مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Call در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Call در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل “Call” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است، اما قدرت واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که در کنار کلمات دیگر قرار می‌گیرد و یک «کالوکیشن» یا همایند می‌سازد. یادگیری این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا از ترجمه‌های تحت‌اللفظی و فارسی‌گونه فاصله بگیرید و مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید. در ادامه، مجموعه‌ای از مهم‌ترین و رایج‌ترین این ترکیبات را به همراه مثال‌های واضح و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد تا درک عمیق‌تری از کاربردهای متنوع این فعل به دست آورید.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:چرا هممون میگیم “I am fine, thank you”؟ (مثل ربات نباشیم!)

کالوکیشن های Call مرتبط با تماس تلفنی و ارتباطات

اولین و شناخته‌شده‌ترین کاربرد فعل Call، مربوط به مکالمات تلفنی است. اما حتی در این حوزه نیز ترکیبات متعددی وجود دارد که هر کدام معنای خاص خود را دارند. آشنایی با این کالوکیشن‌ها برای مدیریت مکالمات تلفنی ضروری است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:شرکت‌های “Unicorn” (تک شاخ) در دنیای مالی

کالوکیشن های Call به معنای درخواست و نیاز

فعل Call در ترکیب با کلمات دیگر می‌تواند معنای «نیاز داشتن»، «درخواست کردن» یا «ایجاب کردن» را منتقل کند. این دسته از کالوکیشن های Call در نوشتار رسمی و آکادمیک بسیار پرکاربرد هستند.

Call for

این عبارت فعلی (Phrasal Verb) معانی متعددی دارد که همگی حول محور «درخواست» یا «نیاز» می‌چرخند.

Call on

این عبارت نیز برای درخواست کردن استفاده می‌شود اما معمولاً به صورت رسمی و مستقیم از یک شخص یا گروه.

📌 بیشتر بخوانید:فرق “Serving Size” و “Scoop” روی قوطی مکمل

کالوکیشن‌های مربوط به لغو کردن و خاتمه دادن

یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Call، مربوط به لغو کردن رویدادها یا پایان دادن به یک فعالیت است.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Gains” (سود بانکی یا عضله؟)

سایر کالوکیشن‌های مهم و کاربردی با Call

در ادامه، به بررسی چندین کالوکیشن دیگر می‌پردازیم که در موقعیت‌های مختلف بسیار مفید هستند.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال و ترجمه
Call a meeting جلسه‌ای را ترتیب دادن / برگزار کردن The manager called a meeting to discuss the new project.
مدیر جلسه‌ای را برای بحث در مورد پروژه جدید ترتیب داد.
Call something into question چیزی را زیر سؤال بردن / به چالش کشیدن New evidence has called his innocence into question.
شواهد جدید، بی‌گناهی او را زیر سؤال برده است.
Call someone’s attention to something توجه کسی را به چیزی جلب کردن I would like to call your attention to the last paragraph of the report.
می‌خواهم توجه شما را به پاراگراف آخر گزارش جلب کنم.
Call the shots / Call the tune تصمیم‌گیرنده اصلی بودن / دستور دادن In this department, she is the one who calls the shots.
در این دپارتمان، او کسی است که تصمیم نهایی را می‌گیرد.
Call someone names به کسی ناسزا گفتن / بد و بیراه گفتن The children were punished for calling each other names.
بچه‌ها به خاطر ناسزا گفتن به یکدیگر تنبیه شدند.
A close call خطر از بیخ گوش گذشتن / موقعیت خطرناک The car almost hit me. It was a very close call.
ماشین نزدیک بود به من بزند. واقعاً خطر از بیخ گوشم گذشت.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:کفگیر به ته دیگ خوردن: Spatula hit the bottom of pot

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، فعل Call بسیار فراتر از معنای ساده «تماس گرفتن» است. با یادگیری کالوکیشن های Call، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان مفاهیم مختلف از جمله درخواست کردن، لغو کردن، نیاز داشتن و به چالش کشیدن در اختیار خواهید داشت. استفاده صحیح از این همایندها نه تنها سطح زبان انگلیسی شما را ارتقا می‌دهد، بلکه باعث می‌شود کلام شما طبیعی‌تر و تأثیرگذارتر به نظر برسد. توصیه می‌کنیم این ترکیبات را در مکالمات و نوشته‌های روزمره خود تمرین کنید تا به طور کامل بر آنها مسلط شوید و به راحتی از آنها در جای مناسب استفاده نمایید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 492

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

40 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون! همیشه با فعل Call مشکل داشتم و نمی‌دونستم چطور تو موقعیت‌های مختلف ازش استفاده کنم. مثال‌ها واقعا کمک کننده بودن.

    1. خواهش می‌کنیم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. هدف ما هم همین بود که ابهامات رو برطرف کنیم و یادگیری رو آسان‌تر کنیم.

  2. واقعاً ‘call off’ و ‘cancel’ یه جورایی با هم فرق دارن. من همیشه فکر می‌کردم کاملاً مترادف هستن. الان متوجه تفاوت‌های ظریفشون شدم. مثلاً ‘call off a meeting’ بیشتر به حالت تعلیق موقت اشاره داره تا لغو کامل، درسته؟

    1. بله علی جان، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Call off’ بیشتر برای رویدادها یا برنامه‌هایی استفاده میشه که قرار بوده اتفاق بیفتن و حالا لغو یا به تعویق افتادن. ‘Cancel’ کلی‌تره و برای هر نوع لغوی به کار میره. ‘Call off’ کمی رسمی‌تر و بیشتر برای ‘جمع کردن’ یک برنامه به کار میره.

  3. من ‘call it a day’ رو توی یه فیلم شنیده بودم و خیلی دوست داشتم معنیش رو بدونم. چقدر خوبه که اینجا با مثال توضیح دادید. واقعاً طبیعی‌تر صحبت کردن با این کالوکیشن‌ها اتفاق می‌افته.

    1. دقیقا مریم عزیز! ‘Call it a day’ یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در زبان انگلیسی روزمره هست. خوشحالیم که تونستید معنی دقیقش رو یاد بگیرید و از این به بعد می‌تونید راحت‌تر ازش استفاده کنید.

  4. کالوکیشن ‘call someone names’ خیلی جالبه! من فکر می‌کردم یعنی فقط کسی رو با اسم صدا کردن، ولی اینجا دیدم معنیش تهمت زدن یا ناسزا گفتنه. چقدر فعل Call معنی‌های متنوعی داره.

    1. بله رضا جان، این یکی از نکته‌های مهم در مورد کالوکیشن‌هاست. گاهی اوقات معنی ترکیبی با معنی کلمات جداگانه تفاوت زیادی داره. ‘Call someone names’ دقیقاً به معنی فحش دادن یا استفاده از القاب توهین آمیز برای کسی هست.

  5. واقعاً به این نوع مقالات نیاز داشتیم. تفاوت ‘call for’ به معنی نیاز داشتن و ‘call for’ به معنی درخواست کردن رو قبلاً درست متوجه نمی‌شدم. ممنون از توضیح خوبتون.

    1. خواهش می‌کنیم فاطمه جان! خوشحالیم که این مقاله تونسته ابهاماتتون رو برطرف کنه. در انگلیسی، یک فعل ممکنه با حروف اضافه مختلف یا در بافت‌های متفاوت، معانی متفاوتی داشته باشه که ‘call for’ یک نمونه بارزشه.

  6. سلام. آیا ‘call up’ و ‘call’ (تماس گرفتن) تفاوتی در میزان رسمیت دارند؟ حس می‌کنم ‘call up’ کمی غیررسمی‌تره.

    1. سلام مهدی جان. حدس شما درسته. ‘Call up’ اغلب حس دوستانه‌تر و غیررسمی‌تری داره و بیشتر برای ‘زنگ زدن به کسی’ استفاده میشه، در حالی که ‘call’ می‌تونه در هر موقعیتی، چه رسمی و چه غیررسمی، به کار بره. هرچند امروزه ‘call’ به تنهایی برای تماس تلفنی بسیار رایج‌تر است.

  7. کاش برای هر کدوم از این کالوکیشن‌ها چند تا مثال بیشتر هم می‌آوردید. مخصوصاً برای ‘call to mind’ که برام جدید بود.

    1. چشم نرگس عزیز، حتماً سعی می‌کنیم در نسخه‌های بعدی یا در مقالات مکمل، مثال‌های بیشتری رو اضافه کنیم. برای ‘call to mind’ مثال‌های دیگه ای مثل ‘The old song called to mind my childhood memories.’ (آن آهنگ قدیمی خاطرات کودکی‌ام را به یادم آورد) وجود دارد.

  8. این کالوکیشن‌ها واقعاً مکالمه رو روان‌تر میکنن. من ‘call the shots’ رو هم قبلاً شنیده بودم که به معنی ‘تصمیم‌گیری کردن’ هست. آیا این هم یه کالوکیشن با Call محسوب میشه؟

    1. بسیار درسته کیوان جان! ‘Call the shots’ یک کالوکیشن بسیار رایج و مهم با فعل Call هست که به معنی ‘مسئول اصلی بودن’ یا ‘تصمیم‌گیری نهایی را انجام دادن’ است. ممنون از اضافه کردن این نکته مفید!

  9. من همیشه ‘call on someone’ رو به معنی ‘دیدار کردن’ می‌دونستم. این مقاله نشون داد که معانی دیگه‌ای مثل ‘درخواست کردن از کسی’ یا ‘انتخاب کردن کسی برای پاسخ دادن’ هم داره. خیلی گیج کننده بود برام.

    1. ثمین جان، درسته که ‘call on someone’ می‌تونه به معنی ‘دیدار کوتاه’ یا ‘سر زدن’ باشه، اما در بافت‌های آموزشی یا رسمی به معنی ‘انتخاب کردن کسی برای جواب دادن’ یا ‘درخواست کمک’ هم به کار میره. کلید فهمیدنش، توجه به بافت جمله است.

  10. چطور می‌تونم بفهمم که چه زمانی از ‘call for’ به معنی ‘نیاز داشتن’ استفاده کنم و چه زمانی به معنی ‘درخواست کردن’؟ حس می‌کنم خیلی شبیه همن.

    1. امیر جان، معمولاً با نوع فاعل و مفعول جمله مشخص میشه. وقتی فاعل یک چیز غیرشخصی مثل ‘This situation calls for immediate action.’ (این وضعیت نیازمند اقدام فوری است)، معنی ‘نیاز داشتن’ می‌ده. وقتی فاعل شخص یا گروهی است و بعد از ‘for’ مفعول مستقیم میاد، به معنی ‘درخواست کردن’ هست. مثلاً ‘The protesters called for his resignation.’ (معترضان خواستار استعفای او شدند).

  11. محتوای سایتتون عالیه. واقعاً حس می‌کنم انگلیسی‌ام با این کالوکیشن‌ها طبیعی‌تر شده. لطفاً مقالات بیشتری در مورد سایر افعال پرکاربرد مثل ‘Take’ یا ‘Get’ هم بذارید.

    1. ممنون از پیشنهاد عالی و دلگرم‌کننده‌تون ژاله عزیز. حتماً در برنامه‌ریزی برای مقالات آینده، کالوکیشن‌های مربوط به افعال پرکاربرد دیگر مانند ‘Take’ و ‘Get’ را در نظر خواهیم گرفت.

  12. آیا ‘call it even’ یک کالوکیشن رایج هست؟ یعنی حسابا رو صاف کردن یا بی حساب شدن؟

    1. بله حامد جان، ‘call it even’ یک اصطلاح و کالوکیشن رایج است و دقیقاً به معنی ‘بی‌حساب شدن’ یا ‘تسویه حساب کردن’ به خصوص در مورد لطف یا بدهی‌های کوچک است. مثلاً ‘Let’s call it even for that coffee.’ (بیا برای اون قهوه بی‌حساب شیم).

  13. کالوکیشن ‘call into question’ خیلی به درد من می‌خوره. همیشه می‌خواستم بگم ‘زیر سوال بردن’ اما کلمه مناسبی پیدا نمی‌کردم. این عالیه!

    1. خوشحالیم شیوا جان که این کالوکیشن براتون کاربردی بوده. ‘Call into question’ دقیقاً همون چیزیه که برای بیان ‘زیر سوال بردن’ یا ‘تردید ایجاد کردن’ نیاز دارید.

  14. چرا بعضی از این کالوکیشن‌ها با فعل ‘Call’ معنی‌هایی دارن که اصلاً ربطی به تماس یا صدا زدن ندارن؟ مثلاً ‘call for’ به معنی ‘نیاز داشتن’.

    1. مانی جان، این ماهیت اصلی زبان و کالوکیشن‌هاست. کلمات وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، معانی جدید و گاهی اوقات استعاری پیدا می‌کنند که فراتر از معنای تک تک اجزای آن‌هاست. ‘Call for’ در اینجا مفهوم ‘فراخوان برای یک نیاز’ را در خود دارد که در طول زمان به ‘نیاز داشتن’ تبدیل شده.

  15. مقاله رو خوندم و چند تا نکته برام روشن شد. به نظرم یک بخش جداگانه برای تفاوت‌های ظریف بین کالوکیشن‌های مشابه هم می‌تونید اضافه کنید. مثلاً تفاوت ‘call for’ و ‘demand’ در درخواست کردن.

    1. پریسا جان، پیشنهاد بسیار خوبی دادید. حتماً در نظر می‌گیریم که بخش‌هایی را به مقایسه کالوکیشن‌های مشابه از نظر شدت یا رسمیت اضافه کنیم. ‘Call for’ در درخواست کردن معمولاً کمی نرم‌تر از ‘demand’ است.

  16. آیا ‘call it a night’ هم مثل ‘call it a day’ به معنی پایان دادن به فعالیت در شب هست؟ یا فقط برای روز استفاده میشه؟

    1. کاوه جان، بله، کاملاً درسته! ‘Call it a night’ دقیقاً معادل ‘call it a day’ هست، با این تفاوت که برای پایان دادن به فعالیت‌ها در شب (مثلاً پایان یک مهمانی، کار یا مطالعه شبانه) استفاده میشه. بسیار کاربردی و رایج است.

  17. این کالوکیشن‌ها واقعاً زبان رو زنده می‌کنن. ممنون بابت مثال‌های واضح و ترجمه فارسی. برای من که زبان‌آموز سطح متوسط هستم، خیلی عالی بود.

    1. الهام عزیز، خوشحالیم که مقاله تونسته به شما کمک کنه. هدف ما همین بود که حتی برای زبان‌آموزان سطوح مختلف، مطالب قابل فهم و کاربردی باشه. موفق باشید!

  18. برای ‘call for’ وقتی به معنی ‘پیش‌بینی کردن’ به کار میره، میشه یه مثال دیگه بدید؟

    1. بهروز جان، حتماً. وقتی ‘call for’ به معنی ‘پیش‌بینی کردن’ یا ‘انتظار داشتن’ هست، معمولاً در مورد وضعیت آب و هوا یا آینده به کار میره. مثلاً: ‘The forecast calls for heavy rain tomorrow.’ (پیش‌بینی هوا بارش شدید باران را برای فردا نشان می‌دهد.)

  19. من یه بار تو یه مکالمه انگلیسی ‘I’ll call you back’ رو اشتباهی ‘I’ll call you again’ گفتم و طرف مقابلم کمی گیج شد. الان فهمیدم کالوکیشن صحیح چیه. ممنون!

    1. رویا جان، این یک تجربه یادگیری عالیه! دقیقاً همین تفاوت‌های ظریف در کالوکیشن‌هاست که باعث میشه مکالمه طبیعی‌تر به نظر برسه. ‘Call back’ به معنی ‘تماس مجدد’ بسیار رایج و صحیح است.

  20. خیلی وقت بود دنبال یه منبع کامل و جامع برای کالوکیشن‌های ‘Call’ می‌گشتم. این مقاله هم کامل بود و هم شیوه بیانش خیلی روان و قابل فهم. دست مریزاد!

    1. ممنون از لطف و نظر مثبت شما حمید جان. باعث افتخار ماست که توانستیم منبعی مفید و کامل برای شما فراهم کنیم. به امید یادگیری‌های بیشتر!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *