معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Light adaptation به فارسی

ترجمه، معنی و مفهوم لغت انگلیسی Light adaptation به فارسی در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Light adaptation به فارسی | کاربرد واژه انگلیسی Light adaptation به فارسی | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Light adaptation

عودآنلاین - مرجع خرید آنلاین عودهای خوشبو هم HEM

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Light adaptation

(تطبیق خود بخود چشم با شدت نور) شید سازش
Adaptation
سازگاری، جورسازی، توافق، سازش، انطباق، تطابق، تطبیق
اقتباس، جرح و تعدیل، تنظیم، برداشت
(زیست شناسی و گیاه شناسی) سازش، سازش با محیط، همرنگی (با جماعت)
Dark adaptation
آشنا شدن چشم به تاریکی، تطابق با تاریکی
Light
نور، روشنی، شید، ورغ، فروز، روشنا، فروغ، پرتو، – تاب
میزان یا شدت نور (که برحسب lumens سنجیده می شود)
روشنایی، فروزش
منبع نور (مانند خورشید یا چراغ یا لامپ)
جلوه، نمود، نما، وجهه
بینش، ادراک، شعور، فهم، دانش، روشنی فکر یا روح، الهام
شمع محفل، چشم و چراغ، شخصیت برجسته، چهره ی درخشان
حالت چشم، سوی چشم، قیافه، وجنات
رجوع شود به lighthouse 0
(رانندگی) چراغ راهنمایی 1
فندک، آتش، کبریت 2
رجوع شود به lightface 3
(جمع) رجوع شود به footlights 4
(وسیله ی راه دادن نور) پنجره، نورگیر، دریچه، روزنه 5
نورانی، روشن، پرنور 6
(رنگ به ویژه رنگ پوست و چشم) کم رنگ، سفید، روشن 7
افروختن، آتش زدن یا گرفتن، محترق شدن یا کردن 8
نورانی کردن، فروزان کردن، روشن کردن یا شدن، نوردادن 9
سرزنده کردن، روح دادن، سرشوق آوردن یا آمدن 0
(با نور دادن) راهنمایی کردن
Light (2)
سبک، کم وزن
ملایم، کم رنگ، آرام، آهسته، لطیف، (رنگ) باز
آسان، کم زحمت، ساده، تحمل پذیر
کم، ناچیز، خفیف
دوستانه، غیر رسمی
سبکسر(انه)، بوالهوس (انه)، دمدمی، بی خیال
هرزه، هیز، جلف
(نوشیدنی) کم الکل، ضعیف، کم کالری
پودر مانند، آردسان، ریزه ریزه، نرم 0
چابک، فرز، تند دست، تیزپای 1
شاد، دلخوش، شنگول 2
منگ، گیج 3
(زبان شناسی – معانی بیان) هجای بی تکیه (یا کم تکیه)، هجای بی فشار (یا کم فشار)، غیر موکد 4
(محلی) پیاده شدن (از اسب یا ماشین و غیره) (بیشتر می گویند: alight) 5
(به ویژه پس از سفر دراز) فرود آمدن، نشستن 6
(با: on یا upon) رخ دادن، اتفاق افتادن، (اتفاقا) روی دادن، رسیدن به 7
(ضربه و غیره) ناگهان فرود آمدن، ناگهان زدن
Bengal light
مشعل یا موشک منور یا فشفشه ی نورافشان (که سابقا برای مخابره به کار می رفت)
Black light
(عکاسی و غیره) نور سیاه، سیاه نور، نور نامرئی
Calcium light
رجوع شود به limelight
Cold light
نور سرد (نوری که با حرارت همراه نیست مثل نور فسفر یا کرم شب تاب)

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Light adaptation

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Light adaptation

پانویس

معنی و مفهوم لغت Light adaptation در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Light adaptation به فارسی | کاربرد واژه Light adaptation | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Light adaptation | هم خانواده های کلمه انگلیسی Light adaptation | مترادف کلمه Light adaptation | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Light adaptation | دیکشنری آنلاین Light adaptation | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Light adaptation در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Light adaptation و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Light adaptation to PERSIAN
online source for English definitions of Light adaptation | synonyms of Light adaptation in persian | word origins and etymologies of Light adaptation | audio pronunciations of Light adaptation | example sentences for Light adaptation.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.