First lieutenant persian meaning


ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه First lieutenant

(ارتش) ستوان یکم
(نیروی دریایی) ناوبان یکم، افسر ملوان
Lieutenant
دستیار، یاور، مباشر، معاون، وکیل، نایب (کسی که در غیاب کسی دیگر وظایف او را انجام می دهد)
(ارتش) ستوان
(نیروی دریایی) ناوبان یکم
First
نخست، اول، یکم
نخستین، اولین، یکمین، آغازین
جلو(تر از دیگران)، مقدم، نفر اول
(به ویژه در موسیقی) رتبه ی اول، در جه ی یک، ارشد
اولین بار، نخستین بار
ترجیح
پیش ترین، پیش از همه، زودترین، قدیم ترین، اولیه
عمده، ارشد، نخبه
(دنده ی موتور اتومبیل و غیره) دنده یک 0
اولا، در آغاز 1
(جمع) اعلاتر، مرغوب ترین، ممتاز ترین
Lieutenant colonel
(ارتش) سرهنگ دوم، نایب سرهنگ
Lieutenant commander
(نیروی دریایی) ناوسروان
Lieutenant general
(ارتش) سپهبد، (ارتش امریکا) ژنرال سه ستاره
Lieutenant governor
(در ایالات امریکا) معاون فرماندار
(کانادا) استاندار
Second lieutenant
(ارتش) ستوان دوم
Lieutenant junior grade
(نیروی دریایی) ناوبان یکم
First aid
(پزشکی) کمک های نخستین، کمک های اولیه، پیش کمک

 

معنی و مفهوم لغت First lieutenant در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی First lieutenant به فارسی | کاربرد واژه First lieutenant | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه First lieutenant | هم خانواده های کلمه انگلیسی First lieutenant | مترادف کلمه First lieutenant | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت First lieutenant | دیکشنری آنلاین First lieutenant | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه First lieutenant در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر First lieutenant و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word First lieutenant to PERSIAN
online source for English definitions of First lieutenant | synonyms of First lieutenant in persian | word origins and etymologies of First lieutenant | audio pronunciations of First lieutenant | example sentences for First lieutenant
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.



بازی یادگیری زبان انگلیسی