Next of kin persian meaning

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Next of kin

نزدیک ترین خویشاوند (یا خویشاوندان)
(حقوق – به ویژه در مورد کسانی که بدون وصیت نامه می میرند) منسوب بلافصل،وارث بلافصل
Kin
خویشاوند، هم خانواده، قوم و خویش، هم خون، منسوب، هم تبار، هم کنیه
خویشاوندان، خویشان، قوم و قبیله
Kin (2)
مخفف : (انجیل) کتاب پادشاهان
Kin _
پسوند (اسم ساز): کوچک، مصغر [lambkin] Next
بعدا، سپس، بار دیگر
بعد، دیگر، آینده
بعدی، مجاور، سپسین
بعداز، پس از
نزدیک، پهلوی
Next friend
(حقوق) سرپرست (شخص صغیر و غیره)، قیم غیررسمی
Next-door
خانه (یامغازه یا ساختمان و غیره)ی مجاور، بعدی، پهلویی
Of
علامت کسره (کسره ی ربط)
ساخته شده از، – یی، – ی
حاوی، دارای
(نمایشگر مقدار یا میزان یا نسبت بخش به کل)
وابسته به، مال، از، از آن
(در دادن تاریخ یا زمان)
(در نشان دادن رابطه)
(نشان دادن عمل نسبت به چیزی یا کسی)
(آثار هنری و ادبی و غیره) توسط کسی 0
مربوط یا پیوسته به چیزی یا کسی 1
با، دارای 2
از محل بخصوصی، اهل 3
از راه، به دلیل، به علت 4

 

معنی و مفهوم لغت Next of kin در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Next of kin به فارسی | کاربرد واژه Next of kin | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Next of kin | هم خانواده های کلمه انگلیسی Next of kin | مترادف کلمه Next of kin | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Next of kin | دیکشنری آنلاین Next of kin | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Next of kin در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Next of kin و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Next of kin to PERSIAN
online source for English definitions of Next of kin | synonyms of Next of kin in persian | word origins and etymologies of Next of kin | audio pronunciations of Next of kin | example sentences for Next of kin
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.