X

Senior citizen persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Senior citizen

شهروند سالخورده، بازنشسته، پیرانسال
Citizen
(در اصل) ساکن یا بومی شهر (به ویژه اگر آزاد باشد)، شهرزی، شارمند، رعیت، تابع
تبعه، شهروند
غیر نظامی، شخصی یا کشوری (در مقابل نظامی یا لشکری)
بومی، بوم زاد، ساکن
Senior
S( -1 بزرگ – در مورد پدر هم اسم با پسرش) پدر، بزرگ (در برابر: کوچک یا پسر Junior)
ارشد، مافوق، بالادست، مهتر، کیا، مهین، پرسابقه (تر)
(دبیرستان یا دانشگاه) سال آخری، سال چهارمی
وابسته به سال آخری ها (دبیرستان یا دانشگاه)
سالخورده، پیر، پیرانسال، کهنسال
Citizen’s arrest
توقیف خلافکار توسط شخص یا اشخاص غیرنظامی و غیرپلیس، باز داشت توسط شهروندان
Senior chief petty officer
(نیروی دریایی امریکا) ناو استوار یکم ارشد
Senior high school
(امریکا) دبیرستان (معمولا برای سال های نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم)
Senior master sergeant
(نیروی هوایی امریکا) سرگروهبان یکم

معنی و مفهوم لغت Senior citizen در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Senior citizen به فارسی | کاربرد واژه Senior citizen | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Senior citizen | هم خانواده های کلمه انگلیسی Senior citizen | مترادف کلمه Senior citizen | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Senior citizen | دیکشنری آنلاین Senior citizen | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Senior citizen در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Senior citizen و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Senior citizen to PERSIAN
online source for English definitions of Senior citizen | synonyms of Senior citizen in persian | word origins and etymologies of Senior citizen | audio pronunciations of Senior citizen | example sentences for Senior citizen
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل