Polar coordinates persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Polar coordinates

(جغرافی) مختصات قطبی، هماراه های سرالی
Coordinates
مختصات
Polar
وابسته به قطب شمال یا جنوب، قطبی، شمالگانی، جنوبگانی، سرالی
وابسته به دیرک یا تیر چوبی (و غیره)
دارای قطبش یا قطبیت، قطبشی
(نهاد یا جهت و غیره) متضاد، (کاملا) مخالف
اساسی، مرکزی، محوری، کیانی، کویانی، مهم، سرنوشت ساز
Cartesian coordinates
(ریاضی) مختصات کارتزین، هماراهای دکارتی
Rectangular coordinates
رجوع شود به Cartesian coordinates
Polar bear
(جانور شناسی) خرس قطبی (Thalarctos maritimus)
Polar body
(زیست شناسی) تنیزه ی سرالی، جسم قطبی
Polar circle
رجوع شود به Arctic Circle -1رجوع شود به Antarctic Circle -2
Polar continental
(هواشناسی) توده ی هوای سرد و خشک (که از کوهستان می وزد)
Polar distance
(نجوم) فاصله ی قطبی، دوره ی سرالی
1

 

معنی و مفهوم لغت Polar coordinates در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Polar coordinates به فارسی | کاربرد واژه Polar coordinates | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Polar coordinates | هم خانواده های کلمه انگلیسی Polar coordinates | مترادف کلمه Polar coordinates | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Polar coordinates | دیکشنری آنلاین Polar coordinates | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Polar coordinates در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Polar coordinates و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Polar coordinates to PERSIAN
online source for English definitions of Polar coordinates | synonyms of Polar coordinates in persian | word origins and etymologies of Polar coordinates | audio pronunciations of Polar coordinates | example sentences for Polar coordinates
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

بازی یادگیری زبان انگلیسی