X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Kink به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Kink

(گیسو یا سیم یا طناب و غیره) گوریدگی، ژولیدگی، درهم گیر کردگی، تاب، گیر، گرفتگی، پیچ خوردگی
(مو) وز کردگی، فر ریز، وز کردن
گرفتگی عضله، چنگه
مشکل روانی، ویژگی روانی، ویژگی فکری، نابهنجاری روانی و رفتاری، غرابت
عیب، نقص، کاستی
گوریدن، گوراندن، ژولیدن، ژولیده کردن یا شدن، گوریده کردن یا شدن، درهم گیر افتادن یا انداختن، (شیلنگ و غیره) پیچ خوردن،تاب برداشتن، گرفتگی پیدا کردن

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Kink

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Kink

پانویس

معنی و مفهوم لغت Kink در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Kink به فارسی | کاربرد واژه Kink | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Kink | هم خانواده های کلمه انگلیسی Kink | مترادف کلمه Kink | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Kink | دیکشنری آنلاین Kink | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Kink در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Kink و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Kink to PERSIAN
online source for English definitions of Kink | synonyms of Kink in persian | word origins and etymologies of Kink | audio pronunciations of Kink | example sentences for Kink.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.
تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل