- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن طبیعی به زبان انگلیسی ضروری است؟
- فعل پرکاربرد Become به چه معناست و در چه موقعیتهایی استفاده میشود؟
- مهمترین و رایجترین کالوکیشن های Become با صفتها (Adjectives) کدامند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Become با اسمها (Nouns) برای توصیف تغییرات شغلی، شخصیتی یا وضعیتی استفاده کرد؟
- آیا فعل Become با شکل سوم افعال (Past Participles) نیز ترکیب میشود؟
در این مقاله جامع و کاربردی، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Become یکی از مؤثرترین راهها برای افزایش تسلط و طبیعی صحبت کردن به زبان انگلیسی است. فعل Become که به معنای «شدن» یا «تبدیل شدن» است، با کلمات مختلفی ترکیب میشود تا معانی دقیق و خاصی را ایجاد کند. با مطالعه این مقاله، شما با مجموعهای از مهمترین این ترکیبات آشنا میشوید و یاد میگیرید که چگونه از آنها در جملات خود به درستی استفاده کنید تا مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native) به نظر برسید. بیایید این سفر یادگیری را با هم شروع کنیم.
چرا یادگیری کالوکیشن های فعل Become اهمیت دارد؟
در زبان انگلیسی، کلمات به صورت تصادفی کنار هم قرار نمیگیرند. بسیاری از کلمات تمایل دارند با کلمات خاص دیگری استفاده شوند. به این ترکیبات رایج و طبیعی، کالوکیشن (Collocation) میگویند. برای مثال، در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. فعل Become نیز از این قاعده مستثنی نیست و کالوکیشنهای فراوانی دارد. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر و روانتر صحبت کنید: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود گفتار شما کمتر حالت ترجمه شده و کتابی داشته باشد.
- منظور خود را دقیقتر بیان کنید: هر کالوکیشن بار معنایی خاصی دارد که به شما اجازه میدهد دقیقاً همان چیزی را که در ذهن دارید، منتقل کنید.
- درک مطلب خود را بهبود ببخشید: با شناخت این ترکیبات، متون و مکالمات انگلیسی را بسیار سادهتر و سریعتر درک خواهید کرد.
رایجترین کالوکیشن های Become با صفت (Adjective)
یکی از متداولترین ساختارها، ترکیب فعل Become با یک صفت است. این ساختار معمولاً برای توصیف تغییر در یک حالت، احساس یا وضعیت به کار میرود. در ادامه به بررسی مهمترین آنها میپردازیم.
Become aware of
این کالوکیشن به معنای «آگاه شدن از»، «متوجه شدن» یا «پی بردن به» است. زمانی استفاده میشود که فردی از یک موضوع یا حقیقت جدید مطلع میشود.
- مثال: She slowly became aware of the fact that he was lying to her.
- ترجمه: او به تدریج متوجه این حقیقت شد که پسر به او دروغ میگفت.
- مثال: I only became aware of the problem last week.
- ترجمه: من تنها هفته گذشته از این مشکل آگاه شدم.
Become popular
به معنای «محبوب شدن» یا «مشهور شدن» است و برای افراد، مکانها، ایدهها یا محصولات به کار میرود.
- مثال: The new restaurant quickly became popular with young people.
- ترجمه: رستوران جدید به سرعت در میان جوانان محبوب شد.
- مثال: That song became popular all over the world.
- ترجمه: آن آهنگ در سراسر جهان محبوب شد.
Become angry / upset
این ترکیب برای بیان «عصبانی شدن» یا «ناراحت شدن» به کار میرود و نشاندهنده تغییر حالت احساسی فرد است.
- مثال: He became angry when he saw the broken window.
- ترجمه: او وقتی پنجره شکسته را دید، عصبانی شد.
- مثال: Don’t become upset over such a small mistake.
- ترجمه: به خاطر چنین اشتباه کوچکی ناراحت نشو.
Become successful
به معنای «موفق شدن» است و برای اشاره به دستیابی به موفقیت در زمینههای مختلف مانند شغل، تحصیل یا زندگی شخصی استفاده میشود.
- مثال: With hard work and dedication, she became successful in her career.
- ترجمه: او با سختکوشی و فداکاری در حرفهاش موفق شد.
- مثال: The company became successful after launching its new product.
- ترجمه: شرکت پس از عرضه محصول جدیدش، موفق شد.
Become clear
این کالوکیشن به معنای «واضح شدن»، «روشن شدن» یا «معلوم شدن» است. معمولاً برای اشاره به یک موقعیت، حقیقت یا توضیح استفاده میشود.
- مثال: As the investigation continued, the truth slowly became clear.
- ترجمه: با ادامه تحقیقات، حقیقت به آرامی روشن شد.
- مثال: It soon became clear that we were lost.
- ترجمه: خیلی زود معلوم شد که ما گم شدهایم.
کالوکیشن های Become با اسم (Noun)
فعل Become همچنین میتواند با اسمها ترکیب شود تا تغییر نقش، هویت یا وضعیت را نشان دهد. این ساختار در توصیف مسیر شغلی، تحولات زندگی و تغییرات اساسی بسیار کاربرد دارد.
Become a member of
به معنای «عضو شدن در» یک گروه، باشگاه، سازمان یا تیم است.
- مثال: I decided to become a member of the local gym.
- ترجمه: من تصمیم گرفتم عضو باشگاه ورزشی محلی شوم.
- مثال: He recently became a member of the city council.
- ترجمه: او اخیراً عضو شورای شهر شد.
Become a reality
این کالوکیشن به معنای «به حقیقت پیوستن» یا «واقعی شدن» است و برای توصیف تحقق یک رویا، برنامه یا هدف به کار میرود.
- مثال: Her dream of traveling the world finally became a reality.
- ترجمه: رویای او برای سفر به دور دنیا سرانجام به حقیقت پیوست.
- مثال: After years of planning, the new bridge has become a reality.
- ترجمه: پس از سالها برنامهریزی، پل جدید به واقعیت تبدیل شده است.
Become a parent / mother / father
برای بیان «والد شدن»، «مادر شدن» یا «پدر شدن» از این ترکیبات استفاده میشود.
- مثال: They are excited to become parents for the first time.
- ترجمه: آنها از اینکه برای اولین بار والد میشوند، هیجانزده هستند.
- مثال: He became a father at the age of 30.
- ترجمه: او در سن ۳۰ سالگی پدر شد.
Become an issue / a problem
این ترکیب به معنای «تبدیل به یک مسئله شدن» یا «مشکلساز شدن» است.
- مثال: The lack of funding has become a serious issue for the project.
- ترجمه: کمبود بودجه به یک مسئله جدی برای پروژه تبدیل شده است.
- مثال: Noise from the airport became a problem for residents.
- ترجمه: سر و صدای فرودگاه برای ساکنین به یک مشکل تبدیل شد.
Become an expert in
به معنای «متخصص شدن در» یک زمینه یا رشته خاص است.
- مثال: She studied for years to become an expert in artificial intelligence.
- ترجمه: او سالها مطالعه کرد تا در زمینه هوش مصنوعی متخصص شود.
- مثال: He quickly became an expert in negotiating deals.
- ترجمه: او به سرعت در مذاکره برای قراردادها متخصص شد.
کالوکیشن های Become با شکل سوم فعل (Past Participle)
در برخی موارد، Become با شکل سوم فعل (Past Participle) ترکیب میشود تا حالتی مفعولی و یک تغییر وضعیت را توصیف کند. این ساختار شباهت زیادی به جملات مجهول دارد.
Become involved in
به معنای «درگیر شدن در»، «وارد شدن به» یا «مشارکت کردن در» یک فعالیت یا موقعیت است.
- مثال: How did you become involved in this project?
- ترجمه: چطور درگیر این پروژه شدی؟
- مثال: He didn’t want to become involved in their argument.
- ترجمه: او نمیخواست وارد بحث آنها شود.
Become known as
این کالوکیشن به معنای «معروف شدن به عنوان»، «شناخته شدن با نام» است.
- مثال: The city of Paris has become known as the “City of Love”.
- ترجمه: شهر پاریس به عنوان «شهر عشق» شناخته شده است.
- مثال: He became known as a generous and kind man.
- ترجمه: او به عنوان مردی بخشنده و مهربان شناخته شد.
Become accustomed to
به معنای «عادت کردن به» یا «خو گرفتن با» یک شرایط یا چیز جدید است.
- مثال: After a few months, I became accustomed to the cold weather.
- ترجمه: بعد از چند ماه، به هوای سرد عادت کردم.
- مثال: It takes time to become accustomed to a new work environment.
- ترجمه: زمان میبرد تا به یک محیط کاری جدید عادت کنی.
جدول خلاصه کالوکیشنهای مهم Become
برای مرور سریع و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر برخی از مهمترین کالوکیشن های Become را به همراه معنی فارسی آنها آوردهایم.
| کالوکیشن انگلیسی | معادل فارسی | نوع کالوکیشن |
|---|---|---|
| Become obvious | آشکار شدن، مشخص شدن | Become + Adjective |
| Become independent | مستقل شدن | Become + Adjective |
| Become a citizen | شهروند شدن | Become + Noun |
| Become a target | تبدیل به هدف شدن | Become + Noun |
| Become engaged | نامزد کردن | Become + Past Participle |
| Become extinct | منقرض شدن | Become + Adjective |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
اکنون که با مجموعهای گسترده از کالوکیشن های Become آشنا شدید، زمان آن رسیده که از آنها در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید. بهترین راه برای تثبیت این ترکیبات در ذهن، تمرین و تکرار است. سعی کنید برای هر کالوکیشن یک یا دو جمله شخصی بسازید که به زندگی یا تجربیات خودتان مرتبط باشد. این کار به شما کمک میکند تا آنها را به صورت فعال در حافظه بلندمدت خود ذخیره کنید. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است و استفاده هوشمندانه از کالوکیشنها، جهشی بزرگ در مسیر تسلط شما خواهد بود.




مرسی از مقاله عالی و کاربردیتون! همیشه با فعل become مشکل داشتم که چطوری باید ازش استفاده کنم که طبیعی باشه. کالوکیشن become accustomed to something برام خیلی جالب بود. میشه یک مثال دیگه باهاش بزنید؟
خواهش میکنیم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. حتماً! یه مثال دیگه: ‘After living in London for a year, she became accustomed to the constant rain.’ یعنی ‘بعد از یک سال زندگی در لندن، او به باران مداوم عادت کرد.’ امیدواریم که واضح باشه.
سلام، خیلی ممنون از توضیحات کامل. در مورد ‘become redundant’؛ یعنی فقط مربوط به شغل میشه یا میشه برای اشیا هم استفاده کرد مثلاً یه چیزی دیگه به کار نیاد؟
سلام علی جان! سؤال خیلی خوبی پرسیدید. کالوکیشن ‘become redundant’ عمدتاً در مورد افراد و شغل به کار میرود، به معنای ‘از کار بیکار شدن’ یا ‘شغل خود را از دست دادن به دلیل عدم نیاز شرکت’. برای اشیا معمولاً از اصطلاحات دیگری مثل ‘become obsolete’ یا ‘no longer useful’ استفاده میشود. مثلاً: ‘These old phones have become obsolete.’
این مقاله واقعاً راهگشا بود. تا قبل از این فکر میکردم فقط باید معنی کلمات رو بلد باشم. الان فهمیدم کالوکیشن چقدر توی طبیعی حرف زدن مهمه. ممنون از تیم خوبتون.
مقاله فوقالعاده بود! همیشه بین ‘become’ و ‘get’ برای ‘شدن’ گیج میشدم. میشه یه توضیح کوچیک در مورد تفاوتشون، خصوصاً در کالوکیشنها، بدید؟ ممنون.
سلام مژگان عزیز! سؤال شما بسیار متداول و مهم است. به طور کلی، ‘become’ رسمیتر و اغلب برای تغییرات عمیقتر و دائمیتر به کار میرود، در حالی که ‘get’ غیررسمیتر و برای تغییرات سریعتر یا موقتیتر استفاده میشود. مثلاً ‘get angry’ (عصبانی شدن) بیشتر از ‘become angry’ رایج است، اما ‘become a doctor’ (پزشک شدن) برای تغییر وضعیت شغلی و هویتی استفاده میشود. البته در برخی موارد هر دو قابل استفاده هستند و تفاوت ظریفی دارند.
ممنون از مقاله عالی. من کالوکیشن ‘become famous’ رو خیلی شنیدم، مثلاً ‘He became famous overnight.’ این هم جزو همین دستهبندی با صفتها قرار میگیره درسته؟
دقیقاً حسین جان! ‘famous’ یک صفت است و ‘become famous’ به معنای ‘مشهور شدن’ کاملاً در دستهبندی کالوکیشنهای ‘become’ با صفتها قرار میگیرد. مثال شما هم عالی بود!
اینکه کالوکیشنها رو با مثال و ترجمه توضیح دادید واقعاً عالیه. لطفاً در مورد فعلهای دیگه هم چنین مقالاتی بذارید. مثلاً فعل ‘take’ یا ‘make’ که خیلی پرکاربردن.
پریسا جان، پیشنهاد شما بسیار ارزشمند است! حتماً در برنامهریزیهای آینده برای تهیه مقالات مشابه با فعلهای پرکاربرد دیگر مانند ‘take’ و ‘make’ اقدام خواهیم کرد. خوشحالیم که از فرمت مقالات راضی هستید.
سلام. ‘become aware of something’ به نظرم خیلی کاربردیه. چطور باید تلفظ درست ‘aware’ رو یاد بگیرم؟ و آیا میشه به جای ‘something’ مثلاً ‘become aware of the danger’ گفت؟
سلام امیر عزیز! بله، ‘become aware of something/someone’ بسیار پرکاربرد است. برای تلفظ ‘aware’، میتوانید به دیکشنریهای آنلاین که تلفظ صوتی دارند مراجعه کنید. تلفظ IPA آن /əˈwɛər/ است. و بله، کاملاً درست است! ‘become aware of the danger’ (از خطر آگاه شدن) یک استفاده صحیح و متداول از این کالوکیشن است.
من همیشه فکر میکردم ‘become’ فقط به معنای ‘شدن’ به صورت ساده است. اینکه با Past Participle هم میاد و معنی مفعولی پیدا میکنه، برام خیلی جدید و مفید بود. مثلاً ‘become involved’. پس یعنی ‘درگیر شدن’ درسته؟
کاملاً درسته زهرا جان! ‘become involved’ به معنای ‘درگیر شدن’ یا ‘مشارکت کردن’ است. این یکی از کاربردهای مهم ‘become’ با شکل سوم افعال است که تغییر وضعیت به حالت مفعولی را نشان میدهد. عالی متوجه شدید!
من کالوکیشن ‘become a parent’ رو توی یه فیلم شنیده بودم و برام عجیب بود. با خوندن این مقاله الان کاملاً متوجه شدم که این تغییر وضعیت مهم رو چطور با become بیان میکنن. ممنون.
آیا کالوکیشنهای become بیشتر رسمی هستن یا غیررسمی؟ یا بستگی به خود کلمهای داره که باهاش میاد؟
لیلا جان، سؤال خوبی است! ‘become’ به طور کلی کمی رسمیتر از ‘get’ در نظر گرفته میشود، اما این به آن معنی نیست که فقط در موقعیتهای رسمی کاربرد دارد. بسیاری از کالوکیشنهای ‘become’ در مکالمات روزمره هم استفاده میشوند (مثل ‘become hungry’, ‘become angry’). بیشتر به خود کالوکیشن و کلمهی همراه آن بستگی دارد. مثلاً ‘become redundant’ یک اصطلاح کاری و نسبتاً رسمی است، در حالی که ‘become quiet’ میتواند کاملاً غیررسمی باشد.
کالوکیشن ‘become a burden’ خیلی جالبه و قبلاً بهش توجه نکرده بودم. مقاله تون کمک کرد دایره لغاتم رو خیلی طبیعیتر گسترش بدم. ممنون از این تلاش ارزشمند.
خواهش میکنیم وحید عزیز! خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده تا کالوکیشنهای جدید و کاربردی را یاد بگیرید. هدف ما دقیقاً همین است که زبانآموزان بتوانند طبیعیتر و روانتر صحبت کنند.
در مورد ‘become ill’ آیا میشه ‘fall ill’ هم گفت؟ تفاوتشون چیه؟
مریم عزیز، بله، هم ‘become ill’ و هم ‘fall ill’ به معنای ‘بیمار شدن’ استفاده میشوند. ‘Fall ill’ کمی رسمیتر یا ادبیتر است و اغلب حس ناگهانی و غیرمنتظره بودن بیماری را منتقل میکند. ‘Become ill’ عمومیتر و برای هر نوع شروع بیماری به کار میرود.
به نظرم برای یادگیری کالوکیشنها، دیدن فیلم و سریال خیلی کمک میکنه چون میشنویم که نیتیوها چطور استفاده میکنن. این مقاله هم مکمل خوبیه برای اونا.
آیا ‘become’ با قیدها هم میاد یا فقط صفت، اسم و Past Participle؟ مثلاً ‘become quickly’ معنی داره؟
الهام عزیز، سؤال بسیار دقیقی است! ‘become’ به طور مستقیم با قیدها (adverbs) به این شکل ‘become quickly’ ترکیب نمیشود. قیدها معمولاً افعال را توصیف میکنند. اگر بخواهیم سرعت تغییر را بیان کنیم، قید بعد از کل عبارت ‘become + adjective/noun/past participle’ قرار میگیرد، مثلاً: ‘He became angry quickly.’ یا ‘The situation became clear very quickly.’
مقاله عالی بود، ممنون از زحماتتون. کلی نکته جدید یاد گرفتم.