X

Pay phone persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Pay phone

تلفن همگانی، تلفن پولی
Phone
(عامیانه) مخفف Headphone, Telephone , …
Phone (2)
(آواشناسی) آوا، صدا
Phone _
پسوند (اسم ساز):
دستگاه صدا ساز، آوا فرست [megaphone] تلفن [interphone] Pay
پرداختن، پرداخت کردن، (پول) دادن، تادیه کردن
تسویه کردن، بازپرداخت کردن، بازپرداختن
(احترام یا توجه و غیره) کردن
بازده داشتن، سود (یا درآمد) دادن
ارزیدن، ارزش داشتن، فایده داشتن، نفع داشتن
تلافی کردن، جبران کردن یا شدن، به سزای خود رسیدن یا رساندن
پرداخت، تادیه
مزد، دستمزد، حقوق
پرداخت هزینه (ی سفر و غیره)، فوق العاده 0
دارای روزنه برای انداختن پول، پولی 1
(نادر) آدم بدحساب 2
(خاک معدنی) غنی، باصرفه (که ارزش بهره برداری را دارد)، قابل بهره برداری 3
به حساب ریختن یا گذاشتن
Pay (2)
(برای مقاوم کردن در مقابل آب) قیراندود کردن
Phone book
(عامیانه) کتاب راهنمای تلفن، دفتر حاوی شماره های تلفن
Base pay
مزد پایه (اصل حقوق بدون احتساب اضافه کار و مزایا و غیره)
Pay dirt
(خاک معدنی و غیره) قابل بهره برداری، سود آور
Severance pay
پاداش خاتمه خدمت یا انفصال (در صورت حسن سابقه)

معنی و مفهوم لغت Pay phone در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Pay phone به فارسی | کاربرد واژه Pay phone | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Pay phone | هم خانواده های کلمه انگلیسی Pay phone | مترادف کلمه Pay phone | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Pay phone | دیکشنری آنلاین Pay phone | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Pay phone در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Pay phone و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Pay phone to PERSIAN
online source for English definitions of Pay phone | synonyms of Pay phone in persian | word origins and etymologies of Pay phone | audio pronunciations of Pay phone | example sentences for Pay phone
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل