X

Halo persian meaning

به فارسی Halo ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Halo

(نجوم – حلقه ی نوری که دور خورشید و ماه و دیگر اجسام درخشان به چشم می خورد) تاج خورشید، خرمن ماه، شاهورد، اکلیل (corona هم می گویند)
(نجوم – در برخی کهکشان ها) تجمع کروی ستارگان
(دور سر مقدسان) هاله، شادورد، سابود
جلال و جبروت، سرفرازی، افتخار و سربلندی، والایش، دیهیم
هاله دار کردن
Halo-
پیشوند:
از دریا، دریایی [halobiont] وابسته به نمک، نمکی، نمکدار، شورابی، شور [haloid] Halo effect
(حدس همراه با توهم) کژانگاری، اثر هاله ای
Pleochroic halo
(در سنجش قدمت سنگ) هاله ی چند رنگ

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Halo

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Halo

پانویس

معنی و مفهوم لغت Halo در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Halo به فارسی | کاربرد واژه Halo | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Halo | هم خانواده های کلمه انگلیسی Halo | مترادف کلمه Halo | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Halo | دیکشنری آنلاین Halo | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Halo در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Halo و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Halo to PERSIAN
online source for English definitions of Halo | synonyms of Halo in persian | word origins and etymologies of Halo | audio pronunciations of Halo | example sentences for Halo
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.

تبلیغات متنی
ثبت نام آزمون تافل