X

Petty officer persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Petty officer

(نیروی دریایی) درجه دار، مهناوی
Chief petty officer
(نیروی دریایی امریکا) ناو استوار یکم
Master chief petty officer
(نیروی دریایی) ناو استوار یکم
Senior chief petty officer
(نیروی دریایی امریکا) ناو استوار یکم ارشد
Petty
کم اهمیت، ناچیز، جزیی، پیش پا افتاده، خرده پا، خرد، جز
فرعی، کم اندازه، به مقیاس کم، اندک، کوچک، حقیر، فسقلی
کوته نظر، چشم تنگ، کوته اندیش، کوته فکر
تنگ نظرانه، کوته فکرانه
بیهوده، عبث
Officer
صاحب منصب، کارمند (معمولا کارمند ارشد – انتخابی یا انتصابی)، مصدر کار، متصدی، مامور
(ارتش و شهربانی) افسر
رجوع شود به commissioned officer
(در خطاب به افسر پلیس) سرکار
افسر آموزش دادن یا تهیه کردن
افسری کردن
فرماندهی کردن، هدایت کردن
Petty bourgeois
رجوع شود به petit bourgeois
Petty cash
تنخواه گردان، پول دستی، پول صندوق (برای پرداخت هزینه های کوچک و پیش بینی نشده)
Petty larceny
رجوع شود به larceny
Attendance officer
(در مدارس) ناظم، سرپرست حضور و غیاب شاگردان
1

معنی و مفهوم لغت Petty officer در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Petty officer به فارسی | کاربرد واژه Petty officer | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Petty officer | هم خانواده های کلمه انگلیسی Petty officer | مترادف کلمه Petty officer | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Petty officer | دیکشنری آنلاین Petty officer | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Petty officer در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Petty officer و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Petty officer to PERSIAN
online source for English definitions of Petty officer | synonyms of Petty officer in persian | word origins and etymologies of Petty officer | audio pronunciations of Petty officer | example sentences for Petty officer
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل