Frog persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Frog

قورباغه، وزغ، غوک
(برجستگی شاخی و مثلث شکل در نیمه ی خلفی زیر سم اسب) میان سم
(حلقه یا قلاب روی کمر بند که شمشیر یا سر نیزه را از آن می آویزند) شمشیر آویز، سرنیزه آویز
(حلقه ی قیطانی که دکمه ی لباس در آن جا می افتد) مادگی قیطانی
(زبانه ای که روی ریل راه آهن کار می گذارند تا در دو راهی ها از خارج شدن چرخ ها از ریل جلوگیری کند) زبانه ی ریل، چرخ نگهدار
(ویولون) چوب آرشه
(خودمانی – تحقیر آمیز) مرد فرانسوی
Flying frog
(جانورشناسی) وزغ پرنده (انواع وزغ های دارزی به ویژه جنس Rhacophorus که انگشتان پرده دارشان آنها را قادر به جهش های طولانی می کند)
Frog kick
حرکت پاها در شنای قورباغه
Frog spit
رجوع شود به cuckoo spit
تف قورباغه
Frog-march
(بیشتر در انگلیس – عامیانه) دستان کسی را از پشت گرفتن و وادار به راه رفتن کردن، دست بسته (یا کشان کشان) بردن
Tree frog
(جانور شناسی) وزغ درختی (انواع قورباغه های دارزی از جنس Hylidae)
Frog’s-bit
(گیاه شناسی) افسار قورباغه (گیاهان زیر آبی و یک لپه ای از تیره ی Hydrocharitaceae و راسته ی Hydrocharitales)

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Frog

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Frog

 














پانویس

معنی و مفهوم لغت Frog در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Frog به فارسی | کاربرد واژه Frog | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Frog | هم خانواده های کلمه انگلیسی Frog | مترادف کلمه Frog | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Frog | دیکشنری آنلاین Frog | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Frog در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Frog و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Frog to PERSIAN
online source for English definitions of Frog | synonyms of Frog in persian | word origins and etymologies of Frog | audio pronunciations of Frog | example sentences for Frog
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی