- آیا هرگز در استفاده از حروف اضافه مناسب با واژه “Blame” گیج شدهاید؟
- آیا برایتان پیش آمده که ندانید چه زمانی بگویید “blame for” و چه زمانی “blame on”؟
- آیا در مکالمات انگلیسی از اینکه نتوانید به درستی کسی را مقصر بدانید یا مسئولیت را به گردن بگیرید، نگران هستید؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس کامل و بدون اشتباه در مورد تقصیر و سرزنش صحبت کنید؟
در این راهنمای جامع و کاربردی، ما کالوکیشن های Blame را به سادگی و گام به گام بررسی خواهیم کرد. هدف ما این است که شما با درک عمیق و کاربرد صحیح این عبارات، دیگر هرگز در این زمینه اشتباه نکنید و بتوانید با تسلط کامل در مکالمات و نوشتار خود از آنها بهره ببرید.
| کالوکیشن اصلی | کاربرد کلیدی | مثال فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|---|
| Blame (someone) for (something) | کسی را به خاطر کاری سرزنش کردن | او مدیر را مقصر شکست پروژه دانست. | He blamed the manager for the project’s failure. |
| Blame (something) on (someone/something) | تقصیر چیزی را گردن کسی/چیزی انداختن | آنها تاخیر را گردن ترافیک انداختند. | They blamed the delay on traffic. |
| Take/Accept the blame | مسئولیت/تقصیر را پذیرفتن | او مسئولیت اشتباه خود را پذیرفت. | She took/accepted the blame for her mistake. |
| Lay/Put the blame on (someone/something) | تقصیر را به گردن کسی/چیزی انداختن (رسمیتر) | آنها تقصیر را به گردن شرایط اقتصادی انداختند. | They laid/put the blame on economic conditions. |
| Be to blame | مقصر بودن / مسئول بودن | او مسئول این وضعیت است. | He is to blame for this situation. |
کالوکیشن چیست و چرا برای Blame حیاتی است؟
قبل از اینکه به جزئیات کالوکیشن های Blame بپردازیم، اجازه دهید یادآوری کنیم که کالوکیشن (collocation) چیست و چرا اهمیت دارد. کالوکیشن به ترکیبات طبیعی و رایج کلمات در یک زبان گفته میشود. مثلاً در فارسی میگوییم “چای دم کردن” نه “چای ساختن”. در انگلیسی نیز، کلمات خاصی به طور طبیعی با هم میآیند. استفاده صحیح از کالوکیشنها نه تنها نشاندهنده تسلط شما به زبان است، بلکه باعث میشود صحبت و نوشتار شما بسیار طبیعیتر و روانتر به گوش برسد. برای کلمهای مانند “Blame” که بار معنایی حساسی دارد و اغلب با حروف اضافه و افعال مختلفی همراه میشود، شناخت کالوکیشنها کاملاً ضروری است.
اگر با این ترکیبات آشنا نباشید، ممکن است جملاتی بسازید که از نظر گرامری صحیح باشند اما برای یک بومیزبان کاملاً غیرطبیعی و حتی خندهدار به نظر برسند. نگران نباشید اگر در ابتدا کمی گیجکننده به نظر میرسد؛ بسیاری از زبانآموزان در این مرحله با چالش مواجه هستند. با کمی تمرین و توجه به مثالها، به زودی بر این موضوع مسلط خواهید شد.
درک ریشهای Blame: تقصیر، سرزنش و مسئولیت
واژه “Blame” ریشهای از کلمه یونانی “blasphemia” (به معنای توهین یا کفرگویی) دارد که از طریق فرانسوی قدیم وارد انگلیسی شده است. این ریشه به ما کمک میکند تا بار معنایی اصلی “Blame” را درک کنیم: “نسبت دادن مسئولیت یک عمل منفی یا یک خطا به کسی یا چیزی.” برخلاف کلماتی مثل “accuse” که صرفاً به اتهام زدن اشاره دارد، “Blame” اغلب شامل قضاوت و سرزنش نیز میشود. درک این تفاوتهای ظریف در کالوکیشنها و کاربردهای مختلف آن منعکس خواهد شد.
کالوکیشن های اساسی Blame: گام به گام
۱. Blame (someone) for (something): کسی را به خاطر کاری مقصر دانستن
این رایجترین و مستقیمترین کالوکیشن “Blame” است. در اینجا، شما شخص یا گروهی را به عنوان عامل اصلی یا مسئول یک اتفاق ناخوشایند معرفی میکنید. فرمول آن به شرح زیر است:
Formula: Subject + Blame + Object (person/group) + for + Noun/Gerund (the negative event/action)
- ✅ Correct: My parents often blame me for not doing my chores. (والدینم اغلب من را به خاطر انجام ندادن کارهای خانه سرزنش میکنند.)
- ❌ Incorrect: My parents often blame me to not doing my chores.
- ✅ Correct: The police blamed him for the accident. (پلیس او را مقصر تصادف دانست.)
- ❌ Incorrect: The police blamed him of the accident.
- ✅ Correct: Don’t blame yourself for everything that goes wrong. (خودت را به خاطر هر اتفاق بدی سرزنش نکن.)
۲. Blame (something) on (someone/something): تقصیر چیزی را گردن کسی/چیزی انداختن
در این ساختار، تمرکز از شخص مقصر به خودِ اتفاق ناخوشایند تغییر میکند و سپس آن را به کسی یا چیزی نسبت میدهیم. این ساختار کمی غیررسمیتر از مورد اول است و اغلب برای فرار از مسئولیت یا توجیه به کار میرود.
Formula: Subject + Blame + Object (the negative event/action) + on + Noun (person/thing)
- ✅ Correct: She blamed the company’s poor sales on the new marketing strategy. (او فروش ضعیف شرکت را گردن استراتژی بازاریابی جدید انداخت.)
- ❌ Incorrect: She blamed the company’s poor sales for the new marketing strategy.
- ✅ Correct: They always blame their failures on bad luck. (آنها همیشه شکستهایشان را گردن بدشانسی میاندازند.)
- ❌ Incorrect: They always blame their failures for bad luck.
- ✅ Correct: You can’t blame all your problems on your parents. (نمیتوانی همه مشکلاتت را گردن والدینت بیندازی.)
۳. Lay/Put the blame on (someone/something): تقصیر را به گردن کسی/چیزی انداختن
این عبارت کمی رسمیتر و قویتر از “blame on” است. “Lay” و “Put” در اینجا به معنای “قرار دادن” یا “محول کردن” است و اغلب در موقعیتهایی به کار میرود که میخواهیم با قدرت بیشتری مسئولیت را به گردن دیگری بیندازیم.
Formula: Subject + Lay/Put + the blame + on + Noun (person/thing)
- ✅ Correct: The government tried to lay the blame for the recession on the previous administration. (دولت تلاش کرد تقصیر رکود اقتصادی را به گردن دولت قبلی بیندازد.)
- ❌ Incorrect: The government tried to lay the blame for the previous administration.
- ✅ Correct: It’s unfair to always put the blame on just one person. (منصفانه نیست که همیشه تقصیر را گردن فقط یک نفر بیندازی.)
- ❌ Incorrect: It’s unfair to always put the blame for just one person.
۴. Take/Accept the blame: مسئولیت/تقصیر را پذیرفتن
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یک فرد مسئولیت یا تقصیر یک اشتباه یا رویداد منفی را بر عهده میگیرد، حتی اگر مستقیماً مقصر نباشد یا بخواهد از درگیری بیشتر جلوگیری کند. این یک ژست مسئولیتپذیری است.
Formula: Subject + Take/Accept + the blame (for something)
- ✅ Correct: As the team leader, I have to take the blame for this mistake. (به عنوان رهبر تیم، من باید مسئولیت این اشتباه را بپذیرم.)
- ❌ Incorrect: As the team leader, I have to take blame on this mistake.
- ✅ Correct: She bravely accepted the blame for the team’s failure. (او شجاعانه مسئولیت شکست تیم را پذیرفت.)
- ❌ Incorrect: She bravely accepted blame on the team’s failure.
۵. Shift/Pass the blame: تقصیر را گردن دیگری انداختن
این عبارت زمانی استفاده میشود که کسی سعی میکند از مسئولیت خود شانه خالی کند و تقصیر را به گردن شخص یا چیز دیگری بیندازد. این یک رفتار منفی است.
Formula: Subject + Shift/Pass + the blame + (to/onto) + Noun (person/thing)
- ✅ Correct: He’s always trying to shift the blame to his subordinates. (او همیشه در تلاش است که تقصیر را به گردن زیردستانش بیندازد.)
- ❌ Incorrect: He’s always trying to shift the blame for his subordinates.
- ✅ Correct: A good leader doesn’t pass the blame onto others. (یک رهبر خوب تقصیر را گردن دیگران نمیاندازد.)
۶. Be to blame: مقصر بودن / مسئول بودن
این ساختار معمولاً برای نشان دادن این است که چه کسی یا چه چیزی مسئول نهایی یک مشکل یا وضعیت ناخوشایند است. این یک ساختار منفعلتر است که بر نتیجه تمرکز دارد تا فرآیند سرزنش.
Formula: Subject + Be (is/are/was/were) + to blame + (for something)
- ✅ Correct: Who is to blame for this mess? (چه کسی مقصر این گندکاری است؟)
- ❌ Incorrect: Who is blame for this mess?
- ✅ Correct: Lack of communication was largely to blame for the misunderstanding. (عدم ارتباطات تا حد زیادی مقصر سوءتفاهم بود.)
تفاوتهای ظریف و کاربردهای خاص
Blame به عنوان فعل و اسم
“Blame” هم میتواند فعل باشد (سرزنش کردن/مقصر دانستن) و هم اسم (تقصیر/سرزنش). در کالوکیشنهایی که بررسی کردیم، “Blame” بیشتر به عنوان فعل ظاهر شد، اما در عباراتی مانند “lay the blame” یا “take the blame”، “blame” نقش اسم را ایفا میکند. این نکته برای درک ساختار جمله بسیار مهم است.
- Verb: I blame him. (من او را سرزنش میکنم.)
- Noun: The blame is on him. (تقصیر گردن اوست.)
رسمی و غیررسمی
به طور کلی، استفاده از “blame (someone) for (something)” رایجترین و همهکارهترین ساختار است. “Blame (something) on (someone)” کمی غیررسمیتر و اغلب برای توجیه یا فرار از مسئولیت به کار میرود. عباراتی مانند “lay/put the blame on” دارای لحنی قویتر و گاهی رسمیتر هستند و برای تأکید بر مسئولیتپذیری به کار میروند.
کالوکیشنهای کمتر رایج اما مفید:
- Attach blame to someone: (رسمی) تقصیر را به کسی نسبت دادن.
- Example: The committee was unable to attach blame to any single individual.
- Beyond blame: آنقدر خوب یا بیگناه که نتوان سرزنشش کرد.
- Example: His reputation was beyond blame.
اشتباهات رایج و افسانههای مربوط به Blame
Common Myths & Mistakes
- اشتباه ۱: استفاده از “of” به جای “for” یا “on”.
- ❌ Incorrect: He blamed her of the accident.
- ✅ Correct: He blamed her for the accident.
- اشتباه ۲: اشتباه گرفتن “Blame” با “Accuse”.
- “Accuse” به معنای “متهم کردن” است و صرفاً به بیان اتهام اشاره دارد. “Blame” علاوه بر نسبت دادن مسئولیت، بار معنایی سرزنش و قضاوت را نیز به همراه دارد.
- Example Accuse: She accused him of stealing her money. (او او را متهم به دزدیدن پولش کرد.) (یعنی فکر میکرد او دزدیده، اما هنوز قطعیت ندارد.)
- Example Blame: She blamed him for stealing her money. (او او را مقصر دزدیدن پولش دانست.) (یعنی مطمئن بود و سرزنش میکرد.)
- اشتباه ۳: استفاده نکردن از حرف تعریف “the” با “blame” در عباراتی مانند “take the blame”.
- ❌ Incorrect: She took blame for the problem.
- ✅ Correct: She took the blame for the problem.
- افسانه: “Blame” همیشه منفی است.
- حقیقت: بله، “Blame” معمولاً بار منفی دارد و با خطا، اشتباه یا اتفاقات ناخوشایند همراه است. نمیتوان از آن برای نسبت دادن یک اتفاق مثبت استفاده کرد. مثلاً نمیگوییم “I blame him for our success.”
سوالات متداول (FAQ)
Common FAQ
در ادامه به برخی از سوالات رایج زبانآموزان در مورد “Blame” پاسخ میدهیم:
- آیا میتوانم از “Blame” به جای “Criticize” استفاده کنم؟
خیر. “Criticize” به معنای “انتقاد کردن” است که میتواند شامل نکات مثبت و منفی باشد و هدف آن اغلب بهبود است. “Blame” بر نسبت دادن مسئولیت یک اشتباه متمرکز است و بیشتر جنبه سرزنش دارد. انتقاد میتواند سازنده باشد، اما سرزنش اغلب سازنده نیست.
- تفاوت بین “Blame for” و “Blame on” چیست؟
همانطور که توضیح داده شد، “Blame (someone) for (something)” رایجتر است و فاعل (Subject) شخص مقصر را معرفی میکند. “Blame (something) on (someone/something)” تمرکز را روی خودِ اتفاق (something) قرار میدهد و آن را به کسی یا چیزی نسبت میدهد. دومی اغلب برای توجیه یا شانه خالی کردن از مسئولیت به کار میرود.
- آیا “Blame” در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی تفاوت دارد؟
کالوکیشنهای اصلی “Blame” در هر دو لهجه یکسان و قابل درک هستند. ممکن است در برخی عبارات خاص و کمتر رایج، تفاوتهای جزئی در فرکانس استفاده وجود داشته باشد، اما برای زبانآموزان، تمرکز بر روی الگوهای اصلی که در این مقاله پوشش داده شد، کفایت میکند و در هر دو لهجه صحیح محسوب میشود.
- چگونه میتوانم با خیال راحتتر از “Blame” استفاده کنم؟
با تکرار و تمرین! سعی کنید بعد از مطالعه این مقاله، چند جمله با هر یک از کالوکیشنهای معرفی شده بسازید. این کار به شما کمک میکند تا ساختارها در ذهن شما تثبیت شوند. همچنین، به هنگام مطالعه متون انگلیسی یا تماشای فیلمها، به نحوه استفاده بومیزبانان از “Blame” دقت کنید.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس از Blame استفاده کنید!
در این راهنمای جامع، ما به طور کامل کالوکیشن های Blame را بررسی کردیم. از “blame (someone) for (something)” گرفته تا “take the blame” و “be to blame”، اکنون شما به ابزارهای لازم برای استفاده صحیح و طبیعی از این واژه کلیدی مجهز شدهاید. به یاد داشته باشید که تسلط بر کالوکیشنها یک شبه اتفاق نمیافتد؛ نیاز به تمرین مداوم و توجه دقیق به زبان دارد.
ما میدانیم که یادگیری تفاوتهای ظریف زبان انگلیسی میتواند گاهی اوقات اضطرابآور باشد، اما به خودتان اطمینان داشته باشید. هر گامی که برمیدارید، شما را به سوی تسلط بیشتر پیش میبرد. با استفاده از این راهنما و تمرین فعال، میتوانید با اعتماد به نفس کامل در مورد سرزنش، تقصیر و مسئولیت در زبان انگلیسی صحبت کنید و بنویسید. به خاطر داشته باشید که اشتباهات بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری هستند؛ مهم این است که از آنها درس بگیرید و پیش بروید. به تلاش خود ادامه دهید و از پیشرفت خود لذت ببرید!




ممنون از توضیح کاملتون! همیشه بین blame for و blame on گیج میشدم. پس اگه بخوام بگم دولت رو مقصر تورم میدونم، میشه “I blame the government for inflation” درسته؟
بله سارا خانم، کاملاً درست متوجه شدید. این جمله یک مثال عالی از کاربرد “blame someone for something” است که به معنی سرزنش کردن کسی به خاطر انجام کاری یا ایجاد وضعیتی است. آفرین بر شما!
یه اصطلاح دیگه که شبیه ایناست “point the finger at someone” هست که یعنی کسی رو مقصر نشون دادن. ربطی به blame نداره ولی تو همین مایه هاست.
نکته بسیار خوب و کاربردی بود علی جان! “Point the finger at someone” واقعاً یک اصطلاح رایج و مرتبط است که به معنی متهم کردن یا انداختن تقصیر به گردن کسی دیگر است. ممنون که این نکته رو با بقیه به اشتراک گذاشتید!
اگه بخوام بگم “تقصیر رو گردن من ننداز” چی میشه؟ میشه “Don’t blame on me”؟ یا “Don’t blame me for it”؟
این سوال خیلی خوبیه رضا! حالت صحیح و رایجتر “Don’t blame it on me” یا “Don’t blame me for it” است. وقتی میگویید “Don’t blame on me” ساختار گرامری کمی ناقص به نظر میرسد. به یاد داشته باشید که در “blame (something) on (someone)”، معمولاً “something” (در اینجا ‘it’) قبل از “on” میآید.
واقعاً مقاله کاربردی و مفیدی بود. دقیقاً همین نکتهها بود که توی مکالمات روزمره مشکل داشتم. با تشکر فراوان!
خوشحالیم که مقاله برای شما مفید واقع شده نرگس خانم. هدف ما دقیقاً رفع این ابهامات رایج در زبان انگلیسی است تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. با آرزوی موفقیت برای شما!
آیا “lay the blame” و “put the blame” کاملاً قابل تعویض هستن؟ مثلاً “They laid the blame on him” و “They put the blame on him”؟
بله، کاملاً درست است مهران جان. هر دو عبارت “lay the blame on someone/something” و “put the blame on someone/something” کاملاً قابل تعویض هستند و به معنی انداختن تقصیر گردن کسی یا چیزی به کار میروند. هر دو کاربرد رسمی و غیررسمی دارند.
تفاوت خیلی ظریفی بین “take the blame” و “accept the blame” هست؟ یا فرقی ندارن؟
سوال خوبی پرسیدید لیلا. در بسیاری از موارد “take the blame” و “accept the blame” کاملاً قابل تعویض هستند و هر دو به معنی پذیرفتن مسئولیت یا تقصیر برای کاری هستند. با این حال، “take the blame” میتواند کمی بار معنایی قویتری از پیشگام شدن و داوطلبانه پذیرفتن مسئولیت داشته باشد، حتی گاهی برای محافظت از کسی دیگر. در حالی که “accept the blame” ممکن است بیشتر به معنی قبول کردن واقعیت تقصیر باشد، مثلاً پس از اثبات شدن آن. اما در عمل، تفاوتشان بسیار ناچیز است.
الان دیگه میتونم با اطمینان بگم “I don’t want to blame anyone, but we need to find a solution.” ممنون از آموزش خوبتون!
عالیه امیر! این کاربرد نشان میدهد که شما مفهوم “blame” را به خوبی درک کردهاید و میتوانید آن را در جملات کاربردی به کار ببرید. موفق باشید!
توی فیلمها زیاد شنیدم “who’s to blame?” این یعنی چی و چه ساختاریه؟
“Who’s to blame?” یک سوال رایج و مفید است که به معنای “چه کسی مقصر است؟” یا “تقصیر کیست؟” میباشد. در واقع، این عبارت از ساختار “be to blame” میآید که به معنی “مسئول بودن” یا “مقصر بودن” است. مثلاً “He is to blame for the accident” یعنی “او مقصر حادثه است.” بسیار کاربردی است!
همیشه وقتی میخواستم بگم “تقصیر رو گردن من ننداز” میگفتم “Don’t blame on me” و اشتباه بود! چقدر خوب که الان فهمیدم.
در مورد “blame” یه چیزی که شنیدم اینه که “shift the blame” به معنی انداختن تقصیر گردن دیگریه. اونم تو این دسته قرار میگیره؟
کاملاً درست است فرهاد! “Shift the blame” (یا “pass the blame”) به معنی انتقال یا انداختن تقصیر از خود بر دوش دیگری است و دقیقا در همین دستهبندی کاربردی قرار میگیرد. این عبارت وقتی استفاده میشود که کسی نمیخواهد مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد. ممنون بابت اضافه کردن این نکته مهم!
دستتون درد نکنه، خیلی کمکم کرد.
آیا این کالوکیشنها رسمیترن یا میشه توی مکالمات غیررسمی هم استفاده کرد؟
این کالوکیشنها (Blame for, blame on, take the blame) هم در موقعیتهای رسمی و هم غیررسمی بسیار رایج و کاربردی هستند، به خصوص در مکالمات روزمره. هیچ محدودیت خاصی از نظر سطح رسمی بودن برای آنها وجود ندارد. با خیال راحت میتوانید از آنها استفاده کنید.
من قبلاً فکر میکردم همیشه باید بگیم “blame someone for something” و اصلاً با “blame something on someone” آشنا نبودم. ممنون از روشن سازی!
آیا کلماتی مثل “accuse” یا “criticize” هم میتونن تا حدودی جایگزین “blame” بشن؟ تفاوتشون چیه؟
سوال بسیار خوبی است سامان! کلماتی مثل “accuse” و “criticize” با “blame” مرتبط هستند اما تفاوتهای کلیدی دارند. “Accuse” به معنی متهم کردن کسی به انجام کاری اشتباه است (مثلاً “He accused her of lying”). “Criticize” به معنی انتقاد کردن از کسی یا چیزی است، یعنی ایراد گرفتن از عملکرد یا رفتار (مثلاً “They criticized the government’s policies”). در حالی که “blame” مستقیماً به معنی دانستن یا اعلام کردن کسی/چیزی به عنوان عامل اصلی یک اتفاق منفی است. میتوان گفت “accuse” اغلب مرحلهای قبل از “blame” است.
عالی بود! دقیقاً همینی که نیاز داشتم.
یه کاربرد دیگه “blame game” هست که به معنی “بازی سرزنش” یا “سیاه کردن همدیگه” است. وقتی هیچکس مسئولیت رو قبول نمیکنه و هی تقصیر رو گردن هم میندازن.
بسیار نکته مهم و کاربردی را مطرح کردید آرش جان! “Blame game” یک اصطلاح فوقالعاده رایج است که دقیقاً به وضعیت توصیف شده اشاره دارد، یعنی زمانی که افراد به جای حل مسئله، مشغول انداختن تقصیر به گردن یکدیگر هستند. این یک مثال عالی از کاربرد پیشرفتهتر “blame” در idioms است.
پس اگه بخوام بگم “اونا تقصیر رو گردن من انداختن” میشه “They blamed it on me”؟ یا “They blamed me for it”؟ هر دو درسته؟
بله سپیده خانم، هر دو جمله “They blamed it on me” و “They blamed me for it” کاملاً صحیح و رایج هستند و هر دو به معنی “آنها تقصیر را گردن من انداختند” میباشند. انتخاب بین این دو اغلب به تأکید جمله و جریان طبیعی مکالمه بستگی دارد.
همیشه محتواهای سایت شما عالی و کاربردیه. با این مقاله دیگه هیچ اشتباهی تو استفاده از blame نخواهم داشت.
آیا حرف اضافه دیگهای هم هست که با blame بیاد؟ یا فقط for و on؟
مرسی از سوالتون مریم. برای بیان تقصیر و سرزنش، “for” و “on” رایجترین و اصلیترین حروف اضافهای هستند که با “blame” به کار میروند، همانطور که در مقاله توضیح داده شد. البته عبارت “be to blame” هم هست که در آن “to” به نوعی نقش حرف اضافه را ایفا میکند، اما ساختارش کمی متفاوت است. اما به طور مستقیم با فعل “blame” برای اشاره به “دلیل” یا “شخص/چیز مقصر”، “for” و “on” موارد اصلی هستند.
ممنون بابت مقاله خوبتون. خیلی مفید بود.