X

Pulse radar persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Pulse radar

رادار تپی، تپ رادار
Radar
(مخفف : radio detecting and ranging) رادار
Pulse
نبض، رگزنش، پک، تپه، تپش
ضربان، زنش، جهش و واجهش
تپ تپ، پت پت
ریتم، ضرب (آهنگ)
شور و هیجان، شادابی و گرمی، جنب و جوش
ازدیاد ناگهانی، تپ، تکانه، پالس، ضربه، نبضه
(مانند نبض) زدن، تپیدن
به نبض درآمدن یا در آوردن، پکاندن، پکیدن، ضربان داشتن، به ضربان افتادن
(برق و مکانیک ورادیو) تپ کردن، با تپ (یا ((پالس))) راندن، (با تپ الکترومغناطیس) موج را تعدیل کردن، تپ زدن (به موتور و غیره)، پالس دادن
Pulse (2)
(دانه ی نیام دار و خوراکی مانند لوبیا) بنشن، حبوبات، بقول (بقولات)
گیاه بنشن دار
Radar beacon
شاخک رادار، فک رادار، (دریانوردی) راهنمای رادار
Pulse modulation
(فیزیک) وهیرش تپ، تپ وهیرش، مدولاسیون پالس
Pulse height analyzer
(فیزیک هسته ای) فراکافتگر تپ، تپ فراکاو

معنی و مفهوم لغت Pulse radar در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Pulse radar به فارسی | کاربرد واژه Pulse radar | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Pulse radar | هم خانواده های کلمه انگلیسی Pulse radar | مترادف کلمه Pulse radar | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Pulse radar | دیکشنری آنلاین Pulse radar | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Pulse radar در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Pulse radar و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Pulse radar to PERSIAN
online source for English definitions of Pulse radar | synonyms of Pulse radar in persian | word origins and etymologies of Pulse radar | audio pronunciations of Pulse radar | example sentences for Pulse radar
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل