Grand tour persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Grand tour

(انگلیس) سفر برون مرزی اشراف زادگان انگلیسی پس از پایان تحصیلات
گردش برای بررسی
Tour
دوره ی ماموریت (tour of duty هم می گویند)
تور، گردش، گشت، گلگشت، گشتگری
(هنری یا شغلی) سفر
Grand
اعظم، والا، بزرگوار
اصلی، عمده، بزرگ
مجلل، باشکوه، عالی، پر جلوه
برجسته، ممتاز، نامدار
متعال، ارجمند، پر سطوت، رفیع
(حساب) کل
خود بزرگ بین، متظاهر، متکبر
(عامیانه) خیلی خوب، بسیار خوب، با کمال میل
(آمریکا – خودمانی) هزار دلار
Grand-
پیشوند:
از نسل مسن تر [grandmother] از نسل جوان تر [grandchild] Cook’s tour
(شوخی آمیز) سفر یا جهانگردی به کمک راهنما
Tour de force
(فرانسه – آثار ادبی و هنری)
هنرنمایی، نمایش استادی و زبردستی، شیرین کاری
کار دشوار
Tour d’horizon
(فرانسه) بررسی مجمل، بررسی مختصر و مفید
Baby grand
پیانوی بزرگ (ولی کوچکتر از حد متعارف با طول پنج فوت)
Concert grand
پیانوی بزرگ
Grand Banks

 

معنی و مفهوم لغت Grand tour در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Grand tour به فارسی | کاربرد واژه Grand tour | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Grand tour | هم خانواده های کلمه انگلیسی Grand tour | مترادف کلمه Grand tour | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Grand tour | دیکشنری آنلاین Grand tour | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Grand tour در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Grand tour و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Grand tour to PERSIAN
online source for English definitions of Grand tour | synonyms of Grand tour in persian | word origins and etymologies of Grand tour | audio pronunciations of Grand tour | example sentences for Grand tour
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی