Operant persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Operant

کنش ور، در حال کار، در کار، کاری
موثر، فرآور، بازده دار، پیامددار، با نتیجه
(روان شناسی) کنش گر، عامل
(ابزار یا شخص) عمل کننده، کار کننده، به کار اندازنده، کنش آور، کنش زا
Conditioning
شایسته سازی
Air conditioning
تهویه مطبوع

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Operant

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Operant

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Operant در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Operant به فارسی | کاربرد واژه Operant | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Operant | هم خانواده های کلمه انگلیسی Operant | مترادف کلمه Operant | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Operant | دیکشنری آنلاین Operant | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Operant در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Operant و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Operant to PERSIAN
online source for English definitions of Operant | synonyms of Operant in persian | word origins and etymologies of Operant | audio pronunciations of Operant | example sentences for Operant
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی