معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Pace به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Pace به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Pace به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Pace به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Pace

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Pace

گام، قدم
واحد سنجش طول (که دقیق نیست مانند وجب)، اندازه ی یک قدم (03 تا 04 اینچ)
سرعت گام برداری
(ورزش) سرعت توپ یاگوی
سرعت پیشرفت (یا انجام و غیره)
(گام برداری اسب) یرغه، سوغان
گام برداشتن، قدم برداشتن، گام زدن، قدم زدن
(معمولا با: off) با قدم اندازه گرفتن، گز کردن، درازا سنجی کردن
(اسب) سوغان دادن، تمرین گام برداری دادن 0
(آهنگ پیشرفت یا پرداخت یا فعالیت و غیره را) تنظیم کردن 1
جلو رفتن، پیشگام بودن 2
(مسافت معینی را)پیمودن 3
با گام های آهسته یا یکنواخت راه رفتن
Pace (2)
(لاتین – ندای حاکی از عدم توافق) اختیار دارید!، اگر اجازه بفرمایید مخالفم !
Lap
دامن، دامان (شکم و ران های شخص نشسته – بخشی از جامه که این قسمت بدن را می پوشاند)
(جلو پیراهن که در آن چیزی ریخته باشند) یک دامن پر
(مجازی) جای پرورش و محبت، آغوش
(نادر) پایین پالتو یا کت های بلند قدیمی، دامن پالتو
هر چیز گودی دار و دامن مانند
لبه بر لبه، لب به لب (بخشی که روی بخش دیگر قرار گیرد)، همپوش، روی هم افتاده، میزان روی هم افتادگی، محل روی هم افتادگی
همپوشی، روی هم افتادگی، لب به لبگی، تا شدگی
لبه بر لبه شدن یا بودن، همپوش بودن
یک دور گردش (مثلا یک حلقه ی طناب به دور تنه ی درخت) 0
(در مسابقات دو و اسب دوانی و غیره) یک دور میدان، (شنا) یک طول استخر، (مجازی) یک مرحله 1
یک دور زمین (یا یک طول استخر) جلو بودن از 2
چرخ گردان (برای بریدن شیشه و جواهر و جلا دادن و غیره)، (با چرخ گردان)بریدن یا جلا دادن 3
روی دامن نشاندن، بر دامن گرفتن، (مجازی) پروردن و محبت کردن 4
(با: on یا over) روی هم تا کردن، (با: under) دولا شدن، روی هم تا شدن 5
رجوع شود به overlap 6
(با: over) بیرون زدن، برجسته یا قلمبه بودن، (زمان) فراتر رفتن، طولانی تر بودن
Lap (3)
(مثل سگ یا گربه) شلپ شلپ آب خوردن، لپ لپ خوردن، هلف هلف خوردن، قلپ قلپ خوردن
(موج دریا) ملایم و با صدای لپ لپ به ساحل و غیره خوردن
شلپ شلپ کردن، لپ لپ کردن، لاف لاف کردن، پلف پلف کردن
صدای شلپ شلپ، صدای هلف هلف
لیس، لیسش، به اندازه ی یک زبان زدن
Lap dissolve
(تلویزیون و سینما و غیره : محو تدریجی یک صحنه همگام با ظهور تدریجی صحنه ی دیگر) لب بر لبی صحنه
Lap dog
سگ کوچک، سگ روی دامنی
Lap joint
(بخاری) اتصال نیم نیم، (جوشکاری و غیره) اتصال لبه روی لبه، همبست زبانه ای
Lap robe
(هنگام کالسکه سواری و غیره یا هنگام تماشای مسابقه در زمستان و غیره) پتو یا خز (و غیره) که روی زانو می اندازند، پا گرم کن
Requiescat (in pace)
(دعای لاتین) روحشان شاد، الهی خداوند او (یا آنان) را بیامرزد

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Pace

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Pace

پانویس

معنی و مفهوم لغت Pace در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Pace به فارسی | کاربرد واژه Pace | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Pace | هم خانواده های کلمه انگلیسی Pace | مترادف کلمه Pace | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Pace | دیکشنری آنلاین Pace | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Pace در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Pace و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Pace to PERSIAN
online source for English definitions of Pace | synonyms of Pace in persian | word origins and etymologies of Pace | audio pronunciations of Pace | example sentences for Pace.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.