X

Sick leave persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Sick leave

مرخصی استعلاجی، مرخصی بیماری
Sick
بیمار، مریض، ناخوش، ناتندرست، رنجور، انگشتال
دارای حالت تهوع (دل به هم خوردگی، استفراغ، وامش، قی)، دل آشوب
بیمار گونه، وابسته به بیماری، بیمارانه، استعلاجی
اندوهگین، ناخرسند، ناراحت، متاسف
بیزار، دلزده، زده، سیر، دل سیر
نزار، نحیف، ناقص، خراب، رنگ پریده، علیل، دردمند
دلتنگ، در فراق، در غم غربت
قاعده، دچار قاعدگی، در حال ماهانگی، حیض
روان بیمار، دچار اختلال هیجانی 0
(عامیانه) آزارگر، سادیست، آزارگرانه، (ازنظر اخلاقی) مردود، ناسالم، مشمئز کننده 1
(کشاورزی) نابارور 2
(بازار) کم فعالیت، کساد، رو به نزول، رو به ضعف 3
پسوند: بیمار، بیمارگونه، بیزار
Leave
(باقی) گذاشتن، جا گذاشتن، باقی ماندن
گذاشتن، هشتن، قرار دادن
(از خود) به جا گذاشتن
واگذار کردن، واگذاشتن، به ارث گذاشتن
(با: to یا up) به عهده ی کسی گذاشتن
(حساب – تفریق) ماندن، شدن
نپذیرفتن، قبول نکردن، رد کردن
ترک کردن، رفتن، عزیمت کردن، راهی شدن
ول کردن، رها کردن 0
… کردن 1
(محلی) اجازه دادن
Leave (2)
اجازه، رخصت، دستوری
مرخصی
مدت مرخصی
Leave (3)
برگ آوردن، برگ دادن، برگدار شدن

معنی و مفهوم لغت Sick leave در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Sick leave به فارسی | کاربرد واژه Sick leave | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Sick leave | هم خانواده های کلمه انگلیسی Sick leave | مترادف کلمه Sick leave | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Sick leave | دیکشنری آنلاین Sick leave | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Sick leave در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Sick leave و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Sick leave to PERSIAN
online source for English definitions of Sick leave | synonyms of Sick leave in persian | word origins and etymologies of Sick leave | audio pronunciations of Sick leave | example sentences for Sick leave
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل