X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Key ring به فارسی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Key ring

(حلقه ای که در آن کلید می آویزند) حلقه ی دسته کلید، جاکلیدی
Key
کلید، بژنگ، بزنگ
انواع ابزار کلید مانند (از نظر عمل یا شکل)کوک، دسته (مثلا دسته ی ساعت)، کلید (پیانو)، شستی، دکمه، کلید برق،سوئیچ PIANO KEYS(برق)، زبانه، میله ی اتصال، خار، فشاره
نشان کلید مانند، نماد کلید، کلید افتخاری
هرچیز مهم و کلیدی
مفتاح، راه حل، گشاگر، گشا، کلید حل مسئله و غیره، راهنما، رهگشا
کلیدی، اصلی، مهم، مهند
لحن، سبک، آهنگ صدا
(گیاه شناسی) رجوع شود به key fruit
(زیست شناسی) فهرست ویژگی ها (که برای رده بندی کردن گونه ها و غیره به کار می رود) 0
(کامپیوتر) کلید 1
(بسکتبال) ناحیه ی زیر حلقه (که به رنگ آبی رنگ شده است) 2
با کلید سفت کردن یا قفل کردن 3
کلیددارکردن، دارای کلید راهنما (یا رهگشا یا حل المسایل و غیره) کردن 4
(معماری) دارای سنگ تاج کردن، سنگ تیزه ی تاق را گذاشتن 5
هماهنگ کردن، هم ساز کردن، آهنگ (چیزی) را تنظیم کردن، کوک کردن، میزان کردن 6
رجوع شود به keyboard 7
(با: up) هیجان زده یا عصبی کردن، نگران کردن
Key (2)
(جغرافی) آبسنگ، صخره ی آبگیر، جزیره ی کم ارتفاع (که گاهی زیر آب می رود)، پست آبخست
Key (3)
(خودمانی) یک کیلوگرم (به ویژه یک کیلو ماری جوانا یا مواد مخدر دیگر)
Ring
انگشتر، کچه، حلقه
هرچیز حلقه مانند که برای نگهداشتن به کار می رود:
طوق، طوقی، چنبره، چنبر، چرخ، طوقه، غل، چرخ، گردی، برنجن، رزه، زرفین، دایره، پرهون
(در تنه ی درخت) دایره (هر دایره نمایشگر یک سال است)
رجوع شود به annual ring
(در پیچه helix و مارپیچ spiral) پیچ، تاب، چرخه
مسیر مدور، گرد راه، گردونه، دور
(با تداعی منفی) دسته، گروه، جرگه، باند، هنکه، زمره
(مشت بازی) رینگ، (با: the) مشت بازی 0
(سیرک و غیره) پهنه، صحنه، نمودگاه، ناوردگاه، محوطه، میدان 1
(جمع – با: the – ورزش های ژیمناستیک) حلقه 2
(مجازی) مسابقه، رقابت، ناورد، همداری 3
(نجوم) حلقه، پیراگیر 4
(شیمی) رجوع شود به closed chain 5
(هندسه) باریکه یا سطح میان دو دایره ی متحدالمرکز، زرفین 6
(ریاضی) حلقه، چنبره 7
(با حلقه) احاطه کردن، گرداگرد گرفتن، محاصره کردن 8
تبدیل به حلقه کردن 9
حلقه دار کردن 0
(در بینی جانور) حلقه گذاشتن 1
دور زدن، مسیر دایره وار داشتن 2
واشر حلقوی
Ring (2)
زنگ زدن، (زنگ یا ناقوس و غیره) به صدا درآوردن یا درآمدن، صدا کردن
طنین افکن شدن، صدای بلند کردن، پژواک کردن یا شدن، (صدا) پیچیدن، جرنگیدن
(زنگ زدن و) سفارش دادن، خواستن
پر بودن یا کردن، مملو کردن یا بودن، (مجازی) بوق و کرنا کردن 5 – (با صدای بلند) تکرار کردن، اعلام کردن
تلفن زدن یا کردن (معمولا با: up یا give)
(صندوق دریافت فروشگاه و غیره) زنگ زدن و ثبت کردن، به کار انداختن (صندوق)
(صدای) زنگ، دینگ، جرنگ، صدا، پژواک، طنین

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Key ring

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Key ring

پانویس

معنی و مفهوم لغت Key ring در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Key ring به فارسی | کاربرد واژه Key ring | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Key ring | هم خانواده های کلمه انگلیسی Key ring | مترادف کلمه Key ring | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Key ring | دیکشنری آنلاین Key ring | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Key ring در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Key ring و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Key ring to PERSIAN
online source for English definitions of Key ring | synonyms of Key ring in persian | word origins and etymologies of Key ring | audio pronunciations of Key ring | example sentences for Key ring.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.