- چگونه میتوان از کلمه Attempt به شکلی طبیعی و فراتر از معنای ساده «تلاش کردن» استفاده کرد؟
- رایجترین صفتها و فعلهایی که با Attempt همراه میشوند کدامند؟
- چطور میتوان با استفاده از کالوکیشن های Attempt منظور خود را دقیقتر و حرفهایتر بیان کرد؟
- آیا عبارات و اصطلاحات خاصی با Attempt وجود دارد که در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان پرکاربرد باشد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Attempt در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. کلمه Attempt به معنای «تلاش» یا «کوشش» یکی از واژگان پایهای است که زبانآموزان خیلی زود با آن آشنا میشوند. اما استفاده صحیح و طبیعی از آن، نیازمند شناخت همایندهای آن است. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا جملاتی بسازید که نه تنها از نظر گرامری صحیح، بلکه از نظر معنایی دقیق و به زبان یک فرد نیتیو نزدیک باشد. با ما همراه باشید تا با بررسی انواع کالوکیشنها به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی، تسلط خود را بر این کلمه کلیدی به طور چشمگیری افزایش دهید.
درک عمیقتر کالوکیشن (Collocation)
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Attempt برویم، بیایید مفهوم «کالوکیشن» را مرور کنیم. کالوکیشن به زبان ساده، به ترکیب دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر استفاده میشوند. این ترکیبات برای انگلیسیزبانان کاملاً عادی به نظر میرسند. برای مثال، در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم انجام دادن». در انگلیسی نیز میگویند make a decision و نه do a decision. یادگیری این همایندها کلید اصلی برای روان صحبت کردن و درک بهتر زبان است.
کالوکیشنهای فعل با Attempt (Verb + Attempt)
یکی از رایجترین انواع کالوکیشنها، ترکیب فعل با اسم است. فعلهای خاصی وجود دارند که به طور طبیعی قبل از کلمه Attempt قرار میگیرند تا معانی مختلفی مانند «انجام تلاش»، «خنثی کردن تلاش» یا «دست کشیدن از تلاش» را برسانند. در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
۱. Make an attempt
این رایجترین و عمومیترین کالوکیشن برای بیان «تلاش کردن» یا «اقدام کردن» است. در حالی که میتوان از attempt به عنوان فعل هم استفاده کرد (to attempt something)، استفاده از ساختار make an attempt بسیار متداول و طبیعی است.
- مثال: She made an attempt to start a conversation with her new colleague.
- ترجمه: او تلاشی برای شروع مکالمه با همکار جدیدش کرد.
- مثال: The government is making a serious attempt to reduce inflation.
- ترجمه: دولت در حال انجام تلاشی جدی برای کاهش تورم است.
۲. Foil / Thwart an attempt
این دو فعل به معنای «خنثی کردن» یا «ناکام گذاشتن» یک تلاش هستند، معمولاً تلاشی که ماهیت منفی یا غیرقانونی دارد مانند تلاش برای فرار، حمله یا کلاهبرداری.
- مثال: The security guards foiled the attempt to rob the bank.
- ترجمه: نگهبانان امنیتی تلاش برای سرقت از بانک را خنثی کردند.
- مثال: Their plans were thwarted by an unexpected storm.
- ترجمه: نقشههای آنها توسط یک طوفان غیرمنتظره ناکام ماند. (در اینجا از حالت مجهول استفاده شده است.)
۳. Abandon / Give up an attempt
این کالوکیشن به معنای «دست کشیدن از تلاش»، «رها کردن» یا «منصرف شدن» از یک کوشش است، معمولاً به دلیل اینکه آن تلاش بسیار دشوار یا بینتیجه به نظر میرسد.
- مثال: Due to heavy snow, the climbers had to abandon their attempt to reach the summit.
- ترجمه: به دلیل برف سنگین، کوهنوردان مجبور شدند از تلاش خود برای رسیدن به قله دست بکشند.
- مثال: After several hours, he gave up his attempt to fix the old car.
- ترجمه: پس از چندین ساعت، او از تلاش برای تعمیر ماشین قدیمی منصرف شد.
۴. Succeed in / Fail in an attempt
این کالوکیشنها برای بیان نتیجه یک تلاش به کار میروند؛ یعنی «موفق شدن در یک تلاش» یا «شکست خوردن در یک تلاش».
- مثال: He finally succeeded in his attempt to break the world record.
- ترجمه: او سرانجام در تلاش خود برای شکستن رکورد جهانی موفق شد.
- مثال: They failed in their first attempt, but they will try again.
- ترجمه: آنها در اولین تلاش خود شکست خوردند، اما دوباره امتحان خواهند کرد.
کالوکیشنهای صفت با Attempt (Adjective + Attempt)
صفتها نقش بسیار مهمی در توصیف ماهیت و کیفیت یک تلاش دارند. با استفاده از صفت مناسب، میتوانید اطلاعات بسیار دقیقی در مورد یک کوشش به شنونده یا خواننده منتقل کنید. در جدول زیر، مجموعهای از مهمترین کالوکیشن های Attempt با صفتها آورده شده است.
| کالوکیشن (Adjective + Attempt) | ترجمه فارسی | توضیح و کاربرد |
|---|---|---|
| A successful attempt | یک تلاش موفقیتآمیز | تلاشی که به نتیجه مطلوب رسیده است. |
| A failed / unsuccessful attempt | یک تلاش شکستخورده / ناموفق | کوششی که به هدف خود نرسیده است. |
| A desperate / last-ditch attempt | یک تلاش مذبوحانه / آخرین تلاش | تلاشی که از روی ناچاری و به عنوان آخرین راهحل انجام میشود. |
| A brave / valiant attempt | یک تلاش شجاعانه / دلیرانه | کوششی که با وجود سختیها و ریسکها، با شجاعت انجام شده است. |
| A feeble / weak / half-hearted attempt | یک تلاش ضعیف / بیرمق / بیمیل | تلاشی که با انرژی یا اعتقاد کمی انجام شده و جدی نبوده است. |
| A conscious / deliberate attempt | یک تلاش آگاهانه / عمدی | کوششی که از روی قصد و برنامه قبلی انجام شده است. |
| A repeated attempt | یک تلاش مکرر | وقتی کاری چندین بار تکرار میشود. |
| A blatant attempt | یک تلاش وقیحانه / آشکار | تلاشی که به طور واضح و بیپرده (معمولاً برای فریب دیگران) انجام میشود. |
| A futile / vain attempt | یک تلاش بیفایده / بیهوده | کوششی که هیچ شانسی برای موفقیت نداشته و عبث بوده است. |
مثالهای بیشتر برای کالوکیشنهای صفت
برای درک بهتر کاربرد این صفتها، به جملات زیر توجه کنید:
- مثال (Desperate attempt): He made a desperate attempt to save the drowning child.
- ترجمه: او تلاشی مذبوحانه برای نجات کودک در حال غرق شدن انجام داد.
- مثال (Feeble attempt): He made a feeble attempt at an apology, but no one believed him.
- ترجمه: او تلاش ضعیفی برای عذرخواهی کرد، اما هیچکس او را باور نکرد.
- مثال (Conscious attempt): The company made a conscious attempt to hire more women.
- ترجمه: شرکت تلاشی آگاهانه برای استخدام زنان بیشتر انجام داد.
- مثال (Futile attempt): All her attempts to change his mind were futile.
- ترجمه: تمام تلاشهای او برای تغییر نظر آن مرد بیهوده بود.
عبارات و اصطلاحات رایج با Attempt
علاوه بر ترکیب با فعل و صفت، کلمه Attempt در برخی عبارات و ساختارهای ثابت نیز به کار میرود که دانستن آنها برای درک متون و مکالمات پیشرفته ضروری است.
۱. An attempt on someone’s life
این عبارت یک اصطلاح بسیار جدی و خاص است که به معنای «قصد جان کسی را کردن» یا «سوءقصد» به کار میرود. این کالوکیشن همیشه به معنای تلاش برای کشتن یک فرد است.
- مثال: There was a failed attempt on the president’s life last night.
- ترجمه: دیشب یک سوءقصد نافرجام به جان رئیسجمهور صورت گرفت.
۲. In an attempt to do something
این ساختار برای بیان «هدف» یا «قصد» از انجام یک کار استفاده میشود و معمولاً در ابتدای جمله یا وسط آن میآید. این عبارت معادل «در تلاش برای انجام کاری» یا «به منظورِ…» است.
- مثال: She moved to London in an attempt to find a better job.
- ترجمه: او در تلاش برای یافتن یک شغل بهتر به لندن نقل مکان کرد.
- مثال: In an attempt to reduce traffic, the city has introduced new bus lanes.
- ترجمه: شهر، در تلاشی برای کاهش ترافیک، خطوط ویژه اتوبوس جدیدی را معرفی کرده است.
۳. At the first/second/third… attempt
این عبارت برای اشاره به شماره یک تلاش خاص استفاده میشود. مثلاً اولین باری که کاری را امتحان میکنید، دومین بار و غیره.
- مثال: She passed her driving test at the first attempt.
- ترجمه: او در اولین تلاش، در آزمون رانندگی خود قبول شد.
- مثال: My first two attempts at baking a cake were a disaster, but I succeeded at the third attempt.
- ترجمه: دو تلاش اولم برای پختن کیک فاجعه بود، اما در تلاش سوم موفق شدم.
نکات تکمیلی و جمعبندی
یادگیری کالوکیشن های Attempt به شما کمک میکند تا از استفاده تکراری از فعل try پرهیز کرده و دایره لغات فعال (Active Vocabulary) خود را غنیتر کنید. به جای گفتن “They tried to stop the plan but failed”، میتوانید بگویید “Their attempt to stop the plan was foiled” که بسیار طبیعیتر و پیشرفتهتر به نظر میرسد.
برای تسلط کامل بر این همایندها، پیشنهاد میکنیم:
- به مثالها دقت کنید: سعی کنید ساختارها را در قالب جمله یاد بگیرید، نه به صورت کلمات جداگانه.
- تمرین و تکرار: جملات خود را با استفاده از این کالوکیشنها بسازید. مثلاً در مورد تلاشهای موفق یا ناموفق خود در یادگیری یک مهارت جدید بنویسید.
- توجه در حین مطالعه و گوش دادن: هنگامی که در حال خواندن متن یا گوش دادن به پادکست انگلیسی هستید، به نحوه استفاده از کلمه Attempt و کلماتی که با آن همراه میشود، دقت کنید.
در نهایت، به یاد داشته باشید که کالوکیشنها ستون فقرات زبان طبیعی هستند. با سرمایهگذاری زمان برای یادگیری کالوکیشن های Attempt، شما یک گام بزرگ به سمت روان صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان بومی برمیدارید.




وای چقدر عالی! من همیشه تو استفاده از attempt مشکل داشتم و فقط به همون معنای ساده ‘تلاش کردن’ محدودش میکردم. این مقاله واقعا افق جدیدی برام باز کرد.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! هدف اصلی ما هم همین هست که زبانآموزان با ظرافتهای زبان انگلیسی آشنا بشن و بتونن طبیعیتر صحبت کنن.
ممنون از توضیحات کامل و مثالهای کاربردی. فرق ‘make an attempt’ با ‘take an attempt’ رو تازه الان کامل متوجه شدم. همیشه برام مبهم بود.
خواهش میکنم علی عزیز. خوشحالیم که ابهام شما برطرف شده. در انگلیسی امروز، ‘make an attempt’ بسیار رایجتر و طبیعیتر از ‘take an attempt’ است و معمولاً کاربرد صحیحتری دارد.
آیا ‘futile attempt’ و ‘vain attempt’ معنی دقیقا یکسانی دارن؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید مریم جان. هر دو به معنای ‘تلاش بیهوده’ هستند و اغلب به جای هم استفاده میشوند. اما ‘futile’ ممکن است کمی قویتر و ناامیدکنندهتر باشد، به این معنی که تلاش از ابتدا محکوم به شکست بوده است. ‘Vain’ بیشتر به معنای بینتیجه بودن یک تلاش اشاره دارد که ممکن بود موفق باشد اما نشد.
کالوکیشن ‘brave attempt’ رو خیلی دوست داشتم. حس شجاعت و جسارت رو خوب منتقل میکنه. ممنون از مقاله خوبتون.
بله، ‘brave attempt’ واقعا عبارت پرمعنایی است. خوشحالیم که از آن خوشتان آمده. این دقیقا هدف کالوکیشنهاست که معنا را با دقت و احساس بیشتری بیان کنند.
یه سوال! میشه به جای ‘successful attempt’ از ‘achieved attempt’ هم استفاده کرد؟
فاطمه عزیز، عبارت ‘achieved attempt’ در انگلیسی رایج نیست و طبیعی به نظر نمیرسد. ‘Successful attempt’ یا ‘successful effort’ عبارات صحیح و متداولی هستند. فعل ‘achieve’ معمولاً به دستاورد یا هدف اشاره دارد نه به خود ‘تلاش’.
این کالوکیشنها چقدر تو مکالمات روزمره استفاده میشن؟ یا بیشتر برای نوشتار آکادمیک و رسمی هستن؟
امیر جان، بسیاری از این کالوکیشنها هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار قابل استفاده هستند. مثلاً ‘make an attempt’ یا ‘a serious attempt’ کاملاً عادی و پرکاربردند. البته بعضی از آنها ممکن است در متون رسمیتر بیشتر دیده شوند، اما در کل یادگیری این ترکیبها به روانتر صحبت کردن و طبیعیتر نوشتن در هر دو زمینه کمک میکند.
من یه بار توی یه فیلم شنیدم که میگفتن ‘give it an attempt’. این هم کالوکیشنه یا نه؟
نگین عزیز، ‘give it an attempt’ یا ‘give an attempt’ اگرچه از نظر گرامری کاملاً غلط نیست، اما کالوکیشن رایجی به حساب نمیآید. عبارت طبیعیتر و متداولتر ‘make an attempt’ است. اما در زبان عامیانه گاهی عبارات کمتر استاندارد هم شنیده میشوند.
واقعا مطلب عالی بود. کاش برای کلمات دیگه هم اینجوری کالوکیشنها رو توضیح بدید. مثلا برای ‘get’ یا ‘put’.
ممنون از پیشنهاد خوبتون محسن جان! حتما این موضوع رو برای مقالات آینده در نظر میگیریم. خوشحالیم که این نوع محتوا براتون مفیده.
خیلی خوب بود! همیشه برای کلماتی مثل attempt که خیلی پایهای هستن، فکر میکردم همه چیز رو بلدم. ولی این ظرافتها خیلی کارآمده.
دقیقاً همینطور است شیوا جان. اغلب کلمات پایه دارای طیف گستردهای از کالوکیشنها و کاربردهای متنوع هستند که تسلط بر آنها، سطح زبان را به شدت ارتقا میدهد.
فرق ‘unsuccessful attempt’ با ‘failed attempt’ چیه دقیقاً؟ به نظرم هر دو یک معنی رو میدن.
هادی عزیز، شما درست میگویید که هر دو به معنای ‘تلاش ناموفق’ هستند و اغلب به جای هم استفاده میشوند. ‘Failed attempt’ ممکن است کمی قاطعتر و نهاییتر به نظر برسد، در حالی که ‘unsuccessful attempt’ کمی کلیتر است. اما در بیشتر موارد، تفاوت معنایی چشمگیری ندارند و هر دو صحیح هستند.
من یه بار توی یه کتاب خوندم ‘first attempt’. این هم جزو کالوکیشنهاست؟ به نظرم خیلی طبیعی میومد.
بله ژاله جان، ‘first attempt’ یک کالوکیشن بسیار رایج و طبیعی است. صفاتی مثل ‘first’, ‘second’, ‘last’, ‘final’ به خوبی با ‘attempt’ به کار میروند تا ترتیب یا اهمیت تلاش را نشان دهند.
میشه لطفاً چند مثال دیگه با ‘desperate attempt’ بدید؟ این کالوکیشن برام خیلی جذابه.
چشم فرهاد جان! چند مثال دیگر برای ‘desperate attempt’:
– ‘He made a desperate attempt to save his marriage.’ (او تلاش مذبوحانهای برای نجات ازدواجش کرد.)
– ‘The team made a desperate attempt to score in the final minutes.’ (تیم در دقایق پایانی یک تلاش ناامیدانه برای گلزنی کرد.)
این عبارت به تلاشی اشاره دارد که با وجود شانس کم، با شدت و ناامیدی انجام میشود.
اینکه کالوکیشنها رو با مثال و ترجمه فارسی توضیح دادید، کار رو خیلی راحتتر کرده. مرسی از تیم خوبتون.
خواهش میکنم پرستو عزیز! خوشحالیم که این شیوه آموزشی مورد پسند شما واقع شده. تمام تلاش ما اینه که یادگیری رو برای شما هر چه آسانتر و مؤثرتر کنیم.
من همیشه فکر میکردم ‘try’ و ‘attempt’ کاملاً مترادف هستن. ولی با کالوکیشنها انگار ‘attempt’ یه مقدار رسمیت بیشتری داره.
نکتهسنجی درستی داشتید بهنام جان. ‘Attempt’ اغلب بار معنایی رسمیتر و یا جدیتری نسبت به ‘try’ دارد. ‘Try’ میتواند برای هر فعالیت سادهای به کار رود، اما ‘attempt’ معمولاً به تلاشی هدفمندتر و گاهی دشوارتر اشاره دارد.
مقاله تون واقعا به من کمک کرد تا لغات رو عمیقتر یاد بگیرم. یادگیری کالوکیشنها واقعا ضروریه.
همینطور است سحر جان. کالوکیشنها کلید طبیعی صحبت کردن هستند و تفاوت بین یک زبانآموز متوسط و پیشرفته را نشان میدهند. موفق باشید!
این مثال ‘foiled attempt’ خیلی به دردم خورد. تو ریدینگها زیاد دیدمش ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم.
خوشحالیم که این مثال براتون کاربردی بوده کاوه عزیز. ‘Foiled attempt’ به تلاشی اشاره دارد که خنثی یا با شکست مواجه شده است، اغلب به دلیل دخالت خارجی یا موانع.
ممنون بابت این مقاله بینظیر. همیشه برای استفاده درست از کلمات دنبال همچین محتوایی بودم.
فقط یه سوال، آیا ‘repeated attempt’ کالوکیشنی هست که زیاد استفاده میشه؟
بله آرش جان، ‘repeated attempt’ یک کالوکیشن کاملاً رایج و درست است. به تلاشی اشاره دارد که بارها و بارها تکرار شده است، مثلاً ‘He made repeated attempts to contact her.’ (او تلاشهای مکرری برای تماس با او انجام داد.)
به عنوان یک زبان آموز سطح متوسط، اینجور مقالهها کمک میکنه که از اشتباهات رایج جلوگیری کنم و دایره لغاتم رو دقیقتر کنم. مرسی.
آیا عبارتی مثل ‘do an attempt’ هم در انگلیسی محاوره ای قابل قبوله؟
رامین عزیز، ‘do an attempt’ اگرچه در برخی مناطق یا لهجههای خاص ممکن است شنیده شود، اما به طور کلی کالوکیشن استاندارد و رایجی نیست. ‘Make an attempt’ یا صرفاً استفاده از فعل ‘attempt’ (مثل ‘I attempted to open the door.’) بسیار طبیعیتر و صحیحتر است.