معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Line drawing به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Line drawing به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Line drawing به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Line drawing به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Line drawing

عودآنلاین - مرجع خرید آنلاین عودهای خوشبو هم HEM

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Line drawing

(چاپ) تصویر خطی ی
Drawing
رسم، نقشه کشی، ترسیم
نقاشی، تصویر
برداشت (از حساب)
قرعه کشی، بخت آزمایی
Line
خط، کشه، رج، کشا
طناب، نخ، ریسمان، رسن، بند، رشته، رجه (که روی آن لباس می خشکانند – clothesline هم می گویند)، نوار متر، نوار اندازه گیری،سیم (به ویژه سیم یا ریسمان تراز)، طناب کشتی، افسار
خط تلفن، سیم تلفن (یا تلگراف و غیره)، شبکه ی سیم کشی، سیم برق، (تلفن) خط فرعی
لوله ی آب، لوله ی گاز، لوله کشی 5 – (در برخی بازی های ورزشی مانند فوتبال) خط دور زمین، (مسابقه ی دو و پرش و غیره) خط آغاز، خط پایان
خط مرزی، سرحد پایان
خط فاصل، خط جداساز، بخشگر، خط تفکیک
(جمع) برون نما، طرح، سبک
(قدیمی) سرنوشت، قسمت 0
(معمولا جمع) نقشه ی ساختمان، نقشه ی عملیات 1
صف، ردیف، رده، دخ، آمود، راسته، راستا 2
سطر، مصرع، بیت 3
سلسله، زنجیره 4
رجوع شود به lineage 5
اعقاب، بازماندگان، تبار، نسل، دودمان، خانواده 6
خط اتوبوس (یا ترن یا کشتی یا هواپیما و غیره)، شرکت اتوبوس رانی (یا راه آهن و غیره) ریل، خط آهن، شاخه ی راه آهن 7
مسیر، خط سیر، (ارتش) خط تیر 8
نحوه ی عمل یا بیان، فحوا، طرز، روش، خط مشی، سیاست، شیوه 9
پیشه، حرفه، شغل، کار 0
نوع کالا، جنس، قماش، فقره، جور، قلم 1
رشته ی تخصص، رشته ی مورد علاقه (یا استعداد) 2
منبع اطلاع، خبر، آگهداد 3
نامه ی کوتاه، یادداشت 4
(جمع – در نمایشنامه و تئاتر) جمع مکالمات نمایش، جمع سخنان هر بازیگر، نقش 5
(عامیانه) چاخان، شیره مالی 6
(خودمانی) یک ذره کوکایین 7
(انگلیس) قباله ی ازدواج (marriage lines هم می گویند) 8
(جغرافی) خط استوا، خط نصف النهار 9
(هندسه – ریاضی) خط راست، خط، ضلع 0
(ارتش) ستون، خط جبهه، خط پدافندی، پیاده نظام، نیروهای رزمی 1
(موسیقی) آهنگ، نوا 2
خط کشیدن، خط دار کردن، (با خط) مشخص کردن، آمودن، مخطط کردن 3
چروک انداختن، چروک، چین و چروک 4
(معمولا با: up) ردیف کردن، به صف کردن، متوافق کردن، هماهنگ کردن 5
صف کشیدن، قطار شدن 6
در امتداد لبه ی چیزی قرار دادن، در راستای چیزی قرار دادن یا بودن
Line (2)
آستر کردن، آستر زدن به، آستر بودن، (درون چیزی را) پوشاندن، مغزی گذاشتن، سجاف کردن، فرآویز زدن
پر کردن (از)، چپاندن (بیشتر در این عبارت به کار می رود: (از راه های نامشروع) پول به جیب زدن to line one’s pockets)
Detail drawing
(تصویر دقیق و پرجزئیات بخش کوچکی از چیزی مثلا قسمتی از موتور) نقشه ی تفصیلی، نقشه ی جزئیات، فرشیم نگاره
Drawing account
(بانکداری) حساب برداشت
Drawing board
تخته ی رسم، میز نقشه کشی
Drawing card
هنرمند یا سخنرانی که افراد زیادی را به خود جلب می کند
نمایش پر طرفدار

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Line drawing

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Line drawing

پانویس

معنی و مفهوم لغت Line drawing در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Line drawing به فارسی | کاربرد واژه Line drawing | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Line drawing | هم خانواده های کلمه انگلیسی Line drawing | مترادف کلمه Line drawing | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Line drawing | دیکشنری آنلاین Line drawing | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Line drawing در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Line drawing و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Line drawing to PERSIAN
online source for English definitions of Line drawing | synonyms of Line drawing in persian | word origins and etymologies of Line drawing | audio pronunciations of Line drawing | example sentences for Line drawing.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.