- آیا میدانید کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان واقعی ضروری است؟
- کلمهی پرتکرار «Big» با چه کلماتی همنشین میشود تا معانی جدید و کاربردی بسازد؟
- چطور میتوانیم از کالوکیشن های Big در جملات روزمره خود به درستی استفاده کنیم؟
- آیا تفاوتی بین Big ،Large و Great در ساخت کالوکیشن وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات و قواعد گرامری خلاصه نمیشود. بخش بزرگی از تسلط بر این زبان، درک این موضوع است که کلمات چطور به شکل طبیعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. اینجاست که مبحث «کالوکیشن» یا «همایند» اهمیت پیدا میکند. کلمهی Big یکی از پرکاربردترین صفات در زبان انگلیسی است، اما قدرت واقعی آن زمانی آشکار میشود که با کلمات درست ترکیب شود. در این راهنما، شما را با مهمترین کالوکیشن های Big آشنا میکنیم، مثالهای کاربردی ارائه میدهیم و ترجمهی دقیق آنها را بررسی خواهیم کرد تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری از آنها در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به سراغ لیست کالوکیشن های Big برویم، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و ببینیم اصلاً کالوکیشن یعنی چه. به زبان ساده، کالوکیشن به دو یا چند کلمهای گفته میشود که معمولاً با هم استفاده میشوند و شنیدن آنها در کنار هم برای یک انگلیسیزبان، طبیعی و درست به نظر میرسد. این ترکیبها به قدری رایج هستند که استفاده از جایگزین برای آنها، حتی اگر از نظر گرامری درست باشد، ممکن است عجیب یا غیرطبیعی جلوه کند.
برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای پررنگ» و نه «چای قوی». در انگلیسی هم برای اشاره به قهوهی غلیظ از عبارت strong coffee استفاده میشود، نه powerful coffee. این همان جادوی کالوکیشنهاست. یادگیری آنها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: جملات شما کمتر حالت ترجمه شده و کتابی خواهند داشت.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: انتخاب کلمات صحیح، به انتقال دقیقتر پیام شما کمک میکند.
- درک مطلب بهتری داشته باشید: با شناخت این الگوها، متون و مکالمات انگلیسی را راحتتر درک میکنید.
- واژگان خود را به شکل موثرتری گسترش دهید: شما به جای یادگیری یک کلمه، یک عبارت کاربردی را یاد میگیرید.
مهمترین کالوکیشن های Big در زبان انگلیسی
صفت Big اغلب برای توصیف اندازه فیزیکی به کار میرود، اما در دنیای کالوکیشنها، معنای آن بسیار فراتر میرود. این کلمه معمولاً با رویدادها، تصمیمات، احساسات و مفاهیم انتزاعی ترکیب میشود تا بر اهمیت، شدت یا مقیاس آنها تأکید کند. در ادامه، این کالوکیشنها را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم.
دسته اول: کالوکیشنهای مرتبط با رویدادها و موفقیتها
در این گروه، Big برای توصیف اهمیت و مقیاس یک اتفاق یا نتیجه به کار میرود. این کالوکیشنها در محیطهای کاری، تحصیلی و شخصی بسیار رایج هستند.
-
a big accomplishment: یک دستاورد بزرگ
مثال: Getting that promotion was a big accomplishment for her after years of hard work.
ترجمه: گرفتن آن ترفیع، یک دستاورد بزرگ برای او پس از سالها کار سخت بود. -
a big success: یک موفقیت بزرگ
مثال: The new product launch was a big success, exceeding all sales expectations.
ترجمه: عرضهی محصول جدید یک موفقیت بزرگ بود و از تمام انتظارات فروش فراتر رفت. -
a big surprise: یک شگفتی بزرگ، غافلگیری بزرگ
مثال: It was a big surprise to see my childhood friend at the conference.
ترجمه: دیدن دوست دوران کودکیام در کنفرانس یک غافلگیری بزرگ بود. -
a big improvement: یک پیشرفت بزرگ
مثال: There has been a big improvement in his English speaking skills since he started the new course.
ترجمه: از وقتی که دورهی جدید را شروع کرده، پیشرفت بزرگی در مهارت مکالمه انگلیسی او وجود داشته است.
دسته دوم: کالوکیشنهای مرتبط با تصمیمات و اشتباهات
وقتی پای تصمیمگیریهای مهم زندگی یا اشتباهات تاثیرگذار در میان باشد، Big بهترین انتخاب برای نشان دادن وزن و اهمیت موضوع است.
-
a big decision: یک تصمیم بزرگ
مثال: Moving to another country is a big decision that requires careful planning.
ترجمه: مهاجرت به یک کشور دیگر، تصمیم بزرگی است که به برنامهریزی دقیق نیاز دارد. -
a big mistake: یک اشتباه بزرگ
مثال: Trusting him with my money was a big mistake.
ترجمه: اعتماد کردن به او در مورد پولم یک اشتباه بزرگ بود. -
a big failure: یک شکست بزرگ
مثال: The project was a big failure, and the company lost a lot of money.
ترجمه: پروژه یک شکست بزرگ بود و شرکت پول زیادی را از دست داد. -
a big disappointment: یک ناامیدی بزرگ
مثال: The final episode of the series was a big disappointment for many fans.
ترجمه: قسمت پایانی سریال برای بسیاری از طرفداران یک ناامیدی بزرگ بود.
دسته سوم: کالوکیشن های Big در اصطلاحات و عبارات رایج
برخی از کالوکیشن های Big به قدری در زبان روزمره جا افتادهاند که به اصطلاحات رایج تبدیل شدهاند. یادگیری این موارد به درک بهتر مکالمات غیررسمی کمک شایانی میکند.
-
a big deal: یک مسئله مهم، چیز مهم
مثال: Don’t worry about being late, it’s not a big deal.
ترجمه: نگران دیر آمدن نباش، مسئلهی مهمی نیست.نکته: این عبارت اغلب به صورت کنایهآمیز (You think you’re a big deal, don’t you?) به معنی “آدم مهم” هم به کار میرود.
-
a big fan of (something/someone): طرفدار پروپاقرص (چیزی/کسی)
مثال: I’m a big fan of classical music.
ترجمه: من یک طرفدار پروپاقرص موسیقی کلاسیک هستم. -
a big eater: کسی که زیاد غذا میخورد، شکمو
مثال: My brother is a big eater; he can finish a whole pizza by himself.
ترجمه: برادرم خیلی غذا میخورد؛ او میتواند به تنهایی یک پیتزای کامل را تمام کند. -
a big mouth: دهنلق، کسی که راز نگه نمیدارد
مثال: Don’t tell Sarah any secrets; she has a big mouth.
ترجمه: هیچ رازی را به سارا نگو؛ او دهنلق است. -
big brother/sister: برادر/خواهر بزرگتر
مثال: My big brother always helps me with my homework.
ترجمه: برادر بزرگترم همیشه در تکالیفم به من کمک میکند. -
the big picture: تصویر کلی، کلیت ماجرا
مثال: Stop focusing on small details and look at the big picture.
ترجمه: دست از تمرکز روی جزئیات کوچک بردار و به تصویر کلی نگاه کن.
جدول مقایسهای: Big در برابر Large و Great
یکی از سوالات رایج زبانآموزان تفاوت بین این سه صفت است. هرچند گاهی اوقات میتوانند به جای هم استفاده شوند، اما در دنیای کالوکیشنها، هر کدام قلمرو خاص خود را دارند. Big و Large هر دو به اندازه فیزیکی اشاره دارند، اما Large کمی رسمیتر است و اغلب با اعداد و مقادیر به کار میرود (a large amount, a large number). از سوی دیگر، Great بیشتر برای توصیف احساسات شدید (great joy) یا کیفیتهای برجسته (great skill) استفاده میشود و بار معنایی مثبتتری دارد.
| صفت | کاربرد اصلی در کالوکیشن | مثال کالوکیشن |
|---|---|---|
| Big | رویدادها، تصمیمات، اهمیت موضوع | a big decision, a big mistake |
| Large | اعداد، مقادیر، اندازههای قابل شمارش | a large population, a large quantity |
| Great | احساسات، کیفیتها، مفاهیم انتزاعی | great sadness, great power |
چگونه کالوکیشن های Big را تمرین و به خاطر بسپاریم؟
یادگیری لیستی از کلمات کافی نیست؛ شما باید آنها را فعالانه به کار ببرید. در اینجا چند راهکار عملی برای تسلط بر کالوکیشن های Big ارائه میشود:
- دفترچه یادداشت کالوکیشن بسازید: هرگاه به کالوکیشن جدیدی برخوردید، آن را به همراه یک جمله مثال در دفترچه خود یادداشت کنید.
- جملهسازی کنید: سعی کنید برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت مطلب در ذهن شما کمک میکند.
- به دنبالشان بگردید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکست، به طور فعال به دنبال این ترکیبها بگردید و به نحوهی استفاده از آنها در بافت جمله دقت کنید.
- در مکالمات خود استفاده کنید: از هر فرصتی برای استفاده از این کالوکیشنها در صحبتهای خود، حتی به صورت تمرینی، استفاده کنید. اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است.
جمعبندی
تسلط بر کالوکیشن های Big یک گام بزرگ (a big step!) به سوی روان صحبت کردن در زبان انگلیسی است. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا از سطح یک زبانآموز مبتدی فراتر رفته و مانند یک فرد بومی، دقیق، طبیعی و با اعتماد به نفس صحبت کنید. با یادگیری همایندهای معرفی شده در این مقاله و تمرین مداوم آنها، نه تنها دایره لغات خود را غنیتر میکنید، بلکه درک عمیقتری از ساختار و زیباییهای زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت، استفاده فعال از این عبارات در مکالمات و نوشتههای روزمره است.




مقاله فوقالعادهای بود! همیشه این تفاوتهای ظریف بین کلمات اذیتم میکرد، مخصوصاً تفاوت Big، Large و Great. الآن خیلی واضحتر متوجه شدم.
خیلی خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا! درک این ظرافتها کلید تسلط بر زبان انگلیسی و صحبت کردن طبیعی است. تمرین مداوم کالوکیشنها به شما کمک زیادی میکند.
ممنون از توضیح کاملتون در مورد Collocations. واقعاً حس میکنم با یادگیری اینها زبانم طبیعیتر میشه. آیا ‘big problem’ با ‘large problem’ فرقی داره؟
سوال بسیار خوبی است، علی جان. در مورد ‘problem’، ‘big problem’ بسیار رایجتر و طبیعیتر از ‘large problem’ است. ‘Big problem’ به اهمیت و جدیت مشکل اشاره دارد، در حالی که ‘large problem’ بیشتر به مقیاس فیزیکی یا وسعت اشاره میکند که برای ‘problem’ کاربرد کمتری دارد. پس ‘big problem’ را ترجیح دهید.
من ‘big decision’ رو توی یه فیلم شنیده بودم ولی نمیدونستم که یک کالوکیشن هست. چقدر جالب! میشه چند تا collocation دیگه با ‘big’ که کمتر رایج هستن رو هم معرفی کنید؟
بله، ‘big decision’ یک کالوکیشن بسیار رایج و مهم است. از دیگر کالوکیشنهای جالب و شاید کمتر شناخته شده با ‘big’ میتوان به ‘big break’ (فرصت بزرگ)، ‘big shot’ (آدم مهم و بانفوذ) یا ‘big deal’ (که میتواند به معنی چیز مهم یا با لحن کنایه به معنی ‘مهم نیست’ باشد) اشاره کرد. ممنون از مشارکت شما!
واقعاً یادگیری Collocations به fluent شدن خیلی کمک میکنه. من همیشه ‘big opportunity’ رو با ‘great opportunity’ اشتباه میگرفتم. ممنون از توضیح شفافتون.
بسیار خوب متوجه شدید، رضا! هم ‘big opportunity’ و هم ‘great opportunity’ هر دو درست و رایج هستند و به فرصتی مهم اشاره میکنند. انتخاب بین آنها گاهی اوقات به سلیقه و تاکید گوینده بر ابعاد مختلف ‘بزرگی’ فرصت برمیگردد. هر دو را میتوانید با اطمینان استفاده کنید.
چقدر خوب که به تفاوت Big، Large و Great هم اشاره کردید. این قسمت همیشه برام گیج کننده بود. آیا ‘big mistake’ بیشتر از ‘large mistake’ استفاده میشه؟
بله نرگس عزیز، کاملاً همینطور است. ‘Big mistake’ کالوکیشن طبیعی و بسیار رایج برای اشاره به اشتباهی بزرگ و مهم است. ‘Large mistake’ در این بافت استفاده نمیشود و غیرطبیعی به نظر میرسد. تمرکز بر کالوکیشنهای رایج به شما کمک میکند مانند بومیزبانها صحبت کنید.
من عاشق این هستم که میبینم کلمات چطور کنار هم معنی جدید میسازن. ‘Big deal’ هم یه مثال خوبه. چطور میتونم کالوکیشنها رو بهتر حفظ کنم؟ تکنیکی هست؟
کیان جان، برای حفظ بهتر کالوکیشنها میتوانید آنها را در قالب جملات کامل و در بافت مناسب یاد بگیرید. استفاده از فلشکارت، نوشتن جملات خودتان با کالوکیشنهای جدید، و تکرار فعالانه آنها در صحبت یا نوشتار کمک زیادی میکند. همچنین، توجه به آنها در متون و فیلمهای انگلیسی.
مقاله فوقالعادهای بود، دقیقاً همون چیزی که دنبالش بودم. دستتون درد نکنه. آیا برای ‘big fan’ میشه از ‘large fan’ هم استفاده کرد؟
خواهش میکنم، زهرا! خوشحالیم که مفید بوده. در مورد سوال شما، خیر، ‘large fan’ برای اشاره به یک طرفدار پروپاقرص استفاده نمیشود. ‘Big fan’ تنها کالوکیشن صحیح در این مورد است که به علاقه شدید فرد به چیزی یا کسی اشاره دارد. ‘Large fan’ ممکن است به پنکهای بزرگ اشاره کند!
این مقاله نشون داد که زبان فقط گرامر و لغت نیست، بلکه ‘feel’ زبان هم مهمه. کالوکیشن ‘big spender’ خیلی جالبه! تا حالا نشنیده بودم.
دقیقاً همینطور است، امیر! ‘Feel’ زبان یا ‘sense of naturalness’ از مهمترین جنبههای تسلط بر انگلیسی است. ‘Big spender’ به کسی گفته میشود که پول زیادی خرج میکند، و یکی از کالوکیشنهای مفید است. ممنون از توجه شما.
میشه بیشتر در مورد ‘big difference’ توضیح بدید؟ دقیقاً چه موقع ازش استفاده میکنیم؟
آیدا جان، ‘big difference’ به معنی ‘تفاوت فاحش’ یا ‘تفاوت چشمگیر’ است. زمانی استفاده میشود که میخواهیم تاکید کنیم دو چیز به طور قابل ملاحظهای با هم فرق دارند. مثلاً: ‘There is a big difference between knowing the rules and applying them.’ (تفاوت زیادی بین دانستن قوانین و به کار بردن آنها وجود دارد.)
کالوکیشنها رو باید از کی شروع کرد به یاد گرفتن؟ آیا از همون اول که زبان رو شروع میکنیم خوبه یا بعد از یه مدت؟
سوال مهمی است، فرهاد. توصیه ما این است که از همان ابتدای یادگیری زبان، به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه به کالوکیشنها توجه کنید. یعنی وقتی یک کلمه جدید یاد میگیرید، سعی کنید ببینید معمولاً با چه کلمات دیگری میآید. این رویکرد از همان ابتدا به طبیعی صحبت کردن شما کمک میکند.
من همیشه فکر میکردم ‘large house’ و ‘big house’ یکی هستن. الآن فرقش رو فهمیدم. ممنون از توضیح کاملتون.
خواهش میکنم مریم جان! خوشحالیم که ابهام رفع شده. ‘Large house’ بیشتر به اندازه فیزیکی و وسعت خانه اشاره دارد، در حالی که ‘big house’ میتواند علاوه بر اندازه، به اهمیت یا حتی محبوبیت آن خانه نیز اشاره کند، هرچند در مورد خانه معمولاً هر دو قابل قبولند اما بسته به بافت تفاوتهای جزئی دارند.
چطور میتونم کالوکیشنها رو بهتر حفظ کنم؟ آیا فقط باید تکرار کرد یا روشهای دیگهای هم هست؟
حسین عزیز، تکرار یکی از روشهاست، اما تکرار فعال (Active Recall) و استفاده در بافت بسیار موثرترند. سعی کنید کالوکیشنهای جدید را در جملات خودتان به کار ببرید، با صدای بلند تکرار کنید، یا حتی داستانهای کوتاهی با آنها بنویسید. استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن هم بسیار مفید است.
اینکه چقدر ‘big’ میتونه معانی مختلفی داشته باشه وقتی با کلمات دیگه میاد، واقعاً شگفتانگیزه. آیا ‘big ego’ هم یه کالوکیشن رایج هست؟
بله، کاملاً همینطور است، نگین. ‘Big ego’ یک کالوکیشن بسیار رایج است و به کسی اشاره دارد که غرور زیاد یا خودبزرگبینی دارد. به عنوان مثال: ‘He has a big ego and doesn’t like to be criticized.’ (او خیلی مغرور است و دوست ندارد از او انتقاد شود.)
ممنون از این مقاله کاربردی. قبلاً فقط کلمات رو حفظ میکردم ولی الان فهمیدم باید با هم یادشون بگیرم. لطفاً مقالات بیشتری در مورد سایر صفات رایج مثل ‘small’ یا ‘good’ هم بنویسید.
خواهش میکنیم پویا جان! خوشحالیم که این مقاله دیدگاه جدیدی به شما داده است. پیشنهاد شما عالی است و قطعاً در برنامهریزی مقالات آینده ما قرار خواهد گرفت. دنبال کردن مقالات ما را فراموش نکنید!
حالا میفهمم چرا بعضی وقتا حرفام غیرطبیعی به نظر میاد. ممنون از روشنگری. این کالوکیشنها واقعاً حس و حال زبان رو عوض میکنن.
دقیقاً همینطور است، سامان. کالوکیشنها نقش بزرگی در طبیعی بودن و فلوئنسی گفتار دارند. با تمرین و توجه به آنها، شما هم به مرور زمان مانند یک بومیزبان صحبت خواهید کرد. موفق باشید!
من همیشه فکر میکردم ‘big city’ و ‘large city’ کاملاً قابل جایگزینی هستن. مقاله تون باعث شد عمیق تر فکر کنم.
شیوا جان، هر دو ‘big city’ و ‘large city’ در بسیاری از موارد قابل استفاده هستند. اما ‘big city’ معمولاً رایجتر و طبیعیتر است، و میتواند علاوه بر اندازه فیزیکی، به اهمیت یا شلوغی شهر هم اشاره داشته باشد. ‘Large city’ بیشتر بر ابعاد فیزیکی و جمعیت زیاد تمرکز دارد.
آیا ‘big surprise’ یه کالوکیشن قویه یا میشه چیز دیگه ای هم گفت؟
بله جواد، ‘big surprise’ یک کالوکیشن بسیار قوی و رایج است و به معنی یک غافلگیری بزرگ یا شوکه کننده است. میتوانید از ‘great surprise’ هم استفاده کنید، اما ‘big surprise’ رایجتر است و حس بیشتری از اندازه یا اهمیت غافلگیری را منتقل میکند.
من عاشق این بلاگ شما هستم! همیشه مقالاتتون مفید و کاربردیه. ممنون بابت مثالهای کاربردیتون.
خواهش میکنم آرش عزیز! از لطف و حمایت شما بسیار سپاسگزاریم. هدف ما همین است که محتوای مفید و کاربردی برای شما عزیزان تولید کنیم. باز هم به ما سر بزنید!
این مقاله خیلی واضح توضیح داده بود. دست مریزاد. چقدر خوبه که آدم بدونه چی رو باید کنار چی بذاره.
ممنون کتایون جان! بله، ‘همایند’ بودن کلمات یا همان کالوکیشنها، پایه و اساس صحبت کردن و نوشتن طبیعی است. هر چه بیشتر با آنها آشنا باشید، زبان شما روانتر و درستتر خواهد بود.
تفاوت ‘big success’ و ‘great success’ چیه؟ حس میکنم هر دو یکی هستن.
رامین جان، هر دو ‘big success’ و ‘great success’ به معنی موفقیت بزرگ و چشمگیر هستند و در بسیاری از موارد قابل جایگزینیاند. اما ‘great success’ ممکن است کمی بار رسمیتر یا تاکیدیتر داشته باشد و بیشتر بر جنبهی عالی بودن و کیفیت بالای موفقیت اشاره کند، در حالی که ‘big success’ بیشتر به مقیاس یا اهمیت آن میپردازد.
میشه در مورد ‘big money’ یکم توضیح بدین؟ دقیقاً منظور از ‘big’ اینجا چیه؟
ساناز عزیز، ‘big money’ به معنای مقدار زیادی پول است، معمولاً اشاره به ثروت، سرمایه زیاد یا درآمد بالا دارد. مثلاً: ‘He made big money in the stock market.’ (او در بازار سهام پول زیادی به دست آورد.) در اینجا ‘big’ به حجم و مقدار قابل توجه پول اشاره دارد.
واقعاً این مقاله دید من رو نسبت به یادگیری لغت عوض کرد. دیگه فقط کلمه رو حفظ نمیکنم، بلکه سعی میکنم ببینم با چه کلماتی میاد.
امید جان، از شنیدن این حرف بسیار خوشحالیم! این دقیقاً هدف اصلی ماست. تغییر رویکرد به یادگیری کلمات در قالب کالوکیشنها و عبارات، تاثیر شگرفی بر تسلط و طبیعی صحبت کردن شما خواهد داشت. ادامه دهید!
این مقاله مثل یه کلاس فشرده کالوکیشن بود! مرسی بابت توضیحات کامل و مثالهای کاربردی.
خواهش میکنم فرناز عزیز! هدف ما این است که مطالب آموزشی را به شکلی جامع و کاربردی ارائه دهیم. با آرزوی موفقیت شما در یادگیری زبان انگلیسی.