعل `make` برای `decision` استفاده میشود (`make a decision`). یادگیری این الگوها به شما کمک میکند تا طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر صحبت کنید و از ساختارهای نامانوس و ترجمهمحور دوری کنید.
انواع کالوکیشن های Change با فعل (Verb Collocations)
فعلهای زیادی وجود دارند که میتوانند با کلمه `change` ترکیب شوند. این فعلها معمولاً نشاندهنده ایجاد کردن، تجربه کردن، یا پذیرفتن یک تغییر هستند. در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
۱. ایجاد یک تغییر (Making a Change)
وقتی میخواهیم درباره ایجاد یا اعمال یک دگرگونی صحبت کنیم، از فعلهای خاصی استفاده میکنیم. این دسته از کالوکیشن های Change بسیار پرکاربرد هستند.
-
Make a change: به معنای ایجاد یک تغییر یا انجام یک اصلاح است. این یکی از عمومیترین کالوکیشنهاست.
Example: We need to make a change to the schedule to accommodate the new clients.
ترجمه: ما باید تغییری در برنامه ایجاد کنیم تا مشتریان جدید را جای دهیم.
-
Bring about a change: به معنای «سبب شدن» یا «منجر شدن به یک تغییر» است و معمولاً برای تغییرات بزرگ و اساسی به کار میرود.
Example: The new CEO hopes to bring about a change in the company’s culture.
ترجمه: مدیرعامل جدید امیدوار است که تغییری در فرهنگ شرکت به وجود آورد.
-
Implement a change: به معنای «اجرا کردن» یا «پیادهسازی کردن» یک تغییر است و اغلب در محیطهای رسمی و کاری استفاده میشود.
Example: The IT department will implement the change to the software next Monday.
ترجمه: بخش فناوری اطلاعات دوشنبه آینده این تغییر را روی نرمافزار اجرا خواهد کرد.
۲. تجربه کردن یک تغییر (Experiencing a Change)
این دسته از کالوکیشنها برای توصیف زمانی به کار میروند که فرد یا چیزی دستخوش تغییر میشود.
-
Undergo a change: به معنای «متحمل شدن» یا «دستخوش تغییر شدن» است و معمولاً برای تغییرات قابل توجه و عمیق استفاده میشود.
Example: The city has undergone a major change over the last decade.
ترجمه: شهر در دهه گذشته دستخوش تغییر بزرگی شده است.
-
Experience a change: به معنای «تجربه کردن یک تغییر» است و کاربرد عمومیتری نسبت به `undergo` دارد.
Example: Many people experience a significant change in their priorities when they have children.
ترجمه: بسیاری از مردم وقتی صاحب فرزند میشوند، تغییر قابل توجهی را در اولویتهای خود تجربه میکنند.
-
Go through a change: این عبارت نیز مشابه دو مورد قبلی است و به معنای «از سر گذراندن یک تغییر» میباشد، خصوصاً اگر این تغییر دورهای و زمانبر باشد.
Example: The company is going through a lot of changes right now.
ترجمه: شرکت در حال حاضر در حال گذر از تغییرات زیادی است.
۳. واکنش به تغییر (Reacting to Change)
این کالوکیشنها نحوه برخورد ما با تغییرات را نشان میدهند.
-
Welcome a change: به معنای «استقبال کردن از یک تغییر» است.
Example: After months of repetitive work, she welcomed the change of project.
ترجمه: او پس از ماهها کار تکراری، از تغییر پروژه استقبال کرد.
-
Resist a change: به معنای «مقاومت کردن در برابر یک تغییر» است.
Example: Older employees often resist changes in technology.
ترجمه: کارمندان مسنتر اغلب در برابر تغییرات فناوری مقاومت میکنند.
-
Adapt to a change: به معنای «سازگار شدن» یا «وفق پیدا کردن با یک تغییر» است.
Example: It took him a while to adapt to the changes in his new role.
ترجمه: مدتی طول کشید تا او با تغییرات در نقش جدیدش سازگار شود.
کالوکیشن های Change با صفت (Adjective Collocations)
صفات مختلفی میتوانند `change` را توصیف کنند و به آن معنای دقیقتری ببخشند. استفاده از این صفات به شما کمک میکند تا منظور خود را واضحتر بیان کنید.
-
A significant / major / fundamental change: یک تغییر قابل توجه / بزرگ / اساسی
Example: There has been a fundamental change in the way we communicate.
ترجمه: یک تغییر اساسی در نحوه ارتباط ما به وجود آمده است.
-
A sudden / abrupt change: یک تغییر ناگهانی / غیرمنتظره
Example: The sudden change in weather caught everyone by surprise.
ترجمه: تغییر ناگهانی آب و هوا همه را غافلگیر کرد.
-
A gradual / slow change: یک تغییر تدریجی / آهسته
Example: We noticed a gradual change in her attitude over the weeks.
ترجمه: ما متوجه یک تغییر تدریجی در نگرش او طی چند هفته شدیم.
-
A welcome / refreshing change: یک تغییر خوشایند / مطلوب
Example: The new restaurant was a refreshing change from the usual fast-food places.
ترجمه: رستوران جدید یک تغییر مطلوب نسبت به فستفودهای همیشگی بود.
-
A dramatic / sweeping change: یک تغییر چشمگیر / گسترده
Example: The invention of the internet brought about sweeping changes in society.
ترجمه: اختراع اینترنت تغییرات گستردهای در جامعه به وجود آورد.
عبارات و اصطلاحات رایج با کلمه Change
علاوه بر ترکیب با فعل و صفت، کلمه `change` در ساختارها و اصطلاحات خاصی نیز به کار میرود که معنای منحصربهفردی دارند. این عبارات در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند.
مقایسه عبارات پرکاربرد
جدول زیر به شما کمک میکند تفاوت سه مورد از مهمترین کالوکیشن های Change را بهتر درک کنید.
| اصطلاح (Collocation) | معنا و کاربرد | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| A change of scenery | تغییر منظره یا محیط؛ به معنای رفتن به یک مکان جدید برای تنوع و استراحت از محیط تکراری. | I’ve been working from home for a year; I really need a change of scenery. ترجمه: یک سال است که از خانه کار میکنم؛ واقعاً به یک آب و هوا عوض کردن نیاز دارم. |
| A change of heart | تغییر عقیده یا نظر؛ زمانی که نظر یا تصمیم فرد درباره چیزی کاملاً عوض میشود. | He was going to sell his car, but he had a change of heart at the last minute. ترجمه: او قصد داشت ماشینش را بفروشد، اما در لحظه آخر نظرش عوض شد. |
| A change of pace | تغییر در سرعت یا ریتم زندگی؛ انجام کاری متفاوت از روال همیشگی برای ایجاد تنوع. | After years in the city, moving to the countryside was a nice change of pace for them. ترجمه: بعد از سالها زندگی در شهر، نقل مکان به حومه برای آنها یک تنوع خوب بود. |
سایر عبارات مهم
-
Spare change: پول خرد، سکههای اضافی که معمولاً در جیب یا کیف پیدا میشود.
Example: Can you give me some spare change for the parking meter?
ترجمه: میتوانی برای پارکومتر کمی پول خرد به من بدهی؟
-
For a change: برای تنوع، برخلاف همیشه.
Example: Let’s stay home tonight for a change.
ترجمه: بیا امشب برای تنوع در خانه بمانیم.
-
The winds of change: نسیم تغییرات، نشانهای از تغییرات بزرگ سیاسی یا اجتماعی در آینده.
Example: You can feel the winds of change blowing through the country.
ترجمه: میتوانی وزش نسیم تغییرات را در سراسر کشور حس کنی.
چگونه این کالوکیشنها را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری لیستی از کلمات به تنهایی کافی نیست. برای اینکه این کالوکیشن های Change به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند، راهکارهای زیر را امتحان کنید:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن جدید، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی شخصی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- داستان کوتاه بنویسید: سعی کنید چند کالوکیشن را در یک پاراگراف یا داستان کوتاه به کار ببرید. این تمرین به شما کمک میکند تا کاربرد آنها را در متن ببینید.
- در مکالمات استفاده کنید: هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی، خودتان را به چالش بکشید و آگاهانه از این عبارات استفاده کنید. از اشتباه کردن نترسید.
- توجه به محیط اطراف: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکست، به نحوه استفاده انگلیسیزبانها از این کالوکیشنها دقت کنید و آنها را یادداشت نمایید.
جمعبندی نهایی
همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، کلمه `change` به تنهایی بخش کوچکی از داستان است. قدرت واقعی زبان در دانستن نحوه ترکیب کلمات با یکدیگر نهفته است. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Change، شما نه تنها دایره لغات خود را گسترش میدهید، بلکه توانایی خود را برای بیان ایدهها به شیوهای طبیعی، دقیق و تاثیرگذار به شکل چشمگیری افزایش میدهید. از امروز شروع کنید و این عبارات را به مکالمات و نوشتههای خود اضافه کنید تا تفاوت را احساس کنید.




ممنون از مقاله عالیتون! واقعاً کالوکیشنها مهمن و اینقدر کامل و با مثال توضیح داده نشده بود.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا عزیز. بله، کالوکیشنها کلید طبیعی صحبت کردن هستند و ما همیشه سعی میکنیم با مثالهای کاربردی توضیح بدیم. به وبلاگ ما سر بزنید!
سلام. همیشه برام سوال بود تفاوت a change of heart و a change of mind چیه؟ میشه یه مثال دیگه از هر کدوم بزنید؟
سلام علی جان. سوال خوبی پرسیدید! ‘a change of heart’ بیشتر به تغییر در احساسات، نظر شخصی یا تصمیم اخلاقی اشاره داره. (مثال: He had a change of heart and decided to forgive her.) ولی ‘a change of mind’ به تغییر در یک تصمیم یا عقیده منطقی برمیگرده. (مثال: She had a change of mind about buying the car after reading the reviews.)
وای چه مقاله به موقعی! دقیقا هفته پیش تو یه فیلم شنیدم ‘make a change’ ولی مطمئن نبودم یعنی چی. الان کاملا فهمیدم که ‘ایجاد تغییر’ هست.
چه جالب مریم! خیلی خوبه که مطالب براتون کاربردی بوده. ‘Make a change’ به معنی ‘تغییر ایجاد کردن’ یا ‘وضعیت را بهبود بخشیدن’ هست. مثلاً: We need to make a change in our routine. (باید در روالمان تغییر ایجاد کنیم.)
میشه برای ‘resist change’ یه مثال دیگه تو محیط کار بگید؟ ما تو شرکت خیلی با این مشکل مواجهیم.
حتماً رضا. در محیط کار، ‘resist change’ خیلی رایجه. مثلاً: Some employees may resist change when new software is introduced. (برخی کارمندان ممکن است در برابر تغییر مقاومت کنند وقتی نرمافزار جدیدی معرفی میشود.) این عبارت به معنی ‘مقاومت در برابر تغییر’ است.
مرسی از این وبلاگ مفید. همیشه مطالب خوبی میذارید.
ممنون از نظر لطف شما نگین عزیز. هدف ما همین هست که مطالب کاربردی و مفید برای یادگیری زبان انگلیسی ارائه بدیم.
من با اینکه کلمه Change رو بلدم ولی موقع صحبت کردن همیشه به مشکل میخورم که چطوری طبیعی بگم. این مقاله خیلی کمک کرد تا با کالوکیشنها آشنا بشم.
سامان جان، این مشکل خیلی از زبانآموزان هست و کاملاً طبیعیه. یادگیری کالوکیشنها دقیقا راه حل همین مشکل هست. پیشنهاد میکنیم بعد از خوندن، سعی کنید خودتون چند جمله با این کالوکیشنها بسازید و با صدای بلند تکرار کنید.
یه کالوکیشن دیگه که من خیلی شنیدم ‘ring the changes’ هست. میشه در مورد اون هم توضیح بدید؟
شیوا جان، سوال عالی بود! ‘Ring the changes’ به معنی ‘ایجاد تنوع یا تغییرات جزئی برای جذاب نگه داشتن چیزی’ هست. مثلاً: We try to ring the changes with our menu every few months. (ما سعی میکنیم هر چند ماه یکبار با منوی خود تغییرات ایجاد کنیم تا تنوع داشته باشد.)
آیا ‘a change of pace’ یک اصطلاح خودمونیه یا توی محیطهای رسمی هم میشه استفاده کرد؟
فرهاد عزیز، ‘a change of pace’ یک عبارت کاملاً استاندارد و رایج هست که هم در مکالمات روزمره و هم در محیطهای نسبتاً رسمی میتونه استفاده بشه. معنی آن ‘تغییر در سرعت یا ریتم فعالیتها برای جلوگیری از خستگی’ است.
توضیح تفاوت ‘a change of scenery’ و ‘a change of pace’ خیلی مفید بود. همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکردم.
خوشحالیم که ابهام شما برطرف شد افسانه جان. یادگیری ظرافتهای معنایی کالوکیشنها خیلی به روانتر صحبت کردن کمک میکنه. ‘a change of scenery’ به تغییر محیط فیزیکی اشاره داره و ‘a change of pace’ به تغییر در نوع فعالیت یا ریتم زندگی.
فقط یه سوال، وقتی میگن ‘change for the better’، ‘for’ رو چطور تلفظ میکنن؟ خیلی سریع میگن.
مجید جان، این نکته شنیداری خیلی خوبیه! در انگلیسی محاورهای، کلمات کوچک مثل ‘for’ اغلب کاهش پیدا میکنن و به صورت ‘schwa sound’ (صدای /ə/) تلفظ میشن. یعنی به جای ‘for’ (فُر)، معمولاً شبیه ‘fər’ (فِرْ) یا حتی سریعتر ‘fə’ شنیده میشه. این طبیعیه و برای سریعتر صحبت کردن اتفاق میفته.
یادگیری کالوکیشنها واقعا سخته ولی ارزشش رو داره. ممنون که مسیر رو آسون کردید.
کاملاً درسته پریا جان، در ابتدا ممکنه چالشبرانگیز به نظر برسه اما با تمرین و استفاده مداوم، جزئی از دانش زبانی شما میشه. ما اینجا هستیم تا این مسیر رو براتون هموار کنیم.
بین ‘undergo a change’ و ‘experience a change’ تفاوت معنایی خاصی هست؟
هادی عزیز، بله تفاوت ظریفی وجود داره. ‘Undergo a change’ معمولاً به تغییرات مهم، رسمی یا ساختاری اشاره داره که شخص یا چیزی به طور غیرفعال آن را تجربه میکند. (مثال: The company underwent a major change in management.) اما ‘experience a change’ کمی عامتر است و میتواند شامل تغییرات شخصیتر و هر نوع تجربهای از تغییر باشد. (مثال: I experienced a sudden change in mood.)
این مقاله رو حتما سیو میکنم. برای مرور و تمرین عالیه. ممنون از تیم خوبتون.
خوشحالیم لیلا جان! توصیه میکنیم برای یادگیری عمیقتر، هر چند وقت یکبار به این مطلب مراجعه کنید و سعی کنید با هر کالوکیشن جملات جدیدی بسازید.
میشه یه نکته هم اضافه کنم؟ اصطلاح ‘old habits die hard’ هم به نوعی به مقاومت در برابر تغییر ربط داره.
آیدین جان، نکته بسیار هوشمندانهای بود! دقیقاً همینطوره. ‘Old habits die hard’ به این معنیه که ‘عادتهای قدیمی به سختی از بین میروند’ و به خوبی مفهوم مقاومت در برابر تغییرات رفتاری یا عادتها را منتقل میکند. ممنون از مشارکت خوبتون!
من همیشه میگفتم ‘do a change’ به جای ‘make a change’. این اشتباه رایجی نیست؟
نازنین عزیز، بله این یک اشتباه بسیار رایج بین زبانآموزان هست. فعل صحیح برای ‘ایجاد تغییر’ همیشه ‘make’ است: ‘make a change’. ‘Do a change’ نادرست است. ممنون که این نکته رو مطرح کردید تا دیگران هم اصلاح کنند.
خیلی مفید بود! دستتون درد نکنه.
ممنون از لطف شما کسری عزیز. هدف ما ارائه محتوای کاربردی برای شماست.
آیا کالوکیشنهای ‘bring about change’ و ‘effect change’ هر دو با فعل ‘bring’ و ‘effect’ به کار میرن؟
مونا جان، بله هر دو عبارت به معنی ‘باعث ایجاد تغییر شدن’ هستند، اما ‘effect’ در اینجا یک فعل هست (to effect change). دقت کنید که ‘effect’ (فعل) به معنی ‘به وجود آوردن’ یا ‘تولید کردن’ است، در حالی که ‘affect’ (فعل) به معنی ‘تأثیر گذاشتن’ میباشد. همچنین ‘effect’ (اسم) به معنی ‘اثر’ است. این نکته گرامری خیلی مهمی است!
برای ‘radical change’ میشه یه مثال دیگه از تغییرات اجتماعی یا سیاسی بگید؟
یاسمن جان، حتماً. ‘Radical change’ به تغییرات ریشهای و اساسی اشاره داره. مثال در حوزه سیاسی: The country underwent a radical change in its political system after the revolution. (کشور پس از انقلاب یک تغییر ریشهای در سیستم سیاسی خود تجربه کرد.)
واقعا درسته که زبانآموزها کلمه Change رو بلدن ولی نمیدونن چطور استفاده کنن. دقیقا مشکل من بود. مقاله تون مثل یک راهنما بود.
خوشحالیم که این مقاله تونسته راهنمای خوبی براتون باشه پویا. هدف ما دقیقا حل همین چالشهاست تا بتوانید با اعتماد به نفس و طبیعیتر صحبت کنید. باز هم به وبلاگ ما سر بزنید.
بعد از خوندن این مقاله، انگیزه گرفتم که کالوکیشنهای بقیه کلمات مهم رو هم یاد بگیرم. ممنون از انرژی خوبی که منتقل میکنید.
چه عالی رویا! این انگیزه بهترین دستاورد برای ماست. حتماً دنبال مقالات بعدی ما باشید که به کالوکیشنهای کلمات مهم دیگه هم خواهیم پرداخت. موفق باشید!