- چگونه میتوانیم با استفاده از کالوکیشن های Buy طبیعیتر و حرفهایتر انگلیسی صحبت کنیم؟
- رایجترین ترکیبات فعل Buy با اسمها برای خرید کالا و خدمات کدامند؟
- آیا فعل Buy فقط به معنای «خریدن» است یا در مفاهیم انتزاعی مثل «وقت خریدن» یا «باور کردن» هم کاربرد دارد؟
- چه اصطلاحات و عباراتی با فعل Buy در دنیای تجارت و اقتصاد استفاده میشود؟
- چطور میتوانیم با یادگیری کالوکیشنهای Buy، دایره لغات خود را به شکل موثرتری گسترش دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Buy در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. فعل «buy» شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما قدرت واقعی آن در ترکیب با کلمات دیگر آشکار میشود. یادگیری این ترکیبات یا کالوکیشنها به شما کمک میکند تا از سطح یک زبانآموز مبتدی فراتر رفته و مانند یک فرد انگلیسیزبان، روان و طبیعی صحبت کنید. با ما همراه باشید تا با دستهبندیهای مختلف این همایندها، از خرید اقلام روزمره گرفته تا مفاهیم پیچیده تجاری، به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی آشنا شوید.
چرا یادگیری کالوکیشن های Buy اهمیت دارد؟
قبل از آنکه به لیست بلندبالای کالوکیشنها بپردازیم، بهتر است بدانیم چرا اینقدر روی یادگیری آنها تاکید میشود. کالوکیشنها (Collocations) کلماتی هستند که به طور طبیعی با هم میآیند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». یک فرد انگلیسیزبان هم به طور ناخودآگاه میداند که باید بگوید «buy a ticket» و نه «purchase a ticket» در یک مکالمه روزمره. استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود:
- طبیعیتر به نظر برسید: صحبتهای شما کمتر حالت ترجمهشده و رباتیک خواهد داشت.
- منظور خود را دقیقتر منتقل کنید: هر ترکیبی، معنای ظریف و خاصی را منتقل میکند.
- سریعتر و روانتر صحبت کنید: مغز شما به جای جستجوی کلمات تکی، به دنبال بلوکهای کلمهای آماده میگردد.
- درک شنیداری شما تقویت شود: با شنیدن این ترکیبات در فیلمها و مکالمات، به سرعت مفهوم را درک خواهید کرد.
بنابراین، یادگیری کالوکیشن های Buy یک سرمایهگذاری هوشمندانه برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شماست.
کالوکیشنهای رایج Buy برای خرید کالا و اقلام فیزیکی
این دسته از کالوکیشنها شاید آشناترین و پرکاربردترین موارد باشند. ما هر روز در حال خرید کالاهای مختلف هستیم و دانستن ترکیب صحیح فعل buy با این اسامی ضروری است.
خرید اقلام روزمره و مصرفی
در این بخش به کالوکیشنهایی میپردازیم که برای خریدهای روزانه استفاده میشوند.
-
Buy groceries: خرید خواربار و مواد غذایی
مثال: I need to stop at the store and buy some groceries for the week.
ترجمه: باید در فروشگاه توقف کنم و برای این هفته مقداری خواربار بخرم.
-
Buy clothes/shoes: خرید لباس/کفش
مثال: She loves to buy new clothes every season.
ترجمه: او عاشق این است که هر فصل لباس نو بخرد.
-
Buy a gift/present: خرید هدیه/کادو
مثال: I need to buy a birthday gift for my brother.
ترجمه: باید برای برادرم یک هدیه تولد بخرم.
-
Buy a ticket: خرید بلیط (برای سینما، کنسرت، قطار و…)
مثال: We should buy the tickets online to avoid the queue.
ترجمه: بهتر است بلیطها را آنلاین بخریم تا در صف نمانیم.
خرید اقلام بزرگ و سرمایهای
برای خریدهای بزرگتر و مهمتر نیز کالوکیشنهای مشخصی وجود دارد.
-
Buy a house/car: خرید خانه/ماشین
مثال: They are saving money to buy a house in the suburbs.
ترجمه: آنها در حال پسانداز پول برای خرید یک خانه در حومه شهر هستند.
-
Buy furniture: خرید اسباب و اثاثیه منزل
مثال: We need to buy some new furniture for the living room.
ترجمه: ما باید برای اتاق نشیمن مقداری اثاثیه جدید بخریم.
-
Buy property: خرید ملک
مثال: Investing in real estate and buying property can be very profitable.
ترجمه: سرمایهگذاری در املاک و مستغلات و خرید ملک میتواند بسیار سودآور باشد.
کالوکیشن های Buy برای خدمات و موارد غیرفیزیکی
فعل buy تنها به خرید کالاهای فیزیکی محدود نمیشود. شما میتوانید خدمات، حقوق و موارد انتزاعی را نیز «بخرید».
-
Buy a service: خرید یک سرویس یا خدمت
مثال: Many companies prefer to buy cleaning services from a third party.
ترجمه: بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند خدمات نظافتی را از یک شرکت ثالث بخرند.
-
Buy insurance: خرید بیمه
مثال: It’s wise to buy travel insurance before going on a long trip.
ترجمه: عاقلانه است که قبل از رفتن به یک سفر طولانی، بیمه مسافرتی بخرید.
-
Buy a domain name: خرید دامنه اینترنتی
مثال: The first step to creating a website is to buy a domain name.
ترجمه: اولین قدم برای ساخت یک وبسایت، خرید یک نام دامنه است.
-
Buy someone a drink/lunch: مهمان کردن کسی به نوشیدنی/ناهار
مثال: Let me buy you a drink to thank you for your help.
ترجمه: اجازه بده برای تشکر از کمکت، یک نوشیدنی مهمانت کنم.
کالوکیشنهای انتزاعی و اصطلاحی با Buy
اینجاست که زبان انگلیسی جذابیت خود را نشان میدهد. فعل Buy در بسیاری از اصطلاحات و عبارات با معنایی کاملاً متفاوت از «خریدن» به کار میرود. یادگیری این موارد شما را به سطح پیشرفته نزدیکتر میکند.
خریدن مفاهیم انتزاعی
-
Buy time: وقت خریدن، کار را به تعویق انداختن
توضیح: این اصطلاح زمانی به کار میرود که شما برای فکر کردن یا پیدا کردن راهحل، عمداً کاری را به تأخیر میاندازید.
مثال: He kept asking irrelevant questions just to buy some time.
ترجمه: او مدام سوالات نامربوط میپرسید فقط برای اینکه کمی وقت بخرد.
-
Buy an argument/idea: پذیرفتن، باور کردن یک استدلال یا ایده
توضیح: این عبارت معمولاً در جملات منفی به کار میرود و به معنای عدم پذیرش یا قانع نشدن است.
مثال: I don’t buy his argument that he was too tired to finish the project.
ترجمه: من استدلال او را مبنی بر اینکه برای تمام کردن پروژه بیش از حد خسته بود، قبول ندارم (باور نمیکنم).
-
Buy peace: صلح خریدن، به دست آوردن آرامش (معمولاً با دادن یک امتیاز)
مثال: Sometimes it’s better to apologize, even if you’re right, just to buy some peace.
ترجمه: گاهی اوقات بهتر است عذرخواهی کنی، حتی اگر حق با تو باشد، فقط برای اینکه کمی آرامش به دست آوری.
اصطلاحات رایج با Buy
-
Buy into something: کاملاً باور کردن و پذیرفتن یک ایده (به خصوص ایدهای که محبوب است)
مثال: Everyone at the company has bought into the new marketing strategy.
ترجمه: همه افراد شرکت استراتژی بازاریابی جدید را کاملاً پذیرفتهاند.
-
Buy a lemon: جنسی خریدن که مشخص میشود بیارزش یا خراب است (کلاه سر کسی رفتن)
مثال: The used car looked great, but it broke down a week later. I think I bought a lemon.
ترجمه: ماشین دست دوم عالی به نظر میرسید، اما یک هفته بعد خراب شد. فکر کنم کلاه سرم رفته.
-
Buy the farm: (اصطلاح عامیانه) مردن، کشته شدن
توضیح: این اصطلاح بیشتر در متون قدیمی یا در اشاره به خلبانان جنگی به کار میرود.
مثال: He was a brave pilot, but he eventually bought the farm over enemy territory.
ترجمه: او خلبان شجاعی بود، اما سرانجام بر فراز خاک دشمن کشته شد.
کالوکیشن های Buy در دنیای تجارت و سرمایهگذاری
در حوزه اقتصاد، تجارت و سرمایهگذاری، فعل Buy کالوکیشنهای تخصصی و بسیار مهمی دارد که دانستن آنها برای فعالان این حوزهها ضروری است.
| کالوکیشن (Collocation) | توضیح و ترجمه |
|---|---|
| Buy shares/stocks | خرید سهام شرکتها. مثال: He decided to buy shares in a promising tech company. (او تصمیم گرفت در یک شرکت فناوری آیندهدار سهام بخرد.) |
| Buy in bulk | خرید عمده، خرید در حجم بالا. مثال: It’s cheaper for the restaurant to buy ingredients in bulk. (برای رستوران ارزانتر است که مواد اولیه را به صورت عمده بخرد.) |
| Buy on credit | خرید اعتباری، خرید نسیه. مثال: Many people buy large appliances on credit and pay them off over time. (بسیاری از مردم لوازم خانگی بزرگ را به صورت اعتباری میخرند و پول آن را به مرور زمان پرداخت میکنند.) |
| Buy something outright | چیزی را به طور کامل و یکجا خریدن (بدون قسط). مثال: Instead of leasing, they decided to buy the office building outright. (آنها به جای اجاره، تصمیم گرفتند ساختمان اداری را به طور کامل بخرند.) |
| Buy a controlling interest | خرید سهام مدیریتی (خرید بیش از ۵۰٪ سهام یک شرکت برای به دست آوردن کنترل آن). مثال: The larger corporation plans to buy a controlling interest in its smaller rival. (شرکت بزرگتر قصد دارد سهام مدیریتی رقیب کوچکتر خود را بخرد.) |
نکات تکمیلی: قیدها و عبارات همراه با Buy
برای طبیعیتر کردن جملات، میتوانید از قیدها و عبارات مختلفی در کنار کالوکیشن های Buy استفاده کنید.
-
Buy something cheaply/direct: چیزی را ارزان خریدن / مستقیم (از تولیدکننده) خریدن
مثال: We can buy the products direct from the manufacturer to save money.
ترجمه: ما میتوانیم محصولات را مستقیماً از تولیدکننده بخریم تا در پول صرفهجویی کنیم.
-
Buy something online/in a sale: چیزی را آنلاین خریدن / در حراج خریدن
مثال: I always wait for the end-of-season sale to buy winter coats.
ترجمه: من همیشه منتظر حراج آخر فصل میمانم تا پالتوهای زمستانی بخرم.
-
Can/can’t afford to buy: استطاعت مالی برای خریدن چیزی را داشتن/نداشتن
مثال: We can’t afford to buy a new car this year.
ترجمه: ما امسال استطاعت خرید یک ماشین نو را نداریم.
جمعبندی: چگونه کالوکیشنهای Buy را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری فهرستی طولانی از کلمات ممکن است خستهکننده باشد. بهترین راه برای به خاطر سپردن کالوکیشن های Buy، استفاده فعال از آنهاست. این چند راهکار را امتحان کنید:
- دفترچه یادداشت کالوکیشن بسازید: هر کالوکیشن جدیدی را که یاد میگیرید، با یک مثال شخصی در دفترچه خود بنویسید.
- در مکالمات خود استفاده کنید: سعی کنید در صحبتها و نوشتههای خود آگاهانه از این ترکیبات استفاده کنید.
- به دنبال آنها بگردید: هنگام تماشای فیلم یا خواندن متن، به فعل Buy و کلماتی که با آن میآیند دقت کنید.
- تمرین کنید: برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله متفاوت بسازید. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
با تسلط بر این کالوکیشنها، نه تنها دایره لغات شما غنیتر میشود، بلکه اعتماد به نفس شما در استفاده از زبان انگلیسی نیز به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت. این ترکیبات، کلید صحبت کردن به شیوهای روان، طبیعی و حرفهای هستند.




سلام! مقاله خیلی کاربردی و مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم ‘buy’ فقط به معنی خریدن چیزیه، ولی این همه کاربرد انتزاعی مثل ‘buy time’ یا ‘buy into an idea’ واقعاً شگفتانگیزه. ممنون از توضیحات کاملتون.
سلام علی جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، فعلهای به ظاهر ساده در انگلیسی اغلب لایههای معنایی عمیقتری دارند، مخصوصاً وقتی در قالب کالوکیشنها قرار میگیرند. ‘Buy time’ یک عبارت بسیار رایج و کاربردیه که به معنای ‘وقت خریدن’ یا ‘مهلت گرفتن’ استفاده میشه. امیدواریم با مثالها بهتر متوجه شده باشید.
من همیشه با طبیعی صحبت کردن مشکل داشتم. این بخش ‘چرا یادگیری کالوکیشن های Buy اهمیت دارد؟’ دقیقا دغدغه من بود. واقعا حس میکنم با یادگیری اینا میشه مثل نیتیوها حرف زد. آیا برای همه فعلهای رایج هم کالوکیشنهای مشابهی وجود داره؟
سلام سارای عزیز! دقیقا همینطوره، کالوکیشنها کلید صحبت کردن طبیعی و روان هستند. بله، برای بسیاری از فعلهای رایج و پرکاربرد در انگلیسی، کالوکیشنهای خاصی وجود داره که یادگیری اونها دایره لغاتتون رو به شدت قوی میکنه. در آینده مقالات مشابهی برای فعلهای دیگه هم خواهیم داشت. با ما همراه باشید!
کاش بیشتر مثال از ‘buy into something’ میزدید. مثلاً آیا میشه گفت ‘buy into a story’ به معنی باور کردن یک داستان؟
سلام رضا! سوال خوبی پرسیدید. بله، دقیقاً همینطوره. ‘Buy into a story’ یا ‘buy into a narrative’ به معنای ‘باور کردن یک داستان یا روایت’ است، حتی اگر اون داستان کامل و دقیق نباشه. به عنوان مثال: ‘I don’t buy into his excuse.’ (من عذر و بهانه او را باور نمیکنم). مثال بیشتر: ‘Many people bought into the idea that the economy would quickly recover.’ (بسیاری از مردم این ایده را باور کردند که اقتصاد به سرعت بهبود خواهد یافت).
مقاله خیلی مفید بود، ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. فقط یه سوال، بین ‘buy goods’ و ‘buy products’ تفاوتی هست؟ یا میشه به جای هم استفاده کرد؟
سلام مینای عزیز! خوشحالیم که براتون مفید بوده. هر دو عبارت ‘buy goods’ و ‘buy products’ به معنی ‘خرید کالا’ هستند و اغلب میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند. ‘Goods’ کمی کلیتر است و بیشتر در زبان اقتصادی و تجاری به کار میرود، در حالی که ‘products’ میتواند به اقلامی اشاره کند که تولید یا ساخته شدهاند. اما در مکالمات روزمره، تفاوت معنیداری ندارند و هر دو صحیح هستند.
واقعاً این مقاله دید منو نسبت به فعل ‘buy’ عوض کرد! همیشه فکر میکردم یه فعل سادهست. ‘Buy one’s freedom’ هم اصطلاح جالبی بود. ممنون بابت مقاله خوبتون.
من این اصطلاح ‘buy a pig in a poke’ رو تو یه فیلم شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان متوجه شدم که به معنی خریدن چیزی بدون بررسی دقیق هست. خیلی جالب بود برام.
سلام زهرا! عالیه که به این جزئیات در فیلمها توجه میکنید! این اصطلاح یک idiom (اصطلاح) کلاسیک انگلیسیه و دقیقاً به همین معناست: خریدن چیزی بدون دیدن یا بررسی کردنش، که معمولاً نتیجهاش پشیمانی است. ‘Poke’ در اینجا به معنای کیسه است. ممنون که تجربهتون رو به اشتراک گذاشتید!
یادگیری این کالوکیشنها واقعاً توی آزمون آیلتس هم به درد میخوره؟ یعنی نمره Speaking رو بهتر میکنه؟
سلام حسین! بله، قطعاً! استفاده صحیح از کالوکیشنها یکی از فاکتورهای کلیدی برای کسب نمرات بالا در بخشهای Speaking و Writing آزمون آیلتس (و همچنین تافل) است. این کار نشان میدهد که شما توانایی استفاده از زبان را به شکلی طبیعی و پیشرفته دارید و از حفظ کردن لغات منفرد فراتر رفتهاید. توصیه میکنیم حتماً این بخش را جدی بگیرید.
ممنون از مقاله عالی. من یه اصطلاح دیگه با buy بلدم: ‘buy the farm’. به معنی مردن هست. درسته؟
سلام نرگس! بله، کاملاً درسته و نکته بسیار خوبی رو اشاره کردید! ‘Buy the farm’ یک اصطلاح عامیانه (slang) است که معمولاً به معنی ‘مردن’ یا ‘جان باختن’ (معمولاً در شرایط ناگهانی یا غیرمنتظره) به کار میرود. ریشههای جالبی هم داره، مثلاً گفته میشه از دوران جنگ جهانی اول بین خلبانها مرسوم شد. ممنون که به پربارتر شدن بحث کمک کردید!
خیلی عالی بود. من یه نکته کوچیک اضافه کنم: برای ‘buy time’ میشه از عبارت ‘gain time’ هم استفاده کرد؟
سلام کیان! سوال دقیق و خوبی پرسیدید. بله، ‘gain time’ هم به معنای ‘وقت به دست آوردن’ یا ‘وقت خریدن’ است و در برخی موارد میتواند با ‘buy time’ همپوشانی داشته باشد. با این حال، ‘buy time’ معمولاً بار معنایی قویتری از ‘تلاش برای به تعویق انداختن یا به دست آوردن زمان برای انجام کاری’ دارد، در حالی که ‘gain time’ میتواند به سادگی به معنای ‘سریعتر انجام دادن کاری و صرفهجویی در زمان’ باشد. هر دو صحیح هستند اما در برخی زمینهها تفاوتهای ظریفی دارند.
این کالوکیشنها چقدر کاربردی هستند! واقعا حس میکنم با یادگیریشون مکالمههام طبیعیتر میشه. کاش از این مقالات بیشتر بذارید.
من همیشه بین ‘purchase’ و ‘buy’ مشکل داشتم. الان فهمیدم که ‘buy’ میتونه کاربردهای انتزاعی بیشتری داشته باشه. آیا ‘purchase’ هم کالوکیشنهای خاص خودش رو داره که متفاوت با ‘buy’ باشه؟
سلام مهران! سوال بسیار خوبی مطرح کردید. بله، ‘purchase’ معمولاً رسمیتر از ‘buy’ است و بیشتر در متون تجاری، حقوقی و رسمی به کار میرود. ‘Purchase’ هم کالوکیشنهای خاص خودش را دارد، مثلاً ‘purchase order’ (سفارش خرید)، ‘purchase agreement’ (قرارداد خرید)، یا ‘purchase a property’ (خرید ملک). در حالی که ‘buy’ میتواند برای خرید هر چیزی، از یک لیوان قهوه گرفته تا یک خانه، استفاده شود، ‘purchase’ بیشتر برای اقلام گرانتر یا معاملات مهمتر به کار میرود و کاربردهای انتزاعی مثل ‘buy time’ را ندارد.
واقعاً خسته نباشید بابت این مطلب جامع. دستهبندیهاش خیلی کمکم کرد تا بهتر متوجه بشم. میشه یه لیست از ده تا از مهمترین کالوکیشنهای ‘buy’ که هر زبانآموزی باید بدونه رو بگید؟
سلام الهام جان! ممنون از انرژی مثبتتون. حتماً! اینجا ده تا از مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشنهای ‘buy’ که هر زبانآموزی باید بدونه رو براتون لیست میکنم:
1. buy something (goods, food, clothes)
2. buy time
3. buy into an idea/belief
4. buy shares/stock
5. buy a house/car
6. buy a ticket
7. buy groceries
8. buy lunch/dinner
9. buy one’s freedom
10. buy a round (of drinks)
امیدواریم این لیست کمکتون کنه!
این بخش ‘در دنیای تجارت و اقتصاد’ برای من که تو این حوزه کار میکنم، خیلی کاربردی بود. به خصوص ‘buyout’ و ‘buy-back’. ممنون.
چقدر عالی که معنی ‘buy’ فقط به خریدن فیزیکی محدود نمیشه! ‘Buy a stake in something’ واقعا برای دنیای بیزنس خیلی مفیده. ممنونم از مطلب خوبتون.
سلام فرانک! خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده. بله، ‘buy a stake in something’ به معنی ‘خریدن سهم یا مالکیت بخشی از یک شرکت یا پروژه’ است و در مذاکرات تجاری و سرمایهگذاری بسیار رایج است. این نشان دهنده عمق و گستردگی کاربردهای فعل ‘buy’ است که فراتر از معنای تحتاللفظی آن میرود.
مقاله خیلی کامل و عالی بود. من همیشه دنبال یه منبع خوب برای یادگیری کالوکیشنها بودم. آیا پیشنهادی برای تمرین اینا دارید؟
سلام سامان! ممنون از لطف شما. برای تمرین کالوکیشنها چند راهکار موثر وجود داره:
1. **دفترچه یادداشت کالوکیشن:** هر کالوکیشن جدید رو با یک مثال کامل و ترجمهاش یادداشت کنید.
2. **فلشکارت:** برای هر کالوکیشن یک فلشکارت درست کنید و سعی کنید در جملات مختلف ازش استفاده کنید.
3. **خواندن و شنیدن فعال:** وقتی متون انگلیسی میخونید یا فیلم و پادکست گوش میدید، به ترکیب کلمات دقت کنید و کالوکیشنها رو شناسایی کنید.
4. **نوشتن و صحبت کردن:** سعی کنید در مکالمات و نوشتههای روزمرهتون از کالوکیشنهایی که یاد گرفتید، استفاده کنید. این بهترین راه برای تثبیت اونهاست.
امیدواریم این روشها بهتون کمک کنه!
چه مقاله باکیفیتی! مخصوصاً دستهبندیها و مثالهاش خیلی به فهم بهتر کمک میکرد. من شخصاً ‘buy a round’ رو خیلی دوست داشتم چون توی سریالها زیاد دیدم و الان معنیش رو دقیق فهمیدم.
ممنون از این مطلب جامع. من فکر میکردم ‘buy’ همیشه با مفعول مستقیم میاد، ولی ‘buy into an idea’ نشون داد که ساختارهای پیچیدهتری هم داره. خیلی خوب بود.
سلام شیوا! نکته دقیق و ظریفی رو اشاره کردید. بله، ‘buy into’ یک Phrasal Verb (فعل عبارتی) است که در اینجا ‘into’ نقش حرف اضافه را ایفا میکند و به همین دلیل ساختارش کمی متفاوت با ‘buy something’ است. یادگیری این ساختارها برای صحبت کردن طبیعی ضروریه. خوشحالیم که براتون مفید بوده!
اینکه فعل Buy در مفاهیم انتزاعی مثل ‘وقت خریدن’ یا ‘باور کردن’ هم کاربرد داره، واقعاً جذاب بود. همیشه دنبال این نکات ریز برای طبیعیتر صحبت کردن بودم.
مقاله بینظیری بود. آیا این کالوکیشنها توی انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی تفاوت زیادی دارن؟ یا مشترک هستند؟
سلام ژاله عزیز! سوال خوبی پرسیدید. بسیاری از کالوکیشنهای ذکر شده در مقاله بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی مشترک و کاملاً قابل فهم هستند. با این حال، ممکن است در برخی موارد خاص، برخی اصطلاحات یا عباراتی که ‘buy’ در آنها به کار رفته، در یکی از لهجهها رایجتر یا کمی متفاوت باشد. اما به طور کلی، میتوانید با اطمینان از این کالوکیشنها در هر دو لهجه استفاده کنید.