X

Resident commissioner persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Resident commissioner

(آمریکا) نماینده ی کنگره از سرزمین های تحت سرپرستی (حق رای ندارند)
Resident
مقیم، ساکن، ماندگار، باشنده
موجود، بودمند
در محل، درجا (در برابر: غیابا)
پزشک مقیم، ویژه گر آموز پزشکی، ویژه کارآموز پزشکی
(پرنده یا حیوان) ناکوچگر، یکجا زی
Commissioner
عضو کمیسیون، عضو هیئت
مامور، صاحب منصب
رئیس، سرپرست
فرماندار (به ویژه کسی که برای اداره ی ناحیه بخصوصی گسیل شده باشد)
(امریکا – ورزش) رئیس فدراسیون یا گروه ورزشی
County commissioner
(در برخی از بخش های محلی ایالات امریکا) عضو گروه مدیران (که انتخابی بوده و اداره ی امور بخش را به عهده دارند)
High commissioner
کارمند والا مقام، سرنماینده، بلند جاه، (در کشورهای مشترک المنافع) نماینده ی عالیرتبه

معنی و مفهوم لغت Resident commissioner در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Resident commissioner به فارسی | کاربرد واژه Resident commissioner | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Resident commissioner | هم خانواده های کلمه انگلیسی Resident commissioner | مترادف کلمه Resident commissioner | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Resident commissioner | دیکشنری آنلاین Resident commissioner | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Resident commissioner در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Resident commissioner و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Resident commissioner to PERSIAN
online source for English definitions of Resident commissioner | synonyms of Resident commissioner in persian | word origins and etymologies of Resident commissioner | audio pronunciations of Resident commissioner | example sentences for Resident commissioner
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل