- چگونه میتوانیم با استفاده از کالوکیشن های Bring انگلیسی خود را طبیعیتر و روانتر کنیم؟
- پرکاربردترین عبارات و ترکیبات فعل Bring در مکالمات روزمره کدامند؟
- تفاوت بین Phrasal Verb های bring و کالوکیشنهای آن چیست؟
- چطور از کالوکیشن های Bring برای بیان مفاهیمی مثل «ایجاد کردن»، «فاش کردن» یا «متوقف کردن» استفاده کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Bring در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا از سطح استفاده لغت به لغت فراتر رفته و مانند یک فرد نیتیو، مفاهیم را با دقت و زیبایی بیشتری منتقل کنید. با تسلط بر این همایندها، نه تنها درک مطلب شما بهبود مییابد، بلکه توانایی شما در صحبت کردن و نوشتن نیز به شکل چشمگیری ارتقا پیدا خواهد کرد. پس با ما همراه باشید تا با مثالهای متعدد و ترجمه فارسی، این مبحث مهم را به طور کامل بیاموزید.
مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن در یادگیری فعل Bring
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Bring برویم، بهتر است کمی در مورد خود مفهوم «کالوکیشن» (Collocation) صحبت کنیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این کلمات به قدری با هم هماهنگ هستند که شنیدن یکی از آنها، ذهن یک فرد انگلیسیزبان را برای شنیدن کلمه بعدی آماده میکند. برای مثال، ما در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. این همان جادوی کالوکیشنهاست.
فعل Bring یکی از پرکاربردترین فعلهای زبان انگلیسی است که معنی اصلی آن «آوردن» است. اما قدرت واقعی این فعل زمانی آشکار میشود که در کنار کلمات دیگر قرار میگیرد و معانی و مفاهیم کاملاً جدیدی خلق میکند. یادگیری این ترکیبات از حفظ کردن صدها لغت مجزا بسیار مؤثرتر است، زیرا به شما الگوهای زبانی را میآموزد و به شما اجازه میدهد تا روانتر و طبیعیتر صحبت کنید.
کالوکیشن های Bring برای بیان علت و معلول (Cause and Effect)
یکی از مهمترین کاربردهای فعل Bring در ساخت کالوکیشنهایی است که رابطه علت و معلولی را نشان میدهند. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا توضیح دهید چگونه یک چیز باعث رخ دادن چیز دیگری میشود.
Bring about
این عبارت یکی از رسمیترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Bring است و به معنای «باعث شدن»، «موجب شدن» یا «به وجود آوردن» میباشد. معمولاً برای تغییرات بزرگ و مهم استفاده میشود.
- مثال ۱: The new CEO’s policies brought about significant changes in the company.
- ترجمه: سیاستهای مدیرعامل جدید، تغییرات قابل توجهی در شرکت به وجود آورد.
- مثال ۲: Technology has brought about a revolution in communication.
- ترجمه: فناوری، انقلابی در ارتباطات ایجاد کرده است.
Bring change / changes
این ترکیب نیز به معنای «ایجاد تغییر» است و کاربرد فراوانی دارد. میتوان از آن در زمینههای مختلف اجتماعی، سیاسی و شخصی استفاده کرد.
- مثال ۱: The protests were an attempt to bring change to the corrupt system.
- ترجمه: اعتراضات، تلاشی برای ایجاد تغییر در سیستم فاسد بود.
- مثال ۲: Increased investment in education will bring major changes to the country’s future.
- ترجمه: افزایش سرمایهگذاری در آموزش، تغییرات بزرگی برای آینده کشور به همراه خواهد داشت.
Bring chaos / disruption
وقتی میخواهیم در مورد ایجاد هرجومرج، بینظمی یا اختلال صحبت کنیم، این کالوکیشنها بسیار مفید هستند.
- مثال ۱: The sudden transport strike brought chaos to the city.
- ترجمه: اعتصاب ناگهانی حملونقل، شهر را به هرجومرج کشاند.
- مثال ۲: The unexpected power cut brought disruption to our online meeting.
- ترجمه: قطعی غیرمنتظره برق باعث ایجاد اختلال در جلسه آنلاین ما شد.
کالوکیشن های Bring برای بیان احساسات و حالات
فعل Bring به زیبایی میتواند برای توصیف تأثیرات عاطفی و احساسی یک رویداد یا عمل بر روی افراد به کار رود.
Bring joy / happiness
این کالوکیشن برای بیان «شادی بخشیدن» یا «خوشحالی آوردن» استفاده میشود. این یک عبارت بسیار مثبت و پرانرژی است.
- مثال ۱: The news of her recovery brought joy to the entire family.
- ترجمه: خبر بهبودی او برای تمام خانواده شادی به ارمغان آورد.
- مثال ۲: His surprise visit brought happiness to his lonely grandmother.
- ترجمه: بازدید غیرمنتظره او، مادربزرگ تنهایش را خوشحال کرد.
Bring tears to someone’s eyes
این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی آنقدر تأثیرگذار است که باعث گریه (از روی غم یا شادی) میشود و به معنای «اشک کسی را درآوردن» است.
- مثال ۱: The ending of the movie was so sad it brought tears to my eyes.
- ترجمه: پایان فیلم آنقدر غمانگیز بود که اشک مرا درآورد.
- مثال ۲: Her heartfelt speech brought tears to the eyes of everyone in the audience.
- ترجمه: سخنرانی صمیمانه او، اشک همه حضار را درآورد.
Bring comfort / relief
از این ترکیبات برای بیان «آرامش بخشیدن» یا «تسکین دادن» استفاده میشود.
- مثال ۱: The doctor’s calm words brought comfort to the worried parents.
- ترجمه: کلمات آرامبخش دکتر به والدین نگران آرامش بخشید.
- مثال ۲: The arrival of the rescue team brought relief to the stranded hikers.
- ترجمه: رسیدن تیم نجات، برای کوهنوردان گرفتار مایه تسکین بود.
کالوکیشن های Bring در مفاهیم قانونی و رسمی
در زمینههای حقوقی، قانونی و رسمی، فعل Bring کالوکیشنهای بسیار مهم و مشخصی دارد که دانستن آنها ضروری است.
Bring someone to justice
این عبارت به معنای «کشاندن کسی به پای میز محاکمه» یا «سپردن مجرم به دست عدالت» است. این یک کالوکیشن بسیار رایج در اخبار و فیلمهای جنایی است.
- مثال ۱: The police are working hard to bring the criminals to justice.
- ترجمه: پلیس سخت در تلاش است تا مجرمان را به دست عدالت بسپارد.
- مثال ۲: It took years, but the dictator was finally brought to justice for his crimes.
- ترجمه: سالها طول کشید، اما دیکتاتور سرانجام برای جنایاتش به پای میز محاکمه کشانده شد.
Bring charges against someone
این کالوکیشن به معنای «وارد کردن اتهام» یا «اعلام جرم علیه کسی» است و توسط مقامات قضایی یا پلیس استفاده میشود.
- مثال ۱: The district attorney decided to bring charges of fraud against the company director.
- ترجمه: دادستان منطقه تصمیم گرفت علیه مدیر شرکت، اتهام کلاهبرداری وارد کند.
- مثال ۲: There was not enough evidence to bring charges against the main suspect.
- ترجمه: شواهد کافی برای اعلام جرم علیه مظنون اصلی وجود نداشت.
Bring something to light
این عبارت به معنای «فاش کردن»، «آشکار ساختن» یا «برملا کردن» چیزی است که قبلاً پنهان یا ناشناخته بوده است.
- مثال ۱: The investigation brought to light several cases of corruption.
- ترجمه: تحقیقات، چندین مورد فساد را آشکار ساخت.
- مثال ۲: New evidence was brought to light during the trial.
- ترجمه: شواهد جدیدی در طول دادگاه فاش شد.
سایر کالوکیشن های پرکاربرد Bring
در ادامه، به بررسی دستهای دیگر از کالوکیشن های Bring میپردازیم که در موقعیتهای مختلف بسیار مفید و کاربردی هستند.
Bring something to someone’s attention
این عبارت به معنای «جلب توجه کسی به چیزی» یا «مطلع کردن کسی از موضوعی» است. این یک روش مؤدبانه و حرفهای برای مطرح کردن یک مسئله است.
- مثال ۱: I would like to bring this issue to your attention.
- ترجمه: میخواهم توجه شما را به این موضوع جلب کنم.
- مثال ۲: The error was brought to my attention by a colleague.
- ترجمه: این اشتباه توسط یکی از همکارانم به من اطلاع داده شد.
Bring something to an end / a halt
این دو کالوکیشن برای «پایان دادن» یا «متوقف کردن» چیزی به کار میروند. عبارت “bring to a halt” معمولاً برای توقفهای ناگهانیتر استفاده میشود.
- مثال ۱: It’s time to bring this lengthy meeting to an end.
- ترجمه: وقت آن است که این جلسه طولانی را به پایان برسانیم.
- مثال ۲: The unexpected accident brought traffic to a halt.
- ترجمه: تصادف غیرمنتظره، ترافیک را متوقف کرد.
Bring something to life
این عبارت زیبا به معنای «جان بخشیدن» به چیزی است. میتواند هم به صورت تحتاللفظی (مانند هوشیار کردن کسی) و هم به صورت مجازی (مانند زنده و جذاب کردن یک داستان) به کار رود.
- مثال ۱: The director’s unique vision brought the historical story to life on screen.
- ترجمه: دیدگاه منحصربهفرد کارگردان، داستان تاریخی را روی پرده سینما جان بخشید.
- مثال ۲: The paramedics managed to bring the patient back to life.
- ترجمه: امدادگران موفق شدند بیمار را به زندگی بازگردانند.
Bring up
این یک Phrasal Verb بسیار رایج است اما به عنوان کالوکیشن نیز شناخته میشود و دو معنی اصلی دارد: ۱) مطرح کردن یک موضوع و ۲) بزرگ کردن یک کودک.
- مثال ۱ (مطرح کردن): She decided to bring up the salary issue during the meeting.
- ترجمه: او تصمیم گرفت در طول جلسه، موضوع حقوق را مطرح کند.
- مثال ۲ (بزرگ کردن): My grandparents brought me up after my parents passed away.
- ترجمه: پدربزرگ و مادربزرگم بعد از فوت والدینم مرا بزرگ کردند.
جدول زیر به طور خلاصه برخی از مهمترین کالوکیشن های Bring را دستهبندی میکند:
| دسته بندی | کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی |
|---|---|---|
| علت و معلول | bring about | به وجود آوردن، موجب شدن |
| علت و معلول | bring change | ایجاد تغییر کردن |
| علت و معلول | bring chaos | به هرج و مرج کشاندن |
| احساسات و حالات | bring joy/happiness | شادی بخشیدن |
| احساسات و حالات | bring tears to one’s eyes | اشک کسی را درآوردن |
| احساسات و حالات | bring comfort/relief | آرامش بخشیدن، تسکین دادن |
| رسمی و قانونی | bring someone to justice | به پای میز محاکمه کشاندن |
| رسمی و قانونی | bring charges against someone | اعلام جرم کردن علیه کسی |
| رسمی و قانونی | bring something to light | فاش کردن، آشکار کردن |
| عمومی و کاربردی | bring to an end/a halt | پایان دادن، متوقف کردن |
| عمومی و کاربردی | bring to someone’s attention | جلب توجه کردن، مطلع کردن |
| عمومی و کاربردی | bring to life | جان بخشیدن |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل Bring بسیار فراتر از معنای ساده «آوردن» است. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Bring، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان دقیقتر و طبیعیتر افکار خود در اختیار خواهید داشت. به جای حفظ کردن لیستهای طولانی از کلمات، سعی کنید این ترکیبات را در قالب جمله یاد بگیرید و در مکالمات و نوشتههای خود از آنها استفاده کنید. این کار نه تنها دایره لغات شما را غنیتر میکند، بلکه به شما اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از زبان انگلیسی میبخشد و شما را یک قدم به تسلط کامل نزدیکتر میکند.




سلام. ممنون بابت مقاله عالی! همیشه مشکل داشتم که چطور از Bring استفاده کنم که طبیعی به نظر برسه. این مطلب خیلی کمک کرد. فقط یه سوال داشتم، کالوکیشن Bring to mind رو میشه برای خاطرات بد هم استفاده کرد یا فقط برای چیزهای خوبه؟
سلام سارا خانم! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، اتفاقاً Bring to mind برای هر نوع خاطرهای، چه خوب و چه بد، قابل استفاده است. مثلاً: “That old song brings to mind my childhood” یا “The smell of that perfume brings to mind a sad memory.” نکته کلیدی اینه که چیزی رو به یاد آدم میاره، بدون قضاوت خوب یا بد بودن اون خاطره.
واقعاً مقاله کاربردی و کاملی بود. خسته نباشید. همیشه این تفاوت بین کالوکیشن و Phrasal Verb برام گنگ بود که اینجا عالی توضیح داده شد.
سلام. ممنون از توضیحات روان و مثالهای خوبتون. من احساس میکنم برای تسلط روی اینا باید خیلی تمرین کنم. راهی هست که بتونیم کالوکیشنهای Bring بیشتری رو پیدا کنیم یا توی جملات روزمره بیشتر ببینیمشون؟
سلام نرگس خانم. کاملاً درسته، تمرین مداوم کلید یادگیری کالوکیشنهاست. پیشنهاد میکنیم بعد از خوندن مقاله، خودتون سعی کنید با هر کالوکیشن حداقل یک جمله بسازید. همچنین مطالعه متون انگلیسی مثل داستان، مقالات خبری و تماشای فیلمها و سریالها با زیرنویس انگلیسی، به شما کمک میکنه که این ترکیبات رو در بافت طبیعی خودشون ببینید و بهتر به خاطر بسپارید. دیکشنریهای کالوکیشن مثل Oxford Collocations Dictionary هم منابع فوقالعادهای هستند.
خیلی عالی بود! من همیشه bring an end to something رو شنیده بودم ولی نمیدونستم دقیقا کالوکیشنه یا نه. ممنون از روشنگری. میشه چند تا مثال دیگه از “bring a project to a halt” یا مشابه اون بگید؟
سلام رضا جان. بله، “bring an end to something” یک کالوکیشن رایج و پرکاربرد است. برای “bring a project to a halt” یا معادلهای آن، میتوانید از اینها استفاده کنید: “The sudden storm brought the construction work to a standstill.” (کار ساخت و ساز را متوقف کرد) یا “Lack of funding brought their research to a complete stop.” (کمبود بودجه تحقیقاتشان را کاملا متوقف کرد). نکته اینجاست که چیزی باعث توقف کامل یا مرحلهای از یک فعالیت میشود.
این کالوکیشنها واقعاً مکالمه رو طبیعیتر میکنن. من خودم وقتی شروع کردم به استفاده از “bring about change” به جای “make change”، خیلی احساس بهتری داشتم. ممنون از این مقاله جامع.
سلام مریم عزیز. نکته بسیار مهمی رو اشاره کردید. “Bring about change” یک انتخاب عالی و کاملاً نیتیو برای بیان مفهوم “ایجاد تغییر” است. تبریک میگم که تونستید این تفاوتها رو درک و در مکالماتتون به کار ببرید. این دقیقاً هدف یادگیری کالوکیشنهاست.
مرسی از مقاله خوبتون. من هنوز با تفاوت دقیق بین Phrasal Verb ها و Collocation های Bring مشکل دارم. میشه با مثالهای بیشتر توضیح بدید؟ مثلاً “bring up” که هم کالوکیشنه و هم Phrasal Verb؟
سلام علی عزیز. سوال شما بسیار رایج و مهم است. بله، برخی ترکیبات ممکن است هم نقش Phrasal Verb و هم نقش کالوکیشن را ایفا کنند. تفاوت اصلی در این است که Phrasal Verb معمولاً یک معنی جدید و غیرقابل پیشبینی ایجاد میکند (مانند bring up به معنی “تربیت کردن” یا “مطرح کردن”). اما کالوکیشنها ترکیبات کلماتی هستند که به صورت طبیعی کنار هم میآیند و معنی هر کلمه تا حد زیادی حفظ میشود، فقط ترکیب آنها رایج است (مثلاً “bring a gift”). در واقع، “bring up” به عنوان Phrasal Verb کاملا معنی فعل “bring” را تغییر میدهد، در حالی که در کالوکیشنها، معنای “bring” (آوردن، ایجاد کردن) هنوز محسوس است اما با کلمات همراهش ترکیب معنایی خاصتری پیدا میکند.
عالی بود! همیشه فکر میکردم فقط با دونستن لغت میشه خوب انگلیسی صحبت کرد، ولی این مقاله نشون داد کالوکیشنها چقدر مهمن. حتماً سعی میکنم از این به بعد بیشتر بهشون دقت کنم.
سلام فاطمه خانم. بله، دقیقاً همینطوره! “واژه” فقط نیمی از ماجراست. برای اینکه صحبتتون طبیعی و روان باشه، باید بدونید کدوم واژهها با کدوم واژههای دیگه دوست هستن و کنار هم قرار میگیرن. این دیدگاه به شما کمک میکنه سطح انگلیسیتون رو به طرز چشمگیری ارتقا بدید. موفق باشید!
ممنون از محتوای مفیدتون. میشه در مورد اینکه کدام یک از این کالوکیشنها در موقعیتهای رسمیتر استفاده میشن و کدام غیررسمیترن توضیح بدید؟
سلام حمید عزیز. سوال بسیار خوبی مطرح کردید. به طور کلی، بسیاری از کالوکیشنهای Bring کاربرد عمومی دارند. اما برخی از آنها ممکن است کمی رسمیتر باشند، مثلاً “bring to light” (فاش کردن) معمولاً در متون خبری یا گزارشها دیده میشود، در حالی که “bring about” (مسبب شدن) در هر دو بافت رسمی و غیررسمی قابل استفاده است. اگر به کالوکیشن خاصی اشاره کنید، میتوانیم کاربرد آن را دقیقتر بررسی کنیم. برای یک صحبت روزمره، استفاده از “bring a friend” یا “bring a dish” کاملاً عادی و غیررسمی است.
وای چقدر مفید! من “bring it on” رو تو فیلمها خیلی شنیده بودم و فکر میکردم فقط یه اصطلاح کوچه بازاریه. ممنون از توضیح خوبتون که نشون داد اینها هم بخشی از زبان طبیعی هستن.
سلام نگین عزیز. خوشحالیم که مقاله براتون روشنگر بوده. “Bring it on” یک اصطلاح عامیانه و رایج است که اغلب به معنی “یالا، هرچی داری رو کن!” یا “من آماده مقابله هستم!” به کار میرود. این دست اصطلاحات و کالوکیشنها در فیلمها و سریالها بسیار زیادند و یادگیری آنها کمک زیادی به فهم بهتر زبان روزمره میکند.
لطفاً برای افعال پرکاربرد دیگه هم مقالههای کالوکیشن بنویسید. این سبک آموزش واقعاً عالیه. ممنون.
ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون مجید جان! حتماً این موضوع را در برنامهریزیهای آینده وبلاگ در نظر خواهیم گرفت. خوشحالیم که این سبک محتوا برای شما مفید واقع شده است. با ما همراه باشید.
ممنون از مقاله خوبتون. من گاهی بین “bring up an issue” و “raise an issue” گیج میشم. آیا تفاوتی بینشون هست یا کاملاً قابل تعویض هستن؟
سلام پریا خانم. سوال خوبی پرسیدید. هر دو عبارت به معنی “مطرح کردن یک مسئله” هستند و در بسیاری از موارد میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند. با این حال، “raise an issue” ممکن است کمی رسمیتر و مستقیمتر به نظر برسد، در حالی که “bring up an issue” میتواند شامل مطرح کردن یک موضوع در یک بحث جاری یا به صورت غیررسمیتر باشد. اما در نهایت، تفاوت بین این دو بسیار جزئی است و هر دو کاملاً صحیح و رایج هستند.
واقعا جامع و کامل بود. خیلی استفاده کردم. دستتون درد نکنه.
سلام. ممنون بابت این مقاله. من برای یادگیری کالوکیشنها سعی میکنم فلشکارت درست کنم و هر کالوکیشن رو با یک جمله مثالش حفظ کنم. به نظرتون روش خوبی هست؟
سلام الهه خانم. روشی که شما برای یادگیری کالوکیشنها استفاده میکنید، یعنی فلشکارت ساختن همراه با مثال، یک روش فوقالعاده و بسیار مؤثر است! این کار به شما کمک میکند تا کالوکیشنها را در بافت جمله یاد بگیرید و نه فقط به صورت مجرد، که این برای کاربرد طبیعی آنها ضروری است. آفرین به شما!
خیلی عالی بود، مرسی. آیا ابزاری یا وبسایتی هست که کالوکیشنهای هر کلمه رو نشون بده و بتونیم راحتتر پیداشون کنیم؟
سلام سامان عزیز. بله، چندین منبع عالی برای پیدا کردن کالوکیشنها وجود دارد. دو مورد از بهترین آنها: 1. **Oxford Collocations Dictionary:** این دیکشنری به طور خاص برای کالوکیشنها طراحی شده و برای هر کلمه، ترکیبات رایج آن را با مثال نشان میدهد. 2. **Thesaurus.com / Collins Dictionary:** در این سایتها، وقتی کلمهای را جستجو میکنید، علاوه بر معنی و مترادف، گاهی اوقات بخشهای مربوط به “Collocations” یا “Usage Examples” نیز وجود دارد که بسیار کمککننده است. با استفاده از این منابع میتوانید دایره کالوکیشنهای خود را به سرعت گسترش دهید.
ممنونم از این مقاله. واقعا درک این مفهوم برای رسیدن به سطح پیشرفته انگلیسی خیلی مهمه. قبلا فکر میکردم همین که لغت رو بدونم کافیه.
سلام سحر خانم. کاملاً درست میفرمایید! بسیاری از زبانآموزان در ابتدا همین دیدگاه را دارند. اما همانطور که اشاره کردید، تسلط بر کالوکیشنها یکی از گامهای اساسی برای رسیدن به روان صحبت کردن و درک عمیقتر زبان انگلیسی است، چرا که به شما کمک میکند مانند یک بومی زبان فکر و صحبت کنید.