مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Bad

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری لغات در قالب کالوکیشن یا همایند، یکی از هوشمندانه‌ترین روش‌ها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی است. به جای حفظ کردن کلمه «Bad» به تنهایی، یاد می‌گیریم که این کلمه چگونه با کلمات دیگر ترکیب می‌شود تا معانی دقیق‌تر و طبیعی‌تری بسازد. تمرکز ما در این راهنما بر روی کالوکیشن های Bad خواهد بود؛ عباراتی که به شما کمک می‌کنند تا در مورد شرایط ناخوشایند، عادات بد، احساسات منفی و موقعیت‌های چالش‌برانگیز با تسلطی شبیه به یک فرد انگلیسی‌زبان صحبت کنید. بیایید با هم این سفر را برای درک عمیق‌تر این همایندهای پرکاربرد آغاز کنیم.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

چرا یادگیری کالوکیشن های Bad اهمیت دارد؟

کلمه Bad یکی از اولین و پرکاربردترین صفت‌هایی است که هر زبان‌آموزی یاد می‌گیرد. اما استفاده از آن به تنهایی، اغلب منظور شما را به طور کامل منتقل نمی‌کند و کلامتان را ساده و ابتدایی جلوه می‌دهد. زبان‌آموزان حرفه‌ای و افرادی که انگلیسی را روان صحبت می‌کنند، به جای استفاده از کلمات تکی، از کالوکیشن‌ها (Collocations) یا همایندها استفاده می‌کنند. همایندها ترکیباتی از کلمات هستند که به طور طبیعی در کنار هم قرار می‌گیرند و معنای خاصی را تولید می‌کنند.

برای مثال، به جای گفتن «The weather is bad»، یک انگلیسی‌زبان ممکن است بگوید «We’re having some terrible weather». در حالی که مثال اول اشتباه نیست، مثال دوم بسیار طبیعی‌تر و قوی‌تر است. یادگیری کالوکیشن های Bad به شما کمک می‌کند تا:

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Overwhelm” شدم (دیگه نمیکشم!)

کالوکیشن های Bad برای توصیف عادات و رفتار (Habits and Behavior)

یکی از متداول‌ترین کاربردهای کلمه Bad، توصیف رفتارها و عادت‌های ناپسند است. این ترکیبات در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند و دانستن آن‌ها ضروری است.

۱. A Bad Habit (عادت بد)

این عبارت برای اشاره به یک رفتار تکراری و منفی به کار می‌رود که ترک کردن آن دشوار است. این یکی از پایه‌ای‌ترین کالوکیشن های Bad است.

۲. A Bad Temper (تندخویی، بدخلقی)

این کالوکیشن برای توصیف فردی به کار می‌رود که خیلی سریع و راحت عصبانی می‌شود.

۳. In a Bad Mood (حال و حوصله نداشتن، بداخلاق بودن)

وقتی کسی خوشحال نیست و شاید کمی زودرنج یا عصبانی باشد، از این عبارت استفاده می‌کنیم.

۴. Bad Manners (رفتار بی‌ادبانه)

این عبارت به رفتارهای غیراجتماعی و بی‌ادبانه اشاره دارد، مانند صحبت کردن با دهان پر.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت “Bro Split” و “PPL” (دعوای همیشگی در باشگاه)

کالوکیشن های Bad برای توصیف موقعیت‌ها و شرایط (Situations and Conditions)

اغلب نیاز داریم تا شرایط سخت، ناخوشایند یا چالش‌برانگیز را توصیف کنیم. در این موارد، کالوکیشن‌های زیر بسیار مفید هستند.

۱. A Bad Situation (موقعیت بد)

یک عبارت کلی برای توصیف هر نوع شرایط دشوار یا ناخوشایند.

۲. Bad Luck (بدشانسی)

این عبارت زمانی به کار می‌رود که اتفاقات منفی بدون دلیل مشخصی برای کسی رخ می‌دهند.

۳. A Bad Start (شروع بد)

برای توصیف شروع ناموفق یک فعالیت، روز یا رویداد استفاده می‌شود.

۴. Bad Timing (زمان‌بندی بد، موقعیت‌شناسی نامناسب)

وقتی اتفاقی در زمانی نامناسب رخ می‌دهد یا کاری در لحظه اشتباهی انجام می‌شود.

۵. A Bad Patch (دوران سخت، دوره بحرانی)

این عبارت به یک دوره زمانی دشوار و پر از مشکل در زندگی فرد اشاره دارد.

📌 این مقاله را از دست ندهید:چرا دیگه نمیگیم “مهلت”؟ همه میگن “Deadline” پره!

کالوکیشن های Bad مرتبط با سلامتی و احساسات (Health and Feelings)

توصیف درد، بیماری یا احساسات منفی بخش مهمی از ارتباطات است. در ادامه به چند مورد از مهم‌ترین کالوکیشن های Bad در این زمینه می‌پردازیم.

کالوکیشن انگلیسی معنی فارسی مثال کاربردی
A bad cold سرماخوردگی شدید I can’t come to work today, I’ve caught a bad cold. (امروز نمی‌توانم سر کار بیایم، یک سرماخوردگی شدید گرفته‌ام.)
A bad cough سرفه بد / شدید He has a bad cough that keeps him awake at night. (او سرفه شدیدی دارد که شب‌ها بیدارش نگه می‌دارد.)
A bad headache سردرد شدید I woke up with a bad headache this morning. (امروز صبح با یک سردرد شدید از خواب بیدار شدم.)
To feel bad (about something) احساس بدی داشتن / پشیمان بودن I still feel bad about forgetting her birthday. (من هنوز بابت فراموش کردن تولدش احساس بدی دارم.)
A bad feeling احساس ناخوشایند / دلشوره I have a bad feeling about this plan; I don’t think it will work. (من نسبت به این نقشه دلشوره دارم؛ فکر نمی‌کنم موفقیت‌آمیز باشد.)
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:حرکت “Deadlift”: چرا اسمش “مرده” است؟

کالوکیشن‌های دیگر با Bad

دایره کالوکیشن های Bad بسیار گسترده است. در اینجا به چند دسته دیگر از ترکیبات پرکاربرد اشاره می‌کنیم تا درک شما از این موضوع کامل‌تر شود.

کیفیت و عملکرد (Quality and Performance)

اخبار و اطلاعات (News and Information)

📌 بیشتر بخوانید:“دسته گل به آب دادن” به انگلیسی: چرا ترجمه‌ی تحت‌اللفظی کار دستتون می‌ده!

چگونه این کالوکیشن‌ها را تمرین و استفاده کنیم؟

صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه این عبارات به بخشی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شوند، باید آن‌ها را به طور مستمر تمرین کنید. در ادامه چند راهکار عملی ارائه می‌شود:

  1. دفترچه یادداشت مخصوص کالوکیشن بسازید: یک بخش از دفتر خود را به کالوکیشن های Bad اختصاص دهید. هر بار که به مورد جدیدی برخوردید، آن را با معنی و یک مثال شخصی‌سازی شده یادداشت کنید.
  2. جمله‌سازی کنید: سعی کنید برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله درباره زندگی، تجربیات یا نظرات خودتان بنویسید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  3. در مکالمات خود استفاده کنید: در کلاس زبان، با پارتنر زبانی خود یا حتی در صحبت با خودتان، آگاهانه تلاش کنید تا از این عبارات استفاده نمایید. مثلاً به جای «I had a difficult day»، بگویید «I’m in a bad mood because I had a rough start to the day».
  4. به دنبالشان بگردید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکست، با دقت به دنبال این ترکیبات بگردید. شنیدن آن‌ها در یک بستر واقعی، بهترین راه برای یادگیری کاربرد صحیحشان است.

یادگیری کالوکیشن های Bad یک گام بزرگ در جهت روان‌تر و طبیعی‌تر صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این عبارات به شما ابزاری قدرتمند می‌دهند تا بتوانید طیف وسیعی از موقعیت‌ها، احساسات و رفتارها را با دقت و ظرافت بیشتری توصیف کنید. با تمرین مستمر، این ترکیبات به طور خودکار به ذهن شما خواهند آمد و زبان انگلیسی شما را به سطح بالاتری ارتقا خواهند داد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 871

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

31 پاسخ

  1. مقاله خیلی خوبی بود! همیشه تو استفاده از “bad” مشکل داشتم و حس می‌کردم حرفم طبیعی نیست. الان فهمیدم مشکل از کجا بود. ممنون بابت این توضیحات جامع!

    1. دقیقاً همینطوره! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. یادگیری کالوکیشن‌ها باعث میشه انگلیسی شما بسیار طبیعی‌تر و روان‌تر بشه و دیگران هم منظور شما را واضح‌تر متوجه شوند.

  2. واقعاً ممنون بابت این مقاله. من همیشه “bad feeling” رو به جای “a bad feeling” استفاده می‌کردم. این قسمت اشتباهات رایج خیلی به درد خورد.

    1. درست اشاره کردید! بسیاری از زبان‌آموزان همین اشتباه رو مرتکب میشن. “A bad feeling” یک کالوکیشن رایج برای بیان احساس ناخوشایند است که نیاز به حرف تعریف دارد. ادامه بدید، با تمرین همه چیز بهتر میشه.

  3. آیا “bad weather” هم یک کالوکیشن محسوب میشه؟ خیلی زیاد شنیدم ولی مطمئن نبودم که جزو این دسته‌بندی باشه.

    1. بله، “bad weather” قطعاً یک کالوکیشن بسیار رایج است که به معنای هوای نامناسب، طوفانی، بارانی یا سرد به کار می‌رود. مثال: “We had bad weather during our vacation.” (در طول تعطیلاتمان هوای بدی داشتیم.)

  4. چقدر عالی که به اهمیت یادگیری کالوکیشن‌ها اشاره کردید. کاش از اول همینطوری زبان یاد می‌گرفتم. منتظر مقالات بعدی در مورد کالوکیشن‌های دیگه هستم!

  5. میشه چند تا مثال دیگه از “bad luck” یا “bad news” بزنید که تو مکالمات روزمره بیشتر به کار میرن؟

    1. حتماً! برای “bad luck” می‌توانید بگویید: “I had some bad luck with my car this morning.” (امروز صبح با ماشینم بدشانسی آوردم.) و برای “bad news”: “I’m afraid I have some bad news for you.” (متاسفانه خبرهای بدی برایت دارم.) اینها خیلی در مکالمات روزمره استفاده می‌شوند.

  6. این مطلب واقعا کاربردی بود. من فکر می‌کردم “evil habit” یا “nasty habit” هم میتونن جای “bad habit” استفاده بشن، ولی الان متوجه شدم “bad habit” رایج‌تره.

    1. نکته خوبی رو اشاره کردید. هرچند “evil habit” یا “nasty habit” از نظر گرامری اشتباه نیستند، اما “bad habit” رایج‌ترین و طبیعی‌ترین انتخاب برای اشاره به عادت‌های ناپسند است. در زبان انگلیسی، همیشه رایج‌ترین کلمه بهترین انتخاب است.

  7. این قسمت که گفتید “bad” به تنهایی منظور رو کامل منتقل نمی‌کنه، دقیقا حرف دل من بود. من همیشه حس می‌کردم یه چیزی کمه.

  8. آیا “bad mood” با “sad mood” فرق داره؟ حس می‌کنم “bad mood” جامع‌تره و شامل عصبانیت یا بی‌حوصلگی هم میشه.

    1. سوال بسیار خوبی است! بله، “bad mood” جامع‌تر است. می‌تواند شامل احساس عصبانیت، ناراحتی، بی‌حوصلگی یا کج‌خلقی باشد. در حالی که “sad mood” بیشتر بر غم و اندوه تاکید دارد. “Bad mood” یعنی حال و حوصله خوب نداشتن.

  9. چقدر خوبه که تاکید کردید از حفظ کردن لغات تکی دوری کنیم. روش کالوکیشن‌ها واقعا هوشمندانه‌ترین راهه.

  10. من توی یه فیلم شنیدم می‌گفت “bad blood” یعنی چی دقیقاً؟ آیا اون هم کالوکیشن “Bad” هست؟

    1. بله، “bad blood” یک اصطلاح (idiom) بسیار رایج است که به معنای کدورت، دشمنی یا تنش بین افراد یا گروه‌ها استفاده می‌شود. مثلاً: “There has been bad blood between the two families for years.” (بین این دو خانواده سال‌هاست کدورت وجود دارد.) این هم نوعی کالوکیشن است اما با بار معنایی اصطلاحی.

  11. ممنون از مقاله خوبتون. همیشه می‌خواستم بدونم فرق “make a bad decision” با “make a wrong decision” چیه. آیا می‌تونید توضیح بدید؟

    1. فرق ظریفی بین این دو وجود دارد. “Make a bad decision” به معنای تصمیمی است که نتیجه منفی یا نامطلوب داشته، حتی اگر در زمان تصمیم‌گیری منطقی به نظر می‌رسیده. اما “make a wrong decision” یعنی تصمیمی که از اساس اشتباه بوده و بر مبنای اطلاعات غلط یا قضاوت نادرست گرفته شده. هر دو در بسیاری موارد قابل جایگزینی هستند اما “bad decision” کمی رایج‌تر است.

  12. این مقاله خیلی به من کمک کرد. یادم میاد یه بار گفتم “bad taste” و دوستم خندید! الان فهمیدم منظورم “poor taste” یا “distasteful” بود.

    1. دقیقاً! “Bad taste” معمولاً به معنای مزه بد غذا یا نوشیدنی به کار می‌رود. وقتی می‌خواهیم بگوییم چیزی از نظر سلیقه‌ای نامناسب یا زشت است، از “poor taste” یا “distasteful” استفاده می‌کنیم. خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده!

  13. آیا کالوکیشن‌های “Bad” در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی تفاوت‌های فاحشی دارند یا بیشترشون مشترکند؟

    1. تفاوت‌های فاحشی وجود ندارد. بیشتر کالوکیشن‌های رایج “Bad” در هر دو لهجه مشترک هستند. البته ممکن است در برخی موارد خاص، یکی از لهجه‌ها تمایل بیشتری به استفاده از یک کالوکیشن خاص داشته باشد، اما اینها استثنا هستند و برای زبان‌آموزان سطح متوسط، نیازی به نگرانی نیست.

  14. یه پیشنهاد: میشه برای هر کالوکیشن یه مثال جمله هم بزنید؟ اینطوری درک و یادگیریش راحت‌تر میشه.

    1. پیشنهاد عالی بود! حتماً در مقالات آینده این موضوع را مد نظر قرار می‌دهیم. برای مثال: “He has a bad temper.” (او خلق و خوی بدی دارد.) امیدواریم اینگونه مثال‌ها کمک‌کننده باشند.

  15. این روش یادگیری واقعاً کارآمده. من خودم با همین روش خیلی پیشرفت کردم. پیشنهاد می‌کنم هر کسی که میخواد طبیعی‌تر صحبت کنه، همین مسیر رو ادامه بده.

  16. “Bad breath” هم یه کالوکیشن خیلی رایجه که فکر می‌کنم توی مقاله میشد بهش اشاره کرد.

    1. کاملاً درست می‌فرمایید! “Bad breath” (بوی بد دهان) یک کالوکیشن بسیار متداول و کاربردی است که می‌توانست در مقاله گنجانده شود. ممنون از یادآوری شما!

  17. کالوکیشن “bad timing” هم خیلی مهمه! مثلاً “It was bad timing to ask for a raise.”

    1. کاملاً همینطور است! “Bad timing” یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین کالوکیشن‌های “Bad” است که به معنای زمان‌بندی نامناسب یا موقعیت نامساعد به کار می‌رود. مثال شما هم عالی بود و به خوبی کاربرد آن را نشان می‌دهد!

  18. من همیشه با “bad” و “poor” مشکل داشتم، این مقاله خیلی خوب تفاوت‌ها رو روشن کرد، مخصوصاً در مورد “bad habit” و “poor habit” که ممکنه قاطی بشن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *