مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Catch

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کاربردی به بررسی کالوکیشن های Catch در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت. درک و استفاده صحیح از این عبارات، نه تنها به شما کمک می‌کند تا طبیعی‌تر و بومی‌تر صحبت کنید، بلکه دایره واژگان شما را نیز به طور چشمگیری گسترش می‌دهد. کالوکیشن‌ها ابزاری قدرتمند برای افزایش فصاحت در مکالمه و نگارش هستند و به شما این امکان را می‌دهند که منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید. با ما همراه باشید تا به دنیای جذاب کالوکیشن‌های فعل Catch قدم بگذاریم و با مثال‌ها و ترجمه‌های فارسی، این عبارات را به آسانی یاد بگیریم و در حافظه خود ثبت کنیم.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:تفاوت “Torque” و “Horsepower” (زور یا سرعت؟)

کالوکیشن چیست و چرا اهمیت دارد؟

پیش از شیرجه رفتن به دنیای کالوکیشن های Catch، بهتر است ابتدا درک کنیم که کالوکیشن دقیقاً چیست. کالوکیشن (Collocation) به هم‌نشینی طبیعی و رایج دو یا چند کلمه در یک زبان گفته می‌شود که بومی‌زبانان معمولاً آن‌ها را در کنار هم به کار می‌برند. این ترکیب‌ها ممکن است همیشه منطقی به نظر نرسند، اما به دلیل تکرار و عادت زبانی، برای بومی‌زبانان کاملاً طبیعی و صحیح هستند. برای مثال، در فارسی می‌گوییم “چای دم کردن” نه “چای پختن”، یا “باران شدید” نه “باران قوی”. همین مفهوم در زبان انگلیسی نیز وجود دارد.

اهمیت کالوکیشن‌ها در یادگیری زبان انگلیسی غیرقابل انکار است. استفاده صحیح از آن‌ها باعث می‌شود:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:هشدار “Spoiler Alert”: داستان رو لو نده!

بررسی جامع کالوکیشن های Catch در زبان انگلیسی

فعل “Catch” یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که معانی و کاربردهای متنوعی دارد. این فعل می‌تواند به معنای “گرفتن”، “رسیدن”، “دریافت کردن”، “متوجه شدن”، “دچار شدن” و غیره باشد. اما وقتی با کلمات دیگر ترکیب می‌شود، معانی بسیار خاص و گاهی غیرمنتظره‌ای پیدا می‌کند. در ادامه، به بررسی دقیق کالوکیشن های Catch پرکاربرد به همراه مثال و ترجمه فارسی می‌پردازیم.

۱. کالوکیشن‌های مربوط به گرفتن یا رسیدن به چیزی (فیزیکی یا زمانی)

این دسته از کالوکیشن های Catch به معنای گرفتن یک شیء، وسیله نقلیه یا رسیدن به یک زمان مشخص است.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch a ball توپ گرفتن My dog loves to catch a ball in the park. سگ من عاشق توپ گرفتن در پارک است.
Catch a fish ماهی گرفتن He went fishing to catch a fish for dinner. او برای گرفتن یک ماهی برای شام به ماهیگیری رفت.
Catch a bus / train / plane سوار اتوبوس/قطار/هواپیما شدن؛ به اتوبوس/قطار/هواپیما رسیدن I need to leave now if I want to catch the 8 AM train. اگر می‌خواهم به قطار ۸ صبح برسم، باید همین الان بروم.
Catch a taxi / cab تاکسی گرفتن It’s raining, let’s catch a taxi. باران می‌بارد، بیا تاکسی بگیریم.
Catch a thief / criminal سارق/مجرم را دستگیر کردن The police managed to catch the thief after a long chase. پلیس موفق شد سارق را پس از تعقیب و گریزی طولانی دستگیر کند.
Catch a glimpse (of something/someone) لحظه‌ای چیزی/کسی را دیدن، چشم کسی به چیزی افتادن I caught a glimpse of the celebrity as she left the building. لحظه‌ای که سلبریتی ساختمان را ترک می‌کرد، چشمم به او افتاد.
Catch sight (of something/someone) چیزی/کسی را دیدن (معمولاً ناگهانی) Suddenly, I caught sight of my old friend across the street. ناگهان، چشمم به دوست قدیمی‌ام آن طرف خیابان افتاد.

۲. کالوکیشن‌های مربوط به بیماری‌ها یا وضعیت‌های ناخواسته

این دسته از کالوکیشن های Catch بیشتر به معنای دچار شدن به چیزی، معمولاً یک بیماری یا وضعیت ناخوشایند است.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch a cold / flu سرما خوردن / آنفولانزا گرفتن Wear warm clothes so you don’t catch a cold. لباس گرم بپوش تا سرما نخوری.
Catch an illness / infection دچار بیماری / عفونت شدن He caught a serious infection while traveling. او در سفر دچار عفونت جدی شد.
Catch fire آتش گرفتن، شعله‌ور شدن The dry leaves caught fire very quickly. برگ‌های خشک خیلی سریع آتش گرفتند.

۳. کالوکیشن‌های مربوط به فهمیدن، جلب کردن یا متوجه شدن

این کالوکیشن های Catch به مفاهیم ذهنی، ادراکی و ارتباطی اشاره دارند.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch someone’s attention توجه کسی را جلب کردن The bright colors caught my attention immediately. رنگ‌های روشن بلافاصله توجه من را جلب کردند.
Catch someone’s eye چشم کسی را گرفتن، توجه کسی را جلب کردن That beautiful dress really caught my eye. آن لباس زیبا واقعاً چشم مرا گرفت.
Catch the meaning (of something) معنی چیزی را فهمیدن I didn’t quite catch the meaning of his last sentence. من دقیقاً معنی جمله آخر او را نفهمیدم.
Catch a word / phrase یک کلمه/عبارت را شنیدن و متوجه شدن It was noisy, so I couldn’t catch a word of what he said. سروصدا زیاد بود، بنابراین هیچ کلمه‌ای از حرف‌های او را متوجه نشدم.
Catch on (to something) متوجه چیزی شدن، فهمیدن؛ محبوب شدن (برای ایده یا مد) It took him a while to catch on to the joke. مدتی طول کشید تا او متوجه شوخی شود.
The new fashion trend is starting to catch on.
مد جدید در حال محبوب شدن است.

۴. کالوکیشن‌های مربوط به وضعیت‌ها یا فرصت‌ها

این دسته از کالوکیشن های Catch به موقعیت‌ها یا فرصت‌های خاصی اشاره می‌کنند.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch a break شانس آوردن، فرصتی پیدا کردن After years of hard work, she finally caught a break in her career. پس از سال‌ها کار سخت، او بالاخره در حرفه‌اش شانس آورد.
Catch some rays حمام آفتاب گرفتن Let’s go to the beach and catch some rays. بیایید به ساحل برویم و حمام آفتاب بگیریم.
Catch forty winks چرت زدن، کمی خوابیدن I’m so tired, I need to catch forty winks before the meeting. خیلی خسته‌ام، باید قبل از جلسه کمی چرت بزنم.
Catch your breath نفس تازه کردن، نفس کشیدن پس از فعالیت After running, he stopped to catch his breath. بعد از دویدن، او ایستاد تا نفس تازه کند.

۵. کالوکیشن‌های مربوط به دستگیر کردن یا غافلگیر کردن

این کالوکیشن های Catch به معنای گرفتن کسی در حین انجام کاری، معمولاً کاری اشتباه است.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch someone red-handed مچ کسی را حین ارتکاب جرم گرفتن The police caught the burglar red-handed. پلیس سارق را در حال ارتکاب جرم دستگیر کرد.
Catch someone by surprise کسی را غافلگیر کردن His sudden visit caught me by surprise. بازدید ناگهانی او مرا غافلگیر کرد.

۶. کالوکیشن‌های مربوط به جبران کردن یا به روز رسانی

این کالوکیشن های Catch به معنای جبران عقب‌ماندگی یا به روز رسانی اطلاعات هستند.

کالوکیشن معنی (فارسی) مثال انگلیسی ترجمه فارسی مثال
Catch up (on something) جبران عقب‌ماندگی، به روز کردن اطلاعات I need to catch up on my sleep this weekend. این آخر هفته باید خوابم را جبران کنم.
Catch up with (someone) به کسی رسیدن، با کسی ملاقات کردن و صحبت کردن I haven’t seen you in ages, let’s catch up soon! مدت‌هاست ندیدمت، بیا به زودی همدیگر را ببینیم و صحبت کنیم!
Catch up on the news اخبار را دنبال کردن/به روز کردن I usually catch up on the news in the morning. من معمولاً صبح‌ها اخبار را دنبال می‌کنم.
Catch up with the latest trends با جدیدترین روندها همگام شدن Businesses need to catch up with the latest trends to stay competitive. کسب‌وکارها باید با جدیدترین روندها همگام شوند تا رقابتی باقی بمانند.
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Anabolic” vs “Catabolic” (عضله‌ساز یا عضله‌سوز؟)

نکاتی برای یادگیری و به‌کارگیری موثر کالوکیشن‌ها

یادگیری کالوکیشن های Catch و سایر کالوکیشن‌ها نیاز به تمرین و تکرار دارد. در اینجا چند نکته کاربردی برای کمک به شما آورده شده است:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:کی تو خونه “Wears the pants”؟ (رئیس کیه؟)

نتیجه‌گیری

همانطور که دیدید، کالوکیشن های Catch طیف وسیعی از معانی و کاربردها را پوشش می‌دهند و برای تسلط بر زبان انگلیسی و صحبت کردن به شیوه‌ای طبیعی و بومی، ضروری هستند. از گرفتن یک توپ یا اتوبوس گرفته تا دچار شدن به بیماری یا متوجه شدن یک ایده، فعل Catch در ترکیبات مختلف خود معناهای متعددی به خود می‌گیرد.

با مطالعه دقیق این مقاله و تمرین مداوم با مثال‌های ارائه شده، می‌توانید این کالوکیشن‌ها را به خوبی یاد بگیرید و آن‌ها را در مکالمات و نوشته‌های روزمره خود به کار ببرید. به یاد داشته باشید که یادگیری کالوکیشن‌ها یک فرایند مستمر است و هرچه بیشتر خود را در معرض زبان انگلیسی قرار دهید و فعالانه از آنچه می‌آموزید استفاده کنید، پیشرفت شما سریع‌تر خواهد بود. پس، وقت را از دست ندهید و شروع به تمرین و به‌کارگیری این عبارات جذاب کنید تا سطح زبان انگلیسی خود را به مراتب ارتقا دهید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 262

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه توی فیلم‌ها عبارت Catch you later رو می‌شنوم. آیا این هم جزو کالوکیشن‌های Catch حساب میشه یا فقط یک اصطلاحه؟

    1. سلام رضای عزیز. بله، Catch you later در واقع یک اصطلاح (Idiom) بسیار رایج در مکالمات روزمره و غیررسمی هست که به معنای ‘بعداً می‌بینمت’ به کار میره. این عبارت به خوبی نشون میده که فعل catch چقدر در زبان محاوره انعطاف‌پذیره.

  2. آیا می‌تونیم برای سرماخوردگی به جای Catch a cold از Get a cold هم استفاده کنیم؟ تفاوت خاصی دارن؟

    1. سارای عزیز، سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود. هر دو عبارت درست هستند و معنای یکسانی دارند. اما Catch a cold معمولاً به لحظه یا فرآیندِ ‘گرفتن’ ویروس اشاره دارد، در حالی که Get a cold کمی عمومی‌تر است. در کالوکیشن‌ها، Catch ترکیب بسیار رایج‌تری برای این منظور است.

  3. من توی یک پادکست عبارت Catch some rays رو شنیدم. میشه توضیح بدید یعنی چی؟

    1. سلام امیرمحمد جان. Catch some rays یک اصطلاح عامیانه یا Slang هست و به معنی ‘آفتاب گرفتن’ (Sunbathing) استفاده میشه. مثلاً وقتی کسی می‌خواد بره لب ساحل تا برنزه بشه، از این عبارت استفاده می‌کنه.

  4. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها سخت‌ترین بخش زبانه. مثلاً چرا برای اتوبوس می‌گیم Catch a bus ولی برای ماشین نمی‌گیم Catch a car؟

    1. نیلوفر عزیز، حق با شماست. ماهیت کالوکیشن‌ها همینه؛ کلماتی که بر اساس عادتِ نیتیوها کنار هم قرار می‌گیرن. ما برای وسایل نقلیه عمومی (Bus, Train, Plane, Taxi) از catch استفاده می‌کنیم چون مفهوم ‘رسیدن به زمان حرکت’ رو داره، اما برای ماشین شخصی چون مال خودمونه و زمانی برای حرکت نداره، این عبارت استفاده نمیشه.

  5. عبارت Catch someone’s eye به معنی ‘چشم‌چرانی کردن’ هست یا معنی مثبت‌تری داره؟

    1. حامد جان، اصلاً بار منفی نداره. Catch someone’s eye یعنی ‘توجه کسی رو جلب کردن’. مثلاً وقتی یک لباس زیبا پشت ویترین می‌بینی، می‌تونی بگی: It caught my eye. یعنی نظرم رو جلب کرد.

  6. ممنون از آموزش‌های خوبتون. من توی درک عبارت Catch one’s breath مشکل دارم. دقیقاً کی استفاده میشه؟

    1. مهسای عزیز، این عبارت دو کاربرد داره: ۱. وقتی بعد از دویدن یا فعالیت زیاد، می‌خوای نفست جا بیاد و استراحت کنی. ۲. وقتی از شدت تعجب یا زیبایی چیزی، نفست بند میاد. در هر دو حالت یعنی ‘نفس تازه کردن’ یا ‘بازیافتن توان تنفس’.

  7. تفاوت Catch sight of با See چیه؟ چرا باید از ساختار پیچیده‌تر استفاده کنیم؟

    1. آرش عزیز، استفاده از Catch sight of به جای See باعث میشه سطح زبانت حرفه‌ای‌تر (Advanced) به نظر برسه. تفاوت معنایی‌شون اینه که Catch sight of به معنی ‘یک لحظه دیدن’ یا ‘در دیدرس قرار گرفتنِ ناگهانی’ هست، اما See خیلی کلیه.

  8. آیا عبارت Catch red-handed در متون رسمی هم استفاده میشه یا فقط مال پلیس‌هاست؟

    1. فاطمه جان، این عبارت به معنی ‘مچ کسی را حین ارتکاب جرم گرفتن’ هست. در گزارش‌های خبری، داستان‌های پلیسی و حتی مکالمات روزمره (وقتی کسی داره مخفیانه شکلات می‌خوره!) استفاده میشه و محدود به پلیس نیست، اما لحن نسبتاً تصویری و غیررسمی داره.

  9. من همیشه فکر می‌کردم Catch فقط به معنی گرفتنِ توپه! این مقاله دید من رو نسبت به این فعل عوض کرد. ممنون از تیم خوبتون.

  10. میشه لطفاً برای عبارت Catch the drift هم یک مثال بزنید؟ توی متن بود ولی من متوجه نشدم چطوری در جمله به کار ببرمش.

    1. حتماً نازنین عزیز. مثلاً وقتی کسی داره غیرمستقیم حرف میزنه و تو منظورش رو می‌فهمی، میگی: I’m not an expert, but I catch your drift. یعنی ‘متوجه منظورت (لبّ کلامت) هستم’.

  11. تلفظ Catch در حالت گذشته (Caught) خیلی شبیه Cot هست. آیا این دو کلمه هم‌آوا هستن؟

    1. کامران جان، در لهجه آمریکایی (خصوصاً در پدیده Cot-Caught merger) این دو کلمه دقیقاً مثل هم تلفظ میشن. اما در لهجه بریتانیایی تفاوت مشخصی دارن. نکته تیزی بود، آفرین!

  12. مقاله خیلی کاربردی بود. لطفاً برای فعل‌های دیگه مثل Take و Get هم همین‌طوری کالوکیشن‌ها رو لیست کنید.

    1. نه سعید جان، اتفاقاً خیلی‌ها این اشتباه رو می‌کنن. Catch a break یعنی ‘شانس آوردن’ یا ‘فرصت خوبی نصیب کسی شدن’ (معمولاً بعد از یک دوره بدشانسی). برای استراحت کردن از Take a break استفاده می‌کنیم.

  13. کالوکیشن Catch fire برای ساختمان‌ها به کار میره یا برای چیزهای کوچیک مثل کبریت هم درسته؟

    1. رویا جان، برای هر دو درسته. هر چیزی که به طور ناگهانی شروع به سوختن کنه، می‌گیم Catch fire. مثلاً: The curtains caught fire.

    1. سلام احسان جان. بله دقیقاً! Catch some Z’s یک اصطلاح خیلی غیررسمی (Slang) به معنی ‘کمی خوابیدن’ یا ‘چرت زدن’ هست. Z نشان‌دهنده صدای خروپف در کارتون‌هاست!

  14. من برای امتحان آیلتس آماده میشم. استفاده از این کالوکیشن‌ها توی بخش اسپیکینگ نمره رو بالا میبره؟

    1. سپیده عزیز، قطعاً! یکی از معیارهای نمره‌دهی آیلتس در بخش Lexical Resource، استفاده درست و دقیق از کالوکیشن‌هاست. این کار باعث میشه کلام شما Natural و بومی به نظر برسه.

    1. امید جان، Catch a movie معمولاً به معنی ‘سینما رفتن’ یا ‘تماشا کردن فیلمی که تازه اکران شده’ هست و لحن دوستانه‌تری داره. Watch a movie عمومی‌تره و برای تلویزیون دیدن در خونه هم به کار میره.

  15. Catch wind of something یعنی چی؟ شبیه به ‘بوی چیزی به مشام رسیدن’ در فارسیه؟

    1. دقیقاً الهام جان! معادل خیلی نزدیکی پیدا کردی. یعنی از چیزی (معمولاً یک راز یا خبر پنهانی) بو بردن یا باخبر شدن.

  16. خیلی ممنون. مثال‌های فارسی که زدید خیلی به درک مطلب کمک کرد. منتظر قسمت‌های بعدی هستیم.

    1. بله مژگان عزیز، کاملاً درسته و بسیار هم پرکاربرد هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *