معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Match point به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Match point به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Match point به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Match point به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Match point

عودآنلاین - مرجع خرید آنلاین عودهای خوشبو هم HEM

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Match point

(به ویژه در تنیس) آخرین امتیاز برای بردن مسابقه
Match
تا، برابر، همتا، همسر، جفت، لنگه، نظیر، همانند
رونوشت، روگرفت
(با همدیگر) جور
مسابقه، همداوی، ناورد، هماوری، آورد، پادکوشی
قرارداد زناشویی، زناشویی
همسر آینده (احتمالی)، همسر مناسب
هماورد، رقیب، حریف، پادکوش
به ازدواج هم درآمدن یا درآوردن، زن دادن، شوهر کردن یا دادن، همسر یافتن (برای کسی)
مقابله کردن، (باموفقیت) درافتادن (با کسی)، رقابت کردن، هم چشمی کردن، زورآزمایی کردن 0
برابر بودن (با)، مشابه بودن، همانند بودن، جور شدن یا بودن، جفت بودن، لنگه ی هم بودن، به هم آمدن، خوردن (به)، همتابودن 1
هماورد (یا رقیب یا حریف یا برابر یا جفت) یافتن یا ارائه دادن، جور کردن، جفت کردن، همانند کردن 2
مقایسه کردن 3
شیر یا خط کردن (to flipcoins هم می گویند)
Match (2)
(در اصل) فتیله ی توپ و بمب و غیره
کبریت (هر یک از چوب های درون قوطی کبریت)
Point
(بسیار ریز) نقطه، خالچه، ذره پنده، پنده ای، دیل، خجک، تیل
(حساب) ممیز
رجوع شود به dot
نقطه ی هندسی
جا، مکان، محل
مرحله، درجه، میزان، سطح، زینه
نکته
نکته ی اصلی، مطلب اصلی، منظور، مقصود، موضوع، لب
نوک، سر، نیش 0
لحظه، هنگام، آن 1
ویژگی، خصیصه، صفت مشخصه 2
(مسابقه یا امتحان و غیره) امتیاز، پوان 3
هر چیز نوک تیز 4
توری سوزن دوزی شده 5
زمین باریک، زمین پیشرفته در جایی (مثلا دریا)، دماغه 6
(شاخ آهو و غیره)شاخه 7
(جواهر سازی – معیار سنجش وزن برابر با یک صدم قیراط) پوینت 8
(رقص باله) ایستادن روی شست پاها 9
(دلکوی اتومبیل) پلاتین 0
(انگلیس – برق) پریز 1
(بازار سهام و غیره) یک واحدتغییر در قیمت، شاخص قیمت، تغییر قیمت به میزان یک دلار یا یک در صد 2
(ارتش) جوخه ی جلو دار، جوخه ی عقب دار، دسته ی پیش قراول، دسته ی پس قراول 3
(ناوبری) هر یک از 23 نشان روی صفحه ی قطب نما 4
(چاپ) پونت 5
(انگلیس – راه آهن)سوزن دو راهی 6
(با: off) ممیز گذاری کردن، (اعداد را) اعشاری کردن 7
(مداد و غیره) تیز کردن، دارای نوک تیز کردن 8
(معمولا با: up – از طریق تکرار یا تاکید و غیره) داستان را مهیج کردن 9
(معمولا با: out) نشان دادن، خاطر نشان کردن 0
(هفت تیر یا انگشت را) به طرف کسی گرفتن 1
(سگ شکاری) با ایستادن در جهت شکار محل آن را به شکارچی نشان دادن، شکار نمایی کردن 2
(بنایی – آجر یا سنگ را باملات و غیره) درز گیری کردن، بندکشی کردن 3
(متن را) دارای علایم نقطه گذاری کردن 4
حاکی بودن از، خبر دادن از
Friction match

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Match point

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Match point

پانویس

معنی و مفهوم لغت Match point در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Match point به فارسی | کاربرد واژه Match point | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Match point | هم خانواده های کلمه انگلیسی Match point | مترادف کلمه Match point | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Match point | دیکشنری آنلاین Match point | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Match point در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Match point و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Match point to PERSIAN
online source for English definitions of Match point | synonyms of Match point in persian | word origins and etymologies of Match point | audio pronunciations of Match point | example sentences for Match point.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.