Grand jury persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Grand jury

(حقوق) هیات منصفه ی عالی (مرکب از بیش از دوازده نفر عضو که از میان شهروندان گزیده می شوند)
Jury
هیئت منصفه ی دادگاه، دادوران
(در مسابقات و غیره) هیئت داوران، داوران
Jury (2)
(کشتیرانی) موقتی، (کاربرد) اضطراری، ناگهگانی
Grand
اعظم، والا، بزرگوار
اصلی، عمده، بزرگ
مجلل، باشکوه، عالی، پر جلوه
برجسته، ممتاز، نامدار
متعال، ارجمند، پر سطوت، رفیع
(حساب) کل
خود بزرگ بین، متظاهر، متکبر
(عامیانه) خیلی خوب، بسیار خوب، با کمال میل
(آمریکا – خودمانی) هزار دلار
Grand-
پیشوند:
از نسل مسن تر [grandmother] از نسل جوان تر [grandchild] Jury-rigged
(برای رفع حاجت آنی) موقتا سرهم بندی شده، موقتا تعمیرشده، موقتی
Petit jury
(حقوق) هیئت کوچک داوران (در برابر: grand jury)
Special jury
رجوع شود به struck jury
Struck jury
(حقوق) هیات منصفه ی دوازده نفری (منتخب توسط وکلای مدافع و بازپرسان)
Traverse jury
رجوع شود به petit jury
1

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Grand jury

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Grand jury

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Grand jury در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Grand jury به فارسی | کاربرد واژه Grand jury | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Grand jury | هم خانواده های کلمه انگلیسی Grand jury | مترادف کلمه Grand jury | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Grand jury | دیکشنری آنلاین Grand jury | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Grand jury در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Grand jury و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Grand jury to PERSIAN
online source for English definitions of Grand jury | synonyms of Grand jury in persian | word origins and etymologies of Grand jury | audio pronunciations of Grand jury | example sentences for Grand jury
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی