Girl Guide persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Girl Guide

(انگلیس و کانادا) سازمانی مشابه سازمان پیشاهنگی دختران
Guide
راهنمایی کردن، ارشاد کردن
آموزش دادن، رهنمود دادن، راهنما شدن
راهنما،بلد، رهنمون، رهنمود، راهدان، راهبر، مهمان دار
(در ماشین) دستگاه تنظیم سرعت، راهنما
کتاب راهنما
(ارتش) سرباز راهنما(که جلو ستون حرکت کرده و طرز گام برداری و مسیر را تعیین می کند)، نفر راهنما
سرمشق
Girl
دختر
زن ازدواج نکرده، زن مجرد
(زننده) کلفت، کارمند زن
(خودمانی) زن
(عامیانه) معشوقه، گرل فرند
Guide dog
سگ راهنما(برای نابینایان)
Guide word
واژه ی راهنما (که در فرهنگ ها و واژه نامه ها و غیره در بالای هر ستون یا صفحه با حروف بزرگتر چاپ می شود و اولین یا آخرین واژه ی ستون یا صفحه است)
Light guide
فیبر نوری بسیار نازک، فیبر موئین (lightguide هم می نویسند)
Bachelor girl
(امریکا – عامیانه) زن مجرد (که شاغل است و به طور مستقل زندگی می کند)
Ball girl
(تنیس و غیره) دختری که هنگام تمرین توپ ها را جمع می کند و به بازیکنان می دهد
B-girl
(امریکا) مستخدمه ی میخانه که کارش جلب مشتری و ترغیب خرید مشروب بیشتر توسط مشتریان است
Call girl
فاحشه ی تلفنی
1

 

معنی و مفهوم لغت Girl Guide در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Girl Guide به فارسی | کاربرد واژه Girl Guide | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Girl Guide | هم خانواده های کلمه انگلیسی Girl Guide | مترادف کلمه Girl Guide | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Girl Guide | دیکشنری آنلاین Girl Guide | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Girl Guide در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Girl Guide و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Girl Guide to PERSIAN
online source for English definitions of Girl Guide | synonyms of Girl Guide in persian | word origins and etymologies of Girl Guide | audio pronunciations of Girl Guide | example sentences for Girl Guide
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی