X

Relative major persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Relative major

(موسیقی) ماژور نسبی
Relative
نسبی، فراخور
وابسته، مربوط
(دستور زبان) موصولی
خویشاوند، خویش، قوم و خویش
(گیاه یا جانور) هم خانواده
Major
بزرگتر، برتر، والاتر، ارشد، مافوق، بزرگ، کلان، عمده، مهست، مهین، مهاد
به سن قانونی رسیده، بالغ، کبیر، رشید
وخیم
(موسیقی) ماژور
(آموزش دانشگاهی) رشته اصلی، در یک رشته ی اصلی تحصیل کردن
(ارتش) سرگرد
Relative humidity
رطوبت نسبی
Relative minor
(موسیقی) مینور نسبی
Canis Major
(نجوم) کلب اکبر، بزرگ سگ
Drum major
(موسیقی مارش – دسته ی نوازندگان در حال رژه یا گام برداری) پیشگام نوازندگان، رهبر مارش
Major general
(ارتش) سرلشگر
Major league
(امریکا) گروه ورزشی حرفه ای (به ویژه در بیس بال)
Major mode
(موسیقی) در ماژور، دارای مکث های ماژور
1

معنی و مفهوم لغت Relative major در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Relative major به فارسی | کاربرد واژه Relative major | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Relative major | هم خانواده های کلمه انگلیسی Relative major | مترادف کلمه Relative major | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Relative major | دیکشنری آنلاین Relative major | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Relative major در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Relative major و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Relative major to PERSIAN
online source for English definitions of Relative major | synonyms of Relative major in persian | word origins and etymologies of Relative major | audio pronunciations of Relative major | example sentences for Relative major
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل