Immediate constituent persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Immediate constituent

(زبان شناسی) سازه ی پیاپی، سازه ی بلافصل
Immediate
بی واسطه، بی میانگیر، نامجزا، بی میاندار، متصل، به هم چسبیده، پهلویی، دیوار به دیوار، نزدیک، خویشاوند نزدیک (والدین وبرادران و خواهران)
(در وراثت و جانشینی) نفر بعد، ولیعهد، بلافصل
مستقیم، دست اول، راست
(مستقیما درک شده یا متوجه شده) غریزی، فطری
بلافاصله، بی درنگ، فورا، فوری، در دم، به محض اینکه، تا، یکدم، آنی
Constituent
سازنده، تشکیل دهنده، بخش لازم (در ساختمان هرچیز)، عنصر، سازا
رای دهنده، موکل، گزینگر
موسس، (جمع) موسسان
(دستور زبان – زبان شناسی) سازه، سازه ای، مولفه
Ultimate constituent
(زبان شناسی) سازه های نهایی، عوامل نهایی

 

معنی و مفهوم لغت Immediate constituent در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Immediate constituent به فارسی | کاربرد واژه Immediate constituent | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Immediate constituent | هم خانواده های کلمه انگلیسی Immediate constituent | مترادف کلمه Immediate constituent | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Immediate constituent | دیکشنری آنلاین Immediate constituent | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Immediate constituent در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Immediate constituent و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Immediate constituent to PERSIAN
online source for English definitions of Immediate constituent | synonyms of Immediate constituent in persian | word origins and etymologies of Immediate constituent | audio pronunciations of Immediate constituent | example sentences for Immediate constituent
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی