Hearing aid persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Hearing aid

سمعک، گوشیار
Hearing
شنوایی، سامعه
فرصت سخن گفتن (یا هنرنمایی کردن)، فرصت مورد استماع قرار گرفتن
(حضور جلو قاضی یا برای بازپرسی ولی نه در جلسه ی رسمی دادگاه) جلسه ی رسیدگی، بازپرسی، دادرسی، رسیدگی رسمی
(فاصله ای که از آن صدا را می شود شنید) صدارس (مانند تیررس)
Aid
کمک، یاری، همدستی، همیاری، مساعدت، معاضدت
کمک کردن، یاری کردن
ور دست، یاور، کمک، یار، معاون، دستیار، مددکار، پیشکار
وسیله ی کمک
(تاریخ انگلیس) خراج، باجی که رعیت به لرد می داد، کمک هزینه ای که در مواقع ویژه به شاه داده می شد
Aid (2)
مخفف : سازمان توسعه بین المللی
Aid station
(ارتش امریکا) درمانگاه خط مقدم جبهه (جهت دادن کمک های نخستین و گسیل به بیمارستان)
Band-Aid
(نام تجارتی)
نوار کوچک زخم بندی که لبه های آن چسبناک است
(مجازی – B و A کوچک) چاره ی سطحی و موقتی (برای مسئله ای بغرنج و حیاتی)
First aid
(پزشکی) کمک های نخستین، کمک های اولیه، پیش کمک
Grant-in-aid
بودجه ای که دولت فدرال در اختیار ایالت ها قرار می دهد (یا توسط بنیادهای مختلف به اشخاص داده می شود) تا به مصرف پروژه ی بخصوصی برسد، کمک مالی مشروط

 

معنی و مفهوم لغت Hearing aid در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Hearing aid به فارسی | کاربرد واژه Hearing aid | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Hearing aid | هم خانواده های کلمه انگلیسی Hearing aid | مترادف کلمه Hearing aid | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Hearing aid | دیکشنری آنلاین Hearing aid | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Hearing aid در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Hearing aid و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Hearing aid to PERSIAN
online source for English definitions of Hearing aid | synonyms of Hearing aid in persian | word origins and etymologies of Hearing aid | audio pronunciations of Hearing aid | example sentences for Hearing aid
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی