مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Challenge در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Challenge یکی از بهترین راه‌ها برای عبور از سطح متوسط و صحبت کردن به شیوه‌ای طبیعی‌تر و روان‌تر در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبان‌آموزان کلمه Challenge را تنها به معنی «چالش» می‌شناسند، اما قدرت واقعی این کلمه در ترکیب با افعال و صفات دیگر آشکار می‌شود. با مطالعه این راهنما، شما مجموعه‌ای از این ترکیبات ارزشمند را به همراه مثال‌های کاربردی و ترجمه فارسی فرا خواهید گرفت تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در مکالمات و نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:سوپ رو “نخورید”، “بنوشید”! (تفاوت Eat و Drink برای سوپ)

رایج‌ترین کالوکیشن های Challenge با افعال (Verb + Challenge)

افعال نقش بسیار مهمی در ساختن کالوکیشن‌های معنادار با کلمه Challenge دارند. هر فعل می‌تواند جنبه متفاوتی از یک چالش را توصیف کند؛ از مواجه شدن با آن گرفته تا پذیرفتن، ایجاد کردن و در نهایت غلبه بر آن. در ادامه به بررسی مهم‌ترین دسته‌ها می‌پردازیم.

مواجهه و روبرو شدن با چالش

این دسته از افعال به لحظه‌ای اشاره دارند که ما با یک موقعیت دشوار روبرو می‌شویم.

پذیرفتن و به عهده گرفتن چالش

این افعال نشان‌دهنده نگرش مثبت و اراده برای درگیر شدن با یک موقعیت دشوار هستند.

ایجاد کردن و مطرح کردن چالش

گاهی خود چالش یک عامل خارجی است که برای ما ایجاد می‌شود. این افعال این مفهوم را می‌رسانند.

غلبه و موفقیت در برابر چالش

این دسته از افعال، حس موفقیت و پیروزی بر سختی‌ها را منتقل می‌کنند.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Vibe”: این کافه وایبش خوبه!

کالوکیشن های Challenge با صفات (Adjective + Challenge)

صفات به ما کمک می‌کنند تا نوع، اندازه و میزان دشواری یک چالش را توصیف کنیم. استفاده از صفت مناسب می‌تواند تأثیر کلام شما را دوچندان کند. در ادامه، مهم‌ترین صفاتی که با Challenge به کار می‌روند را بررسی می‌کنیم.

صفات برای توصیف چالش‌های بزرگ و دشوار

این صفات بر سختی و طاقت‌فرسا بودن یک موقعیت تأکید دارند.

صفات برای توصیف نوع چالش

این صفات به ما کمک می‌کنند تا زمینه و ماهیت چالش را مشخص کنیم.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Cheat Day”: روز خیانت یا تقلب؟

عبارات و اصطلاحات مرتبط با Challenge

علاوه بر کالوکیشن‌های مستقیم، عباراتی نیز وجود دارند که در آن‌ها کلمه Challenge به کار می‌رود و درک آن‌ها برای تسلط بر این کلمه ضروری است. این عبارات به شما کمک می‌کنند تا در مکالمات روزمره طبیعی‌تر به نظر برسید.

The main challenge

به معنی «چالش اصلی» یا «مهم‌ترین مانع» است. این عبارت برای تأکید بر بزرگترین مشکلی که باید حل شود به کار می‌رود.

Example: The main challenge is to secure enough investment for the project’s next phase.

ترجمه: چالش اصلی، تأمین سرمایه کافی برای فاز بعدی پروژه است.

Be open to challenge

این عبارت به معنی «پذیرای نقد بودن» یا «آماده زیر سوال رفتن بودن» است. معمولاً برای ایده‌ها، نظریه‌ها یا یافته‌هایی به کار می‌رود که قطعی نیستند.

Example: The findings of this study are preliminary and are open to challenge.

ترجمه: یافته‌های این مطالعه مقدماتی هستند و پذیرای نقد و بررسی می‌باشند.

Enjoy a challenge

به معنی «لذت بردن از چالش» است و شخصیت افرادی را توصیف می‌کند که از مواجهه با سختی‌ها و تلاش برای حل آن‌ها انگیزه می‌گیرند.

Example: As a competitive person, I always enjoy a good challenge.

ترجمه: به عنوان یک فرد رقابت‌جو، من همیشه از یک چالش خوب لذت می‌برم.

📌 این مقاله را از دست ندهید:مادر شوهر و مادر زن به انگلیسی (The In-Laws)

جدول خلاصه کالوکیشن های Challenge

برای مرور سریع و یادآوری بهتر، در جدول زیر مجموعه‌ای از پرکاربردترین کالوکیشن های Challenge را دسته‌بندی کرده‌ایم.

نوع کالوکیشن عبارت انگلیسی معنی فارسی
فعل + Challenge Face / Encounter a challenge با چالش روبرو شدن / برخوردن
فعل + Challenge Accept / Take on a challenge پذیرفتن / به عهده گرفتن چالش
فعل + Challenge Rise to a challenge از پس چالش برآمدن
فعل + Challenge Pose / Present a challenge چالشی را ایجاد کردن / مطرح کردن
فعل + Challenge Overcome / Meet a challenge غلبه کردن بر چالش / با موفقیت پاسخ دادن
صفت + Challenge A big / major / serious challenge یک چالش بزرگ / اصلی / جدی
صفت + Challenge A daunting / formidable challenge یک چالش دلهره‌آور / ترسناک
صفت + Challenge A new / fresh challenge یک چالش جدید
صفت + Challenge A technical / physical challenge یک چالش فنی / فیزیکی
📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چرا هممون میگیم “I am fine, thank you”؟ (مثل ربات نباشیم!)

نتیجه‌گیری

یادگیری و استفاده از کالوکیشن های Challenge یک گام اساسی برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شماست. این ترکیبات به شما اجازه می‌دهند تا افکار خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و از تکرار کلمات ساده پرهیز نمایید. به جای اینکه همیشه بگویید “It was difficult”، می‌توانید بگویید “It was a formidable challenge”. این تغییر کوچک، تأثیر بزرگی بر درک شنونده از تسلط شما بر زبان انگلیسی خواهد داشت. سعی کنید این کالوکیشن‌ها را در مکالمات و نوشته‌های روزمره خود به کار ببرید تا به مرور زمان به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 251

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

27 پاسخ

  1. واقعاً مقاله عالی بود! همیشه با کلمه “challenge” مشکل داشتم که چطور طبیعی ازش استفاده کنم. “Overcome a challenge” خیلی به کارم میاد. ممنون!

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! “Overcome a challenge” واقعاً یک کالوکیشن پرکاربرد و زیباست که توانایی غلبه بر مشکلات رو نشون میده. موفق باشید!

  2. سلام. ممنون بابت مقاله خوبتون. می‌خواستم بپرسم تفاوت “accept a challenge” با “take on a challenge” دقیقاً چیه؟ به نظرم خیلی شبیه میان.

    1. سلام امیر عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدید! هر دو به معنی پذیرفتن یک چالش هستند، اما “take on a challenge” معمولاً حس مسئولیت‌پذیری بیشتر و اغلب داوطلبانه بودن را دربرمی‌گیرد، یعنی شما آگاهانه انتخاب می‌کنید که با آن چالش روبرو شوید و مسئولیتش را بپذیرید. در حالی که “accept a challenge” می‌تواند کمی عمومی‌تر باشد، مثلاً ممکن است چالشی به شما پیشنهاد شود و شما آن را بپذیرید. امیدوارم این توضیح کمک کننده باشه!

  3. پس اگه بخوام بگم با یک چالش بزرگ روبرو شدم، می‌تونم بگم “I faced a significant challenge”؟ درسته؟

    1. بله مریم عزیز، کاملاً درسته! “Face a challenge” یا “be confronted with a challenge” هر دو برای بیان روبرو شدن با یک چالش بسیار مناسب و طبیعی هستند. استفاده از “significant” هم برای تاکید بر بزرگی چالش انتخاب عالی‌ای است.

  4. “Meet a challenge” برام یکم گنگه. میشه یه مثال دیگه ازش بزنید که توش این مفهوم “برآورده کردن انتظار” واضح‌تر باشه؟

    1. حتماً رضا جان. “Meet a challenge” به معنی “موفق شدن در انجام یک چالش” یا “برآورده کردن انتظاراتی که یک چالش ایجاد می‌کند” هست. مثلاً: “The team worked hard to meet the challenge of the tight deadline.” (تیم سخت تلاش کرد تا با چالش مهلت کم مقابله کند/از پس آن برآید.) یعنی با وجود محدودیت زمانی، موفق شدند کار را انجام دهند.

  5. من همیشه فکر می‌کردم “challenge” فقط به معنی یه مشکل بزرگه. حالا فهمیدم که “pose a challenge” چقدر کاربرد داره. چند وقت پیش تو یه مکالمه می‌خواستم بگم “این سوال یه چالش ایجاد می‌کنه” ولی نمی‌دونستم چی بگم.

  6. به جای “deal with a challenge”، میشه از “handle a challenge” هم استفاده کرد؟ آیا فرقی دارن؟

    1. بله حسن عزیز، هر دو عبارت “deal with a challenge” و “handle a challenge” کاملاً قابل تعویض هستند و هر دو به معنی مدیریت کردن یا رسیدگی به یک چالش می‌باشند. هر دو طبیعی و پرکاربرد هستند و تفاوت معنایی چندانی ندارند.

  7. این کالوکیشن‌ها عالی‌اند! کاش یه فایلی هم برای تلفظشون می‌گذاشتید. گاهی نمی‌دونم تاکید روی کدوم کلمه باشه.

    1. ممنون از پیشنهاد خوبتون زینب جان! حتماً سعی می‌کنیم در نسخه‌های بعدی مقالات یا پست‌های مرتبط، فایل‌های صوتی برای تلفظ طبیعی کالوکیشن‌ها هم اضافه کنیم. نکته‌ای که فرمودید کاملاً درست است و تلفظ صحیح و Intonation نقش مهمی در طبیعی صحبت کردن دارد.

  8. خیلی مفید بود. من تازه با مفهوم کالوکیشن آشنا شدم و فهمیدم چقدر مهمه. میشه یه مقاله هم در مورد کالوکیشن‌های “opportunity” یا “problem” بنویسید؟

    1. ممنون از نظر شما علی عزیز. حتماً! پیشنهاد شما را برای مقالات آینده در مورد کالوکیشن‌های “opportunity” و “problem” در نظر می‌گیریم. این دو کلمه هم مانند “challenge” کالوکیشن‌های بسیار متنوع و پرکاربردی دارند که یادگیری‌شان به روان‌تر صحبت کردن کمک زیادی می‌کند.

  9. من تو فیلم‌ها زیاد شنیدم “rise to the challenge”. خیلی حس قدرتمندی داره و نشون میده که کسی با شجاعت با یک سختی روبرو میشه و از پسش برمیاد.

    1. دقیقاً نازی جان! “Rise to the challenge” یکی از کالوکیشن‌های فوق‌العاده قوی و الهام‌بخش است که به معنای نشان دادن توانایی و عزم راسخ برای موفقیت در یک موقعیت دشوار یا چالش‌برانگیز است. انتخاب بسیار خوبی بود. ممنون که به اشتراک گذاشتید!

  10. آیا “face a challenge” در مکالمات روزمره هم استفاده میشه یا بیشتر رسمی‌یه؟

    1. “Face a challenge” هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی قابل استفاده است و کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد. این یک کالوکیشن بسیار عمومی و پرکاربرد است که هیچ بار رسمی یا غیررسمی خاصی ندارد و می‌توانید با خیال راحت از آن استفاده کنید.

  11. عالی بود! دقیقاً دنبال همین بودم که چطور بتونم طبیعی‌تر حرف بزنم. این مقاله کمکم می‌کنه که از سطح متوسط عبور کنم.

  12. “Pose a challenge” یعنی چالش ایجاد کردن؟ مثل “This situation poses a serious challenge for us.”؟

    1. بله محمد عزیز، مثال شما کاملاً دقیق و صحیح است. “Pose a challenge” دقیقاً به معنی “ایجاد کردن یک چالش” یا “به وجود آوردن یک مانع” است. خیلی خوب متوجه شدید و مثال مناسبی زدید!

  13. آیا “challenge” همیشه بار مثبت یا خنثی داره؟ یعنی مثل “difficulty” نیست که فقط مشکل رو برسونه؟ این کالوکیشن‌ها نشون میدن که میشه باهاش مثبت هم برخورد کرد.

    1. سمیه جان، نکته بسیار خوبی را مطرح کردید! بله، تفاوت اصلی “challenge” و “difficulty” در همین است. “Difficulty” بیشتر بر سختی و مشکل بودن یک چیز تمرکز دارد. اما “challenge” علاوه بر سختی، اغلب مفهوم فرصتی برای یادگیری، رشد یا اثبات توانایی را نیز در خود دارد. کالوکیشن‌هایی مثل “rise to the challenge” یا “overcome a challenge” به خوبی این جنبه مثبت را نشان می‌دهند.

  14. در مورد “handle a challenge” هم میتونیم صحبت کنیم؟ فکر کنم اون هم کاربردیه.

    1. بله نگار عزیز، “handle a challenge” یک کالوکیشن بسیار رایج و مفید است که به معنی مدیریت کردن یا از عهده یک چالش برآمدن است. معادل بسیار خوبی برای “deal with a challenge” است و استفاده از آن کاملاً طبیعی و صحیح است. ممنون از اضافه کردن این نکته کاربردی!

  15. واقعا ممنونم بابت این مطالب کاربردی. من همیشه برای یادگیری کالوکیشن ها مشکل داشتم و این مقاله یه راهنمای عالیه. به همه توصیه می کنم حتما بخونن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *