- چگونه میتوانم از کلمه Challenge به شکل طبیعی و مانند یک نیتیو اسپیکر در جملات استفاده کنم؟
- رایجترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Challenge در زبان انگلیسی کدامند؟
- چه افعال و صفاتی معمولاً با کلمه Challenge همراه میشوند؟
- چطور با استفاده از این کالوکیشنها، منظور خود را دقیقتر و حرفهایتر بیان کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Challenge یکی از بهترین راهها برای عبور از سطح متوسط و صحبت کردن به شیوهای طبیعیتر و روانتر در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبانآموزان کلمه Challenge را تنها به معنی «چالش» میشناسند، اما قدرت واقعی این کلمه در ترکیب با افعال و صفات دیگر آشکار میشود. با مطالعه این راهنما، شما مجموعهای از این ترکیبات ارزشمند را به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه فارسی فرا خواهید گرفت تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در مکالمات و نوشتههای خود از آنها استفاده کنید.
رایجترین کالوکیشن های Challenge با افعال (Verb + Challenge)
افعال نقش بسیار مهمی در ساختن کالوکیشنهای معنادار با کلمه Challenge دارند. هر فعل میتواند جنبه متفاوتی از یک چالش را توصیف کند؛ از مواجه شدن با آن گرفته تا پذیرفتن، ایجاد کردن و در نهایت غلبه بر آن. در ادامه به بررسی مهمترین دستهها میپردازیم.
مواجهه و روبرو شدن با چالش
این دسته از افعال به لحظهای اشاره دارند که ما با یک موقعیت دشوار روبرو میشویم.
-
Face a challenge: با یک چالش روبرو شدن
این عبارت یکی از رایجترین کالوکیشنهاست و به معنای قرار گرفتن در مقابل یک سختی یا مانع است.
Example: The company is facing a major challenge in the current economic climate.
ترجمه: شرکت در شرایط اقتصادی فعلی با یک چالش بزرگ روبرو است.
-
Encounter a challenge: به چالشی برخوردن
این عبارت معمولاً برای چالشهای غیرمنتظره یا موانعی که در طول مسیر یک پروژه یا فعالیت پدیدار میشوند، به کار میرود.
Example: During the research, we encountered an unexpected challenge with data collection.
ترجمه: در طول تحقیق، ما با چالشی غیرمنتظره در جمعآوری دادهها برخورد کردیم.
پذیرفتن و به عهده گرفتن چالش
این افعال نشاندهنده نگرش مثبت و اراده برای درگیر شدن با یک موقعیت دشوار هستند.
-
Accept a challenge: پذیرفتن یک چالش
وقتی کسی شما را به رقابت یا انجام کاری سخت دعوت میکند و شما آن را قبول میکنید، از این کالوکیشن استفاده میشود.
Example: She accepted the challenge to run a marathon for charity.
ترجمه: او چالش دویدن در ماراتن برای امور خیریه را پذیرفت.
-
Take on / Take up a challenge: به عهده گرفتن یک چالش
این عبارت به معنای تصمیمگیری فعالانه برای شروع یک کار دشوار و جدید است.
Example: He decided to take on the challenge of learning a new programming language.
ترجمه: او تصمیم گرفت چالش یادگیری یک زبان برنامهنویسی جدید را به عهده بگیرد.
-
Rise to a challenge: از پس یک چالش برآمدن، خود را در حد یک چالش نشان دادن
این عبارت زمانی استفاده میشود که فردی با موفقیت و شایستگی با یک موقعیت سخت روبرو میشود و تواناییهای خود را ثابت میکند.
Example: The team rose to the challenge and delivered the project on time despite the difficulties.
ترجمه: تیم از پس چالش برآمد و پروژه را با وجود مشکلات، به موقع تحویل داد.
ایجاد کردن و مطرح کردن چالش
گاهی خود چالش یک عامل خارجی است که برای ما ایجاد میشود. این افعال این مفهوم را میرسانند.
-
Pose a challenge: چالشی را ایجاد کردن
این عبارت معمولاً برای توصیف شرایط یا موقعیتهایی به کار میرود که ذاتاً دشوار هستند.
Example: The new regulations pose a serious challenge to small businesses.
ترجمه: مقررات جدید، چالشی جدی برای کسبوکارهای کوچک ایجاد میکند.
-
Present a challenge: چالشی را مطرح کردن یا ارائه دادن
این کالوکیشن نیز مشابه `pose a challenge` است و به معنای ایجاد یک موقعیت دشوار است.
Example: Moving to a new country presents a unique set of challenges.
ترجمه: مهاجرت به یک کشور جدید، مجموعهای منحصربهفرد از چالشها را به همراه دارد.
غلبه و موفقیت در برابر چالش
این دسته از افعال، حس موفقیت و پیروزی بر سختیها را منتقل میکنند.
-
Overcome a challenge: غلبه کردن بر یک چالش
این عبارت به معنای حل موفقیتآمیز یک مشکل یا پشت سر گذاشتن یک مانع بزرگ است.
Example: With determination, she overcame the challenge of her physical disability.
ترجمه: او با اراده، بر چالش ناتوانی جسمی خود غلبه کرد.
-
Meet a challenge: با موفقیت به یک چالش پاسخ دادن
این عبارت به معنای برآورده کردن الزامات و استانداردهای یک موقعیت دشوار است.
Example: The engineers worked tirelessly to meet the technical challenges of the project.
ترجمه: مهندسان بیوقفه تلاش کردند تا از پس چالشهای فنی پروژه برآیند.
کالوکیشن های Challenge با صفات (Adjective + Challenge)
صفات به ما کمک میکنند تا نوع، اندازه و میزان دشواری یک چالش را توصیف کنیم. استفاده از صفت مناسب میتواند تأثیر کلام شما را دوچندان کند. در ادامه، مهمترین صفاتی که با Challenge به کار میروند را بررسی میکنیم.
صفات برای توصیف چالشهای بزرگ و دشوار
این صفات بر سختی و طاقتفرسا بودن یک موقعیت تأکید دارند.
-
A big / great / huge challenge: یک چالش بزرگ
Example: Climate change is the biggest challenge facing humanity today.
ترجمه: تغییرات اقلیمی بزرگترین چالشی است که بشریت امروز با آن روبروست.
-
A major / serious / significant challenge: یک چالش اصلی / جدی / قابل توجه
Example: Lack of funding remains a major challenge for the research team.
ترجمه: کمبود بودجه همچنان یک چالش اصلی برای تیم تحقیقاتی است.
-
A daunting / formidable challenge: یک چالش دلهرهآور / ترسناک
این صفات برای چالشهایی به کار میروند که بسیار بزرگ و سخت به نظر میرسند و ممکن است فرد را بترسانند.
Example: Starting a business from scratch can be a daunting challenge.
ترجمه: شروع یک کسبوکار از صفر میتواند چالشی دلهرهآور باشد.
-
A tough / difficult challenge: یک چالش سخت و دشوار
Example: It was a tough challenge, but we finally succeeded.
ترجمه: این یک چالش سخت بود، اما ما بالاخره موفق شدیم.
صفات برای توصیف نوع چالش
این صفات به ما کمک میکنند تا زمینه و ماهیت چالش را مشخص کنیم.
-
A new / fresh challenge: یک چالش جدید
Example: After working at the same company for ten years, he was ready for a fresh challenge.
ترجمه: پس از ده سال کار در یک شرکت، او برای یک چالش جدید آماده بود.
-
An intellectual challenge: یک چالش فکری
Example: He enjoys solving complex puzzles as an intellectual challenge.
ترجمه: او از حل پازلهای پیچیده به عنوان یک چالش فکری لذت میبرد.
-
A technical / logistical challenge: یک چالش فنی / تدارکاتی
Example: Organizing the international conference was a huge logistical challenge.
ترجمه: سازماندهی کنفرانس بینالمللی یک چالش تدارکاتی عظیم بود.
-
A physical challenge: یک چالش فیزیکی (جسمی)
Example: Climbing that mountain is a serious physical challenge that requires months of training.
ترجمه: بالا رفتن از آن کوه یک چالش فیزیکی جدی است که به ماهها تمرین نیاز دارد.
عبارات و اصطلاحات مرتبط با Challenge
علاوه بر کالوکیشنهای مستقیم، عباراتی نیز وجود دارند که در آنها کلمه Challenge به کار میرود و درک آنها برای تسلط بر این کلمه ضروری است. این عبارات به شما کمک میکنند تا در مکالمات روزمره طبیعیتر به نظر برسید.
The main challenge
به معنی «چالش اصلی» یا «مهمترین مانع» است. این عبارت برای تأکید بر بزرگترین مشکلی که باید حل شود به کار میرود.
Example: The main challenge is to secure enough investment for the project’s next phase.
ترجمه: چالش اصلی، تأمین سرمایه کافی برای فاز بعدی پروژه است.
Be open to challenge
این عبارت به معنی «پذیرای نقد بودن» یا «آماده زیر سوال رفتن بودن» است. معمولاً برای ایدهها، نظریهها یا یافتههایی به کار میرود که قطعی نیستند.
Example: The findings of this study are preliminary and are open to challenge.
ترجمه: یافتههای این مطالعه مقدماتی هستند و پذیرای نقد و بررسی میباشند.
Enjoy a challenge
به معنی «لذت بردن از چالش» است و شخصیت افرادی را توصیف میکند که از مواجهه با سختیها و تلاش برای حل آنها انگیزه میگیرند.
Example: As a competitive person, I always enjoy a good challenge.
ترجمه: به عنوان یک فرد رقابتجو، من همیشه از یک چالش خوب لذت میبرم.
جدول خلاصه کالوکیشن های Challenge
برای مرور سریع و یادآوری بهتر، در جدول زیر مجموعهای از پرکاربردترین کالوکیشن های Challenge را دستهبندی کردهایم.
| نوع کالوکیشن | عبارت انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| فعل + Challenge | Face / Encounter a challenge | با چالش روبرو شدن / برخوردن |
| فعل + Challenge | Accept / Take on a challenge | پذیرفتن / به عهده گرفتن چالش |
| فعل + Challenge | Rise to a challenge | از پس چالش برآمدن |
| فعل + Challenge | Pose / Present a challenge | چالشی را ایجاد کردن / مطرح کردن |
| فعل + Challenge | Overcome / Meet a challenge | غلبه کردن بر چالش / با موفقیت پاسخ دادن |
| صفت + Challenge | A big / major / serious challenge | یک چالش بزرگ / اصلی / جدی |
| صفت + Challenge | A daunting / formidable challenge | یک چالش دلهرهآور / ترسناک |
| صفت + Challenge | A new / fresh challenge | یک چالش جدید |
| صفت + Challenge | A technical / physical challenge | یک چالش فنی / فیزیکی |
نتیجهگیری
یادگیری و استفاده از کالوکیشن های Challenge یک گام اساسی برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شماست. این ترکیبات به شما اجازه میدهند تا افکار خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و از تکرار کلمات ساده پرهیز نمایید. به جای اینکه همیشه بگویید “It was difficult”، میتوانید بگویید “It was a formidable challenge”. این تغییر کوچک، تأثیر بزرگی بر درک شنونده از تسلط شما بر زبان انگلیسی خواهد داشت. سعی کنید این کالوکیشنها را در مکالمات و نوشتههای روزمره خود به کار ببرید تا به مرور زمان به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شوند.




واقعاً مقاله عالی بود! همیشه با کلمه “challenge” مشکل داشتم که چطور طبیعی ازش استفاده کنم. “Overcome a challenge” خیلی به کارم میاد. ممنون!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! “Overcome a challenge” واقعاً یک کالوکیشن پرکاربرد و زیباست که توانایی غلبه بر مشکلات رو نشون میده. موفق باشید!
سلام. ممنون بابت مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم تفاوت “accept a challenge” با “take on a challenge” دقیقاً چیه؟ به نظرم خیلی شبیه میان.
سلام امیر عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدید! هر دو به معنی پذیرفتن یک چالش هستند، اما “take on a challenge” معمولاً حس مسئولیتپذیری بیشتر و اغلب داوطلبانه بودن را دربرمیگیرد، یعنی شما آگاهانه انتخاب میکنید که با آن چالش روبرو شوید و مسئولیتش را بپذیرید. در حالی که “accept a challenge” میتواند کمی عمومیتر باشد، مثلاً ممکن است چالشی به شما پیشنهاد شود و شما آن را بپذیرید. امیدوارم این توضیح کمک کننده باشه!
پس اگه بخوام بگم با یک چالش بزرگ روبرو شدم، میتونم بگم “I faced a significant challenge”؟ درسته؟
بله مریم عزیز، کاملاً درسته! “Face a challenge” یا “be confronted with a challenge” هر دو برای بیان روبرو شدن با یک چالش بسیار مناسب و طبیعی هستند. استفاده از “significant” هم برای تاکید بر بزرگی چالش انتخاب عالیای است.
“Meet a challenge” برام یکم گنگه. میشه یه مثال دیگه ازش بزنید که توش این مفهوم “برآورده کردن انتظار” واضحتر باشه؟
حتماً رضا جان. “Meet a challenge” به معنی “موفق شدن در انجام یک چالش” یا “برآورده کردن انتظاراتی که یک چالش ایجاد میکند” هست. مثلاً: “The team worked hard to meet the challenge of the tight deadline.” (تیم سخت تلاش کرد تا با چالش مهلت کم مقابله کند/از پس آن برآید.) یعنی با وجود محدودیت زمانی، موفق شدند کار را انجام دهند.
من همیشه فکر میکردم “challenge” فقط به معنی یه مشکل بزرگه. حالا فهمیدم که “pose a challenge” چقدر کاربرد داره. چند وقت پیش تو یه مکالمه میخواستم بگم “این سوال یه چالش ایجاد میکنه” ولی نمیدونستم چی بگم.
به جای “deal with a challenge”، میشه از “handle a challenge” هم استفاده کرد؟ آیا فرقی دارن؟
بله حسن عزیز، هر دو عبارت “deal with a challenge” و “handle a challenge” کاملاً قابل تعویض هستند و هر دو به معنی مدیریت کردن یا رسیدگی به یک چالش میباشند. هر دو طبیعی و پرکاربرد هستند و تفاوت معنایی چندانی ندارند.
این کالوکیشنها عالیاند! کاش یه فایلی هم برای تلفظشون میگذاشتید. گاهی نمیدونم تاکید روی کدوم کلمه باشه.
ممنون از پیشنهاد خوبتون زینب جان! حتماً سعی میکنیم در نسخههای بعدی مقالات یا پستهای مرتبط، فایلهای صوتی برای تلفظ طبیعی کالوکیشنها هم اضافه کنیم. نکتهای که فرمودید کاملاً درست است و تلفظ صحیح و Intonation نقش مهمی در طبیعی صحبت کردن دارد.
خیلی مفید بود. من تازه با مفهوم کالوکیشن آشنا شدم و فهمیدم چقدر مهمه. میشه یه مقاله هم در مورد کالوکیشنهای “opportunity” یا “problem” بنویسید؟
ممنون از نظر شما علی عزیز. حتماً! پیشنهاد شما را برای مقالات آینده در مورد کالوکیشنهای “opportunity” و “problem” در نظر میگیریم. این دو کلمه هم مانند “challenge” کالوکیشنهای بسیار متنوع و پرکاربردی دارند که یادگیریشان به روانتر صحبت کردن کمک زیادی میکند.
من تو فیلمها زیاد شنیدم “rise to the challenge”. خیلی حس قدرتمندی داره و نشون میده که کسی با شجاعت با یک سختی روبرو میشه و از پسش برمیاد.
دقیقاً نازی جان! “Rise to the challenge” یکی از کالوکیشنهای فوقالعاده قوی و الهامبخش است که به معنای نشان دادن توانایی و عزم راسخ برای موفقیت در یک موقعیت دشوار یا چالشبرانگیز است. انتخاب بسیار خوبی بود. ممنون که به اشتراک گذاشتید!
آیا “face a challenge” در مکالمات روزمره هم استفاده میشه یا بیشتر رسمییه؟
“Face a challenge” هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی قابل استفاده است و کاملاً طبیعی به نظر میرسد. این یک کالوکیشن بسیار عمومی و پرکاربرد است که هیچ بار رسمی یا غیررسمی خاصی ندارد و میتوانید با خیال راحت از آن استفاده کنید.
عالی بود! دقیقاً دنبال همین بودم که چطور بتونم طبیعیتر حرف بزنم. این مقاله کمکم میکنه که از سطح متوسط عبور کنم.
“Pose a challenge” یعنی چالش ایجاد کردن؟ مثل “This situation poses a serious challenge for us.”؟
بله محمد عزیز، مثال شما کاملاً دقیق و صحیح است. “Pose a challenge” دقیقاً به معنی “ایجاد کردن یک چالش” یا “به وجود آوردن یک مانع” است. خیلی خوب متوجه شدید و مثال مناسبی زدید!
آیا “challenge” همیشه بار مثبت یا خنثی داره؟ یعنی مثل “difficulty” نیست که فقط مشکل رو برسونه؟ این کالوکیشنها نشون میدن که میشه باهاش مثبت هم برخورد کرد.
سمیه جان، نکته بسیار خوبی را مطرح کردید! بله، تفاوت اصلی “challenge” و “difficulty” در همین است. “Difficulty” بیشتر بر سختی و مشکل بودن یک چیز تمرکز دارد. اما “challenge” علاوه بر سختی، اغلب مفهوم فرصتی برای یادگیری، رشد یا اثبات توانایی را نیز در خود دارد. کالوکیشنهایی مثل “rise to the challenge” یا “overcome a challenge” به خوبی این جنبه مثبت را نشان میدهند.
در مورد “handle a challenge” هم میتونیم صحبت کنیم؟ فکر کنم اون هم کاربردیه.
بله نگار عزیز، “handle a challenge” یک کالوکیشن بسیار رایج و مفید است که به معنی مدیریت کردن یا از عهده یک چالش برآمدن است. معادل بسیار خوبی برای “deal with a challenge” است و استفاده از آن کاملاً طبیعی و صحیح است. ممنون از اضافه کردن این نکته کاربردی!
واقعا ممنونم بابت این مطالب کاربردی. من همیشه برای یادگیری کالوکیشن ها مشکل داشتم و این مقاله یه راهنمای عالیه. به همه توصیه می کنم حتما بخونن.