X

Spun persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Spun

زمان گذشته و اسم مفعول : spin
تابیده، تاب خورده، تافته
Hard-spun
(ریسمان و غیره) سخت تاب، چند بار تابیده
Spun glass
شیشه ی الیاف مانند، پشم شیشه
Spun silk
ابریشم تابیده، نخ ابریشم
Spun sugar
پشمک (cotton candy هم می گویند)
Spun yarn
نخ تابیده، ریسمان تافته
طناب چندلا
Spin
ریسیدن، رشتن، تابیدن، ریسندگی کردن، نخ ریسی کردن
(حشره) تنیدن، بافتن
(مجازی) به هم بافتن، از خود درآوردن، سراییدن
(شرح یا داستان و غیره) با طول و تفصیل شرح دادن، به دراز کشاندن، آب و تاب دادن، کش دادن
چرخاندن
(چرخ ماشین مثلا در برف) بوکسوات کردن
(ماشین رختشویی) چرخیدن و چلاندن، آب (پارچه را) گرفتن
(با قرقره ی چرخان) ماهی گرفتن
(به سرعت) گشتن، دور زدن 0
(هواپیما) پیچ خوردن و افتادن 1
سرگیجه گرفتن، گیج رفتن 2
(به سرعت) حرکت کردن، گشت زدن، چرخ زدن 3
عمل چرخاندن یا چرخیدن، چرخش، پیچش 4
(در اتومبیل یا قایق و غیره) گردش، گشت زنی 5
حرکت با سرعت زیاد 6
(هواپیما) شیرجه ی چرخشی، چرخش و فرود 7
سقوط ناگهانی، تنزل شدید، (شدید) افت 8
(فیزیک – ذرات اتمی) اسپین، اسپینی 9
سانتریفوژ کردن، (با چرخش) مرکز گریز کردن 0

معنی و مفهوم لغت Spun در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Spun به فارسی | کاربرد واژه Spun | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Spun | هم خانواده های کلمه انگلیسی Spun | مترادف کلمه Spun | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Spun | دیکشنری آنلاین Spun | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Spun در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Spun و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Spun to PERSIAN
online source for English definitions of Spun | synonyms of Spun in persian | word origins and etymologies of Spun | audio pronunciations of Spun | example sentences for Spun
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.