معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Red light به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Red light به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Red light به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Red light به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Red light

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Red light

چراغ قرمز، علامت ایست
علامت خطر، چراغ خطر
Red-light district
محله ی فواحش، روسپی محله
Light
نور، روشنی، شید، ورغ، فروز، روشنا، فروغ، پرتو، – تاب
میزان یا شدت نور (که برحسب lumens سنجیده می شود)
روشنایی، فروزش
منبع نور (مانند خورشید یا چراغ یا لامپ)
جلوه، نمود، نما، وجهه
بینش، ادراک، شعور، فهم، دانش، روشنی فکر یا روح، الهام
شمع محفل، چشم و چراغ، شخصیت برجسته، چهره ی درخشان
حالت چشم، سوی چشم، قیافه، وجنات
رجوع شود به lighthouse 0
(رانندگی) چراغ راهنمایی 1
فندک، آتش، کبریت 2
رجوع شود به lightface 3
(جمع) رجوع شود به footlights 4
(وسیله ی راه دادن نور) پنجره، نورگیر، دریچه، روزنه 5
نورانی، روشن، پرنور 6
(رنگ به ویژه رنگ پوست و چشم) کم رنگ، سفید، روشن 7
افروختن، آتش زدن یا گرفتن، محترق شدن یا کردن 8
نورانی کردن، فروزان کردن، روشن کردن یا شدن، نوردادن 9
سرزنده کردن، روح دادن، سرشوق آوردن یا آمدن 0
(با نور دادن) راهنمایی کردن
Light (2)
سبک، کم وزن
ملایم، کم رنگ، آرام، آهسته، لطیف، (رنگ) باز
آسان، کم زحمت، ساده، تحمل پذیر
کم، ناچیز، خفیف
دوستانه، غیر رسمی
سبکسر(انه)، بوالهوس (انه)، دمدمی، بی خیال
هرزه، هیز، جلف
(نوشیدنی) کم الکل، ضعیف، کم کالری
پودر مانند، آردسان، ریزه ریزه، نرم 0
چابک، فرز، تند دست، تیزپای 1
شاد، دلخوش، شنگول 2
منگ، گیج 3
(زبان شناسی – معانی بیان) هجای بی تکیه (یا کم تکیه)، هجای بی فشار (یا کم فشار)، غیر موکد 4
(محلی) پیاده شدن (از اسب یا ماشین و غیره) (بیشتر می گویند: alight) 5
(به ویژه پس از سفر دراز) فرود آمدن، نشستن 6
(با: on یا upon) رخ دادن، اتفاق افتادن، (اتفاقا) روی دادن، رسیدن به 7
(ضربه و غیره) ناگهان فرود آمدن، ناگهان زدن
Red
قرمز، سرخ، گلگون، گلرنگ
رنگدانه ی قرمز، رنگیزه ی قرمز
(معمولا R بزرگ ) کمونیست، بلشویک، چپی، وابسته به حزب کمونیست یا شوروی سابق
هر چیز قرمز رنگ : جامه ی قرمز، (چکرز) مهره ی قرمز
مخفف : red wine
(معمولا جمع – خودمانی) داروی مسکن یاخواب آور (barbiturate)
دارای گیسوی قرمز، موقرمز (redhead هم می گویند)
سرخپوست
دارای پوست قرمز (در اثر شرم یاآفتاب و غیره) 0
خون گرفته (bloodshot هم می گویند) 1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Red light

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Red light

پانویس

معنی و مفهوم لغت Red light در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Red light به فارسی | کاربرد واژه Red light | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Red light | هم خانواده های کلمه انگلیسی Red light | مترادف کلمه Red light | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Red light | دیکشنری آنلاین Red light | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Red light در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Red light و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Red light to PERSIAN
online source for English definitions of Red light | synonyms of Red light in persian | word origins and etymologies of Red light | audio pronunciations of Red light | example sentences for Red light.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.