مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Cause

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات مجزا خلاصه نمی‌شود؛ بلکه درک ارتباط بین کلمات و نحوه ترکیب آن‌ها با یکدیگر، کلید اصلی تسلط بر این زبان است. یکی از این کلمات کلیدی، «Cause» است که با قرار گرفتن در کنار افعال، صفات و اسم‌های مختلف، عبارات بسیار کاربردی و مهمی را می‌سازد. با مطالعه این راهنما، شما با مهم‌ترین کالوکیشن های Cause آشنا می‌شوید و یاد می‌گیرید که چگونه از آن‌ها به درستی در جملات خود استفاده کنید تا انگلیسی شما طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر به نظر برسد.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:سبک زندگی “Van Life”: خونه‌ت کجاست؟ همینجا!

کالوکیشن های Cause با افعال (Verb + Cause)

یکی از رایج‌ترین ساختارها، ترکیب فعل با کلمه Cause است. این ترکیب‌ها به ما کمک می‌کنند تا در مورد ایجاد کردن، مشخص کردن یا حمایت از یک علت صحبت کنیم. در ادامه به بررسی مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

Establish the cause of something

این کالوکیشن به معنای «مشخص کردن یا پیدا کردن علت اصلی چیزی» است، به خصوص در مورد یک مشکل یا بیماری. معمولاً در زمینه‌های پزشکی، جنایی یا علمی کاربرد دارد.

Determine the cause of something

این عبارت نیز معنایی بسیار نزدیک به «establish the cause» دارد و به معنای «تعیین کردن علت» چیزی است. هر دو عبارت اغلب به جای یکدیگر قابل استفاده هستند.

Support a cause

این کالوکیشن به معنای «حمایت از یک هدف یا آرمان» است. این هدف معمولاً اجتماعی، سیاسی یا خیریه است و افراد برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند.

Fight for a cause

این عبارت به معنای «مبارزه کردن برای یک آرمان یا هدف» است و معمولاً تلاشی فعالانه و پرشور را نشان می‌دهد.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:چرا همه تو چت مینویسن “F”؟ (ریشه اصلی Press F to Pay Respects)

کالوکیشن های Cause با اسم‌ها (Cause + Noun)

کلمه Cause می‌تواند با اسم‌های دیگر ترکیب شود تا مفاهیم خاصی را بسازد. این ساختارها بسیار پرکاربرد هستند و در مکالمات روزمره و متون رسمی به وفور یافت می‌شوند.

Cause for concern

این عبارت به معنای «دلیلی برای نگرانی» است. وقتی شرایطی وجود دارد که باعث می‌شود شما نگران شوید، از این کالوکیشن استفاده می‌کنید.

Cause for celebration

در مقابل عبارت قبلی، این کالوکیشن به معنای «دلیلی برای جشن گرفتن» یا «مایه خوشحالی و جشن» است.

Cause for alarm

این عبارت به معنای «دلیلی برای ترس یا هشدار» است و معمولاً به موقعیتی اشاره دارد که نیاز به واکنش سریع دارد.

Root cause

این کالوکیشن به «علت ریشه‌ای یا اصلی» یک مشکل اشاره دارد. یعنی عمیق‌ترین دلیلی که منجر به بروز یک مشکل شده است.

📌 بیشتر بخوانید:حرکات “Calisthenics” (بدنسازی خیابانی)

کالوکیشن های Cause با صفات (Adjective + Cause)

صفات مختلفی می‌توانند قبل از کلمه Cause بیایند تا نوع یا اهمیت آن علت را توصیف کنند. این ساختار به غنی‌تر شدن کلام شما کمک می‌کند.

The main cause / The primary cause

این صفات به معنای «علت اصلی» یا «علت اولیه» هستند و برای تأکید بر مهم‌ترین دلیل یک اتفاق به کار می‌روند.

A good cause

این عبارت برای توصیف یک «هدف خیرخواهانه یا نیکوکارانه» به کار می‌رود. معمولاً به فعالیت‌هایی اشاره دارد که برای کمک به دیگران انجام می‌شود.

A lost cause

این اصطلاح به یک شخص، هدف یا موقعیتی اشاره دارد که امیدی به موفقیت آن نیست و تلاش برای آن بی‌فایده است. به فارسی می‌توان آن را «کار از کار گذشته»، «آب در هاون کوبیدن» یا «موردی که امیدی به آن نیست» ترجمه کرد.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:فرق “Mr.” و “Sir” که آبروی ایرانیا رو میبره!

جدول خلاصه کالوکیشن های Cause

برای مرور و یادآوری بهتر، در جدول زیر برخی از مهم‌ترین کالوکیشن های Cause را به همراه نوع و ترجمه آن‌ها دسته‌بندی کرده‌ایم.

کالوکیشن (Collocation) نوع (Type) ترجمه فارسی
Establish the cause Verb + Cause مشخص کردن علت
Determine the cause Verb + Cause تعیین کردن علت
Support a cause Verb + Cause حمایت از یک آرمان/هدف
Cause for concern Cause + Noun دلیلی برای نگرانی
Cause for celebration Cause + Noun دلیلی برای جشن
Root cause Adjective + Cause (Implied) علت ریشه‌ای
The main cause Adjective + Cause علت اصلی
A good cause Adjective + Cause یک هدف خیر
A lost cause Adjective + Cause کار بی‌فایده / امیدی به آن نیست
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:آیا خارجی‌ها “مهریه” دارن؟ (تفاوت با Prenup)

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، یادگیری کالوکیشن های Cause می‌تواند تأثیر بسزایی در طبیعی و روان صحبت کردن شما داشته باشد. این عبارات به شما کمک می‌کنند تا منظور خود را دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر بیان کنید. به جای استفاده از کلمات ساده و تکراری، سعی کنید این ترکیب‌ها را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید. بهترین راه برای مسلط شدن بر این کالوکیشن‌ها، تمرین و تکرار است. سعی کنید برای هر کدام از این عبارات، یک مثال شخصی بسازید و آن‌ها را در موقعیت‌های واقعی به کار ببرید. با این کار، نه تنها دایره لغات خود را گسترش می‌دهید، بلکه درک عمیق‌تری از ساختارهای زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 219

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

31 پاسخ

  1. واقعا ممنون از مقاله خوبتون! همیشه فکر می‌کردم Cause فقط یعنی علت، ولی چقدر ترکیب‌های قشنگ و کاربردی داره. این بلاگتون واقعا عالیه برای یادگیری اصطلاحات.

  2. ممنون از توضیح کاملتون. من بین ‘a cause for concern’ و ‘a cause of concern’ همیشه گیج میشم. میشه یه بار دیگه تفاوت اصلیشون رو توضیح بدید؟

    1. سلام علی جان. سوال خوبی پرسیدی! ‘a cause for concern’ رایج‌تره و به چیزی اشاره می‌کنه که دلیلی برای نگرانی ایجاد می‌کنه، یعنی ‘موجب نگرانی’ یا ‘جای نگرانی داشتن’. مثلاً: ‘The slow economic growth is a cause for concern.’ (رشد اقتصادی کند، جای نگرانی دارد.) در مقابل، ‘a cause of concern’ کمتر رایج هست و بیشتر در ساختارهای خاص و با مفهوم ‘منبع یا ریشه نگرانی’ استفاده میشه، مثلاً ‘The primary cause of concern for the committee was the budget deficit.’ (اصلی‌ترین منبع نگرانی برای کمیته، کسری بودجه بود.) اما به طور کلی، ‘a cause for concern’ رو به خاطر بسپارید که کاربرد بسیار بیشتری داره و طبیعی‌تره.

  3. مقاله عالی بود! من ’cause trouble’ رو خیلی توی فیلم‌ها شنیده بودم، ولی فکر نمی‌کردم جزو کالوکیشن‌هاش باشه. یه ترکیب دیگه که من زیاد می‌شنوم ’cause a stir’ هستش که به معنی ‘ایجاد هیاهو یا سروصدا کردن’ هست. خیلی کاربردیه!

    1. بله فاطمه خانم، ’cause a stir’ هم یک کالوکیشن بسیار خوب و کاربردیه! ممنون که اضافه کردید. معمولاً وقتی استفاده میشه که یک خبر یا اتفاق باعث هیجان یا توجه زیادی بین مردم بشه. مثال: ‘Her controversial comments caused quite a stir on social media.’

  4. میشه در مورد ’cause an uproar’ یه مثال دیگه بزنید؟ احساس می‌کنم خیلی شدیدتر از ’cause a stir’ هستش.

    1. بله رضا جان، حق با شماست. ‘Cause an uproar’ معمولاً به معنی ایجاد یک جنجال بزرگ، اعتراض شدید یا غوغا هست، که اغلب با عصبانیت یا نارضایتی عمومی همراهه. شدیدتر از ’cause a stir’ هست. مثال: ‘The government’s new policy caused an uproar among the public.’

  5. دمتون گرم واقعا! خیلی دنبال یه همچین مقاله‌ای بودم. از سردرگمی درومدم.

  6. این کالوکیشن‌ها مثل ’cause damage’ یا ’cause harm’ رسمی‌تر هستن یا توی مکالمات روزمره هم میشه ازشون استفاده کرد؟

    1. سلام امیر عزیز. ‘Cause damage’ و ’cause harm’ هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی کاربرد دارن. مثلاً در گزارش‌های خبری یا مقالات علمی هم زیاد دیده میشن. بیشتر بستگی به موضوع و بافت جمله داره که چقدر رسمی باشه، نه خود کالوکیشن.

  7. من گاهی وقتا ’cause’ رو به صورت ‘coz’ می‌شنوم، اونم همین معنی رو میده؟ یا فرق داره؟

    1. سلام نازنین. ‘Coz’ (یا ’cause’ به صورت محاوره ای) در واقع مخفف ‘because’ هست و در مکالمات غیررسمی، به خصوص در پیامک‌ها و چت‌ها، به جای ‘because’ استفاده میشه. پس معنی ‘به دلیل اینکه’ رو میده، نه ‘علت’ یا ‘موجب شدن’ فعل ‘to cause’. ممنون از سوال خوبتون!

  8. خیلی خوب بود مقاله! یاد ‘causative verbs’ افتادم که باعث میشن کسی کاری رو انجام بده. آیا این ’cause’ هم یه جورایی اون نقش رو ایفا می‌کنه؟

    1. بله آرش جان، ارتباط خوبی پیدا کردید! در واقع، فعل ’cause’ (به معنی موجب شدن یا باعث شدن) خودش یک فعل سببی (causative verb) محسوب میشه، چرا که باعث میشه یک اتفاق یا وضعیت خاصی رخ بده. مثلاً در ‘The rain caused the flood’، باران عامل (cause) سیل شده است. این ارتباط کاملاً درسته.

  9. میشه برای ’cause a scene’ یه مثال واقعی بگید؟ من دقیقاً نمیدونم چه موقعیتی میشه ازش استفاده کرد.

    1. حتماً پریسا خانم. ‘Cause a scene’ به معنی ایجاد یک موقعیت ناخوشایند، پر سر و صدا و عمومی هست که معمولاً باعث خجالت یا ناراحتی اطرافیان میشه. مثلاً: ‘He was so angry that he started yelling in the restaurant and caused a scene.’ (او آنقدر عصبانی بود که در رستوران شروع به داد و بیداد کرد و باعث آبروریزی شد.)

  10. عالی بود، خیلی نکته‌های جدید یاد گرفتم. مخصوصاً تفاوت ‘a cause for concern’ و ‘a cause for celebration’ که همیشه برام سوال بود.

  11. برای ’cause problems’ میشه از ‘create problems’ هم استفاده کرد؟ آیا فرقی دارن؟

    1. سوال خوبی پرسیدی مینا جان. بله، ‘create problems’ هم به معنی ایجاد مشکل هست و در بسیاری از موارد می‌تونه جایگزین ’cause problems’ بشه. هر دو رایج هستن. ‘Cause problems’ بیشتر روی این تمرکز داره که چیزی یا کسی علت بروز مشکل شده، در حالی که ‘create problems’ بیشتر روی فعل ‘ساختن’ یا ‘به وجود آوردن’ مشکل تاکید داره. اما در عمل، تفاوت معنایی خیلی ظریفی دارن و اغلب interchangeable هستند.

  12. من همیشه سعی می‌کردم جای ‘make’ از ’cause’ استفاده کنم که جمله‌هام حرفه‌ای‌تر بشه. مثلاً ‘make trouble’ رو تبدیل کنم به ’cause trouble’. الان میفهمم چقدر این تفاوت‌ها مهمن.

    1. دقیقا محسن عزیز! استفاده صحیح از کالوکیشن‌ها، زبان شما رو بسیار طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر جلوه میده. همین تفاوت‌های کوچک، تفاوت بزرگی در تسلط بر زبان ایجاد می‌کنه. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده.

  13. ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون. میشه در آینده برای کلمات دیگه هم کالوکیشن‌ها رو توضیح بدید؟ مثلاً ‘effect’ یا ‘impact’؟

    1. خواهش می‌کنیم شهرزاد خانم. پیشنهاد شما عالیه! حتماً این موضوع رو در برنامه‌ریزی مطالب آینده‌ی بلاگمون قرار میدیم. خوشحالیم که مطالب براتون مفید هست.

  14. من ’cause a stir’ رو تو سریال Friends زیاد شنیده بودم! الان معنی دقیقش رو فهمیدم. خیلی ممنون.

    1. عالیه سحر خانم! این دقیقا یکی از بهترین راه‌های یادگیریه، یعنی مشاهده اصطلاحات در بافت واقعی مثل فیلم و سریال و بعد جستجوی معنی دقیقشون. خوشحالیم که مقاله به درک بهترتون کمک کرده.

  15. پس میشه گفت ‘a good cause’ یعنی یه هدف یا کار خیر؟ مثلاً ‘working for a good cause’؟

    1. بله بهنام جان، کاملاً درسته! ‘A good cause’ به معنی یک هدف ارزشمند، خیرخواهانه یا خیریه هست. عبارت ‘working for a good cause’ هم به معنی کار کردن برای یک هدف خیرخواهانه است. مثلاً ‘They are raising money for a good cause.’ (آنها برای یک هدف خیرخواهانه پول جمع می‌کنند.) خیلی خوب متوجه شدید.

  16. تفاوت ’cause pain’ و ‘inflict pain’ چی هست؟ آیا ’cause pain’ همیشه از نظر فیزیکیه؟

    1. سوال دقیق و خوبی لیلا خانم. ‘Cause pain’ عمومی‌تره و می‌تونه هم به درد فیزیکی و هم به درد عاطفی اشاره داشته باشه. مثلاً ‘His words caused her great pain.’ (حرف‌هایش درد زیادی به او وارد کرد.) اما ‘inflict pain’ معمولاً بار معنایی قوی‌تری داره و اغلب به معنی وارد کردن عمدی یا ناخواسته درد فیزیکی یا رنج شدید (و گاهی عاطفی) توسط یک عامل فعال به کسی یا چیزیه. معمولاً در بافت‌های جدی‌تر یا خشونت‌آمیز استفاده میشه. ‘Inflict’ حس فعال‌تر و مستقیم‌تری در وارد کردن درد داره.

  17. یکی دیگه که من شنیدم ’cause a sensation’ هستش که با ’cause a stir’ یه کم شبیه به هم میان. مقاله عالی بود.

    1. بله رامین عزیز، ’cause a sensation’ هم کالوکیشن بسیار خوبیه و شباهت زیادی به ’cause a stir’ داره. ‘Cause a sensation’ معمولاً به معنی ایجاد یک شور و هیجان عمومی یا تاثیر بزرگ و گسترده‌ای هست که اغلب به خاطر تازگی، عجیب بودن یا جذابیت زیاد یک چیز اتفاق میفته. ممکنه کمی گسترده‌تر و عمیق‌تر از ’cause a stir’ باشه. مثال: ‘The new artist’s work caused a sensation in the art world.’

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *